بهمن هدایتی
بازداشت غافلگیر کننده پانزده نظامی انگلییسی در خطوط مرزی اروند، در آبهای ایران، در سوم فروردین 1386 و به فاصله چند ساعت بعد از تصویب صدور قطعنامه 1747 شورای امنیت در همان نخستین دقایق، به سرعت در صدر اخبار جهان درآمده و توجه جهانیان را به خود جلب کرد. واقعیت این است که هدف اصلی صدور زنجیرهای قطعنامهها در نهایت تخریب و تزلزل "حاکمیت ملی کشورمان" است و ایران نشان داد که به خوبی این راهبرد غرب را متوجه شده است و با ایجاد حساسیت و بازدارندگی فعال در قبال مرزهای آبی حساس و استراتژیک خود در خلیج فارس و به اصطلاح "اقدام پیشگیرانه" دراین مورد به طرف مقابل بازی فهماند که دست آنها را خوانده است. در واقع ایران، قبلا از آنکه غرب بخواهد به سمت این تاکتیک نزدیک شود، با اقدام غافلگیر کننده خود این تاکتیک غرب را به اصطلاح "سوزاند" (البته بطور موقت) و هزینه استفاده دوباره آن را برای آمریکا و انگلیس به شدت بالا برد. نگاهی به مسیر و تجربهای که آمریکا و انگلیس در قبال عراق در طول سالهای 1991 – 2003 و با استفاده از ابزار تحریم به کار بردند، میتواند بسیار راهگشا باشد، در قطعنامه 1747 و 1737 ، محدود کردن و فلج کردن قدرت نظامی ایران با استفاده از حربه "تحریم " گامی در جهت تضعیف تدریجی" دفاع از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی" از سوی ایران است.
بیشک دفاع از "حاکمیت ملی" در این شرایط که غرب قصد دارد ایران را به اصطلاح به " گوشه زمین بازی " هدایت کند، گامی در جهت خنثی کردن این تلاشها و تلاش راهبردی برای جلوگیری از تلقی " ضعف "در طرف ایرانی در عرصه جهاین و به خصوص "منطقهای " و حتی داخلی بود. با وجود آنکه دولت انگلستان سعی کرد که هزینه این اقدام ایران را به بالاترین میزان ممکن برساند و با بسیج قدرتهای اروپایی و حتی شورای امنیت سازمان ملل برای محکومیت بازداشت ملوانان انگلیسی ، ایران را در موضع انزوا و محکومیت قرار دهد، اما واقعیت این است که بازتاب و تاثیر رسانهای این اقدام فعال ایران، اثر مطلوب خود را برای جمهوری اسلامی برجای گذارد و حتی بسیار بیشتر از مانور نظامی آمریکا در خلیج فارس و اعزام ناو هواپیمابر جدید به منطقه مورد توجه رسانههای جهان قرار گرفت و همین مسئله ظرافت و توانمندی راهبرد جدید ایران را اثبات میکند.
نکته دیگر این است که بازداشت ملوانان انگلیسی، نشان میدهد که ظرفیتهای طرف ایرانی برای ضربهزدن به طرف مقابل در ابعاد مختلف رسانهای – روانی حتی نظامی " متنوع و غیرقابل پیشبینی " بوده و الزاما از کانالها و نرمهای معمول و قابل انتظار غرب و جامعه جهانی نخواهد بود و اصولا تاکتیکهای ایران در شرایط جدید براین اساس ، " آرایش گرفتهاند . از سوی دیگر این اقدام ، میتواند حاکی از این مسئله باشد که ایران میخواهد آسیب پذیر بودن و در دسترس بودن نیروهای انگلیس در منطقه جنوب عراق و دهانه خلیج فارس را در موقع بحران احتمالی به رخ بکشاند . واقعیت این است که برتری تاریخی و همیشگی نیروی دریایی ایران در خلیج فارس به مفهوم و قامت یک " ناموس نظامی " برای کشورمان اهمیت دارد و اقدام مرزبانان ایرانی در توقیف شناورهای انگلیسی میتواند بار دیگر این برتری و تسلط را به رخ همگان – به خصوص برخی کشورهای حوزه خلیجفارس که اخیار همگرایی ضد ایرانی خود را افزایش دادهاند – بکشد .
پیامدهای رسانهای و تبلیغاتی بازداشت ملوانان انگلیسی به قدری قوی بود که ناخودآگاه در اذهان تحلیلگران به عنوان پاسخ متقابل به حادثه " اربیل " تلقی شد و حتی فرمول آزادی دیپلماتهای ایرانی در برابر ملوانان انگلیسی به طور جدی مطرح شد که البته آمریکاییها با تکذیب رسمی این " گمانه " عملا بر تاثیر گذاری و پیامدهای فوقالعاده اقدام ایران ، صحه گذاشتند و به انفعال کشیده شدند .
وحدت رویه کامل مسئولان کشورمان در مورد دستگیری ملوانان انگلیسی و میانداری و مدیریت شورای عالی امنیت ملی به عنوان متولی و مسئول این مسئله (تا امروز) ، افق روشنی را در برابر دید ناظران قرار میدهد ولی نکته بسیار مهم در این میان این است که " گذشت زمان "و " کشدار شدن و کهنه شدن مسئله " قطعا به نفع طرف مقابل است (به یاد بیاوریم تجربه اشغال سفارت آمریکا در سال 1358و در نهایت جریان قرارداد الجزایر) . به نظر میرسد استفاده سریع و هوشمندانه از فضای ایجاد شده و خروج ظریف و سریع از فاز نظامی به سمت فاز سیاسی و گفتگو و تلاش برای تعریف و کسب " امتیاز سیاسی " از طرف مقابل در فضای فعلی ، در کنار پرهیز از هیجانزدگی و احساساتگرایی میتواند بازداشت ملوانان انگلیسی را به یک برگ برنده برای ایران تبدیل کند و اهداف فوقالذکر را برای ایران تامین کند اما باید توجه داشت که هرگونه احساسات زدگی و عوام زدگی در مدیریت این مسئله میتواند فرصتهای موجود را به تهدیدات بالقوه علیه کشورمان تبدیل کند.