حمیدرضا شکوهی
سال 1386 خورشیدی با صدور قطعنامه 1747 شورای امنیت سازمان ملل متحد بر ضد ایران آغاز شد، قطعنامهای که همچون قطعنامههای گذشته، مستمسک آن فعالیتهای هستهای صلح آمیز ایران است و سومین قطعنامه ضد ایرانی محسوب میشود که همگی از زمان آغاز به کار دولت نهم به ریاست محمود احمدی نژاد صادر شده است.
در قطعنامه 1747 بار دیگر از ایران درخواست شده گامهای درخواستی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی را که شامل تعلیق کامل فعالیتهای مربوط به بازفرآوری و غنیسازی اورانیوم و اجرای کامل پروتکل الحاقی پیمان منع اشاعه هستهای است بردارد.
این قطعنامه، تحریمهای صادرات و واردات شدیدی نیز علیه تسلیحات ایران اعمال کرده که طبق آن، ایران نمیتواند هیچ سلاح یا مواد مربوط به تسلیحات را مستقیم یا غیر مستقیم بفروشد یا تامین یا منتقل کند. مطابق قطعنامه 1747، به جز کمکهای بشری و توسعهای، نهادهای مالی بین الملل و کشورهای دیگر نباید هیچ کمک مالی به ایران انجام دهند.
البته این بار نیز مهلت 60 روزهای در اختیار ایران قرار گرفته تا درخواستهای مطرح شده در قطعنامه 1747 را عملی کند. 60 روز پس از صدور قطعنامه، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی باید درباره برنامه هستهای ایران گزارش دهد و شورای امنیت هم با توجه به این گزارش اقدامات ایران را بازبینی کند تا اگر ایران همه فعالیتهای مربوط به بازفرآوری و غنی سازی اورانیوم از جمله تحقیق و توسعه را تعلیق کند، تحریمها هم متوقف شود . اما این قطعنامه در عین حال هشدار داده که اگر ایران به درخواستها عمل نکند، شورای امنیت اقدامات شدیدتری اتخاذ میکند که هدفش، متقاعد کردن ایران برای پایبندی به قطعنامهها و درخواستهای آژانس بین المللی انرژی اتمی است.
نیم قرن به عقب
همه چیز از نیم قرن پیش آغاز شد. سال ۱۹۵۷ میلادی، چهار سال پس از آنکه محمد رضا پهلوی به مدد کودتای 28 مرداد 1332 بر ضد دولت ملی دکتر محمد مصدق، به ایران بازگشت و با یاری آمریکا و انگلیس، دوباره بر تخت پادشاهی نشست و فضای آزادی که از زمان سقوط رضاخان بر کشور حاکم شده و تا کودتای 28 مرداد تداوم داشت، به حال تعلیق درآمد، نخستین زمزمههای تمایل ایران برای دستیابی به انرژی هستهای به گوش رسیده، آن روزها حاکمیت ایران قصد داشت هر آنچه را در ذهن میپروراند، به مدد آمریکا ، این یار تازه گرمابه و گلستان عملی سازد و طبیعی بود که رویای دستیابی به انرژی هستهای هم از این قاعده مستثنی نمیشد. اینگونه بود که نخستین توافقنامه همکاری هستهای غیر نظامی بین دولت وقت ایران و ایالات متحده آمریکا به امضاء رسید. بر اساس این توافقنامه، آمریکا چندین کیلوگرم اورانیوم غنی شده به ایران اجاره داد تا سال 1957 میلادی (1336 خورشیدی) مبدا تحولات هستهای ایران قرار گیرد.
یکسال بعد ایران به آژانس بینالمللی تازه تأسیس انرژی اتمی پیوست تا به عنوان عضو رسمی این نهاد بینالمللی، فعالیتهای هستهای خود را آغاز کند.
سال 1959 ساخت مرکز هستهای تحقیقاتی دانشگاه تهران آغاز شد و از آن زمان تلاش ایران برای دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای وارد مرحله جدیتر شد. این تلاشها 9 سال بعد در سال 1968 میلادی به ثمر رسید و نخستین راکتور تحقیقاتی پنج مگاواتی ساخت آمریکا، یک دهه پس از امضای موافقتنامه همکاری هستهای غیر نظامی ایران و آمریکا نصب و روشن شد.
