نعیم حمیدی
از مهمترین پیامدهای حضور آمریکا و نیروهای متحد آن در حوزه سیاسی خاورمیانه و جنگهای بیفرجام آن پدیدۀ تروریسم در عراق است. که با اندک تامل و دقت در نوع و شکل عملیات صورت پذیرفته و اهداف طراحان آن میتوان به وجوه اشتراک میان عاملان و هدایتکنندگان آنها پی برد اما لازم است در آغاز به تفکیک این گروهها و اهداف آنها در راهاندازی این جریان اشاره و سپس به حجم عملیات تروریستی انجام شده از زمان اشغال عراق تاکنون و نیز عناصر مشترک این حوادث اشارهای کوتاه داشته باشیم تا بتوانیم به تحلیلی واحد و منسجم در زمینه درک این پدیده برسیم.
1) وحدت هدف طراحان و عاملان
2) شکل واجد و تشابه ظاهر عملیات و طرحهای تروریستی صورت گرفته در عراق (اکثرا با خودروهای بمبگذاری شده)
3) گرایش سیاسی و مذهبی افراد مورد هدف عملیات تروریستی
4) موقعیت و زمان وقوع حوادث
5) همگرایی و همسان بودن عاملان از نظر ملیت و مذهب
■ آمریکا- اسرائیل- انگلیس
آمریکا بعنوان آغازگر جنگ علیه عراق متهم ردیف اول حوادث تروریستی عراق میباشد. این کشور با حمله به عراق و شعلهور ساختن جنگ در منطقه و همچنین صرف هزینههای هنگفت، قطعاً بدنبال اهداف گوناگونی بوده و هست چرا که ناامن بودن عرصه سیاسی و اجتماعی عراق، زمینه دستیابی به اهداف را فراهم میسازد. یقیناً کشوری که در راستای رسیدن به مطامع توسعهطلبانه خود کلیۀ معاهدات و کنوانسیونهای بینالمللی را برای آغاز جنگی غیرانسانی و نامشروع زیر پا نهاد برای ادامه این روند از ارتکاب هیچ جنایتی دریغ نخواهد کرد. کشوری که در سال 1945م (1324) در جریان جنگ جهانی دوم حدود 000/140 هزار تن از ساکنان بیگناه ناکازاکی و هیروشیما را با مرگبارترین بمبهای اتمی و کشتار جمعی از دم تیغ مرگ گذراند قتل هزاران نوجوان زن و مرد بیگناه عراقی بوسیله خودروهای بمبگذاری شده برای او کاری بسیار آسان خواهد بود.
باستناد رویدادهای تاریخی و همچنین اعترافات و اذعان صریح سران نظام سلطه بخش وسیعی از این اقدامات غیرانسانی منشاء آمریکایی و اسرائیلی دارد.
برخی اطلاعات حاکی از آن است که سازمان C.I.A طی سالهای 2001 الی 2004 (1380 تا 1383) حدود 20000 هزار نفر از شهروندان کشورهای اسلامی و عربی را برای انجام عملیات جاسوسی و ماموریتهای خرابکارانه به استخدام درآورد. قطعاً بکارگیری این حجم از نیروی بومی کشورهای اسلامی و عربی با میلیونها دلار هزینۀ سالانه برای هدفهای استراتژیک و بلند مدت در راستای رویارویی با جهان اسلام میباشد. اما اهداف آمریکا- انگلیس و اسرائیل در زمینۀ راهاندازی ماشین مرگبار تروریسم و خشونت در عراق شامل نکات ذیل میباشد:
1) حفظ امنیت مرزهای اسرائیل از رهگذار ناپایداری امنیتی در عراق و همچنین فرسایش توان نیروهای داخلی سیاسی عراق در یک جنگ خانمانسوز و سرگرم نمودن سرویسهای امنیتی کشورهای همسایۀ عراقی در امر دفع پیامدهای این پدیده شوم.
2) پایدار ساختن علل و دلایل استقرار نیروهای اشغالگر در عراق
3) تلاش آمریکا و انگلیس برای دستیابی به اهداف استراتژیک و بلند مدت طراحی شده در پشت پرده موضوع حمله به عراق و ایجاد زمینۀ چانهزنی با نیروهای سیاسی عراق در زمینۀ پذیرش و حاکم ساختن مدل سیاسی مورد نظر آمریکا (لیبرال- دمکراسی)
4) بهرهگیری از فضای امنیتی شکنندۀ و متزلزل عراق در راستای تهدید کشورهای منطقه و تحت فشار قرار دادن آنها برای پذیرش مدل اصلاحات آمریکایی، در حوزه ژئوپلتیک (جغرافیای سیاسی) خاورمیانه (هماکنون تعداد زیادی از کشورهای اسلامی و عربی از جمله پاکستان، قطر، امارات متحده عربی و لیبی در حال عادیسازی روابط سیاسی و اقتصادی با رژیم صهیونیستی میباشند)
5) تکمیل حلقه تهدیدات امنیتی بر ضد جمهوری اسلامی ایران
6) استثمار منابع نفتی عراق با بهرهگیری از عوامل توجیه حضور نیروهای اشغالگر در این کشور
7) دامن زدن به اختلافات مذهبی و قومی در میان مردم و گروههای عراقی
8) محدود ساختن گروههای مبارز و جنبشهای مقاومت اسلامی در منطقه و زمینهسازی برای متهم ساختن آنان به تروریسم با استفاده از اوضاع نابسمان امنیتی عراق
البته علاوه بر نکات فوق میتوان اهداف دیگری را نیز به نیات و مقاصد مثلث آمریکا، اسراییل و انگلستان افزود.
■ عوامل ایاد علاوی
ایاد علاوی نخست وزیر دولت انتقالی سابق عراق بدلیل شکست در انتخابات گذشته و نیز با توجه به رویکرد لائیک وی در عرصه سیاسی و نیز نظر به سابقه طولانی حضور در سطوح بالای حزب بعث جهت جلوگیری از موفقیت و پیروزی اسلامگرایان در اداره امور کشور و همچنین تلاش برای کسب موقعیت بالا در نظام تصمیمگیری عراق نوین از جمله عوامل گسترش دهندۀ عملیات تروریستی به شکل ضعیفتر آن میباشد، ایاد علاوی در چهارچوب اهداف کلان آمریکا و دستیابی به اهداف فردی و سازمانی خود از جمله طراحان ایدۀ جنگ فرقهای و مذهبی با محوریت تئوری رویارویی شیعه و سنی در جهت ایجاد تنفر عمومی نسبت به اسلام و رویکرد مذهبی در حاکمیت میباشد. لازم به یادآوری است پیشینه و تجربه ایاد علاوی در همکاری با سازمان سیا طی دهۀ هشتاد برای طراحی عملیات تروریستی علیه رژیم صدام پس از جدایی ظاهری از حزب بعث میتواند بهترین گواه برای اثبات مدعای ما باشد. از سویی علاوی دارای کد عضویت در سازمان سیا بوده و بارها در گفتگو با رسانههای غربی و عربی به این امر اذعان داشته لذا نباید سهم برجسته وی را در شکلدهی به پدیده خطرناک تروریسم عراق نادیده انگاشت. علاوی بارها با نقاب دموکراسیخواهی و خشونتزدایی، از گسترش حجم و توان نیروهای ارتش و پلیس فعلی عراق بشدت انتقاد نمود زیرا این امر را مانع دستیابی به اهداف سیاسی خود میداند. وی همچنین خود را رهبر اپوزسیون مخالف روند شکلگیری نظام سیاسی (با اکثریت شیعه اصولگرا) معرفی نموده است.
اهداف وی عبارتند از:
الف) مانعتراشی در مسیر شکلگیری فضای سیاسی جدید در عراق
ب) حفظ اراده اشغالگران عراق در تصمیمگیری کلان این کشور
ج) ناکام ساختن گروههای اسلامی در عرصه سیاسی و حاکمیت عراق و به حاشیه راندن آنان
د) تلاش برای حفظ موجودیت حزب بعث در حوزۀ حاکمیت و کسب امتیاز برای سرکردگان این حزب
و) ایجاد تفرقه و دودستگی در میان گروههای قومی و مذهبی موجود در عرصه سیاسی عراق
ه) تشدید تقابل میان حاکمیت و مرجعیت و محدود ساختن نقش برجسته مراجع تقلید
■ بازماندگان حزب بعث
بعثیها برای حفظ حیات خود در بافت سیاسی عراق جدید با پشتیبانی سرویسهای امنیتی C.I.A و موساد و اینتلیجنت سرویس به خرابکاری و ارتکاب اعمال تروریستی میپردازند. البته این گروه شاید مهمترین عامل ایجاد ناامنی و ارتکاب جنایات تروریستی در عراق باشد که در قالب سه گروه مذکور (با پذیرش نقش مزدوری) اهداف خود را دنبال میکند و یقینا نوع و شکل جرایم و جنایات انجام شده بیشتر به عملکرد سیاه و ننگین سابق این حزب مخوف شبیه میباشد. رژیمی که فقط در یک روز 25 هزار نفر از شیعیان را بطور زنده روانه گورهای دستهجمعی میکند چنین اعمال و جنایاتی برای او سهل و آسان خواهد بود.
اهداف این حزب عبارتند از:
الف) دستیابی به بخشی از قدرت در حاکمیت جدید عراق (سهمخواهی)
ب) ایجاد مصونیت برای عناصر وابسته به حزب از رهگذر ایجاد رعب و وحشت در میان مردم
ج) ارائه چهره مقاوم و مبارز در برابر حاکمیت شیعیان و تلاش جهت نفی سوابق خیانت و قتل و خشونت
ه) تلاش در جهت معرفی خود بعنوان یک جریان قوی در صحنه سیاسی عراق و کسب پشتیبانی اعراب
القاعده و گروههای افراطی (سلفیگری)
در سالهای اخیر شاهد خلق اندیشهای آمیخته به خشونت کور و تحملناپذیر و کم طاقت در عرصه فرهنگی، عقیدتی و سیاسی جهان اسلام هستیم که با برخورداری از امکانات وسیع مالی و پشتیبانی برخی حکومتهای اسلامی منطقه و یا با هدایت سرویسهای امنیتی غرب در صدد رادیکالیزه کردن فضای جوامع اسلامی است. این اندیشه در واقع همان زائیده و امتداد پارهای از مذاهب ساخته و پرداخته غرب در کشورهای اسلامی نظیر وهابیت و سلفیگرایان میباشد که برای مقابله طولانی مدت با اسلام ناب طراحی و فعال شده است. جالب اینکه بازوی اجرای این اندیشه در کشورهایی که برای آمریکا بعنوان هدف نظامی مطرح هستند بطور اتوماتیک فعال میگردد و همین امر سبب مبهم بودن چهره این جریان در جهان اسلام شده است.
این نحله بیشتر از مسلمانان کم سواد، ظاهرنگر و قشریگرا تشکیل گردیده و متأسفانه در لباس برخی از طیفهای مذهبی اهل سنت ظاهر شده و در مواقع لزوم مسلمانان مخالف اسرائیل و جهان غرب را مورد تهاجم خشونتهای خویش قرار داده است. همین جریان پس از حمله آمریکا به عراق بشدت در آن کشور فعال شده و ماشین خشونت و قتل خود را سرعت بیشتری بخشید و بعنوان آفتی درونی، کشور عراق را در معرض آسیبهای جدی قرار داده است البته با توجه به شواهد گوناگون و همچنین در بررسی اعمال خشونتطلبانۀ این جریان در عراق میتوان به دو نکته ذیل دست یافت.
1- این جریان خطرناک بعنوان بازوی اجرایی اسلام آمریکایی در خاورمیانه و با پشتیبانی سرویسهای جاسوسی آمریکا، اسرائیل و انگلیس عمل میکند.
2- ناخودآگاه و در اثر تعالیم متضاد با روح اسلام ناب در راستای اهداف قدرتهای استکباری گام برمیدارد.
اهداف این جریان منحرف شامل:
1- نفی گفتگو، انتقاد سازنده و زندگی مسالمتآمیز در جوامع اسلامی و عدم پذیرش تنوع مذهبی.
2- هدف قرار دادن پیروان اهل بیت (ع) و تلاش در جهت جلوگیری از حاکمیت اکثریت شیعی در عراق
3- تامین اهداف کشورهای اشغالگر در زمینۀ گسترش تضاد و جنگ مذهبی
4- اتحاد با باقیماندههای نظام خونخوار بعثی و معرفی نظام دیکتاتورمآبانۀ صدام بعنوان نماد حاکمیت سنیگری
هماکنون این جریان در چهارچوب چندین گروه مسلح و شبه نظامی از جمله انصارالسنه، گردانهای سعدابن ابی وقاص، شاخه القاعده، جبهه فرماندهی کل (شاخی نظامی حزب بعث)، گروه العموری و دیگر مجموعههای کوچک اهداف خشونتبار و تفرقهافکنانه خویش را دنبال میکند البته در اینجا نباید نقش هدایت، همراهی و کمک مالی، تسلیحاتی و لجستیکی سفیر ایالات متحده آمریکا، نیروهای اطلاعاتی انگلیس و موساد اسراییل را نادیده گرفت زیرا در هر موقعیتی که آمریکا از رسیدن به اهداف سیاسی خود در عراق ناکام شده این گروهها را به مدد طلبیده که نمونه آخرین و بارز آن انفجار غمبار حرم شریف امامین عسکریین (ع) در راستای ایجاد جنگ فرقهای و مذهبی در عراق و تاثیرگذاری بر روند شکلگیری دولت دایمی این کشور بود که آتش آن با اشاره زلمای خلیلزاد سفیر ایالات متحده آمریکا در عراق افروخته شد. در هر حال تیزبینی مراجع دینی خصوصا حضرت آیتالله العظمی سیستانی و هوشیاری گروههای سیاسی و مردم این کشور مهمترین عامل فعال در جهت خنثیسازی نقشه هماهنگ گروههای فوق به رهبری اشغالگران میباشد.