تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۱۷۳۹۰۴

پایان همکاری سلطه‌جویانه

مترجم: شهرام صدوقی مقدمه: گروه بین‌الملل - با فروپاشی برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در 11سپتامبر 2001 مناسبات بین‌المللی وارد مرحله تازه‌ای شد. جنگ علیه تروریسم به رهبری جرج بوش مستلزم یارکشی و همکاری‌های جدید بود. در آن سوی آتلانتیک پیام جرج بوش به روشنی از سوی تونی بلر شنیده شد و بدین‌سان مبارزه با تروریسم شکل گرفت. اینک در پایان دوره زمامداری دو رهبر سیاسی، به نظر می‌رسد شرایط خارجی و داخلی برای آنها پیچیده شده است. عدم محبوبیت داخلی و نارضایتی در بین همپیمانان از جمله چالش‌های جدی این دو سیاستمدار می‌باشد. مقاله حاضر از این منظر به بررسی روابط چرج بوش و تونی بلر و همکاری نزدیک آن دو در زمینه مبارزه با تروریسم پرداخته است.

یک وکیل مدافع چرب‌زبان انگلیسی و یک جمهوری‌خواه از ایالت تگزاس در عرض 5 سال پس از حملات 11 سپتامبر با رفاقتی که با هم شروع کردند رویدادهای جهان را شکل داده‌اند، آنها رفقای شفیق عجیبی برای یکدیگر بودند.
البته چندی است که شکست نسبی در عراق و همچنین بروز مشکلات در کشورهایشان این دو را از اوج آسمان به سطح زمین کشیده است. طبق آخرین نظرسنجی محبوبیت جرج بوش ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا 31 درصد سقوط کرده است و حزب او با یک شکست و احتمالا از دست دادن یک یا دو مجلس در انتخابات میان دوره‌ای نوامبر روبروست.
در همین حال در انگلستان، حزب کارگر که تونی بلر آن را بازآفرینی و در 3 پیروزی متوالی در انتخابات رهبری کرده است می‌خواهد معمارش را بازنشسته و گاردن براون را به جای وی به عنوان رهبری معرفی کند. طبق قرائن به دست آمده هیچ کدام از آن دو رفیق فعلا صندلی قدرت را ترک نمی‌کنند. آقای بلر تا یک سال دیگر بر سریر قدرت است. آقای بوش اگرچه ممکن است از نظر انظار عموم جوجه اردک زشت لقب بگیرد اما تا ژانویه 2009 بر سر کار خواهد بود. البته دوران سختی را در پیش‌رو دارد. عملکرد منفی دموکرات‌ها در آمریکا ممکن است باعث شود جمهوری‌خواه‌ها در انتخابات میان دوره‌ای با اختلاف اندکی رای پیروزی بیاورند ولی همین دوره آخربن دوره قدرت جمهوری‌خواهان است که به تندی سپری خواهد شد.
بدون توجه به مدت زمانی که آنها در دفتر کار خود سردمدار قدرت هستند، همکاری سیاسی خودخواهانه، حق به جانب و دارای اعتماد به نفس بالا که یورش جهان غرب به القاعده را شکل داد و منجر به لشکرکشی به افغانستان و عراق شد، هم‌اکنون متزلزل شده است. واقعا این عمل برای دنیای بزرگ که از این دو کشور وسیع‌تر است چه معنایی دارد؟
جرج بوش پس از واقعه 11سپتامبر برای تهییج افکار عمومی و همچنین جمع‌آوری جنگ‌افزارهای نظامی برای حمله به افغانستان و عراق به تونی بلر احتیاجی نداشت اما اخلاق واسطه‌گرایانه سیاسی یک متحد قابل اعتماد که در شورای امنیت سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا جایگاه ویژه‌ای داشت او را به جرج بوش نزدیک و نزدیک‌تر کرد.
تونی بلر به تمام اعتقاداتش ایمان کافی دارد. او خارج از اصول غریزی انگلیسی خود را به جرج بوش چسباند.
او از اولین حامیان حمله به عراق و برکنار کردن صدام حسین بود. به عنوان یک سیاستمدار مترقی همسو با جناح چپ آمریکا در خیلی از نقاط جهان و حتی داخل آمریکا مخاطبانی را یافته بود که جرج بوش پسر دور از آنها قرار گرفته بود. شراکت سیاسی بریتانیا با ایالات متحده آمریکا به طریقی است که ضعف اخیر تونی‌ بلر در حزب کارگر و حتی کناره‌گیری وی از نخست‌وزیری هیچ اثر فوری را بر روی رفتار آمریکا در جهان نخواهد داشت. براون کاندیدای جدید جایگزین تونی بلر نسبت به وضعیت اروپا ناباور و همچنین متمایل به سیاست‌های آمریکاست. او اشاراتی را در خصوص سیاست خارجی بریتانیا اظهار کرده است. با حضور او بریتانا در مورد اتحاد کشورهای عضو پیمان آتلانتیک ارزیابی مثبتی را خواهد داشت زیرا از زمانی که قانون اساسی جدید اتحادیه اروپا به تصویب نرسید وضعیت پایدار و منسجم را از دست داده است. وی همچنین معتقد است جداول زمانی خروج نیروهای انگلیس از جنوب عراق و همکاری آن کشور در حفظ صلح در افغانستان و نیز مخالفت آن کشور با برنامه‌های هسته‌ای ایران تقریبا بدون تغییر نسبت به سابق ادامه خواهد داشت. در هر صورت وقتی که آقای تونی بلر اعتبار داخلی خود را از دست می‌دهد و حتی بیشتر وقتی دفتر کار خود را ترک می‌کند جرج بوش نه تنها احساس می‌کند یک متحد نیرومند که یک روح مشترک را از دست داده است. رشد روزافزون تنهایی در داخل کشور و افزایش از دست دادن همکاران خارجی در خارج از آمریکا برای جرج بوش یک شرایط سختی را به وجود خواهد آورد. اخیرا جرج بوش در اروپا یک دولت اروپایی جدید یافته است. او کسی نیست جز آنگلامرکل صدراعظم جدید آلمان. مرکل بیش از صدراعظم پیشین آلمان (گرهارد شرودر) به روش تفکرات بوش نزدیک‌تر است. او به طرز تحسین‌برانگیزی رک است. بارزترین این صراحت لهجه در مورد فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای ایران بیان شده است. اما در اروپا بسیاری از متحدان آمریکا و شخص جرج بوش از قبیل ماریا ازنار اسپانیایی و سیلویو برلوسکونی ایتالیایی شغل خود را از دست داده‌اند. البته نزدیکی هیچ کدام یک از اشخاص نامبرده بر میزان استحکام اتحاد تونی‌ بلر با جرج بوش نمی‌رسد. وقتی زمان پیشروی جرج بوش در دنیای سیاست بدون رفیق شفیق خارجی‌اش فرا می‌رسد، نگرانی او در کمبود نیروهای انتظامی، نه توصیه سازمان‌های اطلاعاتی و نه رای شورای امنیت بلکه الگوی روان‌شناسانه ترغیب دوجانبه است. عقیده‌ای که بر تقویت اعتقادات طرف مقابل استوار است.
سایه بلند دهه 1930میلادی
این حقیقت که نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور از دو قطب مخالف سیاسی هستند این الگو را تقویت کرده است. آنچه آنها در آن سهیم‌اند واکنش‌های غریزی به حمله برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی و عواقب پی‌آمد آن می‌باشد. هر دو اعتقادات قوی دینی دارند. هر دو تروریسم انتحاری و تکثیر هسته‌ای را هم سطح مسایلی می‌دانند که هیتلر در دهه 1930 به جهانیان معرفی کرد.
تونی بلر هنوز مانند جرج بوش به عنوان یک رهبر زمان جنگ پیشرفت نکرده است اما در جهان‌بینی تونی بلر موقعیت‌های بحرانی به سنجه‌های بحران نیاز دارد.
وی حتی قبل از 11سپتامبر رواندا و گوانتانامو را توجیه‌هایی برای دکترین مداخله‌گری لیبرال می‌دانست که تحت آن قدرتهای بزرگ وظیفه داشتند برای فیصله دادن منازعه بدون خونریزی حتی بدون اجازه سازمان ملل اعمال قدرت کنند.
تونی بلر در 12سپتامبر یادداشت 5صفحه‌ای برای جرج بوش فرستاد و در آن وعده داد که در حمله به افغانستان آمریکا را یاری خواهد داد. تونی بلر در تاریخ بریتانیا به اندازه تمام رهبران حزب کارگر به اندیشه‌های نومحافظه‌کاران آمریکایی نزدیک است. وقتی نیروی سیاسی تونی بلر در داخل و خارج از انگلستان تحلیل رود، ادامه کار برای جرج بوش سخت خواهد شد و او باید در دو سال و نیم آینده دوره ریاست‌جمهوری خود با اتخاذ روش چرچیلی با چالشهای پیش روی خود روبرو شود. در این صورت منتقدان این همکاری تنگاتنگ و عجیب که معتقدند تونی بلر و جرج بوش به اتفاقات 11سپتامبر بیش از حد واکنش نشان داده‌اند و مساله تضاد بین ادیان را مطرح کرده‌اند خشنود خواهد شد.
هر کشوری که رئیس‌جمهور آن از میزان ماجراجویی‌های برون مرزی خود بکاهد مردمان آن کشور در امنیت بیشتر به سر خواهند برد.
هیچ شکی نیست که جرج بوش در سیاست خارجی اشتباهات بزرگی مرتکب شده است. وی در مورد هدف حمله به عراق اشتباه کرد پیامدهای آن را سر‌هم‌بندی کرد و خیانت بزرگی را به اصول آمریکا در گوانتانامو و ابوغریب صورت داد و علاوه بر آن به درخواست بلر مبنی بر شروع مجدد دیپلماسی صلح در فلسطین بی‌اعتنایی کرد.
اشتباهات آمریکا به خاتمه دادن به حضور آمریکا در عراق جبران نمی‌شود شکست‌های او از بی‌کفایتی‌های وی ناشی می‌شود و گرنه سخنان حق به جانب او حکایت از مبارزه همه‌جانبه با تروریسم و جلوگیری از تکثیر سلاح‌های هسته‌ای دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات