تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۷۴۳۶۹

سپاه و حزب‌الله لبنان


اوضاع سال 1982 شهر بعلبک و لبنان به گونه‌ای بود که پس از یورش اسرائیل به لبنان و اشغال این کشور، همه مردم پرچمهای سفید بر پشت بامها برافراشتند. من و آقای علی شمخانی به بعلبک رفتیم و به مردم گفتیم پرچمهای سفید را پایین بیاورید و پرچمهای سرخ برافرازید. و این طور شد. در آن شرایط چهره شیخ صبحی طفیلی برجسته‌تر از چهره سیدعباس موسوی بود. هنگامی که نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در منطقه بقاع مستقر شدند، من همراه علی شمخانی به بعلبک رفتیم، و برای پایه گذاری هسته‌های مقاومت چند جلسه تشکیل دادیم.
کسانی که مقاومت را پایه گذاری کردند، برخی فرماندهان سپاه پاسداران بودند. حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین سیدعلی‌اکبر محتشمی‌پور و علی شمخانی و چند تن دیگر بودند که مقاومت اسلامی لبنان را به وجود آوردند. برخی از این افراد با حضور من در شورای رهبری مقاومت مخالفت کردند. به این دلیل که مسئولیت سازمان حزب الدعوه لبنان را به‎عهده داشتم. برای پیوستن به شورای رهبری مقاومت، سازمان حزب الدعوه لبنان را منحل و تأسیس مقاومت اسلامی لبنان را اعلام کردم. پس از اعلام مقاومت اسلامی، ثبت نام برای آموزش داوطلبان آغاز شد، و سیدعباس موسوی در اولین دوره آموزش نظامی ثبت نام کرد. در آن برهه فرزندم شهید یاسر کورانی مسئول بخش پرسنلی سازمان مقاومت اسلامی بود. اصولاً تا قبل از استقرار نیروهای سپاه در لبنان فضاهای مقاومت وجود نداشت.
پس از گذشت مدت زمانی کوتاه، چهره شخصیتهایی همچون سیدعباس موسوی و شیخ صبحی طفیلی نمایان شد، و دیری نپایید که شیخ صبحی طفیلی به دبیرکلی حزب‌الله برگزیده شد، و آنگاه که از عملکرد او انتقاداتی به عمل آمد که در نتیجه آن سیدعباس موسوی به دبیرکلی حزب برگزیده شد، و کارها به صورت واقعی و جدی ادامه یافت، و عملیات مسلحانه چشمگیری به مورد اجرا گذاشت. سیدعباس در دوران کوتاه دبیرکلی حزب‌الله از خود استعداد و شایستگی بروز داد و موجب تقویت و تحکیم نهاد حزب‌الله شد. سپس برخی شخصیتها به جنبش نوپای حزب‌الله پیوسته و کارشان را آغاز کردند. برخی شخصیت ها که با پیوستن به حزب‌الله مخالفت می‎کردند، دیری نپایید که به حزب‌الله پیوستند. جلسه انحلال حزب الدعوه در خانه شیخ صبحی طفیلی و در حضور آقای شمخانی تشکیل شده بود. سیدعباس موسوی در جلسات تأسیس حزب‌الله حضور نداشت اما، با تصمیم‌هایی که گرفته می‎شد موافقت می‎کرد، و در اولین دوره آموزش نظامی حضور داشت. پس از بازگشت به دمشق، آقای محتشمی‌پور (سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در سوریه) از ما پرسید کارتان به کجا رسید؟ به ایشان گفتیم، که کارها را سروسامان داده‎ایم، و ایشان احساس خرسندی کرد.
سپاه و تاسیس حزب‌الله لبنان
در ابتدای مخالفت هایی صورت گرفت اما این که چرا با آمدن سپاه به لبنان موافقت شد به این دلیل بود که آمدن سپاه پاسداران به سوریه برای آنان دستاورد سیاسی در پی داشت. خداوند احمد متوسلیان و “حاج همت “ مسئول وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مستقر در سوریه را رحمت کند. سوری‌ها می‌خواستند از فعالیت‌های سپاه آگاه شوند. به سردار همت می‎گفتند: مگر شما برای اجرای عملیات مسلحانه به لبنان نیامده‌اید؟ چرا عملیات را آغاز نمی‌کنید؟ من در آن مرحله میان لبنان و ایران در حال رفت و آمد بودم. آقای همت به من شکایت می‎کرد و می‎گفت: هرگاه به تهران رفتید به آقایان محسن رضایی و علی شمخانی بگویید که چرا ما را در لبنان علاف نگه داشته‌اید. چرا نمی‎خواهید بر ضد اسرائیل وارد عمل شویم، اگر در لبنان کاری از ما ساخته نیست اجازه دهید به جبهه جنگ با عراق بازگردیم؟
مرحوم «حاج همت » روزی در حضور من با آقایان محسن رضایی و علی شمخانی تماس گرفت و از بلاتکلیفی خود به شدت انتقاد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات