تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۶  ، 
کد خبر : ۱۷۴۳۵۸

ترکیه و آزمون تغییر استراتژی‌ها (بخش دوم و پایانی)

اشاره: ترکیه بی‌گمان یکی از مهمترین متحدان آمریکا در منطقه بوده و هست. دگرگونی صحنه روابط بین‌الملل پس از جنگ سرد و حوادث پس از 11 سپتامبر، اشغال عراق و افغانستان و تحولات خاورمیانه، همگی برمیزان اهمیت ترکیه و حساسیت نقش ژئواستراتژیک آن برای آمریکا و متحدانش افزوده است، اما بسیاری از کارشناسان بر این اعتقادند که ترکیه امروز در حال تغییر دادن استراتژی سنتی خود و اتخاذ راهبردهای جدیدی است که در آن، کشورهای مهم خاورمیانه‌ای، نقش پررنگ‌تری دارند. مقاله حاضر به بررسی گذرای این تغییر نگرش پرداخته است.

ازسوی دیگر، رئیس مؤسسه خاورمیانه روسیه بر این باور است که ترکیه با گام نهادن در مسیر احیای امپراتوری عثمانی خود را از مثلث تل‌آویو ـ بروکسل ـ واشنگتن بی‌نیاز کرده است.
«یوگنی ساتانوفسکی» در این باره می‌گوید: ترکیه مدتی است سعی می‌کند در خاورمیانه به عنوان بازیگر سیاسی نیرومندی ظاهر شود و از این حیث از اتحادیه اروپا، روسیه، چین و حتی ایالات متحده حساب نمی‌برد. این کشور که ‌از ‌سال ‌1952 ‌تکیه‌ گاه ‌ناتو ‌در ‌خاور ‌میانه ‌بوده، ‌در ‌خط ‌سیاست ‌خارجی ‌خود ‌بازنگری ‌اصولی ‌کرده ‌و ‌به ‌جهان ‌اسلام ‌روی ‌آورده ‌است. ‌دولت ‌ترکیه ‌به ‌جای ‌بلوک ‌راهبردی «واشنگتن- ‌تل‌ آویو - ‌آنکارا»، ‌به ‌ائتلاف ‌با ‌سوریه ‌و ‌ایران ‌علاقه‌مند ‌شده ‌است.
ساتانوفسکی در ادامه می‌نویسد: تغییرات ‌راهبردی ‌در ‌سیاست ‌خارجی ‌ترکیه ‌مدت‌‌ها ‌قبل ‌با ‌روی ‌کار ‌آمدن ‌حزب «عدالت ‌و ‌توسعه» ‌شروع ‌شد. حزب اسلامگرای عدالت و توسعه ‌در ‌سال ‌2002 در ترکیه به ‌پیروزی ‌رسید. در ‌حال ‌حاضر ‌مرحله ‌تبدیل ‌نهایی ‌ترکیه ‌به ‌امپراتوری ‌عثمانی ‌جدید ‌یا ‌حتی ‌امپراتوری ‌سلجوقی به شکل امروزین و مدرن آن در حال انجام است. ‌احزاب ‌لاییک، ‌شکست ‌خورده ‌و ‌نظامیانی ‌که ‌همیشه ‌حافظ ‌نظام ‌غیر‌مذهبی ‌کشور بودند، ‌به ‌خاطر ‌پرونده «ارگنه کن» ‌تضعیف ‌شده‌اند. ‌اگر ‌حزب ‌حاکم ‌در ‌جریان ‌همه‌‌پرسی، ‌حمایت ‌مردم ‌از ‌اصلاحات ‌جدید ‌در ‌قانون ‌اساسی ‌را ‌کسب ‌کند، ‌ارتش ‌به ‌عنوان ‌نیروی ‌سیاسی، ‌تحت ‌نظارت ‌شدیدی ‌قرار ‌خواهد ‌گرفت.در ‌این ‌شرایط، ‌ترکیه ‌به ‌پیدا ‌کردن ‌جای ‌خود ‌در ‌جهان ‌اسلام ‌نیاز ‌دارد.آنکارا ‌با ‌کشورهای ‌عرب همسایه ‌که ‌استان‌های ‌سابق ‌امپراتوری ‌عثمانی محسوب می‌شوند، ‌روابط ‌اقتصادی ‌و ‌سیاسی ‌محکمی ‌دارد. ‌با ‌دولت ‌ایران ‌نیز ‌همکاری ‌تنگاتنگی ‌برقرار ‌شده ‌است. ‌مثلث ‌ترکیه- ‌سوریه- ‌ایران ‌به ‌این ‌سه ‌کشور ‌اجازه ‌می‌‌دهد ‌که ‌اوضاع ‌کردستان ‌عراق ‌را ‌به ‌شدت ‌کنترل ‌کنند.
در ‌این ‌شرایط، ‌ترکیه ‌به ‌اسرائیل ‌به ‌عنوان ‌متحد، ‌احتیاجی ‌ندارد. ‌بر ‌عکس، ‌داشتن ‌چنین ‌متحدی ‌به ‌ضرر ‌ترکیه ‌است. ‌اکنون ‌آنکارا ‌بیشتر ‌دوست ‌تهران ‌است ‌تا ‌تل‌آویو.
در ‌رابطه ‌با ‌اتحادیه ‌اروپا، ‌اوضاع ‌روشن ‌است. ‌هیچ ‌چشم‌انداز روشنی درباره ‌عضویت ‌ترکیه ‌در ‌اتحادیه ‌اروپا ‌وجود ‌نداشته ‌و ‌ندارد. ‌مقامات ‌ترکیه ‌از ‌این ‌وضع، ‌علیه ‌نیروهایی در داخل ‌استفاده ‌کردند ‌که ‌برای ‌عضویت ‌در ‌اتحادیه ‌اروپا ‌تلاش ‌زیادی مبذول می‌داشتند. ‌منظور ‌نیروهای ‌چپگرا، ‌طرفداران ‌دولت ‌لاییک ‌و ‌نظامیان ‌هستند. ‌نقش ‌نظامیان ‌را ‌به ‌بهانه ‌رعایت ‌موازین ‌دمکراتیک ‌اروپایی، ‌کاهش ‌دادند. ‌آنکارا ‌فهمید ‌که ‌اتحادیه ‌اروپا ‌منتظر ‌آن ‌نیست. ‌اردوغان، ‌نخست‌وزیر ‌ترکیه، ‌طی ‌سخنانی ‌در ‌جریان ‌ملاقات ‌با ‌آنگلا ‌مرکل، ‌آلمان ‌را ‌به ‌قتل ‌عام ‌فرهنگی ‌ترک‌های ‌مقیم ‌آلمان ‌متهم ‌کرد. ‌ابتکارهای ‌فرانسه ‌در ‌زمینه ‌همکاری ‌منطقه ‌مدیترانه ‌که ‌نیکلا ‌سارکوزی ‌به ‌عنوان «طرح ‌غیر ‌آمریکایی» ‌پیشنهاد ‌کرده ‌بود، ‌با ‌تلاش ‌ترکیه ‌شکست ‌خورد. ‌این ‌طرح ‌ناظر ‌بر ‌تأمین ‌امنیت ‌انرژی ‌اروپا ‌هم ‌بود.
حتی ‌واشنگتن ‌نیرومند ‌نمی‌‌تواند ‌مانع ‌از ‌تغییر ‌خط ‌سیاست ‌خارجی ‌آنکارا ‌شود. ‌باراک ‌اوباما ‌می‌‌تواند ‌فقط ‌ناراحت ‌شود ‌و ‌اشک ‌بریزد. ‌تنها ‌کاری ‌که ‌از ‌دست ‌او ‌بر‌می‌آید، ‌امتناع ‌از ‌فشردن ‌دست ‌اردوغان ‌و ‌گرفتن ‌عکس ‌گروهی ‌با ‌او ‌در ‌پایان ‌سفر ‌نخست‌وزیر ‌ترکیه ‌به ‌ایالات ‌متحده ‌است، ‌ولی ‌کار ‌دیگری ‌از ‌دستش ‌ساخته ‌نیست، ‌زیرا ‌ایالات ‌متحده ‌به ‌پایگاه ‌نظامی «اینجیرلیک» ‌نیاز ‌دارد. ایالات ‌متحده ‌همچنین ‌به ‌مقدار ‌نه ‌چندان ‌زیاد ‌سلاح‌‌های ‌هسته‌ای ‌که ‌در ‌خاک ‌ترکیه ‌نگهداری ‌می‌شود، نیاز دارد.
به ‌عبارت ‌دیگر، ‌آمریکایی‌‌ها ‌به ‌ترکیه ‌نیاز ‌دارند ‌و ‌فعلاً ‌نمی‌‌توانند ‌روابط خود ‌را با ‌این ‌کشور ‌قطع ‌کنند، اما ‌آنکارا ‌بدون ‌حمایت ‌واشنگتن، ‌هم ‌‌حتی ‌از ‌نظر ‌اقتصادی مشکلی ‌ندارد. ‌بحران ‌مالی ‌اخیر، ‌به ‌نفوذ ‌کاخ ‌سفید ‌در ‌ترکیه ‌پایان ‌داد. ‌اوضاع ‌اقتصادی ‌ترکیه ‌حتی ‌از ‌آمریکا ‌بهتر ‌است. ‌ترکیه ‌دلیلی ‌ندارد ‌که ‌از ‌سرد ‌شدن ‌روابط ‌با ‌آمریکا ‌بترسد. ‌ترکیه ‌مانند ‌سابق ‌عضو ‌ناتو ‌است، ‌ولی ‌بر ‌شرایط ‌خود ‌در ‌این ‌پیمان ‌تأکید ‌می‌کند. ‌این ‌کشور ‌مانند ‌سابق ‌سربازان ‌خود ‌را ‌به ‌افغانستان ‌می‌فرستد، ‌ولی ‌خودش ‌تعداد ‌و ‌شرایط ‌استفاده ‌از ‌آنها ‌را ‌تعیین ‌می‌‌کند. ‌مشکل ‌بتوان ‌گفت ‌آنکارا ‌بیشتر ‌به ‌واشنگتن ‌وابسته ‌است ‌یا ‌واشنگتن ‌به ‌آنکارا.
ترکیه ‌بر‌خلاف ‌مواضع ‌کاخ ‌سفید ‌از ‌ایران ‌و ‌برنامه ‌هسته‌‌ای صلح‌آمیز ‌آن ‌حمایت ‌می‌‌کند. ‌ترکیه ‌با ‌ایران ‌بلوک ‌منطقه‌ای ‌نیرومندی ‌تشکیل ‌داده است ‌که ‌حتی ‌بازیگرانی ‌از ‌آمریکای ‌لاتین ‌در ‌آن ‌شرکت ‌می‌کنند.
احیای ‌امپراتوری ‌عثمانی ‌در ‌خاور‌میانه، ‌جزو ‌برنامه‌‌های ‌آشکار ‌آنکارا ‌است ‌که ‌هرگز ‌پنهان ‌نشده ‌است، اما زمانی ‌کسی ‌به ‌این ‌حرف‌‌ها ‌توجه ‌نمی‌‌کرد. ‌همه ‌خیال ‌می‌‌کردند ‌که ‌این ‌یکی ‌از ‌اظهارات مجازی ‌اغراق‌آمیز ‌شرقی ‌است، ‌ولی ‌بعد ‌واضح ‌و ‌روشن ‌شد ‌که ‌نمایندگان ‌این ‌کشور ‌شرقی، ‌می‌‌دانند ‌چه ‌می‌‌گویند. ‌آنها ‌وعده‌‌های ‌خود ‌را ‌پیگیرانه ‌اجرا ‌می‌کنند. ‌آنها ‌همچنین ‌از ‌دستگاه ‌اداری ‌بسیار ‌حرفه‌ای ‌و ‌کارآمدی ‌برخوردارند ‌که ‌از ‌این ‌نظر ‌به ‌دستگاه ‌اداری ‌چین ‌و ‌ژاپن ‌شباهت ‌دارد. ‌آنها می‌دانند چگونه ‌طرح‌‌های ‌گسترده ‌بلندمدت ‌خود ‌را ‌اجرا ‌و ‌از ‌منافع ‌کشور ‌خود ‌دفاع کنند.
ترک‌‌ها ‌فهمیده‌اند ‌که ‌اقتصاد ‌آنها ‌با ‌اقتصاد ‌غرب ‌فرق ‌می‌کند ‌و ‌اینکه ‌آنها ‌می‌‌توانند ‌بدون ‌وابستگی ‌به ‌ایالات ‌متحده، ‌اروپا ‌و ‌چین، ‌در ‌فضای ‌دیگری ‌زندگی ‌کنند. ‌تبادلات ‌بازرگانی ‌بین ‌برزیل، ‌ترکیه ‌و ‌ایران، ‌کفایت ‌می‌‌کند ‌تا ‌این ‌کشورها ‌هرگونه «سرمای ‌سیاسی» ‌را ‌تحمل ‌کنند. ‌آنکارا ‌این ‌واقعیت ‌را ‌فهمیده‌است ‌و ‌حالا ‌مطابق ‌میل ‌خود ‌اظهار‌نظر ‌و ‌رفتار ‌می‌کند ‌و ‌ائتلاف‌هایی ‌را ‌تشکیل ‌می‌‌دهد ‌که ‌لازم ‌می‌‌داند.
رقیبان دیروز، متحدان امروز
از جانب دیگر، یک روزنامه چاپ آنکارا با پرداختن به بهبود مناسبات روسیه و ترکیه به تحلیل چرایی این مطلب پرداخت و از تاثیر گذاری انرژی و نیاز به آن، بر این مناسبات سخن گفت.
«حریت» نوشت: زمانی که در سال 1984 نخستین قرارداد گازی میان آنکارا و مسکو منعقد شد، بسیاری از کارشناسان ترک نگران این موضوع بودند که ترکیه نمی‌تواند تمامی حجم گاز دریافتی از اتحاد جماهیر شوروی را مصرف کند.اما این نگرانی بی دلیل بود و زمانی که نیاز ترکیه به انرژی افزایش یافت، کارشناسان خواستار افزایش این همکاری‌ها شدند.
به موجب قرارداد سال 1984، ترکیه سالانه 6میلیارد مترمکعب گاز از روسیه می‌خرید. انتقال گاز از سال 1987 آغاز شد و در سال 1996، ترکیه آمادگی خود را برای افزایش گاز وارداتی از روسیه به میزان 8میلیارد مترمکعب در سال اعلام کرد و در نتیجه در سال 1997، دو کشور قراردادی را در این زمینه امضا کردند.
مفاد قرار داد سال 1997 به اطلاع عموم نرسید، اما انتقادات زیادی از آن به عمل آمد و تا کنون دولت‌هایی که در ترکیه بر روی کار بوده‌اند، هیچکدام در این باره و درباره منافع ترک‌ها در این قرارداد سخنی نگفته اند.
اما بعدها حضور ترکیه در خط لوله «باکو ـ تفلیس ـ جیحان» سبب شد تا تنش‌هایی میان روسیه و ترکیه به وجود بیاید. براساس اعلام اداره آمار ترکیه در سال 2009، 51هزار و 422 تانکر سوختی از تنگه‌های بسفر و داردانل عبور کردند که 18درصد این تانکرها حاوی مواد خطرناک، نفت خام و فرآورده‌های نفتی بودند که حجم آنها بالغ بر 144 میلیون و 700 هزار تن بود. بنابراین روسیه یک‌چهارم صادرات نفتی خود را از تنگه‌هایی انجام می‌دهد که ترکیه بر آنها نظارت دارد و از همین رو به همکاری با آنکارا نیازمند است.
گوناگونی انرژی و افزایش رقابت
در یک دهه گذشته، ترکیه تلاش زیادی را انجام داد تا خود را به عنوان یک شاهراه اصلی برای انتقال گاز به اروپا نشان دهد و این در حالی بود که اتحادیه اروپا تلاش می‌کرد نیاز خود به روسیه را در زمینه انرژی کاهش بدهد. در یکی از این اقدامات، اروپا از خط لوله «نابوکو» حمایت کرد؛ طرحی که ترکیه را تبدیل به منطقه‌ای مهم در انتقال گاز دریای خزر و خاورمیانه به اروپا می‌کرد.
پروژه نابوکو و حضور ترکیه در آن، ناراحتی دیگری را برای روسیه پدید آورد و مسکو را وادار به اجرای طرح خط لوله جنوبی کرد که نفت را از روسیه به بلغارستان منتقل می‌کرد، اما کارشناسان معتقدند که خط لوله جنوبی یا همان جریان جنوبی، یک بلوف کامل است، زیرا روسیه منابع کافی برای تزریق به این پروژه ندارد.
با این وجود، روابط ترکیه و روسیه ادامه یافت. در زمان سفر پوتین به ترکیه در آگوست 2009، ترکیه از طرح روس‌ها برای بررسی امکان حضور ترکیه در طرح جریان جنوبی استقبال کرد. این اقدام سبب تعجب بسیاری از کشورها به ویژه حامیان مالی نابوکو شد، اما توجیه آنکارا این بود که به دلیل نبود منابع گازی مناسب در روسیه، جریان جنوبی اجرایی نمی‌شود.
ترکیه برای حضور در جریان جنوبی، یک انگیزه دیگر هم داشت و آن متعهد شدن روسیه به ساخت خط لوله «سامسون-جیحان» بود که در صورت تحقق آن، حجم ترافیک کشتی‌ها در تنگه بسفر و به موجب آن، انتقال محموله‌های خطرناک از تنگه، کم می‌شود.
علاوه بر آن، همکاری شرکت‌های فعال ترک در زمینه انرژی با شرکت‌های روسی، سبب نزدیکی دو کشور و توافق مسکو و آنکارا برای ساخت اولین راکتور هسته‌ای ترکیه توسط روس‌ها، سبب نزدیک‌تر شدن دو کشور به یکدیگر شد. بر اساس این گزارش؛ ترکیه در حال حاضر 90 درصد گاز و 92 درصد نفت مورد نیاز خود را از طریق کشورهای خارجی تأمین می‌کند و به همین دلیل، بهبود روابط با روسیه با توجه به منابع نفتی و گازی این کشور، می‌تواند بخش زیادی از نیاز ترک‌ها را برطرف کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات