شریف خسروی
گروه اجتماعی: هنگامی که از «نظام» و یا «سیستم» بحث می شود، مجموعه به هم پیوسته ای تداعی می شود که کارکرد بهینه و مثبت آن در گرو همراهی و پیوستگی همه اجزاست. به قرینه، اگر هر بخشی از یک سیستم دچار اخلال شود، کارکرد کل سیستم دچار اختلال می شود و گردشگری از این قاعده به عنوان یک «نظام هدفمند» مستثنی نیست. به دیگر سخن به علت عدم همراهی همه اجزاء موثر و در صنعت گردشگری، اکنون ایران با این همه قابلیت تقریبا در بازار گردشگری تهیدست است.
تهیدستی برای کشوری که جزو 4 کشور برتر دنیا از نظر جاذبه های تاریخی و 10 کشور برتر از لحاظ تنوع اقلیمی است، نشان از ناکارآمدی نگاه به این صنعت دارد و این نگاه نیازمند تغییر و تحول است.
نگارنده به عنوان کسی که با بخشهای مختلف اقتصادی کشور در حد لازم آشناست بر این نکته تاکید دارد که هنوز مفهوم «مزیت نسبی» در بخش گردشگری تعریف نشده، ما در بازار رقابتی تولید خودرو، فولاد، و... شاید نتوانیم دوام بیاوریم و در صورت پیوستن به W.T.O ممکن است بسیاری از صنایع کشور دچار چالش اساسی شوند اما تنها صنعتی که می تواند دوام بیاورد و بلکه رونق و توسعه یابد گردشگری است. لذا انتظار از همه مسئولان و تصمیم سازان اقتصادی و سیاسی این است که بسترهای لازم را برای توسعه گردشگری در کشور فراهم آورند زیرا:
1- اقتصاد تک محصولی آفت نظام ماست، در عین حال وابستگی بودجه عمومی به درآمد نفت به علت نوسان در بازار آن از ریسک بزرگی برخوردار است لذا دولت باید به دنبال تنوع بخشی به درآمدهای ارزی باشد، چنانچه با توجه به قابلیتهای کشور سالانه تنها 5 میلیون گردشگر خارجی از کشور بازدید نمایند و هر کدام به طور میانگین تنها 2000 دلار در ایران خرج نمایند سالانه بالغ بر 10 میلیارد دلار ارز وارد کشور می شود که رقمی بیش از کل صادرات غیر نفتی کشور است. قابل ذکر است که کشوری مثل اسپانیا سالانه بالغ بر 50 میلیارد دلار درآمد ارزی تنها از طریق جذب گردشگر دارد.
2- بحران بیکاری کنونی ناشی از سیاستهای اعمال شده در دهه شصت و نرخ رشد موالید بالای 4 درصد در آن زمان می باشد.
آمارها در خصوص بیکاران موجود در کشور متنوع است و نرخ رشد بیکاری نیز حدود 12 درصد است، که روند نگران کننده ای است، کشورهای مختلف برای رفع بحران بیکاری که تبعات ناگوار اجتماعی زیادی را در پی دارد عموما سعی در سرمایه گذاری های مولد دارند و البته در این خصوص به مزیتهای خود توجه می نمایند و چون صنعت گردشگری از مزیت بالایی در ایران برخوردار است و با توجه به صنایع جانبی وابسته به خود به ازای ورود هر گردشگر حداقل هشت شغل ایجاد می کند و با احتساب همان 5 میلیون گردشگر می توان 4 میلیون شغل ایجاد کرد که انقلابی در اقتصاد ایران است.
3- ارتقای فرهنگی، پیامد دیگر ورود گردشگران به کشور است، واقعیت غیرقابل انکار این است که فرهنگ یک پدیده پویاست و از تحولات جهانی تاثیرپذیر است، ورود گردشگران خارجی به کشور از نظر تقویت زبانهای بین المللی در کشور، شیوه برقراری ارتباط و تعامل با گردشگر، صادرات کالاهای فرهنگی، برخورد با ایده های جدید و... می تواند برای فرهنگ کشور مفید واقع شود و از طرف دیگر فرهنگ ایرانی به وسیله این گردشگران که اکنون به سفیران فرهنگی کشور تبدیل شده اند، معرفی شود.
دستاوردها فراوان است به جهت دوری از اطاله کلام از اشاره به آنها خودداری می شود.
و اما چالشها؛
1) هم چنانکه در صدر مطلب اشاره رفت رشد و تحول در نظام گردشگری نیازمند تعامل وهمکاری همه دستگاههای تاثیرگذار و تصمیم ساز است و متاسفانه در این خصوص هنوز هماهنگی لازم ایجاد نشده است، برخی ورود گردشگر را به ضرر فرهنگ کشور تلقی می کنند و محصور شدن در حصارهای بسته را پیشنهاد می نمایند و برخی از دیدگاه تعامل با اقتصاد جهانی به این قضیه می نگرند، انگ جاسوس به گردشگر زدن نیز که توسط برخی باب شده است و... همه باید به این نتیجه برسند که فرصتهای از دست رفته در جذب گردشگر زیان است و جلوی این ضرر باید گرفته شود لذا شایسته است مسئولان فرهنگی، قوه اجرایی، امنیتی و قانونگذاری با بررسی چالشهای موجود، با تدوین یک نظام نامه راههای بهره مندی از درآمد ناشی از این صنعت را فراهم آورند.
2) واقعیت این است که به دلیل عدم تعامل فرهنگی با سایر ملل و یا اخلال بعضی از افراد و گروههای تبهکار، تروریسم و یا همان گردشگر در ایران، «احساس» امنیت نمی کند، تعرض به توریسم و گروگانگیری پدیده هایی است که زیبنده کشور ما نیست و نهادهای انتظامی و امنیتی باید با اقتدار «احساس امنیت» را به گردشگر القاء نمایند.
3) زیر ساختهای لازم برای توسعه گردشگری هنوز در کشور موجود نیست. عدم وجود هتلهای مناسب، راهنماهای تحصیلکرده و آشنا به مسائل فرهنگی و تاریخی کشور، جاده های مناسب و وسایل حمل و نقل مطلوب مواردی است که برای توسعه گردشگری داخلی و بین المللی باید نسبت به رفع آنها اقدام شود.
4) نگرش دولتی حاکم بر بخش اقتصادی باعث گردیده تا خلاقیت و نوآوری لازم در عرصه گردشگری کشور صورت نگیرد. بسیاری از محوطه های تاریخی و باستانی از حداقل امکانات جانبی نظیر استراحتگاه، چایخانه، رستوران، فضای لازم برای معرفی صنایع دستی و... برخوردار نیست و بخش دولتی رغبتی برای ایجاد نوآوری در خود نمی بیند، شیوه حفاظت فیزیکی آثار باستانی نامطلوب است، لذا بهتر آن است سازمانهای متولی، با اتخاذ یک راهکار مناسب، زمینه بهره برداری از این آثار را برای بخش خصوصی فراهم آورند تا با ایجاد نوآوری، جاذبه آنها افزایش یابد.
5) اطلاع رسانی و تبلیغات در خصوص جاذبه های تاریخی و اقلیمی کشور، در بین افراد سایر کشورها بسیار ضعیف است. هر رهگذری که از خیابان استاد نجات الهی تهران می گذرد شاهد تبلیغات گسترده آژانسهای هواپیمایی برای جذب گردشگر به سایر کشورهاست. تور ارزان دبی، دبی فقط با 150 هزار تومان، تور مالزی، دیدنیهای سنگاپور را با ما ببینید، آنتالیا و... تنها گوشه ای از تلاش برای جذب گردشگران ایرانی به سایر کشورهاست که مجانی توسط آژانسها انجام می شود، چرا ما این کار را نکنیم، اعطای جایزه به آژانسهایی که بتوانند گردشگر بیشتری وارد کشور کنند شاید راهکار مناسبی در این خصوص باشد.
6) امروز دنیا به سمتی حرکت می کند که در آن «اقتصاد» حرف اول را می زند. به دیگر سخن توان بالای اقتصادی هر کشور می تواند روی سایر زمینه ها نیز تاثیر بگذارد، لذا کشور باید از هر زمینه ای برای بالا بردن جایگاه اقتصادی خود بهره جوید، در این زمینه توجه خاصی به درآمدهای ارزی صنعت گردشگری نشده که باید برنامه ریزان اقتصادی با در نظر گرفتن سهم قابل ملاحظه ای از آن در تولید ناخالص ملی و تلاش برای اجرای آن، این مهم را عملیاتی نمایند.
پایان کلام آنکه توسعه گردشگری نیازمند عزم جدی مسئولان و داشتن بینش و بصیرت کار است و قبل از آنکه فرصتها بیش از این از دست برود، باید کاری کرد.