طاهره ناطقی: در جریان اغتشاشات پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم سفارت انگلیس نقش مهمی در ایجاد هماهنگی بین عناصر اپوزیسیون داخل و مثلث بیرونی فتنه یعنی آمریکا، انگلیس و اسرائیل ایفا کرد. اعترافات عوامل میانی فتنه در زندان و اسناد به دست آمده از خط سیر فتنه نشان میدهد ارتباط سفارت انگلیس با نمایندگان کاندیداهای اصلاحطلب برای اجرای سناریویی که غرب برای به زانو درآوردن نظام طراحی کرده بود تنگاتنگ و مستمر بوده است طوریکه عوامل اصلی و سران فتنه مجری فرامین دولتی بودند که مدتها پیش از انتخابات براندازی را با هدایت رسانههای فارسیزبان خارجی و نهادینه کردن موضوع موهوم تقلب آغاز کرده بود و با دامن زدن به جریان کشتهسازی و شکنجه زندانیان سیاسی، تجاوز و... ادامه داشت. اما چرا سران فتنه پس از رسواییهای بیشمار که از ناحیه ارتباط با عوامل بیگانه نصیبشان شد و به واسطه آن اعتبار مردمی خود را از دست دادند اینک دوباره به دامان غرب افتاده و با دستپاچگی به دیدارهای پنهانی روی میآورند که از رسانهای شدن آن بیم دارند؟ پرواضح است که پس از اعلام موضع مردم غیرتمند و بصیر در 9 دی و 22 بهمن سال گذشته، استحاله جریان فتنه سیر صعودی به خود گرفت و در طول مدت یکسال پس از آشوبهای اولیه، ریزش پایگاههای اجتماعی با شتاب روزافزون، این جریان را از هواداران تهی کرد. از سوی دیگر اخیرا گروههایی از جریان فتنه که لایه درونی آن را تشکیل میدادند و بیشتر متعلق به سطوح پایین حزب مشارکت و مجاهدین هستند به سبب سرخوردگی از جریانی که به خاطر آن انرژی و وجهه سیاسی خود را مصروف داشتند، تلاش برای اخذ پناهندگی و خروج از کشور را آغاز کردهاند حال آنکه این مساله ضربه دیگری بر پیکر بیجان فتنه وارد کرده است. در این راستا، جریانات غربی که در طول این یک سال برای تجهیز فتنه دست به کار شده بود پازل ناکامیهای فتنه را تکمیل کرده و از درخواست پناهندگی برخی عناصر معلومالحال فرقه فتنه استقبال کردهاند. شاید سران فتنه بر آن شدند تا پس از شکست معادلات ظالمانه براندازی، آخرین بضاعت خود را برای احیای این موج مرده به میدان بیاورند:
1- اتخاذ مواضع مشترک فتنهگران با عوامل غربی در مساله تحریم شاهدی بر این حقیقت است که سران فتنه برای حیات مجدد خود از هیچگونه خیانتی در حق ملت و میهن خود ابایی ندارند و برای وصول به آنچه قدرت سیاسی آینده را برای آنها به ارمغان میآورد با عوامل بیرونی تحریم همسو شدهاند و زمینه صدور قطعنامههای خباثتآلود شورای امنیت و اتحادیه اروپا و تحرکات ضدایرانی اربابان آمریکایی را فراهم کردهاند.
2- عوامل موثر دو حزب معلق مشارکت و مجاهدین انقلاب که نقش اصلی را در اغتشاشات خیابانی برعهده داشتهاند و اینک مجازات زندان را سپری میکنند به منظور جلوگیری از عریان شدن وجوه دیگری از خیانتهایی که در حق انقلاب و نظام و مردم رواداشتهاند بخش دیگری از دستورالعمل انقلاب مخملی جین شارپ را پیاده کرده و علیه نیروهای امنیتی که زوایایی از مشی براندازانه آنها را برملا کرده بودند طرح شکایت کردند.
3- محمد خاتمی اخیرا به تحرکات گسترده برای جذب نیرو از بین دانشجویان پرداخته تا با گسترش عوامل واسطه، یک بدنه فعال و تشکیلاتی را برای جریان اصلاحات به ارمغان آورد؛ جریانی که در اصطکاک با جنبش مخملی و مدعیان رهبری آن، شالوده، ساختار و آمال خود را از دست داده و اشتراک هدف آن با فتنه سبز، سرنوشتی مشابه با جریان فتنه برای آن رقم زده و اضمحلال آن را به دنبال داشته است.
4- بیماریهای سریالی فتنهگران در زندان بخش دیگری از حربه فتنهگران برای آفرینش فضای مظلومیت و جلب توجهات بینالمللی و جذب عواطف مردمی و در نتیجه کمک به بازسازی صورت مخدوش اصلاحات و جریان سبز است.
5- متهمان پرونده اغتشاشات در اقدامی در راستای براندازی مخملی دست به اعتصاب غذا زدند. اعتصاب غذا ظاهرا به توصیه سران فتنه که نگران سلامت متهمان بودند پایان گرفت. 2 هفته اعتصاب غذا به منظور جریانسازی به نفع فتنه و حفظ پتانسیل باقیمانده فتنهگران انجام گرفته است. همه اقدامات برشمرده و اقدامات دیگری که سخنی از آنها به میان نیامد نشانگر هم و غم فرقه فتنه برای نفی شکست است. شاهد این مدعا اعتراف صریح خاتمی به این شکست مفتضحانه است. خاتمی در جلسهای خطاب به موسوی میگوید:«تو خیلی زود صدای شکست اصلاحات را درآوردی و دیگر کار ما تمام شده است، اکنون برای اینکه نشان دهیم کم نیاوردهایم، مجبور هستیم تا صورت خود را با سیلی سرخ نگه داریم». اکنون پس از آنکه عملا نتیجه مطلوب از آنچه انجام گرفت به دست نیامد، سران فتنه حاضر شدهاند به کسی که در جریان تحریم، گستاخانه علیه نظام جمهوری اسلامی موضع گرفت و اینک در عرف بینالملل به عنوان عنصر نامطلوب شناخته شده است پناهنده شده و پس از ناامیدی از پشتوانههای داخلی، به دامن انگلیس- دشمن شماره یک استقلال وطن– چنگ بزنند و از آنها کسب تکلیف کنند.* تاریخ شاهد آن است که هر جریانی که از پشتوانه مردمی تهی شد و حمایت ملی را که فارغ از ضوابط حزبی است از دست داد، با هیچیک از ترفندهای بازار مکاره سیاست، قادر به ایستادگی و پویایی نیست و تا زمانی تحت حمایت قدرتهای خارجی قرار دارد که تاریخ مصرف داشته باشد وگرنه آن زمان که برای تامین منافع قدرتهای خارجی بیاثر شود همچون مردار متعفنی دور افکنده خواهد شد. سران فتنه هر روز به چنین وضعی نزدیکتر میشوند... .