تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۰  ، 
کد خبر : ۱۷۴۵۰۷

دین‌شناسی تطبیقی شهید دکتر محمدجواد باهنر


محسن آلوستانی مفرد
موضوع دین شناسی تطبیقی عنوان مطالعه علمی جنبه های گوناگون ادیان مختلف جهان با دورنمایی تطبیقی و مقایسه ای نسبتا دیر آغاز شده و گسترش یافته است. نزدیک به 100 سال است که نام دین شناسی تطبیقی (comparative religion) رواج یافته و مطالعه در این راستا با جدیت واشتیاق دنبال شده است.
یکی از مهم ترین دلایل دیرآغازی مطالعه و بررسی این موضوع ممکن است به این واقعیت بازگردد که بسیاری از بررسی های علمی دوران نوین از غرب سرچشمه گرفته و مردم کشورهای غربی تا چندی پیش در قلب و اندیشه خویش به گونه ای به برتری دین خود بر دیگر آیین ها و سنت ها باور داشته و آن را مقایسه پذیر با ادیان شرق نمی دانستند، در نتیجه آنها برای بررسی ادیان دیگر به جز دین خود ضرورتی نمی‌دیدند.
حتی هنگامی که گاهی این کار را انجام می دادند تلاش آنها فقط از این دیدگاه بود که نقاط ضعف ادیان شرقی را بزرگنمایی کنند تا از اهمیت آنها بکاهند و برعکس دین خود را ستوده و برتر نشان دهند. اما این کار شیوه ای درست و بخردانه نیست که بتوان مطالعه تطبیقی ادیان دیگر را در آن پی ریزی کرد. از این رو مطالعات تطبیقی در دین، یکی از حوزه های فعال، مفید و جذاب فلسفه دین می باشد که متاسفانه در مراکز علمی و تعلیمی مسلمانان کم تر به آنها بها داده شده است.(1) به نظر می رسد جهت تمهید مقدمه و زمینه سازی برای ورود به این حوزه و دامن زدن به مباحث آن بیان چیستی دین شناسی تطبیقی و تبیین روشها و ایضاح قلمرو و فایده آن است.
اساسا هر نوع بحث تطبیقی خواه در حوزه دین شناسی باشد، خواه در حوزه های دیگر مانند فلسفه، مستلزم آن ا ست که پژوهشگر پس از وقوف به اطراف مقایسه، با رویکرد برونگر(2)به حوزه های بحث خود نظر کند. با چنین نگرشی است که می توان پس از ملاحظه و تبیین همسانی ها و ناهمسانی ها نظریات پیشینیان را مورد نقد و بررسی قرار داد.
پیش از پرداختن به اغراض، قلمرو و روش های تطبیق در دین لازم است نخست مفاهیم ماخوذ در عنوان بحث را ایضاح و تبیین نماییم.
1- دین: یکی از معانی دین، تعریف عام آن است که تفسیری است از آفرینش جهان به منظور گرایش و کرنش در برابر مبدا و کارپرداز دنیا و هدف و راهی برای بهتر زیستن. و دین به معنای خاص، سنتی است الهی که بشر را به خدای یگانه می خواند و آداب و مقرراتی دارد که افراد را از نظر شخصی پاک و پیراسته کرده و به راه کمال رهنمون می سازد و از نظر اجتماعی، نظم عادلانه و روابط نیکو و تلاش مشترک و همه جانبه در راه خیر و سعادت جامعه را بوجود می‌آورد.
پیامبران الهام پذیران ادیان از طرف خدا و رهبران و مصلحان عظیم اقوام و امتها بوده اند. و آنچه از نظر تاریخی روشن است اینکه: 1- از بین توده مردم برخاستند و بیش از همه چیز برای احیای حقوق طبقات محروم جامعه کوشیدند 2- با افکار و عقاید غلط و خرافی و آداب منحط محیط و خودپرستی و هواپرستی درافتادند و انقلابی عظیم در راه بیداری و رشد افکار مردم بوجود آوردند. 3- علیه ستمگریها و خود سریها و اختلافات و زورگیریها قیام کردند و در این راه فداکاری بسیار نمودند. 4- خود شخصا به آنچه می گفتندایمان داشته و قبل از هر چیز اخلاق و رفتار آنان سرمشق مردم بود ... از بررسی دقیق تاریخ و تعالیم انبیاء و مخصوصا اسلام در می یابیم که: (الف:) دین ساخته طبقات اشرافی و حاکم اجتماع نیست تا توده مردم را به تحمل ظلم و زور عادت دهند و از آن در طریق استثمار انسانها استفاده نمایند.(3)
چون می بینیم که پیغمبران بزرگ مانند حضرت محمد(ص) و عیسی(ع) و موسی(ع) از بین مردم بپاخاستند و برای خود زندگی ساده برگزیدند و به نجات محرومان پرداختند وبا سودپرستان و گردنکشان درافتادند. (ب:) دین تسکینی برای آلام درونی و اقناع حسن عدالت خواهی مردم نیست تا بی عدالتی های موجود را به امید پاداش فردا تحمل کنند زیرا دین بدلیل تاریخ درخشانش براندازنده بی عدالتی ها است.(ج:) و نیز دین مولود جهل مردم نیست.(4) چون ادیان مخصوصا اسلام از ابتدا مردم را به علم و بینش فرا می خواندند و خدمت عظیم مسلمین به علم و تمدن گواه این مدعاست.
(د:) دین مایه تحذیر و سکوت و بی حرکتی جامعه نیست بلکه اصولا مایه رشد و بیداری و تحرک و حیات است گرچه دستورهای صبر و رضاو تسلیم و توکل احیانا به صورت منفی تلقین و تلقی شده است. (و:) دین مایه وهم و جمود نیست چه اسلام همه را به تفکر و آزاداندیشی دعوت می کند و مردم خردمند و دانا را برتر از دیگران می داند اما اصرار دارد که مردم نیک اندیش باشند تا به گمراهی نیافتند و نیز گرفتار تعصب نشوند. گرچه ممکن است برخی از سودجویان در طول تاریخ از دین سوءاستفاده کرده باشند و از آن به عنوان یک عامل مخدر یا رکود یا استثمار استفاده کنند، اما این خاصیت اصل دین نیست بلکه بهره برداری واژگونه ای از دین است. (ز:) ریشه احساس مذهبی را نباید در تمایلات سرکوفته جنسی جستجو کرد.(5)
چون گرچه از نظر روانکاوی تمایلات سرکوفته و روان ناخودآگاه نقش عمده ای در نوع احساس و رفتار یک فرد اما این تنها غریزه جنسی نیست که در آدمی اصالت دارد بلکه در آدمی تمایلات و خواسته های دیگری نیز وجود دارد. (ح:) و نیز عامل اقتصاد را نمی توان انگیزه پیدایش ادیان دانست و بدانگونه که تصور کنیم فرد خیرخواهی در وضع نابسامان اقتصادی جامعه به فکر دعوتی می افتد تا از طغیان ثروتمندان بکاهد و به نفع بینوایان اقدامی کند و احیانا دیگران در آینده از همین مسلک سوءاستفاده بکنند.
نه چنین نیست. چون این فکر برآن اساس است که عامل اقتصاد نه تنها پایه همه پدیده های اجتماعی باشد، یا آنکه رفته رفته ثابت شده که عوامل اجتماعی متعدد و پیچیده اند و فقط یک عمل موثر نیست. از طرفی دعوت انبیاء هم فقط به خاطر اصلاح حال محرومان نبود، بلکه اصلاحی همه جانبه در فکر و اخلاق و تربیت و زندگی و اقتصاد مردم بود.(6)
2- تطبیق: تطبیق و مطالعه تطبیقی در فرهنگ مکتوب ما به چند معنا به کار رفته است. یکی از معانی تطبیق، کاری است که مدرسان حوزه های علمیه به عنوان شیوه تدریس، از آن بهره می جویند. از آنجائی که روش آموزش در نظام تعلیم و تربیت سنتی(7) ما (حوزه های علمیه) متن محور(8) است، مدرسان نخست مطالب بخشی از متن درسی را بدون استناد به کتاب تقریر می کنند و پس از آن ضمن قرائت متن آنچه را که از خارج توضیح داده بودند بر متن تطبیق می کنند.
معنای دیگر تطبیق آن است که در تفسیر متون به ویژه متون دینی مانند قرآن، مفسر، مقبولات علمی پیشین خود را بر آیات تحمیل می کند.(9)
معنای مورد نظر ما در خصوص مطالعات تطبیقی، بررسی های مقایسه ای و ناهمانندیها (افتراقات) میان ادیان گوناگون وجود دارد. در حقیقت ادیان جهان در موارد مهمی باهم اختلاف و یا توافق دارند، اما افراد مجذوب و خشک اندیش (متعصب) برای ارائه مطالب بیهوده و کشدار، توضیح های ناضروری و بی اهمیت و تصنعی موارد اختلاف میان ادیان، گرایشهای بیش از اندازه نابخردانه ای را نشان می دهند. در حالی که برای انجام مقایسه ای درست و هدفدار باید از هر دونوع گرایش افراطی پرهیز کرد.
در مورد نگاه دوم یعنی دین شناسی تطبیقی مطالعه ای علمی است که باید به نکاتی توجه نمود.
1- ابتدا این مطالعه علمی نباید ناواقعی و همراه با سوگیری باشد، بلکه باید به صورت مطالعه ای حقیقی و درست درآید. در مورد هریک از ادیان خواه دین خود و یا ادیان دیگر نباید هیچ نکته ای را مبالغه کرد و یا ناچیز شمرد.
مطالعه تطبیقی نکات مهم ادیان گوناگون باید به وسیله دین شناسی بی طرف و مستقل انجام گیرد. از این رو باید در مطالعه علمی ادیان نباید به نشان دادن ویژگی های برجسته دین خود و نقاط ضعف ادیان دیگر گرایش داشته باشد. بنابراین برای پیشگیری های برجسته دین خود و نقاط ضعف ادیان دیگر گرایش داشته باشد. بنابراین برای پیشگیری از هر نوع تبعیض، گرایش و یا مبالغه نادرست نسبت به هریک از ادیان باید دیدگاهی معرفت جویانه (seeking-Konwledge) را پیش گرفت.
2- همچنین برای اینکه بتوان در گستره ادیان، مطالعه واقعا تطبیقی را انجام داد ضروری است که انسان نسبت به ادیان دیگر احساس همفکری و همدلی بیشتری داشته باشد.
3- دین موضوعی بسیار دقیق و خاص است و بنابراین حتی اگر انسان بی طرف هم باشد همواره خطر گرایشهای انحرافی نسبت به دین خود او وجود دارد. برای پرهیز از این حالت، اساسا اصطلاح مطالعه تطبیقی در مقابل “Comparative study” وضع شده است. مراد از “مقایسه” در این جا ملاحظه همسانی ها و ناهمسانی ها، مواضع وفاق و مواضع خلاف واشتراکات وافتراقات اموری است که باهم مقایسه می شوند. گفتنی است که روش تطبیقی در مطالعه و پژوهش یک فرایند است که از مرحله معینی آغاز می شود و پس از طی مراحلی به پایان می رسد. پس نخستین مرحله سطحی ترین مرحله هم می باشد. مراحل بعدی یعنی مرحله تحلیل و نقادی که منطقا مترتب برهم هستند از عمق بیشتری برخوردارند.
3- دین شناسی تطبیقی: دین شناسی تطبیقی مطالعه تطبیقی جنبه های مهم ادیان گوناگون جهان، به صورت کاملا علمی است. اکنون این نکته که مطالعه تطبیقی ادیان به صورت کاملا علمی واقعا چه مفهومی دارد نیازمند روشن سازی مفاهیمی است که به آنها خواهیم پرداخت. این تلاش باید ماهیت دقیق، هدفها و دیدگاههای دین شناسی تطبیقی را روشن سازد. پس در مورد دین شناسی تطبیقی می توان گفت که:
1- این کار مطالعه تطبیقی ادیان گوناگون از دیدگاههای متفاوت است. 2- این کار مطالعه ای علمی است. در مورد نکته نخست می توان گفت که هرگاه به چنین مطالعه ای بپردازیم با مسئله گزینش مطالب مورد بحث رو به رو خواهیم شد. همچنین در مورد افزون مطلبی یا حذف نکته ای از انبوه مطالبی که به آنها برمی خوریم با دشواری رو به رو هستیم. در دیدگاه نخست هیچ مقایسه ای ممکن به نظر نمی رسد، زیرا هر دینی در کلیت خود، ویژگی های خود را داراست، بنابراین، چگونه می توان مقایسه ها را انجام داد؟ افزون بر این در انجام مقایسه هماره احتمال فزون تاکیدی (تاکید فوق العاده) در مورد همانندیها (تشابهات) دیدگاه علمی ویژه ای را بپذیرد.
4- برای انجام مطالعه علمی ادیان احتیاط دیگری را نیز باید پذیرفت. مطالعه علمی، مطالعه ای مستقل است اما از سوی دیگر استقلال بیش اندازه زیان بار و نابهینه خواهد بود. زیرا گاهی مستقل بودن به معنای پذیرش جزمی و از پیش طراحی شده (ارتجاعی )Cut andy dry = و محدود کردن خویش با پوسته ظاهری مطلب بدون ورود به ژرفای آن است.
ادیان، کیش هایی کاملا زنده اند و جوهر آنها نمی تواند در پدید ه هایی ظاهری همچون مراسم، روشهای نیایش، تشریفات مذهبی و مانند آنها خلاصه شود، بلکه در برگیرنده باورهای درونی است که با پدیده های گوناگونی همراه است و به پیرامون خویش، روش زندگی و شخصیتی متمایز را ارائه می دهند. برای درک اینگونه ویژگی ها اندکی دلبستگی ، نه به مذهبی ویژه، بلکه به دین به طور اعم ضروری است.(10) با این توضیحات به نظر می آید با مطالعه ادیان بزرگ اصول و آداب مشترکی در آنها می یابیم. و این اشتراک به لحاظ آن است که:
1- منشا پیدایش آنها یکی بوده است: (الف:) وحی الهی - چنانچه درادیان آسمانی (مانند اسلام، مسیحیت، یهودیت) مشاهده می شود. (ب:) ژرف بینی بشری و روح اصلاح طلبی همراه با خصال خاص منطقه ای چنانچه در ادیان شرق آسیا (مانند کیش بودا، جینی، آیین لائوتسه) وجود دارد.
2- یا در اثر آمیزش واقتباس چنین شده اند (مثل مسیحیت پس از برخورد با فلسفه و مذهب یونان و روم، و یا آیین بودا نسبت به هندوئیسم.)
از این رو دین شناسی تطبیقی درصدد آنست که با آزاداندیشی، ادیان و وجوه اشتراک و تمایز آنان را آنطور که هست و خالی از تعصب مطالعه و مقایسه کند، تا ضمن آنکه به همبستگی ادیان پی می بریم با ارزشهای هر دین و نیز انحرافات و خرافاتی که در برخی از آنها پیدا شده آشنا شویم و در پایان این مقایسه دین ممتاز و جامع باز شناخته گردد و ایمان ما بدان بیشتر تحقیقی و استدلالی باشد. البته اجازه این چنین تحقیق آزادی در کمتر دینی داده شده است.
اما اسلام در عین آنکه خود را کامل و ممتاز و دین نهایی معرفی می کند: (الف:) از مردم می خواهد که با بررسی و تفکر آزاد درباره اسلام بیندیشند و با بصیرت آنرا بپذیرند نه از روی اکراه یا تقلید کورکورانه (ب)- در موارد زیادی به همبستگی ادیان آسمانی و پیغمبران الهی تصریح می کند و از مسلمانان می خواهد که به همه پیامبران احترام بگذارند.
(ج)- و گاهی همه پیروان ادیان آسمانی را به پیروی یک اصل مشترک یعنی خداپرستی و طرد خداوندان زر و زور و طغیانگران دعوت می‌کند.
(د)- و زمانی ایمان به خدا و روز بازپسین و عمل صالح را ریشه نجات معرفی می‌کند.(11)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات