محمد پهلوانی
گروه سیاسی: در هفته دولت، خوب است نگاهی به توفیقات دولت نهم در حوزه اقتصاد داشته باشیم. در این میان آنچه خودنمایی می کند نقدهای فراوانی است که علیه عملکرد اقتصادی دولت مطرح شده است و ما در صدد هستیم میزان صحت و اغراض این نقدها را بررسی کنیم.
یکی از خطاهای سیاسی که در آسیب شناسی گسترش تحزب باید مدنظر باشد و پرهیز از آن ضروری است، تخریب دولت منتخب مردم به بهانه نقد و “سیاه نمایی” از اوضاع کشور است که موجب احساس ناامنی و کاهش سرمایه گذاری و فرار سرمایه ها می شود. تخریب دولت نهم یکی از مصادیق بارز این امر است. به عنوان مثال وقتی حرکت رئیس جمهور نهم به سمت استان های محروم شروع شد عده ای از مخالفان او که عمدتا کارگردانان اقتصادی کشور در سال های قبل بودند شروع کردند به اما و اگر، ابتدا گفتند سیاستهای دولت عملی نیست... بعد گفتند واگذاری این اعتبارات به استان ها تورم را افزایش می دهد و حجم نقدینگی را در کشور به بالاترین حد خود می رساند یعنی در واقع، گویا اشکال قبلی را پس گرفتند. بعد از چند روز شروع کردند به طرح این موضوع که احمدی نژاد با استفاده از افزایش قیمت از 7 دلار )!( به 70 دلار به پیش می تازد و این هنر نیست. چند روز بعد شروع کردند به طرح این موضوع که دولت در پروژه های اقتصادی، تشریفات اداری را کنار می گذارد و قراردادهای چند میلیاردی را با سپاه منعقد کرده است... در حالی که دولت در فاصله سال های 70 تا 84 پروژه های حساس کشور که بخش خصوصی رغبتی برای سرمایه گذاری و مشارکت در آن نداشت، به قرارگاه سازندگی سپاه سپرد و رئیس دولت - حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی- رسما اعلام کرده بود ورود سپاه به پروژه ها- که شامل پروژه های عظیمی نظیر سد کرخه هم می شد- سبب پائین آمدن نرخ مناقصه ها شده و جلو سودجویی شرکت های سرمایه گذار خارجی و داخلی را گرفته است. تداوم همان قراردادها در دوره احمدی نژاد با هجمه کسانی مواجه شد که در دوره قبل از ورود سپاه به این عرصه ها حمایت می کردند. چند روز بعد به یک باره این جریان از “گرانی” لجام گسیخته خبر داد و در تیترهای هر روزه آن را به عنوان محوری ترین مسئله کشور معرفی کرد” (1.)
فضای التهاب آوری را برای ملت و سرمایه گذاران خارجی و داخلی ترسیم کردند (2.) روزنامه شرق صفحه اول خود را به صعود سرسام آور قیمت ها اختصاص می دهد. روزنامه اعتماد ملی (3) از توهم توطئه در پشت پرده گرانی سخن به میان می آورد و آن را علیه رئیس جمهور و دولت به کار می برد و تاکید می ورزد دولتی ها توجه خاصی به این امور ندارند. قائم مقام دبیرکل حزب اعتماد ملی (4) “وضعیت فعلی را برای نظام خطرناک، شکننده و نگران کننده” عنوان می کند. یکی از اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس هفتم (5) چنین اظهارنظر می کند که دولت به جای رفع واردات برای تنظیم بازار مصرف، تخصیا تسهیلات ارزان قیمت و تخصیا منابع بی شمار “تنها به دنبال پرتقال فروش بینوایی است که قرار است قربانی سیاستگذاری های غلط دولت شود”.
آقای علی مزروعی نماینده مجلس ششم در قامت کارشناس اقتصادی )!( ظاهر می شود (6) و اقتصاد ایران را چنین توصیف می کند: “این روزها اقتصاد ایران دوران خاصی را تجربه می کند. دورانی که در آن کارشناسان اقتصادی با حساسیتی آغشته به واهمه جریان اجرایی- اقتصادی کشور را دنبال می کنند اما با این وجود همچنان سیاست های اقتصادی کشور در جهت عکس تجربه سالهای گذشته شکل می گیرند و مدیران اقتصادی نیز بدون توجه به انتقادهای موجود به اجرای سیاست خود ادامه می دهند... در حال حاضر شاهدیم جلب رضایت عامه مردم در جامعه به عنوان آفت در اقتصاد و اداره کشور عمل می کند و مشخص نیست در 3 سال دیگر چه اتفاقی خواهد افتاد.”
جناب آقای سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق کشورمان تحلیلشان از اوضاع اقتصادی چنین است: “اگر تورم مهار نشود و بیکاری کاهش نیابد و یا قدرت خرید مردم بالا نرود طبیعتا موج مخالفتها به راه می افتد... در حال حاضر سرمایه گذاری در کشور با مشکل مواجه است و درآمد ناشی از افزایش بهای نفت درآمدهای کلانی را نصیب بودجه کشور ساخته است... اما این درآمدها چگونه هزینه خواهد شد؟... از [حساب ذخیره ارزی در زمان ریاست جمهوری ام] برای کنترل نوسانات بهای نفت ]![ و تقویت بخش خصوصی ایجاد شد ...]!!![ اکنون باید مسئولان بفرمایند که در یک سال گذشته چه مقدار از حساب ذخیره ارزی به بخش خصوصی داده شده است و چه مقدار را دولت و در چه جهتی مصرف کرده است” (7.)
روزنامه ای که حاکمیت را حق مردم می داند ولی مترصد آن است زمین و هوا را به هم بچسباند تا گزکی علیه دولت نهم به دست آورد که پنجه به روی منتخب ملت زند، تیتر می زند “هراس اجاره نشین ها از بی خانمانی” (8) و سرمقاله خود را بدان موضوع اختصاص می دهد و تلویحا از توجه بی سابقه دولتمردان به شهرها و روستاهای دورافتاده گلایه می کند و در همان روز گزارشی مفصل که صحت و اعتبار آن با توجه به رویکرد این نشریه در برخورد و تقابل با دولت شدیدا محل تردید است در مورد افزایش اجاره بهای مسکن که به زعم خود از دو جنبه اجتماعی و سیاسی بدان نگریسته شده بود را در دو صفحه 7 و 14، ارائه می دهد. این نشریه با همان رویکرد خود نسبت به دولت نهم بخشی از صحبت های وزیر کشور را پیرامون مصرف بهینه سوخت محملی برای تاختن و تخریب دولت، به ویژه در بخش اقتصاد می یابد و یک صفحه کامل را برای هجمه به دولت با این تیتر “مردم ایران کمربندها را ببندند؛ آغاز دوره ریاضت اقتصادی” (9) اختصاص می دهد.
روزنامه ای از مدعیان اصلاح طلب در سوم تیر سالروز انتخاب دکتر محمود احمدی نژاد تیتری با عنوان “یک سال پس از انتخاب احمدی نژاد” (10) را برگزیده است که بیشتر دید انتقادی داشته است، مخصوصا در بعد اقتصادی به جای آنکه نقد علمی و منصفانه از دولت فعلی و دولت های پیشین که عملکرد آنها میراث ماندگار برای دولت فعلی است داشته باشد فقط به نقد سیاسی- احساسی پرداخته است.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه می گوید: “امسال که بنزین افزایش قیمت نداشته پس این تورم ها از کجاست ما امسال بیشترین تورم را در 10 سال گذشته داریم ]!!![ تبلیغات ضد انقلاب، خبرنگاران و هرچه هست دم خروس پیداست و مردم گرانی را لمس می کنند” ( )!!(11.)
در ادامه این نوشتار به نامه 50 اقتصاددان خواهیم پرداخت...