تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۷  ، 
کد خبر : ۱۷۴۸۵۳

امامت متقین و نقش خبرگان


محمود مهدی‌پور
گروه فرهنگی: هر جامعه ای نیاز به “نظام سیاسی” دارد و جامعه اسلامی نیز از این قانون عمومی مستثنی نیست. اما در “فلسفه نظام سیاسی” و “ماهیت تشکیلات حکومتی” و “شرایط کارگزاران” و “روش حکومت” بین نظام اسلامی و دیگر نظام های سیاسی تفاوت های فراوان و فاصله از زمین تا آسمان است.
نظام سیاسی “جامعه اسلامی”، “امامت” و “ولایت” است و با سلطنت، ملوکیت، ریاست قبیله و تمام سمت ها و عناوین سیاسی جوامعی که بدون پذیرش مکتب واحد و دین و عقیده و جهان بینی مشترک تن به تشکیلات حکومتی سپرده اند، تفاوت دارد.
در جامعه اسلامی “امامت” نظام سیاسی است که جزئی از نظام عقیدتی و جهان بینی مشترک مومنان به خدا و نبوت و قیامت محسوب می گردد. این نظام سیاسی یعنی رهبری مبتنی بر عقاید مکتبی و قوانین دینی را مردم همراه با پذیرش مکتب می پذیرند و در آغاز اسلام بیعت با رهبری همراه با پذیرش اسلام انجام می گرفت. همه مسلمانان نظام سیاسی اسلام را همراه با دیگر نظام های عقیدتی، اخلاقی، اقتصادی، دفاعی پذیرفته اند و “قرآن و سنت” متن مدون همه نظام های لازم برای زندگی مسلمانان است و تبعیض در احکام الهی با قبول دین ناسازگار و نوعی شرک و طاغوت زدگی است. اقلیت هایی که در کشور اسلامی زندگی می کنند و در زمینه اعتقاد به خدا و انبیاء و معاد با مسلمانان از جهان بینی واحدی برخوردارند، از آنجا که مجموعه قوانین دین و پیامبر اسلام را نپذیرفته اند، نسبت به پذیرش نظام سیاسی و همزیستی با مسلمانان باید قرارداد خاص منعقد کنند.
امامت و رهبری از نگاه اسلام، پذیرش یک مسئولیت و قبول یک امانت است که بر دوش اسلام شناس ترین، متعهدترین، آگاهترین، شجاع ترین و تواناترین فرد گذاشته می شود. رهبری نظام اسلامی، به صریح قرآن “رهبری متقین” است، “یقین به آیات الهی و هدایت” به فرمان خدا، و صبر و استقامت در اجرای دستورات الهی از ویژگی های “امامت پارسایان” است. پذیرش رهبری در جامعه اسلامی باری بر دوش است نه نانی در کف؛ و کلید دستیابی به جاه و جلال و مال و منال دنیوی، به حساب نمی آید. قبول سنگین ترین امانت و دشوارترین وظیفه ها برای رضای خداست. شایستگان هیچ گاه به انگیزه منابع دنیوی بر کرسی قدرت نمی نشینند و برای حکومت منهای انجام وظیفه الهی ارزشی در حد لنگ کفش پاره ای هم ارزش قایل نیستند و کل دنیا هم در نزد آنان به میزان “یک لنگه کفش” ارزش ندارد.
امام علی(ع) فرمود: اگر هفت اقلیم را با آنچه در آن است به من بدهند که پوست جویی را ظالمانه از دهان مورچه ای باز ستانم و خدا را معصیت کنم، هرگز نخواهم پذیرفت. اطاعت خدا و دستیابی به مقام قرب الهی برای امامان هدف اول و آخر حکومت است. مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تاریخ 9/3/77 فرمود: “چنانچه قرار باشد اسلام در جامعه تحقق پیدا نکند و امر خدا اجرا نشود، اگر ما در راس کار نشسته باشیم و در سطح جامعه و مردم هیچ یک از احکام الهی به سمت تحقق پیش نرود، پس فایده وجود ما چیست؟ کسان دیگری بیایند، این ورز و وبال را تحمل کنند، چرا ما تحمل کنیم.”
شهید بزرگوار انقلاب اسلامی آیت الله دکتر بهشتی در ضمن یک سخنرانی اظهار داشت:
“حکومت در خط اشباع و ارضاء میل به قدرت حرام است. گناه است و عقاب دنیا و آخرت را به همراه دارد. در اسلام حکومت در هر حدی و در هر منصبی، در هر درجه ای ودر هر جایی تنها و تنها، بار سنگین تر را بر دوش کشیده است.”
آنها که در نظام اسلامی به ولایت و حکومت به چشم لقمه ای چرب و شیرین می نگرند، وارونه به حقیقت نگاه می کنندو به جای نگاه گرفتار “گناه” شده اند. آنها که “ولایت و رهبری” را برای خویش می خواهند، نه برای مکتب و امت اسلامی بیش از آنکه ضوابط الهی را در نظر بگیرند روابط فردی و جناحی را لحاظ می کنند باز هم گرفتار گناه و سقوط در گرداب “جناح” شده اند.
جایگاه خبرگان
مجلس خبرگان مجمعی از فقهای متعهد، آگاه به زمان و مورد اعتماد مردم است که از یک سو ضامن هماهنگی نهاد رهبری با معیارهای مکتبی است و از سوی دیگر مردمی بودن و برخورداری از پشتیبانی و اعتماد امت را تضمین می کند. خبرگان چهره هایی هستند که به دلیل فقاهت و تقوا در انتخاب و تشخیص صلاحیت های مکتبی رهبر دچار اشتباه و خطا نمی شوند و یا کمترین احتمال اشتباه را دارند و به دلیل آگاهی اجتماعی و شناخت دوست و دشمن ویژگیهای لازم برای رهبری را در شرایط مختلف به خوبی درک می کنند. آگاهی اجتماعی و خبرویت سیاسی یا جزو اجتهاد است، آنچنان که امام خمینی قدس سره مطرح فرمود؛ و اگر بخشی از اجتهاد مصطلح در حوزه ها نباشد، بدون این روشن بینی اجتماعی و شناخت شرایط و اوضاع و احوال جهانی، خبرویت سیاسی ناقص و ناتمام است. اجتهاد مصطلح در حوزه ها شرط لازم خبرویت است؛ اما هرگز شرط کافی نیست.
رهبری متقین در جامعه اسلامی چه بر پایه انتصاب الهی و چه بر مبنای انتخاب مردمی و چه هر دو با کمک و هدایت خبرگانی مشخص می شود که از تقوای دینی و فقاهت و دین شناسی و توان استفاده مستقیم احکام الهی از قرآن و حدیث برخوردار باشند و در عقاید و اندیشه رنگ تفکرات غیر اسلامی نگرفته و نسبت به ترفندها و توطئه ها و سیاست های جهان کفر و شرک آشنا باشند. این گونه خبرگان با تعیین رهبری صالح، خرمن امید کفر را به آتش می کشند، پشتیبان رهبری مکتبی و مشاوران نزدیک وی و یاران امت و امام در جامعه اسلامی اند و سدی بزرگ در برابر کفر جهانی محسوب می شوند. خبرگانی با چنین ویژگیها، هم خبرگان فقهی اندو هم خبرگان سیاسی؛ هم امین مردم اند و هم امین خدا. مجلس خبرگان با این ویژگیها، با معرفی و حمایت از رهبری شایسته امکان رشد و کمال و شکوفایی دین و دنیای مردم را فراهم می آورد و زمینه بهره وری بهتر و بیشتر از نعمت های الهی را فراهم می سازد و ضامن تداوم غدیر است. مجلس خبرگان در نظام اسلامی، ضامن مشروعیت نظام است و نقطه وحدت امت و امام. نظارت امت بر رهبری و مسئولیت بزرگ کنترل حرکت در چهارچوب مکتب از طریق مجلس خبرگان اعمال می شود. خبرگان چشم شریعت اند و نور چشم امت، خلیفه خدایند و وارث انبیاء، مسئول شناخت و معرفی نایب امام زمان(ع) در عصر غیبت اند و حلقه ارتباط امام و امت. انتخاب مراجع شیعه بدون خبرگان تحقق نیافته و رهبری الهی هم بدون خبرگان شکل نمی گیرد. اصولا بدون “رهبری الهی” انسانیت در عصر جاهلیت زندگی می کند. غدیر فراموش می شود و ارتجاع آغاز می گردد. حضور در انتخاب خبرگان، حضور در صحنه سرنوشت است و انتخابات خبرگان شایسته، بیعت با حجت خدا.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات