«العربیه» و رسانههای همسو که در راستای مخدوش نشان دادن انتفاضه مردم فلسطین و بهبود وجهه اشغالگران، کارنامه منفی از خود به جا گذاشتهاند، در اقدامی شگفتآور، برخی اعتراضات در برخی مناطق عراق نسبت به مشکل کمبود برق را که کاملاً عادی و ناشی از افزایش گرمای هوا بود، بزرگنمایی و آن را «انتفاضه برق» توصیف کنند.
آنها در این زمینه با برقراری ارتباط مستقیم با خبرنگاران متعدد خود در عراق و تحلیلگران و نمایندگان مخالف، گزارشهای یکسویه و مصاحبههای منفی بر ضد دولت عراق پخش میکنند.
اعتراف صریح «رحیم الشمری» مسئول اطلاعرسانی «فهرست العراقیه» به ریاست علاوی مبنی بر اینکه ایاد علاوی از حمایت اقتصادی بینالمللی برای حل بحران برق عراق برخوردار است و افزایش تظاهرات مردمی در اعتراض به کمبود برق منجر به پایان نخستوزیری نوری مالکی، پیش از توافق گروههای سیاسی درباره تشکیل دولت جدید میشود، با توجه به حمایتهای آشکار و همه جانبه العربیه و دیگر رسانههای همسو از علاوی و طیف وی که پیش از انتخابات پارلمانی اخیر به طور جدی آغاز شد، نشان میدهد که خط تشدید بحران و بزرگنمایی مشکلات خدماتی، از سوی العربیه و رسانههای همسو، با القای ناتوانی دولت کنونی عراق و توانمندی علاوی برای حل این مشکلات دنبال میشود.
چندی پیش برخی مناطق عراق در پی افزایش بیسابقه گرما و قطعی برق، شاهد اعتراضاتی بود. «حسین شهرستانی»، وزیر نفت عراق هم بر مشکل کمبود برق در این کشور صحه گذاشت و تأکید کرد دولت برای رفع این مشکل، تمامی توان خود را به کار خواهد بست.
با این حال اظهارات عضو العراقیه درباره افزایش اعتراضات مردمی در آینده و تأکید وی بر اینکه این اعتراضات در نهایت به سرنگونی مالکی منجر میشود، نشان میدهد طیف علاوی هرگز حاضر نیست از مواضع سرسختانه خود دست بردارد و در این زمینه با حمایت برخی رسانههای عربی، از اعتراضات طبیعی مردمی، بهرهبرداری سیاسی میکند.
این در حالی است که این شبکهها در کمال تعجب به سانسور تظاهرات گسترده مردم مصر بر ضد دولت مبارک به سبب کشته شدن یک جوان به ضرب گلوله پلیس و همچنین نارضایتیهای عمومی مستمر در دیگر کشورهای عربی میپردازند تا بر رویکرد دوگانه و جانبدارانه خود صحه بگذارند.
این رسانهها در ادامه رویکرد تخریبی خود علیه دولت برخاسته از رأی اکثریت مردم عراق، با نقلقول خبرهایی با تکیه بر آنچه «منابع آگاه» (به زعم خود) میخوانند، مدعی فروپاشی قریبالوقوع «اتحاد ملی» به عنوان بزرگترین فراکسیون پارلمانی عراق شدهاند.
العربیه و رسانههای عربی همسو چندی قبل مدعی شدند که توافقی میان علاوی و مالکی درباره تقسیم قدرت به دست آمده است، مبنی بر اینکه ریاستجمهوری به نوری مالکی و نخستوزیری به ایاد علاوی و ریاست پارلمان هم به کردها واگذار شود.
این رسانهها که رویکرد خصمانهای را بر ضد دولت و اکثریت ملت عراق با هدف ایجاد دودستگی و تفرقه میان قشرها و مذاهب مختلف ملت اعم از سنی و شیعه و مسیحی به رهبری شبکه العربیه دنبال میکنند، مدعی شده بودند نوری مالکی به این دلیل همچنان بر نامزدی خود برای نخستوزیری مجدد پافشاری میکند که خوب میداند در صورتی که همچنان در قدرت نباشد، به اتهام مسائل اقتصادی، تحت پیگرد دستگاه قضایی قرار خواهد گرفت!
یک کارشناس مسائل خاورمیانه میگوید: با وجود گذشت بیش از پنج ماه از انتخابات پارلمانی عراق، جریانهای سیاسی عراق همچنان بر سر تعیین نخستوزیر پیشنهادی برای تشکیل دولت وحدت ملی دچار اختلاف سیاسی هستند.
این اختلافات و افزایش تنشهای حزبی، دورنمای تشکیل دولت وحدت ملی عراق را همچنان در هالهای از ابهام قرار داده است.
پافشاری فهرست العراقیه بر آنچه حق خود برای تشکیل دولت جدید عراق مینامد، با وجود تصریح قانون اساسی عراق بر اینکه فراکسیون اکثریت پارلمانی و نه گروه پیروز انتخابات باید دولت را تشکیل دهد، به سبب اطمینان جدی آنها از حمایتهای برخی کشورهای عربی و آمریکا است.
برخی کشورهای منطقه از جمله عربستان و مصر با نخستوزیری مجدد نوری مالکی مخالف هستند. تبلیغات گسترده شبکه العربیه و برخی رسانههای وابسته به کشورهای عربی بر ضد دولت عراق و بزرگنمایی مشکل کمبود برق و توصیف آن به انتفاضه برق، در راستای سیاست این کشورها برای جلوگیری از تشکیل دولت متکی بر رأی اکثریت و مشارکت دیگر گروهها ارزیابی میشود.
دخالت این رسانهها برای دامن زدن به اختلافات مذهبی و سیاسی میان احزاب عراق، فضای غبارآلودی را بر روند دولتسازی در این کشور چیره کرده است.
شبکه العربیه، روزنامههای الحیات، الشرق الاوسط و مجموعه شبکههای تلویزیونی «ام.بی.سی» وابسته به یکی از کشورهای عربی، پس از سقوط رژیم دیکتاتوری بغداد در مارس 2003 سیاستهای خبری خود را بر مبنای تضعیف موضع اکثریت و اختلافافکنی میان طیفهای سیاسی عراق قرار دادند.
برخی کشورهای عربی، رسانههای وابسته به خود را مأمور تخریب چهرههای شاخص اکثریت مردم عراق یعنی شیعیان و همچنین اختلافافکنی میان شیعه، سنی و کرد و تبلیغ گسترده به نفع جریانهای سکولار و در رأس آنها فهرست العراقیه ایاد علاوی کردهاند و با روند موجود، تشکیل دولت جدید عراق در آینده نزدیک بعید است.
هدف برخی رژیمهای عربی این است که عراق را از تشکیل یک نظام دموکراتیک مبتنی بر رأی اکثریت مردم یعنی شیعیان و مشارکت دیگر اقلیتها از جمله اهل سنت و کردها باز دارند، زیرا چنین نظامی با ماهیت دیکتاتوری و نظام تکرأیی کشورهای عربی منافات دارد.
این در حالی است که بر خلاف ادعای برخی کشورهای عربی و تعداد اندکی از شخصیتهای عراقی همسو با این کشورها، جمهوری اسلامی ایران همواره بر ضرورت حفظ وحدت و یکپارچگی عراق و حفظ وحدت شیعه و سنی تأکید کردهاست و هیچ گونه دخالتی در امور داخلی عراق ندارد و بارها بر حمایت خود از تشکیل دولت مشارکت ملی با شرکت تمامی گروههای تأثیرگذار، تأکید کرده است.
در جریان انتخابات پارلمانی عراق در اسفند پارسال، رسانههای عربستان حملات تبلیغاتی خود را علیه چهرههای شاخص اکثریت هماهنگ و به سود یکی از جریانهای سیاسی سکولار در عراق متمرکز کردند.
ظاهراً با وجود تبلیغات دامنهدار رسانههای برخی کشورهای عربی علیه برخی طیفهای سیاسی عراق، دورنمای روشنی از تشکیل قریبالوقوع دولت وحدت ملی مشاهده نمیشود.
در این شرایط هرچه اختلافات میان رهبران سیاسی عراق گستردهتر شود؛ عوامل حزب منحله بعث عراق خود را برای ورود به عرصه سیاسی و امنیتی، آمادهتر میکنند.
تلاش مشکوک برای احیای مهرههای سوخته
با این وجود، تلاشهای دو شاخه جدا شده حزب منحله بعث صدامی برای اتحاد بر ضد عراق جدید و دستاوردهای دولت منتخب آن با وجود حمایتهای برخی کشورهای عربی و فرامنطقهای با شکست روبرو شده است. منابع آگاه عراقی اخیراً از صدور بیانیهای توسط شاخه «محمد یونس الاحمد» حزب منحله بعث خبر میدهند که در آن خواستار برگزاری یک کنفرانس مشترک برای ایجاد وحدت با شاخه «عزت الدوری» و تبیین راهبرد مشترک برای همکاری و تعامل با آمریکا شده است؛ امری که با مخالفت شاخه الدوری روبرو شد.
خاطر نشان میشود بعثیها که از سوی واشنگتن و برخی دیگر از جریانهای شبهه دار سیاسی عراق پشتیبانی میشوند، پیش از این تلاشهایی را در زمینه وحدت علیه دستاوردهای عراق جدید داشتهاند که همگی آنها به شکست منجر شده است.
منابع مطلع البته از احتمال دیدار الدوری با یونس الاحمد برای ایجاد یک راهکار همکاری مشترک با واشنگتن خبر میدهند، اما درباره نتایج این دیدار احتمالی شک و شبهات فراوانی مطرح کردهاند.
بر این اساس، شاخه الدوری حزب منحله بعث، شاخه یونس الاحمد را جریانی خارجی میداند که با واشنگتن همکاری میکند. از طرفی شاخه یونس الاحمد که در سال 2007 پس از اعدام صدام از این حزب خارج شد؛ از همان زمان، همکاریهایی را با آمریکا آغاز کرده است تا از خطر دستگیری در امان بماند.
یونس الاحمد از سران اصلی حزب منحله بعث است که نام وی در میان فهرست 55 نفره رژیم صدام قرار داشت و آمریکا ادعای تلاش برای دستگیری آنها را پس از اشغال عراق مطرح کرده بود.
این در حالی است که با گذشت بیش از هفت سال از اشغال عراق، بازداشت نشدن یونس الاحمد و بسیاری دیگر از سران بعثی، شبهه بسیاری را در مورد همکاری مخفیانه آنها با آمریکا بر ضد آرمانهای ملت عراق، تقویت کرده است.
در واقع این سئوال مطرح میشود که نیروهای آمریکایی که توان بازداشت و اعدام صدام، سرکرده حزب منحله بعث را داشتند، نمیتوانند سران کوچکتر این جریان را ردیابی و دستگیر کنند؟
تحلیلگران معتقدند نیروهای سوخته حزب منحله بعث، بهترین مهرهها و بازیگران واشنگتن در عراق پس از اشغال به شمار میروند، چرا که از آنان میتوان برای پیشبرد طرحهای متعدد کاخ سفید در عراق استفاده کرد.
بر این اساس، مشاهده میشود که برخی از جریانهای سیاسی عراق در زمانی که به صورت مسالمتآمیز به اهداف مورد نظر خود در صحنه سیاسی دست نمییابند، به سادگی دم از افزایش خشونتها و موج تصاعدی انفجارها میزنند. گویی که عاملان انجام این عملیاتها را به سادگی در دسترس دارند تا با فرمان دادن به آنها موجبات نا امنی در عراق را به وجود آوردند و در نهایت به اهداف مورد نظر خود برسند.
انفجارهای متعدد و تلاش گروههای تروریستی در عراق، مثلاً دستبرد زدن به بانکهای اصلی عراق که تمامی گردش تجاری و مالی دولت عراق به کمک آنها انجام میشود، بی ارتباط به تلاشهای این جریانهای مشکوک سیاسی در به کارگیری مهرههای سوخته بعثی نیست.
حملاتی که اکثراً هم ناکام میماند، فقط شماری کشته و زخمی بر جای میگذارد که اکثر آنها غیرنظامیان عراقی هستند.
این مسئله، هوشیاری جریانهای سیاسی عراق را ضروری میکند و بر لزوم خروج سریع از شبه بحران ایجاد شده در مسئله تشکیل دولت جدید، تاکید میورزد تا در نهایت جریانهای بعثی ـ آمریکایی فرصتی برای خودنمایی در عراق و ایجاد ناامنی نداشته باشند.
تضعیف حکومت مرکزی
در چنین شرایطی، یک تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به ادامه دخالتهای کنگره آمریکا و صدور قطعنامه جدید برای افزایش تعداد کنسولگریهای آمریکا در عراق نوشت: هدف اصلی آمریکا، تضعیف حکومت مرکزی این کشور است.
«رائد جرار» در مقالهای که در پایگاه خبری ـ تحلیلی «آنتیوار» منتشر شد، نوشت: بیش از 19 سال است که در عراق جنگ و درگیری ادامه دارد و هفت سال از اشغال این کشور توسط نیروهای آمریکایی میگذرد، اما کنگره آمریکا هنوز دست از دخالت در امور سیاسی داخلی عراق بر نداشته است.
چندی پیش کنگره آمریکا قطعنامهای را صادر کرد و از وزارت امور خارجه خواست در منطقه کردستان عراق همچون سایر نواحی در این کشور کنسولگریهای آمریکا را مستقر کند.
در این قطعنامه آمده است: دایر کردن چنین کنسولگریهایی به پیشرفت روابط میان حکومت آمریکا و حکومت خودمختار کردستان عراق کمک و برقراری ارتباط میان آنها را آسانتر میکند، بنابراین از اهمیت بالایی برخوردار است.
اگر چه از دید طرف آمریکایی این اقدام فقط یک حرکت سیاسی ساده برای بهبود روابط بوده، اما در عراق جنجال بزرگی را به پا کرده است. مردم عراق بر این باورند که برقراری چنین کنسولگری تلاش آمریکا برای تضعیف کردن قدرت حکومت مرکزی در بغداد و برقراری روابط دیپلماتیک مستقیم با حکومت خودمختار کردستان عراق است. ادامه دارد...