تاریخ انتشار : ۱۳ شهريور ۱۳۸۶ - ۰۷:۵۵  ، 
کد خبر : ۱۷۰۷۷

گزارش کاربرد سلاح شیمیایی توسط دشمن در جنگ تحمیلی

اشاره‌: دشمن بعثی در سالهای دفاع مقدس بارها از سلاحهای شیمیایی بطور وسیع در مقابل رزمندگان اسلام و در راستای سرپوش گذاشتن بر ناتوانی خود در برابر آنها، استفاده کرد، مقاله حاضر گزارش بهداری کل سپاه در خصوص پدافند شیمیایی -میکروبی در عملیات بدر و تاریخچه مختصر از استفاده دشمن از این سلاح در جنگ اشاره دارد.

نحوه دستیابی به سلاح:

از حدود سال 1355، رژیم عراق با جمع‌آوری برخی از استادان دانشگاه و صرف بودجه لازم به جمع‌‌آوری اطلاعات درباره سلاحهای شیمیایی – میکروبی و رادیواکتیو پرداخت و در هر سه زمینه موفقیتهایی را بدست آورد. مسلماً تامین سلاح شیمیایی عراق تا حد زیادی به خارج وابسته است اما نمی‌توان این را انکار کرد که این کشور از توانایی تولید بسیاری از انواع این سلاحها که پیچیدگی خاصی ندارد برخوردار است. چند سال پیش برخی از مجاهدین عراقی نقل کردند که نیروهای عراقی از طریق کویت شبانه محموله‌های سلاح شیمیایی را تحویل می‌گیرند محموله‌هایی که در میان آنها ماسکهای ضدگاز نیز دیده می‌شود.

هر چند توسل عراق به سلاحهای شیمیایی به طور محدود از زمان آزادسازی خرمشهر آغاز شد، اما می‌توان کاربرد گسترده آن را پس از پیروزیهای بزرگ ایران و شکست نیروهای عراقی به ترتیب در عملیاتهای والفجر 2، والفجر 4، خیبر و بدر دانست.

در عملیات والفجر 2، عراق در دو مرحله در بمبارانهای هوایی خود در اطراف پادگان حاج عمران از گاز خردل استفاده کرد که در نتیجه آن حدود 100 نفر به شدت مجروح شدند. در عملیات والفجر 3، عراق از گاز شیمیایی استفاده نکرد و بر عکس در عملیات والفجر 4، به طور وسیعی مجدداً گاز خردل را علیه نیروهای ما به کاربرد که حدود بیست تن شهید شدند. عراق هم زمان با این عملیات در بسیاری از شهرها و روستاها نیز از گلوله‌های توپ و بمبهای شیمیایی استفاده و تعدادی از مردم غیرنظامی را شهید و مجروح کرد.

در عملیات خیبر نیز، همانند عملیاتهای گذشته چند روز پس از تصرف جزیره و پیشروی نیروها، بمبارانهای وسیع شیمیایی آغاز شد. این بمبارانها نخست در منطقه پشتیبانی (شط علی )‌صورت گرفت و سپس به تدریج تمام جزیره را در بر گرفت. این در حالی بود که توپخانه شیمیایی دشمن نیز به شدت کار ‌می‌کرد برای نمونه تنها در یکی از این روزها بیش از صد بمب خردل پرتاب شد که هر یک از آنها حاوی بیش از چهل لیتر مایع خردل بود که پس از انفجار، بخار می‌شد و چند کیلومتر را آلوده می‌کرد.

از تاریخ 7/12/1362 تا 27/12/1362 عراق همچنان گاز خردل را علیه نیروهای ما به کار می‌گرفت. در 2 اسفند ماه سال 1362 رژیم بغداد برای نخستین بار در تاریخ جنگهای دنیا از گاز اعصاب استفاده کرد. این گاز در جنگ اول جهانی هنوز کشف نشده بود و در جنگ دوم نیز آلمانها پس از تهیه این گاز از به کارگیری آن خودداری کردند، در مجموع عراق سه حمله هوایی برای به کارگیری عامل اعصاب در روزهای 27 و 30 اسفند ماه سال 1362 در منطقه جفیر، پاسگاه شهید برزگر و جزیره انجام داد. دستاورد استفاده از این عامل برای عراق بسیار عالی بود زیرا از آغاز عملیات تا آن تاریخ با آن همه بمب و گلوله توپ حاوی عامل خردل کلاً ما در حدود 1500 نفر مجروح داشتیم در حالی که با مصرف مقدای کمی از گاز اعصاب حدود 850 نفر از رزمندگان مجروح شدند. به هر حال عراق تا آغاز عملیات بدر، دیگر از گاز اعصاب استفاده نکرد، اما مصرف گاز خردل را همچنان ادامه داد. در تاریخ 21 فروردین ماه سال 1363 عراق شاید برای نخستین بار استفاده از گازهای خفه‌کننده (احتمالاً از نوع کلرپیکرین ) را با بهره‌گیری از بمبهای قابل پرتاب از هواپیما آغاز کرد؛ حمله‌ای که بیش از پانصد نفر را مجروح کرد.

در کل در عملیات خیبر در اثر حملات شیمیایی بیش از 3500 تن مجروح و 70 تن شهید داشتیم. این در حالی بود که تعداد زیادی بمب و گلوله عمل نکرده به دست ما افتاد که ایراد آنها نقص در فیوز بود.

در عملیات بدر، دشمن از همان ابتدای عملیات بمبها و گلوله‌های توپ حاوی مواد شیمیایی، به ویژه گاز اعصاب را در سطح گسترده‌تر نسبت به عملیات خیبر به کار برد چرا که در عملیات پیشین نتیجه خوبی گرفته بود. در واقع این بار عراق برخی از گازها را با بهره‌گیری از هواپیما به صورت سمپاشی از ارتفاع بالا روی جزیره پخش می‌کرد. باید یادآور شد که در این عملیات گاز خردل به طور بسیار محدودی به کار گرفته شد. نکته در خور توجه دیگر در مورد این عملیات آنکه دشمن برای نخستین بار در جنگ با ما و نیز برای سومین بار در طول جنگهای دنیا ( دو بار نخست در جنگ جهانی اول بوده است) از مشتقات سیانور استفاده کرد. همچنین، عامل دیگری که به مقدار زیادی در عملیات بدر به کار رفت، یک عامل خارش‌زا بود که تکنیک‌های ما نیز توانایی مقابله با آن را نداشتند. تنها عوارض این گاز خارش و قرمز شدن پوست بود.

بعد از این چهار نوع گاز که اشاره شد، دشمن از یک نوع گاز دیگر استفاده کرد که هیچ یک از نشانه‌های بالینی آن با گازهای قبلی مطابقت نداشت و ظرف 24 ساعت نخست دو تن از رمندگان را شهید کرد. البته این گاز بسیار محدود به کار گرفته شد. همچنین دشمن در همان روز نخست عملیات بدر، به مقدار زیاد از بمبهای فسفری استفاده کرد و با انجام چند حمله با گاز اعصاب و سیانور توانست حدود دو هزار نفر از نیروهای ما را به پشت جبهه تخلیه کند، گاز سیانور در مدت دو دقیقه برخی از رزمندگان را شهید کرد.

بهداری سپاه در فاصله عملیات خیبر تا بدر، روشهای نوین درمان مجروحان را بررسی کرد و نتیجه گرفت که باید درمان مجروحان شیمیایی و میکروبی از همان اورژانسهای خط مقدم آغاز شود، از این رو تعدادی از پزشکیاران آموزش دیده را در اورژانسها، بیمارستانها صحرایی و مرکز درمانی حمید مستقر کرد که خوشبختانه با یاری امام زمان (عج) درمان مجروحان را به خوبی انجام دادند و تقریباً می‌توان گفت تمامی مجروحان( حتی با حال اغما یا وقفه نتفسی ) در صورت رسیدن به اورژانسها، بهبود می‌یافتند.

علت مرگ بیشتر شهیدان ما در عملیات بدر به علت آلوده شدن به گاز سیانور بود که حتی فرصت ماسک‌گذاری را به رزمندگان نداد. در این عملیات جمعاً حدود بیست تا سی تن شهید شیمیایی داشتیم که حدوداً پنج مورد مربوط به گاز اعصاب، 2 مورد یک عامل مشکوک و دیگران به گاز سیانور مربوط بود. البته تا این تاریخ نیز در اثر آلودگی با گاز خردل در حدود پنج نفر دیگر به شهادت رسیده اند.

تنها در تاریخ 23/12/1363 تا 25/12/1363 که بیشترین حملات شیمیایی صورت می‌گرفت، حدوداً‌ 1500 مجروح شیمیایی گاز اعصاب و سیانور به پشت جبهه تخلیه شدند که 800 نفر مجروح بدحال در بین آنان وجود داشت، از این میان 250 نفر در حالت اغمای کامل بودند که برخی، حتی نفسشان نیز قطع شده بود و کف از دهانشان خارج می‌شد. با وجود این، از گروه مزبور هیچ‌کس شهید نشد و همگی با هوشیاری کامل و حال عمومی تقریباً خوب مرخص شدند.

در درمان تعدادی از مجروحان (حدوداً 100 - 150 نفر) که با گاز خردل آلوده شده بودند، از روشهای جدیدی استفاده شد که بسیار مؤثر بودند.

کل مجروحان بدحال در عملیات خیبر – که طی آن عراق بیش از یک ماه از سلاحهای شیمیایی استفاده کرد – حدود هزار نفر بود، در حالی که در عملیات بدر پس از درمان اولیه تعداد آن بیش از بیست تا سی مورد نبود. بررسی اجمالی پرونده‌های موجود در بیماستان‌های تهران نشان می‌دهد که بیشتر مجروحان شیمیایی عملیات بدر مرخص شده یا از حال عمومی خوبی برخوردارند. با بررسی ساده‌ای متوجه می‌شویم که دشمن در استراتژی خود در استفاده از سلاحهای شیمیایی به تدریج، تغییراتی داده و پیشرفتهایی را بدست آورده بود. در ضمن باید، یادآور شد برخلاف عملیات خیبر که تعدادی بمب عمل نکرده در اختیار ما قرار گرفت در عملیات بدر، تمامی گلوله‌ها و بمبهای شیمیایی دشمن عمل کرد و حتی یک مورد گلوله عمل نکرده بر جای نماند.

ضعف‌های پدافند شیمیایی :

1) ماسک باید همیشه به همراه رزمندگان باشد و آن را به کمر خود ببندند. بررسی حدود 17 تن شهید ناشی از گاز سیانور نشان می‌دهد که آنها در کنار سنگر خود ایستاده بودند و در مدت دو دقیقه‌ای که گاز پخش شد، حتی فرصت نکردند از داخل سنگر ماسکهای خود را بردارند و از آنها استفاده کنند.

2) در بررسی واحدها مشاهده شد که حتی پس از آغاز عملیات در جزیره هم از ماسک یا قوطی امداد استفاده نشده بود.

3) ریش بلند برخی از برادران، به ویژه پیرمردها باعث شده بود که به رغم استفاده از ماسک، گاز شیمیایی به ویژه اعصاب و سیانور به داخل ماسک نفوذ کند و آنها را در وضعیت وخیمی قرار دهد.

4) هیج یک از برادران مجروح از پودر رفع آلودگی استفاده نکرده بودند. به رغم آنکه استفاده از این پودر اثر قاطعی در از بین بردن گازهای سمی در سطح پوست دارد، به ویژه اینکه مانع از آن می‌شود که پوست تاول بزند.

5) در یکی از موارد که فرمانده یکی از واحدها کاملاً توجیه بود و خودش از طریق بی‌سیم سریعاً به نیروها دستور استفاده از ماسک را داد،‌ هیچ زائده مهمی پیش نیامده بود.

6) در چند مورد دشمن شبانه از توپ حاوی گاز شیمیایی (خردل) در جزیره استفاده کرد و برادران متوجه نشده و تا صبح در منطقه آلوده استراحت کرده بودند. همچنین، برخی از برادران در منطقه، نخست از ماسک استفاده می‌کردند اما از آنجا که تمرین کافی نداشتند،‌ پس از حدود نیم ساعت ماسک را برمی‌داشتند و به فعالیت خود ادامه می‌دادند. بدین ترتیب، بیشتر مجروحان بدحال ما به همین حوادث مربوط بودند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات