امامی- کارشناس ارشد علوم سیاسی
دیروز مطالبی در نقد یادداشت ابراهیم یزدی در روزنامه اعتماد مورخ 3/12/85 عرضه شد اینک دنباله نقد را در زیر میخوانیم.
متاسفانه از همان بدو طرح سوالات دکتر احمدی نژاد در خصوص هولوکاست و به راه افتادن موج شانتاژ داخلی و خارجی علیه ایشان یکی از شیوههای ناپسند در این زمینه تلاش ناموجه برای تحریف صورت مسئله ضدیت نظام اسلامی با صهیونیسم و رژیم اشغالگر قدس بوده است! در واقع پارهای از قلمزنان نولیبرال تلاش فراوانی صورت دادند تا با قلب تقابل ذاتی جمهوری اسلامی ایران با صهیونیسم به "یهودستیزی!" مسئله را لوث کرده و بلکه این حرکت عدالتطلبانه و ظلمستیزانه را به ضد آن یعنی حرکتی ظالمانه و غیر انسانی! مبدل سازند! (از جمله ر. ک به سرمقاله "مسئله یهود مسئله ما نیست!" شرق، 10 اسفند 84، محمد قوچانی و پاسخ به آن با عنوان "مسئله صهیونیسم، مسئله ماست" به قلم آقای عباس سلیمی نمین، همان، 15 اسفند 84 ص 6)
به هیچوجه، در اظهارات آقای احمدی نژاد و سیاست خارجی دولت، مواضع یهودستیزانه وجود ندارد. ایشان در صحبتهای خود بارها بر دو سوال کاملا منطقی تاکید داشت (که معالاسف دنیای غرب و دنبالهروان داخلی آنها بهرغم تمام جنجالها تاکنون از پاسخگویی به این سوالات شفاف عاجز بوده و اساسا علت تمام این تقلاهای توام با عصبانیت نیز جز ناتوانی در پاسخگویی به سوالات مزبور نیست!) نخست آنکه اگر هولوکاست یک افسانه جعلی که با اهداف خاص طراحی و منتشر شده نیست چرا اجازه تحقیق در خصوص آن داده نمیشود؟! دوم آنکه به فرض صحت هولوکاست با تمام ابعاد و گستره آن چرا ملتهای مسلمان باید تاوان این گناه اروپا را بدهند بلکه خود اروپاییها میبایست و میباید برای آن در جامعه خودشان راهحلی پیدا میکردند (اگر نویسنده مایل است به وکالت از صهیونیستها و نظامهای مستکبر غربی به سوالات مزبور پاسخ دهد خوب است موضع خود و تشکل غیر قانونی متبوع خود را به نحو شفاف در خصوص 2 سوال واضح مزبور ارائه نماید!) و از آنجا که شالوده این رژیم جعلی بر این افسانه جعلی نهاده شده است و از آنجا که مبارزه تا محو این غده سرطانی، همواره جزء آرمانهای اصلی انقلاب اسلامی بوده است، لذا طرح این سوال و تضعیف این زیربنای دروغین در راستای اهداف و منافع نظام جمهوری اسلامی میباشد.
مبارزه با رژیم اشغالگر قدس، اختصاص به آقای احمدی نژاد ندارد بکله از بدو پیروزی انقلاب اسلامی و بلکه از نخستین روز آغاز نهضت اسلامی ملت ایران در سال 41 بنیانگذار کبیر آن حضرت امام خمینی (ره) تقابل با صهیونیسم را به عنوان یکی از پایههای اصلی نهضت معرفی (و حتی آغاز قیام امام یعنی مخالفت با تصویبنامه خباثتآمیز انجمنهای ایالتی و ولایتی دقیقا با رویکردی ضد صهیونیستی و خنثیسازی توطئه رسمیت بخشیدن موذیانه به فرقه صهیونیستی بهائیت بود) و طی بیش از ربع قرن هیچ فرصتی را برای پیگیری این آرمان مقدس از کف ندادند و در مقاطع مختلف از جمله در مصاحبههای خود با خبرنگاران داخلی و خارجی در فرانسه (که قطعا آقای یزدی به دلیل تصدی در ترجمه آن مصاحبهها بهتر از هرکس دیگری از آنها مطلع میباشند) موضع نظام آینده مبنی بر مبارزه همهجانبه تا نابودی این رژیم جعلی را به صراحت بیان میداشتند حال آنکه اینگونه قاطعیت را در خصوص هیچیک از دولتهای دیگر حتی معاندترین آنها (نظیر آمریکا و انگلیس) به کار نبردند. به عنوان مثال به این فرمایشات امام توجه کنید:
"سوال: ....... نظر و روش شما نسبت به روسیه شوروی و اسرائیل چه خواهد بود؟
امام: ........ اسرائیل مطرود ماست و برای همیشه نه نفت به او میدهیم و نه آن را به هیچوجه میشناسیم و اما شوروی مثل سایر ممالک است، اگر چنانچه احترام متقابل را حفظ کند ما هم با او رفتار همسایگی میکنیم و ما به او اجازه دخالت در مملکتمان را نمیدهیم." (مصاحبه با کانال سی. بی. اس آمریکا، 20/9/57، صحیفه، ج 4، ص 52)
"سوال: در زمینه سیاست خارجی موضع حضرت عالی در برابر کشورهایی مثل ایالات متحده، روسیه [شوروی سابق] و اسرائیل چه خواهد بود؟
امام: ما با اسرائیل چون غاصب است و در حال جنگ است با مسلمین روابطی نخواهیم داشت و اما آمریکا و شوروی اگر دخالت در امور داخلی ما نکنند و با ما روابط حسنه داشته باشند با آنها روابط برقرار خواهیم کرد.
(مصاحبه با شبکه 2 تلویزیون فرانسه، 18/10/57، همان، ص 172) خلاصه اینکه در ایران پس از انقلاب اسلامی مواضع یهودستیزانه جایی نداشته و ندارد، بلکه ضدیت جمهوری اسلامی ایران با "صهیونیسم" به عنوان یک مرام جعلی و رژیم اشغالگر، استعماری و دشمن ملتهای منطقه است.