اصغر بابایی
شاید به تعداد ناباوران جرم و مجازات و یا بخشودگی و عفو وجود داشته باشد. به صورت قانون کلی و قاعده مند نمی توان گفت: تمام مجرمان و ناباوران اهل مجازات هستند و یا تمام اهل بخشش.“سایت افشا” چون به صورت کلی و قاعده مند در مسند داوری و قضاوت نشسته، بین آیات قرآنی تناقض دیده و به افشاگری آن پرداخته است ولی با رجوع به قرآن شریف و قضاوت واقع بینانه به دست می آید که پرونده همه ناباوران و مجرمان یکسان نیست. هر کس بر اساس باور و ناباوری خاص خود پاداش و یا مجازات می شود و عوامل زیادی در آن دخیل است. با این بیان، قضاوت به تناقض قرآنی در مورد مجازات یا بخشودگی ناباوران، قضاوت و داوری درستی نیست.
شبهه:
در اینکه ناباوران باید مجازات شوند شکی وجود ندارد، ولی با مراجعه به قرآن به دست می آید که ناباوران عده ای مجازات می شوند و عده ای دیگر مورد بخشش و عفو قرار می گیرند و این همانند آن است که گفته شود یک انسان ناباور در مورد یک پرونده و یک جرم هم مجازات می شود و هم مورد عفو و بخشش قرار می گیرد و این عین تناقض است.
پاسخ:
روانشناسان می گویند: به تعداد انسان ها روحیات و روابط وجود دارد. قرآن شریف در این راستا می فرماید: “و قد خلقکم اطوارا”(1) یعنی “و شما را مرحله به مرحله (و گونه گون) خلق کرده است”. انسانها در جهت سعادت دارای مراتب و درجات هستند و در جهت شقاوت دارای مراتب و درکات(2) در مورد مجازات یا بخشودگی ناباوران نیز موضوع این گونه است. ممکن است کسی ناباور باشد ولی ناباوری او از باب این باشد که او “جاهل قاصر” است و زندگی خود را به صورت خوش نشینی در صحرا و غارها سپری کرده است.
همچنین ممکن است کسی ناباور باشد ولی ناباوری او از باب این باشد که او “جاهل مقصر” است. یعنی در فراگیری مسائل دینی و اعتقادی کوتاهی کرده است و یا تحت تاثیر جوسازی های خاصی قرار گرفته باشد. ممکن است کسی ناباور باشد و ناباوری او سر از “ائمه الکفر”(3) بیرون آورد و ... مانند آن جایی که قرآن شریف در مورد ابی لهب می فرماید: “بریده باد دو دست ابولهب و مرگ بر او باد”.(4) با این بیان باید دید ناباور کیست؟ و بر اساس پرونده خاص او در مورد او بر کرسی داوری و قضاوت نشست.
با این بیان در سوره بینه که آمده است: “کسانی از اهل کتاب که کفر ورزیده اند و (نیز) مشرکان در آتش دوزخند (و) در آن همواره می مانند؛ اینانند که بدترین آفریدگانند”.(5) و یا در سوره توبه که آمده است: “با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز بازپسین ایمان نمی آورند و آنچه را خدا و فرستاده اش حرام گردانیده اند حرام نمی دانند و متدین به دین حق نمی گردند، کارزار کنید، تا با (کمال) خواری به دست خود جزیه دهند”.(6)
و همچنین سایر آیات با این مضمون دارد مجازات کسانی را بیان می دارد که از خط قرمزعبور کرده اند و از سر آگاهی و همراه با عناد و دشمنی باورهای مردم را به بازی گرفته اند، کفر و شرک را بر توحید ناب ترجیح داده اند و کتاب آسمانی خود را مردود می دانند و ... بر همگان روشن است که این ناباوران خیلی درکاتشان پایین است و با “ائمه الکفر” همکار و همگام هستند و به صورت خیلی منطقی مجازات اینها نیز سنگین است و این خلود در آتش دوزخ هستند. اما در آیاتی که سخن از بخشودگی به میان آمده، در مورد لغزش و اشتباهات ناگهانی مومنین است که به طور معمول با توبه و پشیمانی همراه است.
از این رو قرآن شریف می فرماید: ”به کسانی که ایمان آورده اند بگو تا از کسانی که به روزهای (پیروزی) خدا امید ندارند درگذرند، تا (خدا هر) گروهی را به (سبب) آنچه مرتکب می شده اند، به مجازات رساند”.(7) در این آیه و آیات دیگر در این راستا، آمده است: خدای تبارک و تعالی به پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) دستور می دهد تا به مومنین امر کند که از بدی های کفار چشم پوشی کنند و تقدیر آیه چنین است که به مومنین بگو: “ببخشند تا ببخشید.” یعنی شما متعرض آنها نشوید و خودسر عمل نکنند، کیفر الهی در انتظار آنها است. بنابراین، مراد از مغفرت در آیه، اعراض از رفتار کفار است.
یعنی به پیامبر اعظم خطاب می شود تا به مومنین بگوید: خودسر با کفار بگو مگو نکنند. چون خود خداوند آن را مجازات خواهد کرد.(8) با این بیان این آیه در راستای آیات قبل سخن می گوید و مراد از عفو و بخشودگی در آیه، این است که: مومنین از کفار اعراض کنند و به صورت خودسر متعرض آنها نشوند. چون مجازات الهی در انتظار آنهاست. پس هیچ تناقضی بین این دو دسته آیات وجود ندارد. کفار مجازات می شوند و مجازات آنها با خداست. از طرف دیگر باید گفت: به تعداد ناباوران، جرم، مجازات و پرونده وجود دارد. جرم و مجازات همه ناباوران یکسان نیست. هرکس بر پرونده خود مجازات می شود. “جاهل قاصر” هم ناباور است.
“ائمه الکفر” هم ناباور هستند. آیا جرم و مجازات آنها یکسان است؟ آیا کسی که از روی خطا و اشتباه مرتکب جرمی شد با کسی که قصد براندازی نظام اسلامی را به سر دارد، مساوی هستند؟... آیا کسی که بعد از ناباوری توبه کرد و به باور رسید با کسی که تا پایان در کفر و عناد ماند، مساوی هستند؟ آیا کسی که در اثر فشار گرسنگی، دست به دزدی یک عدد نان زده است با کسی که رانت خوار است و به حیف و میل اموال عمومی و بیت المال دست زده است، مساوی اند؟... آیا کسی که در اثر زندگی غارنشینی و جاهل قاصر بودن، ناباور ماند، با ناباوری همچون “ائمه الکفر” یکسان است؟
بنابراین نمی توان همه را با یک چوب راند. ممکن است ناباوری با یک چشم بر هم زدن مورد عفو و گذشت قرار بگیرد ولی ناباوری دیگر خلود در آتش باشد. ممکن است خداوند نسبت به وعید خود، در مورد ناباوری جامه عمل نپوشد ولی در مورد ناباور دیگر به وعید خود عمل نماید(9) و این منافاتی با عدالت خداوند ندارد. پس آیات قرآنی در صدد بیان این نکته هستند و هیچ تناقضی بین آنها وجود ندارد. پس لحاظ کردن تفاوت درجات و درکات در مجازات و سپس، مجازات یا عفو آنها، تناقض نیست.