تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۸۶ - ۱۳:۱۷  ، 
کد خبر : ۱۷۰۰۷
گفتگو با دکتر مهدی ناظمی اردکانی سرپرست دبیرخانه شورای فرهنگی شورای انقلاب فرهنگی

مهندسی فرهنگ و نقشه مهندسی فرهنگی کشور

اشاره: کشورها و ملت‌ها وظیفه دارند برای ادامه حیات انسانی خود، بالندگی و تکامل معنوی خویش و رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی، محیط زیست فرهنگی خود را مهندسی و مدیریت کنند و آن را از ضعف‌ها و آلودگی‌ها پاک سازند و یا عناصر و مولفه‌های حیات‌بخش آن را تقویت نمایند و از نفوذ و ورود عناصر آلاینده و خسارت بخش‌ محیط‌های زیست فرهنگی دیگر جلوگیری نمایند. در این گفتگون دو مقوله مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی کشور را مورد بررسی قرا داده‌ایم که تغییر و تحولی جهت‌دار را در کلیت جامعه ما مد نظر قرار داده است. به همین مناسب گفتگویی با دکتر مهدی ناظمی اردکانی سرپرست دبیرخانه شورای فرهنگی شورای انقلاب فرهنگی انجام داده‌ایم که در ذیل از نظر می‌گذرانید:‌

* پس از مدتها مطالعه و تلاش، سند چشم‌انداز 20 ساله کشور تنظیم شد و پس از تائید و ابلاغ مقام معظم رهبری به مرحله اجرا درآمد که بیش از دو سال از اجرای آن می‌گذرد. بر اساس این سند قرار است که ایران اسلامی در 20 سال آینده کشوری توسعه یافته در ابعاد مختلف باشد. از آنجایی که این توسعه یافته در ابعاد مختلف باشد. از آنجایی که این توسعه بر اساس فرهنگ دینی است، لذا فرهنگ نقش بارز و زیربنایی در این میان دارد بنابراین مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی کشور یکی از الزامات تحقق سند چشم‌انداز است. ارزیابی شما از نسبت بین این دو مقوله و سند چشم‌انداز چیست؟‌
** مقام معظم رهبری مقوله مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی کشور را در سال 81 مطرح نمودند و وظیفه تهیه آن را به شورای عالی انقلاب فرهنگی محول کردند. ایشان این موضوع را مقدم بر ابلاغ سند چشم‌انداز مطرح کردند. خود چشم‌انداز هم نوعی مهندسی است است اما مهندسی هدف است. یعنی ما آینده‌ای را که قرار است در 20 سال آینده به آن برسیم، مهندسی کرده‌ایم. برای رسیدن به یک چنین آینده‌ای، نیازمند تغییرات و تحولاتی در جامعه هستیم. مهندسی فرهنگی کشور در واقع مهندسی راه رسیدن به سند چشم‌انداز است. اگر راه مناسب و همواری فراهم نشود، ما به هدف نمی‌رسیم. مفهومی که از مهندسی فرهنگی کشور بر می‌آید، این است که در یک کشور همه سازمان‌های موجود منسجم، هم جهت و منظم باشند و برای رسیدن به یک هدف تلاش کنند. کشورهای توسعه یافته امروزی، از یک مهندسی فرهنگی برخوردارند. یعنی همه ارکان حاضر در آنها در یک راستا حرکت می‌کنند و از همه امکانات موجود بیشترین بهره را می‌برند. ما هم برای رسیدن به اهداف سند چشم‌انداز 20 ساله نیازمند منظم و انسجام همگانی در راستای مسیر تحقق اهداف هستیم اما تفاوتی مهندسی فرهنگی کشور ما با سایر کشورها دارد، این است که این مهندسی فرهنگی بر اساس فرهنگ دینی صورت می‌گیرد. اگر قرار است که به کشور اول منطقه تبدیل شویم، در کنار آن شرط داشتن هویت اسلامی- انقلابی را ذکر کرده‌ایم. رهبر معظم انقلاب در خصوص اهمیت سیاست‌های اصل 44 فرمودند اگر چه ما بر تولید ثروت تاکید می‌کنیم، اما این تولید ثروت باید همراه با تحقق عدالت باشد. در هر اقتصادی که هر کدام از اینها وجود نداشته باشد، اقتصاد اسلامی نخواهد بود. لذا نوع نظمی که بر اجزا و قوای کشور حاکم می‌کنیم،‌ باید از فرهنگ اسلامی نشات گرفته باشد.
* شما از انواع مهندسی فرهنگ در کشورها صحبت کردید. منظور از انواع مهندسی فرهنگ چیست؟
** کشورهایی که اهداف اصلی یا چشم‌اندازشان اقتصادی است، کشورشان را بر اساس نظام اقتصادی مهندسی می‌کنند. در این قبیل کشورها دستگاه‌های کلان اقتصادی یا جایگاه‌های عمده سیاستگذاری اهداف اقتصادی را هدف قرار می‌دهند و همه دستگاه‌ها از جمله فرهنگ را در خدمت این هدف بسیج می‌کنند. به عبارت دیگر دستگاه‌های فرهنگی آنها هم مهندسی اقتصادی شده است. در این جا فرهنگ ابزاری است در اختیار اقتصاد و این فرهنگ متناسب با نوع هدفی که وجود دارد، تغییر می‌کند. علامه جعفری (ره) دو دسته فرهنگ را از یکدیگر متمایز می‌کند. ایشان معتقدند که همه جوامع دارای فرهنگ هستند، یا دارای فرهنگ پیروند یا فرهنگ پیشرو. کشوری که بر اساس فرهنگ پیرو مهندسی شده یعنی اصل چیزی غیر از فرهنگ است. بعضی کشورها نیز دارای فرهنگ پیشرو هستند. منظور از فرهنگ پیشرو، فرهنگی است که در آن اصول و قواعد ثابتی وجود دارد که انسانها به دنبال آنها هستند و متناسب با آنها عمل می‌کنند. ما بر آن هستیم تا کشور را بر اساس این فرهنگ پیشرو که همان فرهنگ اسلامی است، مهندسی کنیم. اقتصاد ما بر اساس فرهنگ ما شکل می‌گیرد و رشد می‌کند. به همین علت است که عدالت را در کنار افزایش ثروت می‌خواهیم. سند چشم‌انداز نیز بر اساس فرهنگ ما تنظیم شده است و ما به دنبال بسیج همه نیروها برای تحقق آن هستیم.
*آیا در مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی کشور، فرهنگ‌‌سازی هم وجود دارد؟ و یا اینکه فرهنگ فعلی را سروسامان می‌دهیم و به داشته‌هایمان بسنده می‌کنیم؟
** وقتی صحبت از مهندسی فرهنگ می‌کنیم، هدف فرهنگ‌سازی است. فرهنگی که امروز ما با آن زندگی می‌کنیم، با فرهنگ مطلوب ما فاصله دارد. لذا ما می‌خواهیم به این فرهنگ مطلوب که قرار است فرهنگ پیشرو باشد، برسیم. لذا در مهندسی فرهنگ به دنبال این هستیم تا ضعف‌های فرهنگ امروزمان را بشناسیم و آنها را در طول یک مدت معینی برطرف کنیم. ما در افق چشم‌انداز 20 ساله کشوری را می‌بینیم که از یک فرهنگ غنی و نزدیک به مطلوب برخوردار است، لذا ما به دنبال فرهنگ سازی هستیم اما در مهندسی فرهنگی کشور،‌ کشور است که مهندسی می‌شود. بین مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی کشور، تفاوت وجود دارد. در مهندسی فرهنگی کشور راه رسیدن به اهداف را که از فرهنگ گرفته شده مهندسی می‌کنیم و ابزارها و ساختارهای متناسب با آن را مهیا می‌سازیم. مهندسی فرهنگ مقدم است بر مهندسی فرهنگی کشور. مقام معظم رهبری تاکید می‌فرماید که شورای عالی انقلاب فرهنگی برای آنکه مهندسی فرهنگ کشور را انجام دهد، می‌بایست قبل از آن مهندسی فرهنگ را شروع کرده باشد.
*مهندسی فرهنگی کشور از چه سطحی شروع می‌شود و به کجا ختم می‌گردد؟
**از سطح کلان آغاز و تا سطح خرد جامعه ادامه پیدا می‌کند. خود نظام جمهوری اسلامی یک مهندسی فرهنگی در سطح کلان است. وقتی این نظام شکل گرفت، تمام زیر مجموعه‌های آن از جمله سه قوه قضائیه، مقننه و مجریه نیز شکل گرفت که متناسب با آن نظام هستند. حال مهندسی فرهنگی می‌‌بایست بین این سه قوه هماهنگی و انسجام ایجاد کند. این مهندسی تا جایی ادامه پیدا می‌کند که تک‌تک ساختارهای کشور پس از آن در یک جهت حرکت کنند.
* یعنی پیش از آنکه وارد اجرای مهندسی فرهنگی کشور شویم، می‌بایست یک فرهنگی وجود داشته باشد که این مهندسی بر اساس آن صورت بگیرد؟ ممکن است مهندسی فرهنگ زمان زیادی را به خود اختصاص دهد. در این مدت تکلیف مهندسی فرهنگی کشور و به تبع آن تنظیم سندهای بلند مدت و تعیین اهداف دوردست چه خواهد شد؟‌
** در تمام این بیست سالی که برای رسیدن به اهداف چشم‌انداز در نظر گرفته شده، از همان ابتدا تمام حرکت‌ها و کارهای ما باید فرهنگی باشد. از دیدگاه ما همه کارهایی که در نظام اسلامی صورت می‌گیرد، فرهنگی است. وقتی که ما در عرصه اقتصاد اصل 44 را مطرح می‌کنیم، در اصل کار ما فرهنگی است چرا که هدف از اجرای اصل 44 یک هدف فرهنگی است. ما می‌خواهیم با تحقق اصل 44 به افزایش ثروت دست پیدا کنیم و پس از آن عدالت را ایجاد کنیم. تحقق عدالت یک هدف فرهنگی است. تنظیم سند چشم‌انداز نیز با رویکردی فرهنگی تنظیم شده است. لذا ما در تمام این بیست سال کار فرهنگی خواهیم کرد و درگیر هدف اصلی که همان توسعه همه جانبه است، خواهیم بود. دانشمندان هسته‌ای ما و یا پزشکان ما وقتی که به قله‌های رفیع علم و دانش دست پیدا می‌کنند، قبل از آنکه یک کار علمی کرده باشند، کار فرهنگی کرده‌اند. آنها ثابت کرده‌اند که می‌توان با تکیه بر آموزه‌های الهی به قله‌های علم و فناوری رسید و الهام بخشی در سطح منطقه و حتی جهان از همین جا آغاز می‌شود. این کار یک کار فرهنگی است اما اینکه مقدمه مهندسی فرهنگی، مهندسی فرهنگ است و ما قرار است چه مدت زمانی را به مهندسی فرهنگ اختصاص دهیم، باید گفت وقتی که یک سازمانی می‌خواهد در خود تحولی ایجاد کند، نمی‌تواند کارهای روزمره خود را متوقف کند و بگوید که متوقف می‌مانم تا تحول صورت بگیرد. ما در اینجا همزمانی مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی را مطرح می‌کنیم. برای روشن شدن موضوع مثالی می‌زنم. پس از پیروزی انقلاب ما ارتشی داشتیم که از رژیم گذشته باقی مانده بود و ساختار آن متناسب با آن رژیم بود. با شروع جنگ تحمیلی، این ارتش می‌بایست از کشور دفاع کند. آیا ما می‌توانیم بگوییم که این ارتش هیچ کاری انجام ندهد تا ساختارهای آن متناسب با نظام جمهوری اسلامی شکل بگیرد. این ارتش وارد دفاع می‌شود و به مرور زمان ساختارهای آن متناسب با فرهنگ اسلامی تغییر می‌کند. چشم‌انداز 20 ساله هم همین طور است. ما نمی‌توانیم سند را متوقف کنیم تا تمام ساختارهای کشور آماده شود. ما ساختارهای نامناسب و کهنه‌ای داریم که می‌بایست متحول شوند. تحول آنها نیز ممکن است زمانبر باشد. ما می‌بایست این تحولات را در طول اجرای سند به وجود آوریم. در مهندسی فرهنگی کشور دو موضوع مطرح است. یکی اینکه ساختارهای موجود ناکارآمد را باید متحول کرد. اصل 44 و اجرای آن نوعی تحول در نظام اقتصادی کشور است. دوم اینکه ما در کنار اصلاح این ساختارها در صورت نیاز اقدام به ایجاد ساختارهای جدید می‌کنیم. رهبر معظم انقلاب از شورای عالی انقلاب فرهنگی خواسته‌اند که نقشی مهندسی فرهنگی کشور را تهیه کنند. معنای تهیه نقشه این است که ما در آینده قرار است چه کاری انجام دهیم. مهندسی فرهنگی به ما می‌گوید که آیا ساختارهای موجود برای رسیدن به اهداف سند چشم‌انداز کافی است یا نه و یا اینکه متناسب با اهداف هستند یا نه. بحث دیگر این است که این مهندسی فرهنگی کشور بر اساس کدام فرهنگ تهیه و تنظیم می‌شود. لذا ما می‌بایست ضعف‌های فرهنگی خود را بر طرف کنیم و سپس بر اساس فرهنگ نزدیک به مطلوب خود، مهندسی فرهنگی کشور را انجام دهیم. این دو کار را می‌توان همزمان هم انجام داد. فرهنگی که ما امروز با آن زندگی می‌کنیم، با فرهنگ مطلوب اسلامی ما تفاوت و فاصله دارد. کار مهندسی فرهنگ بر طرف کردن این فاصله‌ها و تفاوت‌هاست. فرهنگ امروز ما ترکیبی است از فرهنگ اسلامی، ایرانی و غربی که هیچ یک از اینها هم نیست. مهندسی فرهنگ به دنبال رفع این آلودگی‌هایی است که وارد فرهنگ ما شده‌اند. اگر مهندسی فرهنگ را فراموش کنیم، قطعا اهداف سند چشم‌انداز که اهدافی فرهنگی و مبتنی بر فرهنگ مطلوب است، محقق نخواهد شد.
* شما در جواب سوالات قبل گفتید که مهندسی فرهنگی کشور سطح به سطح و مرحله به مرحله صورت می‌گیرد. آیا می‌توان مهندسی فرهنگی را در سطوح فراتر از سطح کشور انجام داد؟‌ در آن صورت مهندسی فرهنگی چگونه صورت می‌گیرد؟‌
** یکی از سطوح مهندسی فرهنگی، سطح کشوری است که رهبری انقلاب روی آن تاکید کرده‌اند. به این معنا که همه دستگاه‌های کشور باید در جهت فرهنگ آرمانی و اهداف آن قرار بگیرند. سطح بالاتر از آن مهندسی فرهنگی جهان اسلام است. به نظر می‌رسد که جهان اسلام نیز نیازمند مهندسی فرهنگی است. آیا کشورهای اسلامی در جهت واحدی حرکت می‌کنند؟‌ آیا از انسجام مناسب برخوردار هستند؟‌ جواب منفی است. لذا مهندسی فرهنگی نشده‌اند اما در غرب بر عکس این وضعیت وجود دارد. همه آنها دارای جهت و رویکرد یکسانی هستند. علت آن است که غرب از یک مهندسی فرهنگی مبتنی بر فرهنگ غرب برخوردار است که همه کشورهای غربی را در یک جهت منسجم کرده است. اما در کشورهای اسلامی، نتوانسته‌اند خود را بر اساس فرهنگ اسلامی متحد و هم جهت کنند. سازمان کنفرانس اسلامی تاسیس می‌شود تا به اتحاد و همگرایی کشورهای اسلامی کمک کند اما نقش پررنگی در این زمینه ندارد. بعضی مواضع این ضعف به قدری است که غرب به خود اجازه می‌دهد که برای جهان اسلام مهندسی فرهنگی انجام دهد. وقتی که آنها طرح خاورمیانه جدید را مطرح می‌کنند، منظور همین مهندسی است. تفرقه‌افکنی بین مسلمانان نیز در راستای عدم انسجام و اتحاد مسلمانان است و در نهایت می‌کوشد این کشورها را در فرهنگ خود هضم کند. در این بحث مهندسی فرهنگی در سطح جهانی مطرح می‌شود. پیروی بعضی کشورهای منطقه از سیاست‌های جهان غرب در همین راستا قابل تحلیل است. یکی از اهداف سند ما، الهام بخشی در جهان اسلام است که در راستای مهندسی فرهنگی جهان اسلام قرار می‌گیرد. وقتی فرهنگ کشور تصحیح و پالایش شد، بدین معنا که مهندسی فرهنگ کشور صورت گرفت، باید این فرهنگ مهندسی شود و در مجرای درست خود قرار گیرد تا مقاصد و اهداف متعالی قابل حصول باشد و فرهنگ هدف محقق گردد. به فرموده مقام معظم رهبری، «برای رسیدن به همه چیزهایی که آرزوی ماست و در چشم‌اندازها و افق‌های دور دست تصور می‌کنیم، باید فرهنگ کشور صحیح و پالایش شده در مجرای درست قرار گیرد، نقایصش تکمیل، ویرانی‌هایش ترمیم شود، جاهای معیوبش اصلاح گردد، کندی در حرکت فرهنگی بر طرف شود تا بتوان به آن مقاصد رسید.» بدیهی است فرهنگ مطلوب و آرمانی را بر اساس آموزه‌های الهی می‌توان در نظر مهندسی نمود ولی جاری شدن این فرهنگ در سطح جامعه مستلزم آماده سازی زمینه‌ها و ساختارهای و مدیریت و برنامه‌ریزی و تلاش‌های فکری و اجرایی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات