رضا رمضانی
نخستین و طبیعیترین نتیجه فرقهسازی در یک دین، تفرقهاندازی و شکستن صف اتحاد میان مومنان آن دین است، که نتیجه آن چیزی جز سردرگمی، ایجاد هرج و مرج، کم رنگ شدن اعتقادات و ارزشها و در نهایت نابودی آن نیست.قاعده شکسته شدن کیان یا اقتدار مذهبی و ایجاد زمینه برای پراکنده شدن اجزای یک کشور توسط سیاستمداران روسیه و انگلیس در اوایل قرن نوزدهم در منطقه خاورمیانه و آسیا مورد انتقاد قرار گرفت.آنان با ایجاد و با استفاده از نوگرائی دینی در کشور های عثمانی،هند، و ایران در پی شکستن اقتدار ملی آنان و تقسیم این کشور ها به قطعات کوچکتر بودند.استعمارگرانی که در پی اشغال و استثمار ممالک شرقی و اسلامی بودند در مقابل خود با یک مقاومتی در بین مردم مواجه بودند.
همه اینها به این نتیجه رسیده بودند که باور ها و اعتقادات دینی اسلامی بین مسلمین موجب چنین مقاومتی در برابر نفوذ و تجاوز آنان شده است.زیرا می دیدند که چنین مقاومتی یا چنین حدی از مقاومت در نقاط غیر مسلمان نشین وجود ندارد.برای آنکه بتوانند این مانع را که اسلام و باور های حیات بخش آن باشد به طور ریشه ای و بنیادین از سر راهشان بردارند دست به اقدامات گوناگون زدند که یکی از مهمترین و خطرناک ترین آنها ایجاد اختلافات فکری -اعتقادی در ذهنیت مسلمانان بود که از جمله به صورت ایجاد و شکل دهی مسلک ها و مذاهب ساختگی بروز یافت.امام خمینی(ره) در خصوص مزاحمت اسلام برای استعمارگران چنین می گویند:"اسلام و مذهب مقدس جعفری سدی است در مقابل اجانب و عمال دست نشانده آنها چه راستی و چه چپی و روحانیت که حافظ آن است سدی است که با وجود آن اجانب نمی توانند به نحوی که دلخواه آنهاست با کشور های اسلامی و خصوص با کشور ایران رفتار کنند،لهذا قرن هاست که با نیرنگ های مختلف برای شکستن این سد نقشه می کشند.گاهی از راه مسلط کردن عمال خبیث خود بر کشور های اسلامی و گاهی از راه ایجاد مذاهب باطله و ترویج بابیت و بهائیت".(صحیفه نور ج 1 مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی تهران 1361 ص 229)
"در تهاجم پیروان مسلک های استعماری به دین و هویت ملی 3 هدف اساسی دنبال می شود:
1-خارج کردن دین از حوزه اجتماعی و در راس آن سیاست و حکومت.
2-توجیه حضور استعمار در کشور به عنوان یگانه عامل تجدد و ترقی.
3-تثبیت نیرو های غرب گرا در ارکان
سیاست گذاری و تصمیم گیری کشور".(نامدار،مظفر.استعمار و مسلک های شبه دینی.ویزه نامه ایام روزنامه جام جم.ش 29. 06/06/86)
برخی اهداف دیگر را نیز می توان به شرح ذیل نام برد:
1. جاهطلبی و کسب شهرت و اعتبار.
2. مرید پروری
3. مالاندوزی و دنیاخواهی.
4. ایجاد اختلاف و تفرقه در میان پیروان یک دین و تسلط بر آنان.
5. دفع خطر بالقوه دین (به ویژه اسلام) و جلوگیری از بیداری دینداران و انقلابهای احتمالی از طریق ایجاد شبهات عقیدتی در دین و سست کردن ایمان افراد.