از روزی که نظامیان انگلیسی توسط نیروهای ایرانی دستگیر شدند، سناریوهای مختلفی در مورد اهداف و برنامههای انگلیسیها از این واقعه و نیز نحوه برخورد دو طرف با موضوع در اذهان مردم و تحلیلگران وجود داشت. مثلاً عدهای معتقد بودند که این حادثه، اتفاقی نبوده و با برنامهریزی قبلی برای ایجاد جبههای جدید در برابر ایران طراحی شده است. اما هر چه بود اکثر صاحبنظران ایرانی این موضوع را فرصتی دیپلماتیک برای ایران میدانستند تا توطئه ضد ایرانی را به فرصتی برای پیشبرد برخی اهداف تبدیل کنند. البته طبیعی بود که تسلط غیرقابل انکار انگلیس، آمریکا و همپیمانان آنها بر اکثر رسانههای با نفوذ، خردمندی دولتمردان ایرانی در برخورد با این موضوع را بیش از پیش ضروری مینمود. از جمله، هماهنگی گفتاری و رفتاری مسئولان ایرانی و خودداری از اظهارنظرهای غیرضروری و حتی محدود کردن اظهار نظر و سپردن آن به یک یا دو نفر، ضرورریترین تدبیر برای عبور به سلامت از این بحران و تبدیل آن به یک فرصت ضد انگلیسی به نظر میرسید. اما برخی ناهماهنگیها از جمله اعلام عجولانه آزادی تنها سرباز زن حاضر رد گروه 15 نفره و یا تاکید بر لزوم عذرخواهی رسمی دولت انگلیس و سپس تکذیب آن، خسارتی که بار دیگر به دلیل عادت بعضی مسئولان ایرانی به تکرار مصاحبه و اظهار نظر نصیب کشورمان شد. اما خوشبختانه پس از گذشت چند روز، نوعی هماهنگی در اظهار نظرها ایجاد شد که در نوع خود قابل تحسین میباشد. در همین فاصله، اتحادیه اروپا به حمایت بیچون و چرا از انگلیس پرداخت و رئیس جمهور آمریکا به مثابه کاسه داغتر از آش به میدان آمد و دستگیر شدگان را «گروگان»نامید. اما موضع هماهنگ مسئولان ایرانی که پس از آشفتگی نسبی اولیه ایجاد شد، انگلیسیهای مغرور را به عقبنشینی واداشت و همان ها که پیام «قطع هرگونه مذاکره و مراوده با ایران تا زمان آزادی دستگیرشدگان» را از لندن ارسال میکردند، ترجیح دادند در تغییر موضعی عاقلانه، آمادگی خود برای مذاکره مستقیم با ایران برای حل بحران را اعلام نمایند. اما دو روز قبل به صورت ناگهانی فضا تغییر کرد و نخست وزیر انگلیس پیام تهدید آمیزی برای ایران مخابره نمود: «ایران باید ظرف 48 ساعت نظامیان انگلیسی را آزاد کند و اگر آنها آزاد نشوند، اتفاقات مهمی خواهد افتاد» *هم زمانی با این اظهارات و به رغم برخی اخبار منتشره در مورد اعزام یک افسر بلند پایه انگلیسی برای مذاکره با ایران، خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یک مقام ناشناس انگلیسی اعلام کرد:«انگلیس در حال مذاکره با مقامات ایران نیست و همچنان خواستار آزادی بیقید و شرط دستگیرشدگان است.» این اظهارات در حالی بیان میشد که مقامات ایرانی، بارها بر متجاوز بودن نیروهای دستگیر شده تاکید کرده بودند تو حتی رئیس جمهور قبل از سخنان تهدیدآمیز اخیر بلر در اظهاراتی شدیداللحن اعلام کرد که «انگلیسیها به جای عذرخواهی طلبکار شدهاند.»
در این شریط، به نظر میرسید سخنان توام با تهدید بلر بایستی پاسخ مناسبی بیابد و از هر اقدامی که عزت ایرانی را خدشهدار میکند خودداری شود. اما در کمال ناباوری، روز گذشته رئیس جمهور در مصاحبه خود از آزادی بدون قید و شرط نظامیان دستگیر شده خبر داد.
البته هر اقدامی که موجب کاهش فشارها بر ایران و نیز عدم افزایش جبهههای ضد ایرانی شود قابل پذیرش است. اما به نظر میرسد آزادی دستگیرشدگان آن هم 24 ساعت پس از تهدید «توخالی» نخست وزیر انگلیس، هیچگونه غروری در هموطنان ایجاد نکرد و حتی میتواند نوعی سرخوردگی برای بسیاری از ایرانیان ایجاد نماید.
حقیقت آنست که رفتار انگلیسیها در مواجهه با پروندههای مختلفی که مربوط به کشورمان میباشد تاکنون نمره قابل قبولی از افکار عمومی ایرانیان دریافت نکرده است. پس اگر قرار بود که بدون توجه به رفتار گذشته و سابقه تاریخی انگلیسیها، اقدام اخیر سربازان انگلیسی را نیز نادیده بگیریم و به تعبیر رئیس جمهور «در عین اقتدار آنها را عفو کنیم» بهتر بود که این اقدام قبل از تهدید اخیر تونی بلر صورت میگرفت و یا پس از تهدید اخیر، اجرای آن را دو یا سه روز به تأخیر میانداختیم.