* لطفا درباره پیشینه تجاوزات اسرائیلی ها به جنوب لبنان و چگونگی شکل گیری پدیده حزب الله وتاثیرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر این جریانات توضیح دهید.
** ریشه های تجاوز به سالها قبل و به زمانی می رسد که به سبب حضور عناصر تجاوزگر اسرائیلی ساکنان فلسطین و صاحبان کارخانه ها و خانه ها و مزارع مجبور می شدند مهاجرت کنند و یا تحت فشار بیگانه روزگار سیاهی را در سرزمین های اشغالی سپری کنند. این روند یک روند عادی نیست و زمانی بالاخره این آرامش نسبی، خواه ناخواه جای خودش را به طوفان خواهد داد. تا به حال هم جنگهایی تحت عنوان جنگ اعراب و اسرائیل در گرفته که عمدتا جنبه ناسیونالیستی داشته و به شکل پان عربیسم ظهور پیدا می کرد و عمدتا در اختیار گروهها واحزاب قرار گرفته و تبدیل به یک مبارزه حزبی و گروهی شده بود. متاسفانه به همین خاطر که منافع حزبی و گروهی در مبارزه جا پیدا کرده بود، لایه های مختلف اجتماعی نسبت به مبارزه با دشمن اصلی گاهی دچار انحراف می شدند و از تحلیل عمیق برخوردار نبودند. روند مبارزه، روند خوب و رو به جلویی نداشت و گاهی وقتها پس روی های شدیدی را در تاریخ چند دهه گذشته اشغالگری در خاورمیانه و در سرزمینهای اشغالی فلسطین ملاحظه می کنیم. پیدایی انقلاب اسلامی دراوایل دهه 80 یک اتفاق نوظهور بود. بلافاصله پدیده انقلاب اسلامی ایران جای خودش را در سرزمینهای اشغالی پیدا کرد و از آن زمان به بعد ما مشاهده می کنیم که نوع مبارزه توسط کسانی که خانه و کاشانه خودشان را از دست داده بودند با غاصبین صهیونیستی به مرور دچار تغییر ماهوی می شود و این تغییر ماهیت از پان عربیسم و ناسیونالیسم به اسلامگرایی بود بنابراین مشاهده می کنیم که از یک سو پدیدار شدن انقلاب اسلامی یک تغییر رویکرد و یک تغییر ماهیت در مبارزه فلسطینی ها ایجاد می کند و به مرور شاهد شکل گیری و قوت گرفتن جناح های اسلامی در برابر سایر جناحهای مبارزه در صحنه فلسطین می شویم. در همین راستاست که جهاد اسلامی و حماس شکل می گیرد. اگر در گذشته مبارزه تحت عنوان دفاع از زمین بود این بار دفاع از کیان اسلامی است و از همان زمان اولین انتفاضه فلسطین و جنگ سنگ و گلوله شروع شد. این مسئله تبدیل به یک مسئله کاملا عمیق شده و می توان گفت که مردم مسلمان سرزمینهای اشغالی مجددا هویت اصلی خودشان را پیدا کردند و به این باور رسیده اند که فقط در این چارچوب می توانند مبارزه کنند و مبارزه شان دارای یک آرمان بسیار بزرگ خواهد بود و اگر بکشند یا کشته شوند پیروز خواهند بود. چون می دانند که در راه خدا مبارزه می کنند واین اصلی ترین پیامد انقلاب اسلامی ایران در ارتباط با مبارزه ضد اسرائیلی است.
* لطفا در رابطه با مسئله لبنان و شکل گیری حزب الله بیشتر توضیح دهید.
** حوزه حضور اسرائیلی ها غیر از فلسطین، بخش هایی از کشورهای مصر، سوریه و لبنان بود. این حضور استکباری با حمایتهای بی دریغ آمریکا و انگلیس و بعضی کشورهای غربی توام شد و اسرائیلی ها توانستند در محدوده جغرافیایی گسترده ای منویات خودشان را به نوعی جاری و ساری کنند و لذا مشاهده می شود که به کرات لبنان را مورد هجمه قرار می دهند. به اشغال بخشهایی از لبنان می پردازند و حتی تا بیروت پیش می روند بدون اینکه دفاع لازم در برابرشان صورت بگیرد. در آخرین هجمه ای که اسرائیلی ها علیه لبنان داشتند به تبع پیروزی هایی که نیروهای اسلام خواه در سرزمینهای اشغالی به دست آورده بودند و در چارچوب آرمانهای انقلاب اسلامی گروهی به نام حزب الله شکل گرفت. در واقع شکل گیری حزب الله مربوط به دهه 80 می شود و از یک گروه اندک شروع شد که در برابر هجوم سربازهای اسرائیلی مقاومت کردند و اجازه ندادند که سربازهای اسرائیلی وارد زاحیه شوند. این گروه چند نفره به مرور شکل گرفت و قوت گرفت و در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی به حدی توسعه یافت که بعدها از اصلی ترین عناصر مبارزه در کل منطقه خاورمیانه علیه اسرائیل شد و لذا اسرائیل به کرات سعی کرد که این گروه اسلام گرای مردمی را در عرصه لبنان بایکوت کند. آخرین تلاش صهیونیستها به ترور رفیق حریری در لبنانمربوط می شود . بعد از این ترور که به نظر می رسد در راس آن خود موصاد و اسرائیلی ها قرار داشته باشندصهیونیستها سعی کردند به بهانه قتل رفیق حریری حزب الله را از صحنه سیاسی لبنان دور کنند. تلاش گسترده ای در اینجا صورت گرفت ولی از آنجا که اراده خداوند چیز دیگری بود با رهبری حجت الاسلام و المسلمین سید حسن نصرالله یک فراخوانی صورت گرفت و حدود 2 میلیون مردم لبنان در این تظاهرات و در یک راهپیمایی در بیروت شرکت کردند و حمایت خودشان را از مقاومت اسلامی و از حزب الله اعلام کردند و بعد از آن بود که اسرائیلی ها از اینکه بتوانند با برخورد سیاسی حزب الله را از صحنه لبنان و خاورمیانه دور کنند ناامید شدند و در واقع بایستی گفت که از همان زمان شمارش معکوس هجمه نظامی علیه حزب الله شروع شد.
* در حال حاضر در صحنه نبرد علیه رژیم اشغالگر قدس، تنها گروهی که به طور نظامی مقاومت می کند همین حزب الله است. با توجه به حضور احزاب و اقوام مختلف در لبنان چرا از آنان خبری نیست؟
** یک نکته این است که حزب الله به مرور در صحنه سیاسی اجتماعی، نظامی منطقه و لبنان حضور پیدا کرد. اولا پیش بینی این را کرده بود که روزی مورد هجوم صهیونیستها و آمریکایی ها قرار بگیرد و لذا خودش را برای چنین روزی آماده کرده بود. انگیزه های حزب الله برای مقابله و مبارزه با اسرائیل مشابه آنچه که در صحنه فلسطین اشغالی و جهاد و حماس می گذرد، یک انگیزه اسلامی و مبتنی بر جهاد و دفاع در برابر دشمن است. عمده تلاش اسرائیلی ها هم علیه این دو جناح است: این دو جناح مبارز اسلام گرا و اسلام خواه. متاسفانه سایر گروهها و سایر جناحها به دلیل پاره ای عقبه های فکری و به دلیل پاره ای عقبه های سیاسی که بعضی از این عقبه های سیاسی منتهی می شود به بعضی از کشورها و رژیمهای عربی که مبارزه جدی در برابر صهیونیستها را در دستور کارشان نداشتند و ندارند و اگر این نقیصه در جهان عرب نبود به طور قطع تا به حال اسرائیل نابوده شده بود. متاسفانه در صحنه لبنان هم ازاین گروه ها و جریانات زیاد داریم.
* همین عدم دخالت گروههای داخلی از یک سو در کنار سکوت مرگبار حاکم بر مجامع عربی و اسلامی در سطح دولتها، این فرضیه را به ذهن متبادر می کند که شاید همه این عوامل از قبل نسبت به کم و کیف حمله به لبنان آگاه بوده اند و از بحران اخیرچندان هم ناراضی نیستند. با این فرضیه چقدر موافقید؟
** آمریکایی ها از مدتها قبل به دنبال خاورمیانه جدید بوده اند. بنابراین استراتژی آمریکا ایجاد یک خاورمیانه جدید بوده است. برگردیم به استراتژی اسرائیلی ها، راهبرد اصلی آنها نقشه ( از نیل تا فرات) بوده و هست. پدیدار شدن پیروزی حماس آن هم مبتنی بر انتخابات آزاد و روی کارآمدن حزب الله در یک انتخابات آزاد و دموکراتیک در صحنه سیاسی لبنان ضربات مهلک و ناامید کننده ای بر پیکر استکبار بود. در عراق هم با همه تلاشهای صورت گرفته توسط آمریکا، مشاهده شد که جناح اسلام گرای معتقد به ولایت زمام امور را در دست گرفت. جمهوری اسلامی ایران هم با وجود همه فشارهایی که طی دو سه سال اخیر در زمینه انرژی هسته ای به آن وارد شد نه تنها عقب نشینی نکرد بلکه در بعضی صحنه ها و ابعاد این صنعت و علم پیشرفت های قابل توجهی کرد. هر کدام از اینها به تنهایی کافی است که آمریکا را به انفعال بکشاند. این انفعال در جاهایی خودش را به شکل جنگ تمام عیار نشان می دهد ولی به نظر من ریشه تهاجم اسرائیل به حزب الله در این راستاست که این دو عنصر و این دو کلید مهم در منطقه زده شوند. اسرائیل با روی کارآمدن گروه اسلام گرای انقلابی مسلما مخالف است و هر تلاشی را که بتواند برای نابودی این چنین گروهی انجام دهد. حماس پایدار است و روز به روز دارای محبوبیت بیشتری می شود و اسرائیل نمی تواند کاری انجام دهد. یعنی در برابر یک گروه کوچک در یک سرزمین بسیار محدود و با نداشتن کمترین پشتوانه اقتصادی مقتدر در برابر همه قدرت نظامی، دیپلماسی و مافیای صهیونیستی و آمریکایی مقاومت کرده است. حزب الله هم همینطور.
* سئوال اصلی این است که چرا کشورهای اسلامی وعربی سکوت کرده اند؟
** اگر روی ریشه هایی که عرض کردم توجه کنید پاسخ را درخواهید یافت. موقعی که آمریکا به دنبال برپایی خاورمیانه جدید است، بدیهی است از سگ زنجیری خودش یعنی اسرائیل بهترین و بیشترین بهره برداری ها را بکند و دست به اقدام نظامی بزند چرا که اقدامات دیگرش ناکام ماندند. خب می دانیم که برای چنین کار بزرگی طبیعی است که آمریکایی ها از قبل هماهنگی و رایزنی های لازم را انجام دهند. ما اطلاع داریم که آمریکایی ها و اسرائیلی ها با بعضی سران رژیم های ارتجاعی عرب، بعضی گروه ها، جناحها و احزاب مذاکره کرده بودند و آنها دقیقا از بروز جنگ در منطقه باخبر بوده اند. بنابراین همه چیز از قبل طراحی شده بود و لذا نباید از سکوت مجامع و رژیمها تعجب کنید. البته یک نکته خیلی مهم است و آن اینکه این قضیه شامل همه کشورهای عربی مثل سوریه نمی شود. سوریه اعلام کرده که در برابر زیاده خواهی های اسرائیل و آمریکا ایستاده و خواهد ایستاد. هرچه که می گذرد دولت لبنان، گروههای سیاسی لبنان، آحاد مردم لبنان و منطقه و همینطور افکار عمومی جهان علیه اشغالگری و تجاوزگری نظامی اسرائیلی ها و در له مقاومت اسلامی و حزب الله در حال شکل گیری است.
* برگردیم به میدان جنگ. در حال می بینید که شیوه تخریب زیربناهای اجتماعی و اقتصادی در لبنان توسط اسرائیل مشابه شیوه ای است که در حملات ناتو در اواخر دهه 90 به یوگسلاوی و یا آمریکا به عراق مشاهده شد. آیا به نظر شما این شیوه در لبنان هم می تواند ثمربخش باشد؟
** تلاش اصلی آمریکا از روز اول آغاز جنگ این بود که بتواند در یک مقطع بسیار کوتاه بین دولت و ملت و مقاومت جدایی بیندازد و لذا بمبارانهای وحشیانه خودش را انجام داد. بلافاصله سیاست سرزمین سوخته را هم در دستور کار قرار داد که این سرزمین سوخته می توانست عبرت آموز باشد برای دیگران. بنابراین سیاست آمریکایی ها از این جهتی که عرض کردم روشن است و مایل است با انهدام تمام زیرساختهای لبنان یک سرزمین سوخته را بر جای گذارد و در ثانی این عاملی باشد تا حزب الله از بعد مردمی کاملا بایکوت شود. آیا این سیاست به نتیجه رسیده است؟ هرچقدر که از شروع درگیری می گذرد علی رغم بالا رفتن حجم خسارات با نتیجه عکس روبرو می شود. اگر در کوچه پس کوچه های شهرهای جنوب لبنان قدم بزنیم سید حسن نصرالله بصورت یک اسطوره و یک ابرمرد در میان همه مردم از مسلمان گرفته یا مسیحی و ... مطرح است.
* آمریکا در منطقه خاورمیانه هزینه های سنگینی را متحمل شده است. آیا تحمل این هزینه ها فقط به خاطر نفت و گاز است؟
** خاورمیانه از یک طرف دارای نفت و گاز زیاد و مرکز انرژی جهان است و به عنوان چهار راه غرب و شرق و مسیر اتحادیه جماهیر شوروی مطرح می باشد. از سوی دیگر فرزند ناخلف آمریکا در این منطقه حضور دارد؛ منظورم اسرائیل است. لذا این منطقه دارای اهمیت استراتژیک و ژئوپولتیک بالایی است. اما تنهاترین چالش آمریکا به بروز اسلام گرایی در سطح جهان است که ریشه در همین منطقه دارد. و به نظر من در حال حاضر غیر از این موضوع، چالش دیگری آمریکا را مجبور به تحمل هزینه های گزاف حضور نظامی در منطقه نکرده است.
* به عنوان سئوال آخر اینکه لطفا بفرمایید که آیا می توان برای حل بحران فلسطین و لبنان دل به راهکارهای دیپلماتیک خوش کرد؟
** متاسفانه بسیاری از کشورهای منطقه و حتی خارج از منطقه و برخی از کشورهای قدرتمند اسلامی در برابر فشارهای همه جانبه آمریکایی ها منفعل عمل می کنند و علی رغم تلاشهای گسترده مسئولین دولتی جمهوری اسلامی در رابطه با مجامع بین المللی و کشورهای اسلامی و کشورهای منطقه، به دلیل رعب بی جهتی که از آمریکا دارند و هماهنگی هایی که از قبل بین آمریکایی ها و این کشورها صورت گرفته، اقدام مشترک همه جانبه ای مشاهده نمی شود. از بعضی از مجامع مثل شورای امنیت انتظاری نیست چرا که همگان می دانند که این شورا تحت نفوذ قدرتها و عمدتا تحت نفوذ آمریکا عمل می کند ولی از بعضی از کشورهای بزرگ اسلامی انتظار می رفت که به نوعی با مردم لبنان همدردی کنند ولی این را مشاهده نمی کنیم. اگرچه تلاشهای دیپلماتیک مقامات جمهوری اسلامی در سطح وزارت امور خارجه و شخص رئیس جمهور و سایر سازمانها و دستگاهها در جریان است لکن آنچه که مهم است این است که صحنه لبنان را این نوع دیپلماسی ها تعیین نخواهد کرد بلکه صحنه لبنان را دفاع مقاومت اسلامی در برابر آمریکا و اسرائیل تعیین خواهد کرد. همین جا لازم است به این واقعیت مهم اشاره کنم که در حال حاضر ما در منطقه شاهد شکسته شدن تابوی اسرائیل توسط حزب الله هستیم. در تمام جنگهایی که در گذشته صورت گرفته علی رغم حضور بیشتر کشورهای عربی در مقابل اسرائیل هرگز تاریخ اشغالگری در منطقه شاهد چنین پایداری و مقاومت از یک طرف و ضرباتی که به اسرائیلی ها وارد شده، از طرف دیگر نبوده است. هم اکنون موشکهای حزب الله قادر هستند دورترین و حساسترین نقاط اسرائیل را هدف قرار دهند و برخی را تا به امروز به عینه دیدیم- اگر تاریخ اسرائیل غاصب را ملاحظه کنیم هرگز در بعضی از شهرهایش بمب و موشکی فرود نیامده و هرگز این تعداد سربازان اسرائیلی کشته نشده اند و هر گز جنگی تا این حد به طول نینجامیده است.
نکته جالب تر اینکه همه اسرائیل تنها در مقابل بخش کوچکی از لبنان می جنگد و مقاومت حزب الله تنها بخشی از مقاومت در منطقه است. به نظر بنده هم آمریکا و هم اسرائیل در استیصال به سر می برند و علی رغم چهره ای که از خودشان نشان می دهند به دنبال فرصتی هستند تا آبرومندانه پای میز مذاکره بنشینند.
به نظر می رسد حزب الله با درایت بسیار بالایی که دارد در این مقطع هم خواهد توانست بیشترین امتیازات را از آمریکایی ها و اسرائیلی ها بگیرد.