صالح اسکندری
"یک ملت زنده با چالشها[یی] مواجه است؛ چالشها لازمه زنده بودن است. هر موجود زندهای باید هزینه زنده بودن خود را بپردازد تا بتواند به اهداف خود دست پیدا کند. زنده بودن همراه با چالشهاست... دشمنان با تبلیغات خود، با جنگ روانی خود، با تلاشهای موذیانه گوناگون خود سعی میکنند بین صفوف ملت ایران اختلاف بیندازند؛ به بهانه قومیت، به بهانه مذهب، به بهانه گرایشهای صنفی، وحدت کلمه ملت را از بین ببرند. علاوه بر این، در سطح دنیای اسلام هم یک تلاش وسیع عمیقی از سوی دشمن محسوس است برای اینکه میان ملت ایران و جوامع گوناگون مسلمان دیگر فاصله بیندازند؛ اختلاف مذهبی را بزرگ کنند؛ جنگ شیعه و سنی را... من به همین جهت به مسئله اتحاد کلمه ملتمان اهمیت میدهم و به نظر من امسال سال "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" است."
بخشهایی از پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت حلول سال 1386
اگرچه پس از انقلاب اسلامی مقوله وحدت کلمه چه در جهان اسلام و چه در میان ملتهای مسلمان در سرلوحه تاکیدات و توصیههای رهبران جمهوری اسلامی قرار داشته، اما در سالهای آغازین هزاره سوم در واکنش به فرآیندهای مستقیم و صریح استعمار فرانو و همچنین در کنش با موج دوم انقلاب اسلامی، این رهیافت جلوه ویژهای یافته است.
در واقع باید پذیرفت که موضوع وحدت کلمه چه در سطح ملی و چه در سطح دنیای اسلام در کنش و واکنش با پدیدههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متاخر، وارد فاز عملیاتیتری نسبت به سالهای آغازین انقلاب اسلامی شده و از گزارههای شعاری صرف فاصله گرفته است. این موضوع زمانی بیشتر نمود مییابد که جنگ روانی غرب به منظور ایجاد تفرقه میان ملتهای مسلمان مورد فهم واقع شود. در هزارهای که تعمیق گسلهای تمدنی به واقعیت پیوسته، غرب همگرایی جهان اسلام را اصلیترین مانع اهداف استعماری خود میداند. مقامات غربی در سالهای اخیر بارها از تشکیل امپراتوری بزرگ اسلامی ابراز ترس و واهمه کرده و اصلیترین خطر پیشروی استکبار جهانی را انسجام اسلامی و اتحاد میان ملتهای مسلمان قلمداد نمودهاند. البته بخش معتنابهی از گفتمان در حال نضج "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" میان ملتهای مسلمان متاثر از حضور نظامی مستقیم و تهدیدات آمریکا و متحدانش در ممالک مسلمین است. این تهدید در عین حال یک فرصت بینظیر برای ملتهای مسلمان است. فرصتی که میتوان با ابتناء بر انسجام حاصله در جهان اسلام گامهای بلندی را برداشت.
اما نباید فراموش کرد که مقام معظم رهبری با تفکیک دو پدیده وحدت ملی و انسجام اسلامی سعی دارند بر این موضوع تاکید مجدد کنند که الگو شدن جامعه ایران در جهان اسلام به هیچوجه با منافع ملی سایر کشورهای مسلمان در تضاد نیست. جمهوری اسلامی ایران هیچ وقت برای منطقه خطری نبوده است و ایران همواره به سوی کشورهای مسلمان و غیرمسلمان منطقه دست دوستی دراز کرده است. تاکید ایران بر پیمان دفاعی مشترک میان کشورهای حوزه خلیجفارس تائیدی براین مدعاست. به تعبیر مقام معظم رهبری "برای دفاع از این منطقه مهم نباید، آمریکا، انگلیس و بیگانگان و دیگران و طمعورزان بیایند؛ خود ما باید امنیت این منطقه را حفظ کنیم؛ و این با همکاری کشورهای خلیجفارس ممکن است."(1)
جنگ روانی غرب در حالی کلید خورده است که هر روز بر نفوذ جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقهای و فرامنطقهای افزوده میشود. موفقیتهای روزافزون جوانان ایرانی در عرصه فناوریهای استراتژیک و جهشی، دنیای علم و سیاست را با یک شوک غیرقابل باور روبرو کرده است. غربیها در طول تاریخ همواره سعی کردهاند همگرایی درون ملتهای مسلمان را از سطوح مادون تا سطوح عالی اجتماعی مورد خدشه قرار دهند. به عنوان مثال در جامعه اما این تلقی را به وجود آوردهاند که ایرانیها نمیتوانند کار گروهی انجام دهند. ایرانیها فردگرا هستند و در هر گروهی قرار بگیرند سریع منزوی میشوند و به تکروی روی میآورند.
در واقع غرب به نوعی مروج فرآیندهای سکتاریستی در میان ملتهای ناموزون در هارمونی استعماری بوده است. این در حالی است که ایرانیها در طول تاریخ و علیالخصوص در دوره حاضر با دستیابی به دانشهای نوین که عمدتا حاصل کار گروهی جوانان این زادبوم است ثابت کردهاند که نه تنها ایرانی فردگرا نیست بلکه میتواند در یک گروه، یک صنف و... کار کند و نتیجه آن را به نحو احسن حاصل نماید. در سطوح کلان اجتماعی، غرب با دامن زدن به فرآیندهای سپارتیستی و تجزیهطلبانه از ابتدای انقلاب و حتی قبلتر از زمانی که چکمههای استعمار خاک این سرزمین را جریحهدار کرد، همواره خواسته بین قومیتها و فرقههای مختلف مروج تفرقه باشد بلکه از هیمنه هزاران ساله ایران و ایرانی بکاهد. اگرچه غرب توانست قرنها این سیاست را با موفقیت به پیش ببرد و بخشهای زیادی را از ایران عزیز جدا کند اما پس از انقلاب اسلامی علیرغم تلاش مجدانه استعمار تمام تیرهای آنها در زمینه تفرقهافکنی، تجزیهطلبی و قومیتگرایی تا کنون به سنگ خورده است و از این پس نیز بینتیجه خواهد ماند. غائله کردستان و ترکمنصحرا در اوایل انقلاب و حوادث اخیر آذربایجان و خوزستان نشان داد که در جایجای این سرزمین قلب مردم برای ایران و ایرانی بودن میتپد و شیطنتهای بیگانگان و عناصر داخلی آنها هیچ تأثیری در اتحاد ملی ایرانیان ندارد.
به هر حال سال 86 سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی است. این سال فرصت خوبی برای ملت ما و سایر ملتهای مسلمان است تا فاکتورهای "وحدت کلمه" را هرچه بیشتر درونی کنند و قدرت اتحاد و انسجام را در پرتو اعتصام به حبلالهی درک و فهم نماید.