"اسرائیل میخواهد این جنگ را تا بیپایان ادامه دهد و به رغم آن که این دولت به خوبی میداند که حزبالله لبنان فاقد قدرت نظامی موازی با قدرت نظامی اسرائیل است، اما همچنان میخواهد در میدان جنگ با لبنان بتازد تا اهداف آمریکا و اسرائیل را محقق سازد. اسرائیل در به اسارت گرفته شدن این دو سرباز اسرائیلی بهانه لازم جهت برپایی این جنگ را به دست آورده و نمیخواهد این فرصت تاریخی را برای تحقق اهداف خود از دست بدهد."
تونی کرون، تحلیلگر روزنامه تایمز با ارایه تحلیلی تحت عنوان "اگر حزبالله ایستادگی کند، پیروز میدان است" نوشت: بیهیچ شک و تردیدی دولت آمریکا در پس جنگ اسرائیل با حزبالله لبنان قرار گرفته است و این حمایت بیشک در موضعگیری مقامات بلندپایه آمریکا چون کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه، خود را نشان داده است، به طوری که رایس در آخرین موضعگیریهایش در قبال این جنگ اظهار داشته است که اعلام آتشبس در لبنان برای حل این بحران کافی نیست و آمریکا خواهان آن است که خشونت در این منطقه به صورت نهایی حلوفصل شود. آمریکا به دنبال آن بود که قطعنامه 1559 شورای امنیت سازمان ملل یعنی خلع سلاح حزبالله لبنان را در مرحله عملی قرار دهد و بارها نیز این دولت از حکومت لبنان خواسته است که قطعنامه مذکور را به مرحله اجرا درآورد، اما اسرائیل و آمریکا به خوبی میدانند که حکومت لبنان هرگز قادر به تحمیل مفاد این قطعنامه علیه حزبالله لبنان نخواهد بود. به همین دلیل در اولین فرصت به دست آمده، تلآویو برای محدود ساختن قدرت نظامی و سیاسی حزبالله لبنان وارد عمل شد و آمریکا نیز پیش از این جنگ، حمایتهای جهانی لازم از این جنگ را برای اسرائیل فراهم ساخت."
تحلیلگر روزنامه تایمز مینویسد: "اسرائیل برای تحقق اهدافش کار خود را ابتدا از حملات هوایی به مناطق جنوبی لبنان آغاز کرد؛ زیرا میکوشید تا خود را برای مرحله بعدی یعنی هجوم زمینی به مناطق جنوبی لبنان و پاکسازی این مناطق از مقرهای حزبالله آماده کند. بنابراین تحقق چنین امری مستلزم هدف قرار گرفته شدن تمام راههای ارتباطی مناطق جنوبی با مرکز و نیز با یکدیگر بود و همانطور که شاهد بودیم پلهای ارتباطی اولین هدف جنگندههای نظامی اسرائیل در جنوب لبنان بود. هدف بعدی جنگندههای اسرائیلی مربع امنیتی حزبالله در جنوب بود. این جنگندهها تمام مقرهای وابسته به حزبالله را با خاک یکسان کردند و به دنبال آن دهها تن از غیرنظامیان قربانی شدند؛ جنگندههای اسرائیلی همزمان مناطق مسکونی واقع در این مربع امنیتی را نیز هدف قرار میدادند. به هر حال دولت اسرائیل با اتخاذ سیاست ناشیانه در هدف قرار دادن مناطق فعالیت حزبالله لبنان نه تنها نتوانست سکوهای موشکی این حزب با ذخایر نظامی آن را هدف قرار دهد، بلکه منجر به گسترش دامنه تلفات غیرنظامیان لبنانی شد. پس از حملات اولیه جنگندههای اسرائیلی به همراه واحد توپخانهای اسرائیل به جنوب لبنان، حزبالله لبنان در پاسخ به این تجاوزات تنها با هدف قرار دادن پیشرفتهترین ناو جنگی اسرائیل به این دولت فهماند که قدرت نظامیاش از میزان تصور و پیشبینی دولت اسرائیل خارج است و این حزب، موشکهایی را در اختیار دارد که نه تنها ناو جنگی اسرائیل بلکه قلب این دولت را نیز میتواند هدف قرار دهد."
کرون میافزاید: "پس از مشخص شدن این واقعیت که حزبالله لبنان مجهز به موشکهای دوربرد است، نگرانیهای دولت اسرائیل و اصرارهای آن برای نابود ساختن قدرت نظامی حزبالله لبنان بیشتر شد، به طوری که این دولت اعلام کرد تا زمان خلع سلاح کامل حزبالله لبنان با هیچ آتشبسی موافقت نخواهد کرد و طبیعتا این موضعگیری اسرائیل بیانگر میزان نگرانی این دولت از قدرت موشکی حزبالله لبنان است. حال سوال این است که آیا دولت لبنان و اسرائیل، توانایی خلع سلاح حزبالله لبنان و رویارویی با این حزب را دارند؟ و چه کسی مسئولیت این امر را بر عهده میگیرد؟ تونی بلر، نخستوزیر انگلیس و کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل برای حل این معضل خواستار استقرار نیروهای حافظ صلح بیشتری در مناطق مرزی لبنان و اسرائیل شدند، اما با توجه به آنکه آمریکا و بسیاری از کشورهای متحد آن در عراق، خواهان اعزام نیرو به مرزهای لبنان و اسرائیل هستند، این طرح نیز برای حل بحران موجود عملا کنار گذاشته میشود؛ زیرا نه ملت لبنان و نه حزبالله لبنان اعتمادی به سیاستهای این کشورها ندارند و حتی اگر حزبالله لبنان با چنین طرحی برای حل بحران موافقت کند با کشورهای شرکتکننده جهت اعزام نیروهای حافظ صلح مخالفت خواهد کرد و این مساله خود به خود منجر به ایجاد گرهای تازه در حل بحران لبنان میشود."
تحلیلگر روزنامه تایمز در ادامه مینویسد: "حزبالله لبنان از لحاظ سازماندهی و قدرت نظامی به برترین حزب جهانی معروف است و از سویی این حزب به دلیل حمایتهای گسترده مردمی و پایگاههای مردمی در لبنان و جهان، کار اسرائیل برای منهدم ساختن قدرتهای نظامی و سیاسیاش را با مشکل مواجه میسازد. تعریف حزبالله لبنان آنطور که اسرائیل بیان میکند، یعنی یک حزب متشکل از عناصر رادیکالی شده از سوی ایران که تعدادشان از هزار نظامی تجاوز نمیکند و نماینده تعداد محدودی از مردم لبنان هستند، در حالی که با ارزیابی دقیقی از تاریخ شکلگیری این حزب میبینیم که این حزب بر خلاف اعتقاد بسیاری از مقامات مسئول دولت اسرائیل و حتی آمریکا، بزرگترین حزب سیاسی و مردمی در لبنان است و اسرائیل به رغم داشتن تمام امکانات نظامی نخواهد توانست که این حزب مردمی گسترده را برای همیشه منحل کند. تنها ممکن است که حزبالله لبنان در برابر قدرت نظامی گسترده اسرائیل مجبور شود تا زمان محدودی، تاکتیکهای خود را تغییر دهد. اسرائیل نمیتواند در شرایط کنونی با قدرت نظامیاش حزبالله را با شکست سیاسی و یا حداقل با شکست نظامی مواجه سازد و دلیل این امر بسیار ساده است، دلیل آن تنها به خاطر وضعیت و نوع ساختار حزبالله است. این حزب صرفنظر از آنکه در خارج از لبنان از حامیان قدرتمندی برخوردار است در داخل لبنان نیز چنین قدرتی برخوردار است و تا زمانی که این حزب از چنین مزیتی بهرهمند باشد، رویارویی اسرائیل با آن همراه با مشکلات و سختیهای گستردهای خواهد بود. "کرون مینویسد: "آمریکا پس از تجربههای تلخ خود در عراق به خوبی میداند که مقابله و رویارویی با هر حزب یا تشکلی که از کوچکترین حمایت مردمی برخوردار است تنها بحران و درگیری را بیشتر میکند و مشکلات آمریکا را در آن منطقه بحرانزده را گستردهتر میکند. بر اساس تجربههای تلخ آمریکا در عراق مشخص شد که مقابله نظامی با احزاب یا تشکیلاتی که از حمایتهای مردمی برخوردارند، دایره خشونت و درگیری را بیشتر میکند و مردم عامه نیز به حمایت از این احزاب و تشکلها وارد عمل میشوند. همان اتفاقی که در فلوجه عراق رخ داد و مردم غیرنظامی نیز برای حمایت از گروههای مستقر در این منطقه سلاح به دست گرفتند و نتیجه این امر به چیزی جز گسترش حمایتهای مردمی از گروههای شورشی در عراق منجر نشد. بنابراین اسرائیل نباید بر اساس مخالفتهای احزاب سیاسی داخلی و خارجی لبنان با حزبالله، سیاستهای آینده خود را در رویارویی با این حزب لبنانی تعریف کند.