محمدصادق جنان صفت
رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران در پیام نوروزی خود سال 1386 را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامگذاری کرده و از مسوولان و ملت ایران و شخصیتهای سیاسی خواستهاند در این مسیر حرکت کنند. با توجه به توزیع قدرت سیاسی در نظام جمهوری اسلامی ایران که سهم نهادهای رسمی قدرت به ویژه نهاد دولت در آن بسیار بیشتر از سهم نهادهای مدنی (شامل خانوادهها و بنگاههای خصوصی) است، به نظر میرسد مسوولیت دولت در محقق کردن اتحاد ملی بسیار پراهمیت و قابل توجه است. رفتار و گفتار رئیسجمهوری، اعضای ارشد کابینه و مدیران میانی دولت و همچنین احزاب و شخصیتها و گروههای حامی دولت در افزایش یا کاهش اتحاد ملی در سال جدید سرنوشتساز است. دولت چه مسوولیتهای مشخصی در این باره دارد؟ برخی نکات را در این باره یادآور میشویم؟
1ـ توقف روند تخریب: واقعیت این است که دولت در طول سال 1385 در هر فرصتی که به دست آورد، تخریب و نفی (غیر از نقد است که میتواند هر زمان صورت پذیرد) تصمیمها و اقدامهای دولتهای پیشین را انجام داد. این تخریبها و نفیها از مسائل اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی تا تصمیمهای مرتبط با پرونده هستهای توسط تیم قبلی را شامل شده است. دولت به ویژه شخص رئیسجمهور در سال 1385 سعی کردند ناتوانیهای خود در حل معضل مسکن، روند فزاینده نرخ رشد تورم، ناتوانی در حل مسئله بیکاری و... را به دوش دولتهای قبلی بیندازند. در صورتی که اتحاد ملی در دستور کار باشد این روند باید متوقف شود. دولت میتواند و باید این مسوولیت را بر دوش بگیرد که مانع از تخریب شخصیتهای سیاسی دولتهای قبلی شود.
2ـ افزایش تحمل نقد: منازعه سیاسی برای کسب قدرت قاعدههای خاص خود را دارد. یک روش در مجادله و منازعه سیاسی نقد قدرت و دولت حاکم توسط منتقدانی است که امیدوارند قدرت از دست رفته را بازستانند و این یک امر عادی در همه جامعههاست. دولتهای حاکم در همه کشورها پذیرفتهاند که رفتار و تصمیمهایشان در چارچوب عرف و قانون و مقررات نقد شود و آنها پاسخهای خود را بدهند. دولت فعلی ایران نیز باید این قاعده و روش منازعه سیاسی را بپذیرد و در این مسیر آستانه تحمل خود را افزایش دهد. در این صورت هر نقدی از سوی احزاب و شخصیتهای سیاسی مترادف با بر هم زدن اتحاد ملی نخواهد شد. واقعیت این است که آستانه تحمل دولت در نقدپذیری به ویژه نزد برخی از اعضای کابینه و مدیران میانی و شخصیتها و نهادهای سیاسی طرفدار و حامی دولت در سال 1385 بالا نبوده است. در صورتی که این اتفاق بیفتد و دولت آستانه تحمل نقدپذیری را افزایش دهد میتوان امیدوار بود ضریب اتحاد ملی نیز افزایش یابد.
3ـ استفاده از همه تواناییها: نظام جمهوری اسلامی ایران در 28 سال گذشته با صرف میلیاردها دلار از فروش ثروت ملی (صادرات نفت) و آزمایش و خطا در مملکتداری، مدیرانی در اندازههای نظام تربیت کرده است. اکثریت مدیران تربیت شده در ایت 28 سال گذشته معتقد به حفظ نظام جمهوری اسلامیاند و البته در روش مملکتداری اختلافهایی با یکدیگر دارند. دولت فعلی در 20 ماه گذشته اکثریت این مدیران را که در دولتهای قبلی فعالیت کردهاند از میدان تصمیمسازی و تصمیمگیری طرد کرده و کمترین استفادهای از دانش، تجربه و تخصص آنها در هیچ عرصهای نمیکند. به نظر میرسد یکی از رفتارهایی که میتواند نشانه خوبی برای نشان دادن تمایل دولت برای حرکت در مسیر اتحاد ملی باشد، دلجویی و مشورت با هزاران مدیر ارشد کنار گذاشته شده است.
4ـ شفافتر با جامعه مدنی: جامعه مدنی ایران شامل خانوادهها و بنگاههای خصوصی اگرچه قدرت سیاسی تأثیرگذار آنی نیست، اما قدرت اصلی میانمدت به حساب میآید. رفتار و گفتار شفافتر با جامعه مدنی یک مسوولیت مهم بر دوش دولت برای نشان دادن تمایل این نهاد به عمق بخشیدن اتحاد ملی است.