رسیدن ایران به این مرحله از فعالیتهای هستهای، با توجه به عضویت ایران در آژانس بینالمللی انرزی اتمی، ضرورتهای تازهای ایجاد کرد که مهمترین آن، امضای پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای بود، همان پیمانی که با نام اختصاری ان پی تی شناخته میشود. بدین ترتیب، ایران در سال 1970 میلادی (1349 خورشیدی) پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای موسوم به ان پی تی را با قید مدت زمان 25 ساله امضاء کرد تا این اطمینان در جامعه جهانی ایجاد شود که ایران به هیچ وجه در پی دستیابی به سلاحهای هستهای نیست و صرفاً استفاده از انرژی هستهای را در ذهن میپروراند. انتخاب چنین مسیری که هدف آن توسعه استفاده از انرژی هستهای در کشور به منظور بهرهمندی از آن در بخش تولید انرژی است، ضرورت تأسیس سازمانی برای آشکار کردن مسیر حرکت برای نیل به این هدف را افزایش داد و بدین ترتیب اگر چه با تأخیر ، اما سرانجام در سال 1974 میلادی، سازمان هستهای ایران تأسیس شد. در همین سال بود که برای نخستین بار نام بندر بوشهر در جنوب ایران و در حاشیه شمالی خلیج فارس به عنوان مرکزی برای فعالیتهای هستهای ایران مطرح شد. در نوامبر سال 1974، قراردادی بین ایران و آلمان برای خرید دو راکتور 1200 مگاواتی برای نصب در بندر بوشهر به امضاء رسید . در کنار این قرارداد، قرارداد دیگری هم بین دو کشور برای خرید دو راکتور 900 مگاواتی دیگر برای نصب در بندر عباس امضاء شد تا شتاب فعالیتهای ایران برای دستیابی به انرژی هستهای افزایش یابد.
یک سال بعد، در سال 1975 میلادی، توافقنامه دیگری این بار بین ایران و هند با نام موافقتنامه همکاریهای هستهای به امضاء رسید. آن روزها هند هم دور خیز خود را برای دستیابی به انرژی هستهای آغاز کرده بود و از این جهت، امضای این موافقتنامه از اهمیت خاصی برخوردار بود.
به موازات تلاش ایران برای افزایش شریکان خود در حوزه انرژی هستهای، تلاش برای راه اندازی نیروگاه هستهای بوشهر توسط شرکت آلمانی کرافت ورک یونیون سرعت بیشتری به خود گرفت. این شرکت آلمانی در ماه اوت سال 1975، با بهره گیری از 2100 مهندس آلمانی و 7 هزار نیروی کار ایرانی، فعالیت خود را در بوشهر آغاز کرد . دو سال بعد ، دولت آلمان مجوز ساخت چهار راکتور هستهای برای ایران به ارزش 4/8 میلیارد دلار را به شرکت کرافت ورک یونیون صادر کرد.
اما تلاشهای ایران برای دستیابی به انرژی هستهای به همین حد منحصر نماند و در سال 1977 میلادی، فرانسه نیز به جمع شرکای ایران در حوزه فعالیتهای هستهای پیوست. در این سال قراردادی بین دو کشور برای ساخت دو راکتور 900 مگاواتی به امضاء رسید و دارخوین در استان خوزستان به عنوان محل نصب این راکتورها تعیین شد.
تلاش شرکت آلمانی کرافت ورک یونیون برای ساخت نیروگاه بوشهر به جایی رسید که در مدت کمتر از چهار سال 85 درصد از عملیات ساخت یکی از راکتورهای نیروگاه هستهای بوشهر انجام شد، فرانسه نیز عملیات مقدماتی ساخت نیروگاههای هستهای دارخوین در خوزستان را به اتمام رسانده بود. اما وقوع انقلاب اسلامی ایران که تحولی بنیادین و تأثیر گذار در جهان در قرن بیستم محسوب میشد، موجب توقف فعالیت کلیه کشورهایی شد که با ایران توافقنامه همکاری هستهای امضاء کرده بود.
انقلاب، جنگ و تعلیق هستهای
در سال 1979 میلادی و با سقوط رژیم پهلوی، کلیه قراردادهای هستهای که به ارزش میلیاردها دلار با ایران به امضاء رسیده بود به حال تعلیق درآمد و ساخت شش نیروگاه هستهای که قرار بود در بوشهر، بندرعباس و خوزستان احداث شود متوقف شد. علاوه بر آن ، آمریکا نیز که مهمترین شریک رزیم پهلوی محسوب میشد، تحویل اورانیوم غنی شده به ایران را که جزو تعهداتش بود متوقف کرد و بدین ترتیب در سال 1979 میلادی، تمامی فعالیتهای هستهای ایران به حال تعلیق درآمد.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران در شرایطی حاصل شد که اغلب کشورهای غربی تمایلی به تغییر رژیم در ایران نداشتند. ایران به عنوان چهارراه خاورمیانه و نقطه ثبات منطقه که منبع مهم انرژی در جهان محسوب میشود از اهمیتی استراتژیک برخوردار است و از آنجا که کشورهای غربی و به ویژه آمریکا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، با روابط نزدیک و دوستانه با رژیم وقت ایران به راحتی به آنچه که در نظر داشتند دست مییافتند طبیعتاً تمایل نداشتند منافع خود را در خطر ببینند و جمهوری اسلامی ایران هم کشوری نبود که در مقابل قدرتهای جهانی، سرخم کند و آنگونه که آنها میپسندند رفتار کند. شعار معروف « نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» به وضوح،آشکار میکرد که دیدگاه نظام جدید ایران نسبت به تعاملات بین المللی چگونه است. چنین مسائلی موجب شد آمریکا و همپیمانانش نه تنها همکاری با ایران را در حوزههای مختلف سیاسی و اقتصادی کاهش دهند بلکه حتی در حوزه حساسی همچون فناوری هستهای، تعامل خود را با ایران به طور کامل متوقف سازند. البته این شرایط تازه ایجاد شده پس از پیروزی انقلاب اسلامی، صرفاً به محدود کردن همکاریها یا قطع تعاملات در برخی حوزهها منحصر نشد، تحمیل جنگ ویرانگر هشت ساله بر ضد ایران، اگر چه از سوی صدام، دیکتاتور به درک واصل شده عراق انجام شد اما بدون چراغ سبز آمریکا و همپیمانانش در غرب که حامی رژیم گذشته ایران و مخالف نظام جمهوری اسلامی بودند امکانپذیر نبود. در طول جنگ هشت ساله، اسناد و مدارک فراوانی میتوان یافت که نشان دهنده کمک تسلیحاتی غرب به عراق حتی در مورد سلاحهای میکروبی و شیمیایی است تا رژیم بعث صدام از این سلاحها برای به خاک و خون کشیدن مردم بیگناه ایران استفاده کند. همین جنگ هشت ساله که در ایران به هشت سال دفاع مقدس مشهور شده ، ایران را در کلیه حوزههای اقتصادی با عقب ماندگی مواجه کرد چرا که هزینههای جنگ، آن هم در مقابل دشمنی تا بن دندان مسلح و دارای حامیان قدرتمندی از غرب و شرق، کار راحتی نیست. طبیعتاً مسیر دستیابی ایران به انرژی هستهای هم در دوران جنگ هشت ساله نه تنها دچار تعلیق شد، بلکه حتی با عقب گرد هم مواجه شد. چرا که بمباران مراکز غیر نظامی ایران از سوی نیروهای عراقی، خسارات قابل توجهی را به نیروگاه در حال احداث بوشهر تحمیل کرد. ضمن اینکه در شرایط جنگی هم که اغلب در جنوب ایران یعنی محل تعیین شده برای احداث شش نیروگاه هستهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی حاکم بود، عملاً هیچ یک از کشورهای خارجی حاضر به همکاری با ایران برای تکمیل نیروگاههای هستهای نمیشدند. با این وجود در سال 1987 میلادی ( 1366 خورشیدی) یک سال پیش از پایان جنگ هشت ساله، مذاکراتی بین ایران و شرکت آلمانی زیمنس برای تکمیل نیروگاه بوشهر صورت گرفت که در نهایت موافقت این شرکت آلمانی جلب شد. اما درخواست زیمنس از دولت آلمان برای صدور مجوز ادامه فعالیت آن شرکت در بوشهر، به بهانه شرایط جنگی در ایران با مخالفت دولت وقت آلمان مواجه شد و تعلیق در فعالیتهای هستهای ایران کماکان ادامه یافت.
در فاصله یک دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی که بخش اعظم آن به جنگ 8 ساله ایران و عراق سپری شد، تنها حرکت رو به جلویی که در حوزه انرژی هستهای در کشور صورت گرفت، گشایش مرکز تحقیقات هستهای جدید ایران در اصفهان بود که در سال 1362 خورشیدی رخ داد.
سازندگی و انرژی هستهای
با پایان جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه مردم ایران و رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) ، ایران وارد مرحله تازهای از حیات خود شد. حضرت آیت الله خامنهای رئیس جمهور ایران در دوران دفاع مقدس، از سوی مجلس خبرگان رهبری به عنوان جانشین امام (ره) انتخاب و معرفی شد و هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری رسید تا دورهای که با نام سازندگی معروف شده آغاز شد.
هاشمی رفسنجانی در شرایطی به ریاست جمهوری رسید که جنگ هشت ساله نه تنها ایران را در بسیاری از عرصهها با عقب ماندگی مواجه کرده بود بلکه ویرانیهای حاصل از جنگ همچون لکههای سیاهی در نقاط مختلف کشور به ویژه در غرب و جنوب این سرزمین، دیدهها را آزار میداد. دوره سختی آغاز شده بود. دورهای که همه تلاشها باید به سازندگی ختم میشد . سازندگی کشوری که هشت سال دفاع مقدس از خاک آن، مهمترین فایدهای که در پی داشت، نمایش توان ایرانی در مقابل دشمن سراپا مسلح بعثی بود که از حمایت و پشتیبانی غرب هم بهرهمند بود. دفاع مقدس که موجب شد پش از هشت سال، حتی یک وجب از خاک اهورایی این سرزمین از آغوش مادری جدا نشود، دولت سازندگی آمده بود تا کشور را بسازد و کارهای نیمه تمام را به سرانجام برساند و یکی از این کارهای ناتمام، طی کردن مسیر دستیابی به انرژی هستهای بود.
یک سال پس از پایان جنگ تحمیلی، نخستین مذاکرات برای پیشبرد اهداف هستهای ایران با کشور چکسلواکی- که امروز به دو کشور چک و اسلواکی تقسیم شده- انجام شد. اگر چه قرارداد همکاریهای هستهای بین ایران و چکسلواکی در سال 1989 میلادی (1368 خورشیدی) به امضاء رسید اما چکسلواکی هیچگاه در فرآیند دستیابی ایران به انرژی هستهای نقش مهمی ایفا نکرد و خیلی زود، شوروی جانشین آن شد.
در ژوئن 1989 میلادی، هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت ایران به مسکو سفر کرد . در این سفر که بازتاب گستردهای در رسانههای جهان داشت، ایران و شوروی در خصوص انعقاد قرارداد همکاریهای هستهای دو جانبه به توافق رسیدند. آن روزها هنوز شوروی، قدرت بزرگ شرق جهان بود و موعد وقوع و پیش بینی تاریخ ساز امام خمینی(ره) در مورد به آخر خط رسیدن اتحاد جماهیر شوروی فرا نرسیده بود.
تلاشهای ایران برای پیشبرد برنامه هستهای خود باز هم ادامه یافت و در سال 1990، موافقتنامهای در زمینه استفاده از انرژی هستهای، این بار با کشور چین امضاء شد.
مذاکرات ایران با کشورهای چکسلواکی، شوروی و چین در شرایطی انجام میشد که هنوز ایران از همکاری آلمان برای تکمیل نیروگاه هستهای بوشهر ناامید نشدهبود اما دولت آلمان همچنان از صدور مجوز به شرکتهای آلمانی از جمله زیمنس برای از سرگیری فعالیت در نیروگاه بوشهر خودداری میکرد و سرانجام در سال 1990 بر خلاف تعهدات پیشین خود، به طور رسمی از مشارکت در تکمیل نیروگاه هستهای بوشهر سرباز زدند.
فروپاشی شوروی، فصل جدید
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، فصل تازه در عرصه بین المللی ایجاد کرد. در جهان دو قطبی آن روز، سیاستهای آمریکا و شوروی به عنوان دو قدرت بزرگ بلوک غرب و بلوک شرق، خط مشی سیاستها در جهان را شکل میداد و سیاستهای این دو کشور و همپیمانانشان در جهان، صرفاً در میز رقابت سنتی این دو بلوک مورد توجه قرار میگرفت. اما با آغاز دهه 1990 میلادی و فروپاشی شوروی به عنوان قطب بزرگ بلوک شرق، طبیعتاً جهان با تغییرات شگرف و تأثیر گذاری مواجه میشد.
با فروپاشی شوروی، ایالات متحده آمریکا به یگانه قدرت جهان تبدیل شد تا فارغ از رویارویی سنتی با بلوک شرق، فصلی تازه را در سیاستهای بین المللی خود تجربه کند.
این تغییر مناسبات جهانی، در مورد ایران نیز تأثیر گذار بود. با پایان جنگ هشت ساله ، ایران به سمت شرق سوق یافت تا در راستای همان شعار معروف « نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» و بدون وابستگی به شرق، صرفاً از تجربیات شرقیها که در نقطه مقابل سیاستهای غرب قرار میگرفتند، استفاده کند. انعقاد توافقنامههای همکاری هستهای با چکسلواکی، چین و شوروی پیش از آغاز دهه 1990 و فروپاشی شوروی، در همین راستا ارزیابی میشود. به همین دلیل زمانی که شوروی از صحنه جهان محو شد و پس از تقسیم شدن به جمهوریهای تازه، در کشور کوچکتر، اما همچنان پهناور روسیه تبلور یافت، دوره تازهای هم برای فعالیتهای هستهای ایران آغاز شد.
روسیه در دوران تازه حیات سیاسی خود، پس از آنکه از بحرانهای حاصل از فروپاشی سربرآورد و اندکی بر خود تسلط یافت، بار دیگر برای بازگشت به موقعیت از دست رفته خود، این بار در قالبی جدید و متفاوت با دو بلوک سنتی شرق و غرب در سالهای پیش از آن، تلاش خود را آغاز کرد. روسیه قصد داشت این بار خود را به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی و در رده قدرتهایی همچون آمریکا و چین در آن سو و این سوی کره خاکی معرفی کند. همین نیت تازه روسیه بود که موجب شد روسها با وجود فروپاشی شوروی و تغییر نظام سیاسی حاکم بر این کشور، نه تنها نسبت به اجرای موافقتنامههای دوران گذشته با سایر کشورهای جهان بیتفاوت نباشند بلکه آن را با جدیت بیشتری پیگیری کنند. توافقات هستهای ایران و روسیه هم در این چارچوب قرار میگرفت و بدیت ترتیب با همکاری روسیه، مسیر حرکت ایران برای دستیابی به انرژی هستهای شتاب بیشتری گرفت.
در سال 1995 میلادی، قراردادی بین ایران و روسیه برای تکمیل یکی از راکتورهای نیروگاه اتمی بوشهر به امضاء رسید تا با خرید تجهیزات غنی سازی اورانیوم از روسیه، گام بلندتری برای دستیابی به انرژی هستهای از سوی ایران برداشته شود. در سال 1947 میلادی، زمانی که ایران حرکت خود را برای نیل به انرژی هستهای آغاز کرده بود، در مرحله اول، مجبور به اجاره کردن اورانیوم غنی شده از آمریکا بود. اما اکنون قصد داشت تا اورانیوم غنی شده را خود به دست بیاورد همین گامهای مصمم بود که آمریکا را به مخالفت با برنامه هستهای ایران واداشت و فشارها علیه ایران آغاز شد.
آمریکا در مقابل ایران
قرار گرفتن آمریکا در جبهه مخالف ایران تازگی نداشت. از سال 1979 میلادی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و حکومت تحت حمایت آمریکا سرنگون شد و از زمانی که سفارت سابق آمریکا در تهران توسط دانشجویان پیرو خط امام (ره) تسخیر شد و به لانه جاسوسی تغییر نام داد، مشخص بود که روابط ایران و آمریکا آیندهای روشن پیش رو نخواهد داشت.
نظر ایرانیان نسبت به آمریکا مثبت نبود و همین امر باعث شد که اندک اندک شاهد قطع کامل روابط دو کشور باشیم. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هیچگاه نظر آمریکا نسبت به ایران تغییر نیافت و حتی اگر گامهایی هم برای برقراری رابطه برداشته شد، جز رسوایی سیاسی، همانگونه که در ماجرای ایران کنترا رخ داد، نتیجه دیگری در بر نداشت.
با چنین پیشینهای، دور از انتظار نبود که با سرعت گرفتن فعالیتهای ایران برای دستیابی به انرژی هستهای مخالفت آمریکا هم افزایش یابد و از طرق گوناگون درصدد ایجاد موانع متعدد برای متوقف ساختن پیشرفتهای هستهای ایران باشد.
حرکت تبلیغاتی آمریکا بر ضد فعالیتهای هستهای صلح آمیز ایران در سال 1993 میلادی آغاز شد و آمریکاییها ایران را متهم به پیشبرد برنامه هستهای غیر متعارف کردند. در این سال سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا موسوم به سیا، با انتشار گزارش ویژهای درباره ایران اعلام کرد که این کشور فقط 10 سال با دستیابی به سلاحهای هستهای فاصله دارد . اما گزارش سازمان سیا در شرایطی منتشر میشد که آژانس بین المللی انرژی اتمی پس از اعزام یک گروه از کارشناسان خود با عنوان گروه حقیقت یاب اعلام کرده بود که هیچ مدرکی که بر وجود برنامه تسلیحات هستهای در ایران دلالت داشته باشد پیدا نکرده است.
این اتهامات در شرایطی مطرح میشد که ایران عضو آژانس بین المللی انرژی هستهای بود و حتی پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای( ان پی تی ) را هم امضاء کرده بود. این فشارها موجب شد تا ایران در سال 1995 میلادی، با پایان تعهد 25 ساله خود در رعایت ان پی تی ، بار دیگر این پیمان را امضاء کند تا جامعه جهانی اطمینان یابد ایران از انرژی اتمی صرفاً در موارد صلح جویانه بهره برداری میکند و هیچ تلاشی برای تولید سلاحهای هستهای انجام نمیدهد. ان پی تی به آژانس بین المللی انرژی اتمی هم این امکان را میدهد تا برای اطمینان یافتن از ماهیت صلح آمیز برنامه هستهای کشورهای عضو معاهده و جلوگیری از هرگونه تخطی از این پیمان، برنامه تأسیسات هستهای کشورها به صورت دقیق، نظارت داشته باشد.
امضای مجدد ان پی تی از سوی ایران، علاوه بر آنکه پایبندی ایران به صلح آمیز بودن فعالیتهای هستهای خود را اثبات کرد، این امکان را فراهم ساخت تا مطابق معاهده، از انرژی هستهای در موارد صلحآمیز استفاده کرده و فعالیتهای هستهای خود را تداوم دهد. اما این مانع از افزایش فشارهای آمریکا بر ایران نشد.
در سال 1994، قراردادی برای خرید دو راکتور 300 مگاواتی تولید برق بین ایران و شرکت ملی هستهای چین به امضاء رسید تا ایران یک راکتور پژوهشی آب سنگین را از این کشور خریداری کند. اما فشارهای آمریکا باعث شد در سال 1997 این قرارداد لغو شود.
یک سال بعد در سال 1998، فشارهای آمریکا باعث شد تا اوکراین ، قرارداد 45 میلیون دلاری شرکت اوکرایینی توربراتم با ایران را برای فروش توربینهای بخار به ایران منعقد شده بود لغو کند.
فشارهای آمریکا بر ضد روسیه نیز مشهود بود به طوری که پس از امضای قرارداد ایران و روسیه در سال 1995 برای تکمیل نیروگاه بوشهر، ال گور معاون بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا بلافاصله به مسکو سفر کرد تا نارضایتی ایالات متحده را از همکاریهای هستهای روسیه با ایران اعلام کند. اما روسیه تنها کشوری بود که با وجود فشارهای آمریکا همچنان به مشارکت در ساخت نیروگاه بوشهر ادامه میداد و در همان زمان بود که 200 مهندس روسی، ساخت یک راکتور تولید آب سبک را برای تأمین نیاز نیروگاه بوشهر به سوخت در این شهر آغاز کردند. آنچه که روسها را به تداوم همکاری هستهای با ایران ترغیب میکرد، سود سرشاری بود که از این راه نصیب آنها میشد. همان زمان برآورد شده بود که طرح تکمیل نیروگاه بوشهر به تنهایی 800 میلیون دلار سود برای دولت روسیه در بر دارد و در فاصله زمانی سال 1995 تا 2004 میلادی موجب نجات 3 هزار شرکت روسی از ورشکستگی شده است. به همین دلیل طبیعی بود که روسیه با همکاری هستهای با ایران ادامه دهد و به تحریم محدود چند شرکت خود از طرف آمریکا نیز توجه چندانی نکند.
آمریکا که میدید روسیه بر خلاف چین و اوکراین همچنان به همکاری هستهای با ایران ادامه میدهد، به تحریم شرکتهای روسی روی آورد؛ به طوری که در سال 1999 ، آمریکا 10 شرکت روسی را به اتهام فروش فن آوریهای هستهای و موشکی به ایران تحریم کرد. اما در آوریل همان سال، شرکت ماشین سازی ایژرسکی زاود روسیه که در سن پترزبورگ مستقر است ، تولید تجهیزات مدار اولیه در بوشهر شامل راکتور، قالب ژنراتورهای بخار و قطعات داخلی را آغاز کرد.
در تمامی این مدت، بازرسیهای بازرسان آژانس از مراکز هستهای ایران ادامه داشت و مقامات ایران نیز بارها بر صلح آمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران تأکید کرده بودند. اما گویا گوش شنوایی وجود نداشت.
هاشمی رفسنجانی در آخرین روزهای ریاست جمهوری خود، زمانی که با از سرگیری عملیات ساخت نیروگاه اتمی بوشهر توسط روسیه، فشارها به ایران افزایش یافته بود رسماً اعلام کرد که ایران علاقهای به تولید سلاحهای شیمیایی، میکروبی و رادیواکتیوی ندارد و سید محمد خاتمی هم که پس از هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری رسیده بود، به جهانیان اطمینان داد که برنامه هستهای ایران هیچگونه انحرافی ندارد و ایران به هیچ وجه درصدد ساخت سلاحهای هستهای نیست. اما اینها هیچیک در کاهش فشارها علیه ایران مؤثر نبود. حتی زمانی که سید محمد خاتمی با شعار تنش زدایی روی کارآمد و با بازگشت سفیران کشورهای غربی به تهران، روابط ایران و اروپا به شرایط عادی بازگشت، باز هم فشار غرب بر فعالیتهای هستهای صلحآمیز ایران تداوم یافت؛ هر چند که سیاست تنش زدایی دولت خاتمی مانع از اقدامات شدیدتر بر ضد ایران شد و مخالفتهای غرب تنها در حد تهدیدهای لفظی باقی ماند.
روسیه و حساب سود و زیان
از سال 1999 میلادی بود که نخستین زمزمههای لغو همکاریهای ایران و روسیه به گوش رسید. هر چند که مشارکت هستهای روسیه و ایران قطع نشد و تداوم یافت اما شتاب فعالیت روسیه در ساخت نیروگاه بوشهر کاهش یافت. آن روزها گفته میشد که آمریکا وعده اعطای کمکهای مالی و فنی وسوسهانگیزی به روسیه داده است. این زمزمهها موجب شد که ایران به روسیه هشدار دهد که در صورت تکمیل نشدن نیروگاه بوشهر در موعد مقرر، از امضای قراردادهای تازه با مسکو خودداری خواهد کرد. اما نیروگاه بوشهر در موعد مقرر که سال 2002 میلادی بود تکمیل نشد. البته روسها برای شانه خالی کردن از قولهای خود همیشه بهانهای داشتند و مهمترین بهانه هم افزایش تحریمهای آمریکا بر ضد ایران بود. در سال 1995 میلادی بیل کلینتون رئیس جمهور آمریکا در فرمانی، تمامی شرکتهای آمریکایی را از داد و ستد با ایران منع کرد و بدین ترتیب تمامی روابط مستقیم و غیر مستقیم بازرگانان بین ایران و آمریکا به حال تعلیق درآمد و تحریم همه جانبه اقتصادی آمریکا بر ضد ایران آغاز شد. پنج سال پس از آن در فوریه سال 2000 میلادی، کنگره آمریکا قانونی را به تصویب رساند که به موجب آن تمامی شرکتهایی که به برنامه هستهای ایران کمک کنند مشمول مجازاتهای آمریکا خواهند شد. با استناد به همین قانون بود که در آوریل سال 2000، دولت جمهوری چک که متعهد به تامین تجهیزات تهویه نیروگاه اتمی بوشهر بود، شرکتهای این کشور را به سرباز زدن از اجرای تعهدات خود در بوشهر وا داشت و بهانه تازهای برای تاخیر در راهاندازی نیروگاه بوشهر در اختیار روسها قرار داد.
این تاخیرها به زیان ایران و به سود روسیه بود، چراکه هر چقدر تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر مدت زمان بیشتری به طول میانجامید سود بیشتری عاید روسها میکرد و همین موضوع باعث میشد روسیه از هر فرصت و بهانهای برای افزایش پروسه زمانی تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر استفاده یا بهتر بگوییم سوء استفاده کند. البته آنچه در طی سالهای بعد در آغاز هزاره سوم از سال 2000 میلادی تاکنون رخ داده همگی به سود روسیه و در جهت نیل به اهداف این کشور بوده است.
.....و حالا نطنز و اراک
در سال 2002 میلادی ، همان سال که قرار بود نیروگاه بوشهر تکمیل شده و در اختیار ایران قرار گیرد، با انتشار تصاویر ماهوارهای مربوط به تاسیسات هستهای نطنز و اراک از سوی آمریکا جنجال تازهای بر ضد فعالیتهای هستهای ایران آغاز شد. البته نماینده وقت ایران در آژانس بینالمللی رئیس آژانس را در جریان فعالیت سایت نطنز قرار داده بود اما آمریکاییها اصرار داشتند که فعالیتهای نطنز، مخفیانه است.
با افزایش جنجالها بر سر فعالیت سایتهای هستهای نطنز و اراک، البرادعی برای بازدید از نطنز به ایران سفر کرد و طبق معمول و همچون دفعات گذشته، هیچ نشانی از غیر صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران یافت نشد. اما این جنجالهای تبلیغاتی، کار را به جایی رساند که در ژوئن 2003، آژانس بین المللی انرژی اتمی و اتحادیه اروپا از ایران درخواست کنند امکان بازدید سرزده بازرسان آژانس را از تمامی فعالیتهای هستهای ایران فراهم کند.
ایران نیز با این درخواست موافقت کرد و حتی ماهها بعد دوربینهای آژانس نیز در تأسیسات هستهای نطنز که به مرور زمان حساسیت بیشتری نسبت به نیروگاه بوشهر هم پیدا کرده بود نصب شد.
به موازات بازدیدهای سرزده بازرسان آژانس از تأسیسات هستهای ایران ، مذاکرات ایران با سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان به عنوان نمایندگان اتحادیه اروپا و جامعه جهانی تداوم داشت. در این مذاکرات که حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی ایران به نمایندگی رئیس هیات ایرانی مذاکره کننده درآن حضور داشت، دو طرف به توافقاتی در راستای اعتماد سازی دست یافتند که نقطه اوج آن 20 نوامبر سال 2003 میلادی، پاییز سال 1382 خورشیدی در مذاکرات سعد آباد بود که به امضای موافقتنامهای به همین نام در تهران بین ایران از یک طرف و انگلیس ، فرانسه و آلمان از طرف دیگر منجر شد.
بر اساس توافقنامه سعد آباد که در آن زمان با انتقاد گسترده طیف محافظهکار در ایران نسبت به عملکرد دولت اصلاح طلب سیدمحمد خاتمی و حسن روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی که عملکردی نزدیک به دولت وقت از خود نشان میداد مواجه شد، ایران پذیرفت که برای اعتماد سازی، غنیسازی اورانیوم را به طور داوطلبانه به حال تعلیق درآورد و در عوض، کشورهای اروپایی وعده دادند که کمکهای فنی در زمینه دستیابی به انرژی هستهای را در اختیار ایران قرار دهند.
با گذشت یک سال از انعقاد توافقنامه سعدآباد بین ایران و سه کشور اروپایی، عدم پایبندی طرف اروپایی به وعدههایخود نارضایتیهایی در هیات مذاکره کننده ایرانی ایجاد کرد و به همین دلیل در آذر ماه سال 1383 مذاکرات دیگری، این بار در پاریس بین چهار کشور صورت گرفت تا گام دیگری برای تفاهم به منظور تحقق حقوق هستهای ایران برداشته شود.
این وضعیت تا ابتدای تابستان 1384 و برگزاری نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ادامه یافت تا روسیه نیز با سوء استفاده از این وضعیت، تکمیل نیروگاه بوشهر را به تعویق بیندازد. اما تابستان 1384 آغاز مقطع دیگری در پروسه نیم قرن تلاش ایران برای دستیابی به انرژی هستهای بود.
شکست تعلیق داوطلبانه
با پایان انتخابات ریاست جمهوری نهم و پیروزی محمود احمدی نژاد که در عرصه بینالملل به عنوان کاندیدای راست رادیکال شناخته میشود بر هاشمی رفسنجانی که در دور دوم انتخابات از حمایت تمامی گروههای چپ و میانهرو بهرهمند بود قابل پیشبینی بود که مرحله تازهای از مناقشه ایران و غرب بر سر فعالیتهای هستهای ایران آغاز شود. طیف طرفدار احمدینژاد، در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی که ریاست هیات مذاکره کننده ایران در مساله هستهای بر عهده حسن روحانی بود بارها به انتقاد از عملکرد این گروه در پیشبرد حقوق هستهای ایران پرداخته و آن را منفعلانه و حتی ذلیلانه ارزیابی میکردند. حتی علی لاریجانی که زمانی تیم مذاکره کننده ایرانی در دوره خاتمی و روحانی را به دادن در غلتان و گرفتن آب نبات متهم کرده بود به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران انتخاب شد تا آشکار شود که دوره تازهای آغاز شده است.
البته پیش از آنکه سید محمد خاتمی، سکان ریاست جمهوری را به محمود احمدی نژاد واگذار کند به عنوان آخرین اقدام در دولت خود، از پایان تعلیق غنی سازی اورانیوم به دلیل کارشکنیهای غرب و عدم عمل به وعدهها از سوی کشورهای اروپایی خبر داد تا راه را برای اقدامات بعدی در دولت نهم هموار شود.
بدینترتیب دولت نهم فعالیت خود را به ریاست محمود احمدی نژاد آغاز کرد و علی لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، مسئولیت تیم مذاکره کننده هستهای ایران را بر عهده گرفت. هر چند که ابتدا سیاست نگاه به شرق در دستور کار دولت و تیم هستهای ایران قرار گرفت اما به مرور زمان و با پیوستن اروپا به آمریکا و پیمان شکنیهای کشورهای شرقی به ویژه روسیه مشخص شد که با وجود همه آنچه که تاکنون رخ داده باز هم بهترین راهکار حل مناقشه هستهای ایران، تداوم گفتگو با کشورهای اروپایی و جدا کردن جبهه اروپا از غرب است، همان راهکاری که در دوران دولت خاتمی در دستور کار قرار گرفته بود.
در این میان ایجاد مسایل تازهای در دیپلماسی ایران، از جمله سخنرانیهای صریح محمود احمدی نژاد و به ویژه سخنان او در مورد افسانه بودن هولوکاست، نارضایتیهای غرب را از ایران افزایش داد و به طور مستقیم ، مسیر مذاکره ناهموارتر از گذشته شد. تداوم غنی سازی اورانیوم و عدم موافقت ایران با تعلیق غنی سازی به دلیل عمل نکردن غرب به وعدههای گذشته خود، ارسال پرونده فعالیتهای هستهای ایران از شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل و به تبع آن صدور دو قطعنامه ضد ایرانی در شورای امنیت را در پی داشت.
در اسفند ماه سال 1385، با افزایش فشارهای غرب بر ضد ایران، روسیه نیز فرصت را مغتنم شمرد تا از آب گل آلود، ماهی مراد را صید کند. روسها به بهانه عدم پرداخت تعهدات مالی ایران به این کشور در قبال نیروگاه اتمی بوشهر، عملیات تکمیل نیروگاه بوشهر را متوقف کردند تا ساخت نیروگاه اتمی بوشهر که قرار بود در سال 2002 میلادی پایان یابد در آغاز سال 2007 میلادی همچنان ناتمام باقی بماند. البته ایران با اسناد و مدارک نشان داد که تعهدات مالی خود را به طور کامل انجام داده اما روسها دنبال بهانه برای ایجاد تاخیری دیگر در ساخت نیروگاه بوشهر به منظور کسب سود بیشتری بودند و چه بهانهای از این بهتر.
همزمان با آغاز سال 1386 خورشیدی، قطعنامه 1747 شورای امنیت سازمان ملل هم بر ضد ایران صادر شد تا بار دیگر فرصتی 60 روزه در اختیار ایران قرار گیرد تا غنی سازی اورانیوم را به حال تعلیق درآورد. اما آیا ایران این درخواست را میپذیرد؟
پاسخ این پرسش روشن نیست. اما این نکته کاملاً روشن است که حتی پذیرش این درخواست هم نمیتواند موجب توقف نیم قرن تلاش برای دستیابی به انرژی هستهای شود.