جستاری گذرا در موضعگیریهای برخی عناصر داخلی، مصادیقی از بازی خوردن آگاهانه یا ناآگاهانه این افراد در پروسه جنگ روانی دشمن را آشکار میسازد و آنچه در این میان مایه تأسف است اینکه، این با میدان منازعه و محل مناقشه جریانات غافل یا مغرض، نه موضوعاتی چون مباحث اندیشهای و نظری بلکه بر سر بازار منافع ملی است. جریانات مخالف دولت تیغ خود را جایی از غلاف بیرون میکشند که دشمن نیز تیغ بدست در سوی دیگر این میدان ایستاده و هنگامی که نظارهگر نزاع درونی میگردد، به خیال ضعف حریف در اثر جنگ داخلی و عدم پشتیبانی از وی، جریتر و با روحیهای مضاعف پا به میدان مینهد. دهها روزنامه، خبرگزاری و سایت اینترنتی با خاستگاههای متفاوت اما انگیزههای یکسان روزانه به پمپاژ اطلاعات نادرست و بیاعتماد ساختن مردم نسبت به دولت مشغولند. دشمن در کارآیی فشارهای بیرونی به شدت دچار تردید شده و دل به مؤثر افتادن جنگ روانی در داخل بسته است.
جنگ روانی دشمن که بنا به فرمایش رهبری، مهمترین بخش مبارزه دشمن با ملت ایران است، در داخل از سوی 3 طیف مجزا، راهبری میشود:
1ـ ورشکستگان سیاسی: این گروه در سالهای اخیر و با روشن شدن خاستگاه لیبرالی و وابسته خود، با بیاقبالی دفعی مردم روبهرو شدهاند، قصد تنبیه ملت و پشیمان نمودن آنان از انتخاب گزینهای غیر از لیبرالها را دارند و از هر فرصت و منفذی برای ضربه زدن به دولت و ناامید کردن مردم بهره میبرند. همچنین این گروه موفقیت دولت در قضیه هستهای با بهرهگیری از راهبرد دیپلماسی فعال را مساوی روسیاهی تمام عیار خود نزد ملت و پایان قطعی ته مانده حیات سیاسی خود میپندارند (پنداری که دور از واقعیت هم نیست). این طیف که با فریبکاری، سالها طعم قدرت را تجربه کردهاند، اکنون تاب دوری و مهجوری را نیاورده و در قامت ژنرالهای داخلی جنگ روانی دشمن، آگاهانه، به مسئله هستهای به مثابه ابزاری برای تحقق غایات جنگ روانی مینگرند. توپخانه رسانهای قوی و زنجیرهای این گروه همه روزه به بمباران اعتماد ملی و غوغاسازی در عرصه سیاسی کشور سرگرم است.
2ـ متوهمین سیاسی: این گروه که در زمره مخالفان دولت از نظر عددی نیز در اقلیتند، دچار توهمات مزمنی هستند که در اثر ناکامی همیشگی در دستیابی به قدرت دچار آن شدهاند. متعلقین به این طیف همواره میکوشند در لباس استراتژیستهایی کارآمد که برای تمام مسائل جهان نسخه دارند و تحولات آینده دنیا را نیز با دقت قادر به پیشبینی هستند، ظاهر شوند. پس گاهی خبر از حمله قطعی آمریکا به ایران (آن هم با زمان مشخص!) میدهند و گاه خود را منجیان «خط سوم» میپندارند که راست، چپ، اصولگرا، محافظهکار و... باید گوش به فرمان اوامر منجیانه و چشم به راه نسخههای شفابخش آنان باشد. رسانه وابسته به این جریان نیز براساس دو نوع توهم مذکور، سعی فراوانی در گسستن اعتماد ملت از دولت و شتابدهندگی به دستگاه جنگ روانی دشمن در پروژه مرعوبسازی با پشتوانه شایعات بیاساسی همچون حمله آمریکا دارد. القای شکاف و اختلاف میان مسوولان ارشد جمهوری اسلامی در مسئله هستهای با هدف نهایی تضعیف و تخطئه جایگاه رئیسجمهور، نیز تاکتیک خطرناکی بود که از سوی بخش رسانهای این جریان در آستانه سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی به کنفرانس امنیتی مونیخ به اجرا درآمد.
3ـ مفسدین سیاسی، اقتصادی: این گروه نیز که با روی کار آمدن دولت نهم، شریانهای فساد را قطع شده یا در حال انقطاع میبیند، چارهای جز اخلال و سنگاندازی و تعقیب هدف جنگ روانی دشمن در قالب آگاهانه متصور نیست.
چنانچه طیفسنجی اینچنینی از جریانات و شخصیتهای فعال سیاسی و موانع فراروی اتحاد ملی و به تبع آن دیپلماسی فعال هستهای صورت نگیرد و فضا همچنان غبارآلود باقی بماند، برخی از این گروهها، ماهی فرصتطلبی را با استراتژی فرار به جلو از این آب گلآلود ستانده و عوامل تفرقه و انشقاق، به مدعیان سینه چاک اتحاد تبدیل میشوند! بنابراین لازم است سنگ محکی برای سنجش ادعای مدعیان در نظر گرفته شود و رفتار و گفتار فعالین سیاسی به محک این سنگ گذارده شود. بیانات رهبر انقلاب بهترین سنگ محک بوده و از آنجا که ایشان طی ماههای اخیر علاوه بر نمایاندن خطوط کلی، مصادیق روشنی را نیز به عنوان نمونه و راهنمایی برای فهم بهتر، مشخص میسازند، تمیز پایبندان به منافع و اتحاد ملی و پیشبرد دیپلماسی فعال هستهای، از تفرقهانگیزان دشوار نخواهد بود.