اردشیر زارعی قنواتی
پیامهای صوتی یا تصویری رهبران گروه القاعده در مقاطع زمانی مختلف معمولاً حامل یک پیام روشن و بعضاً هر چند با تاخیر اما در چارچوب یک هدف مشخص انجام میگیرد. این پیامها که توسط «اسامهبنلادن» رهبر و «ایمن الظوهری» مرد شماره دو این گروه و دیگر رهبران جنبش تروریستی القاعده صادر میشود، با تمرکز بر موضوعی خاص، یک کشور یا گروهی از نهادهای مدنی، سیاسی، اجتماعی و حتی مذهبی را مخاطب قرار میدهد. این جنبش بنیادگرای تروریستی که خود را فصلالخطاب اسلام و تفسیر لایتغیر از دین در تصویر نبرد «خیر و شر» معرفی میکند، بنا بر آموزههای واپسگرایانه و ضد انسانی خود برای همگان حکم صادر میکند. رجوع آنان به حکم دین و مصلحت جوامع اسلامی به خصوص به بهانه دفاع از فلسطین در مقابل اشغال صهیونیسم، شاید مهمترین ادعایی باشد که آنان از قبل آن ارتزاق میکنند.
زمانی که القاعده از تهاجم صلیبی کشورهای مسیحی غرب به سرزمینهای اسلامی سخن میگوید یا از اشغال فغانستان و عراق، چنین ادعایی میتواند با توجه به مصادیق عینی، توجیهی ذهنی برای اهداف پشب پرده این گروه به حساب آید. روز یکشنبه 15 ماه آگوست 2010 ایمن الظواهری در یک پیام صوتی 20 دقیقهای از رهبران ترکیه خواست هر چه زودتر به ایفای نقش سنتی ترکیه در دوران زمامداری امپراتوری عثمانی برگردند. وی در پیام خود خطاب به مردم ترکیه از آنان خواسته است علیه دولت و ارتش شورش کنند چرا که دولت «رجب طیب اردوغان» و ارتش ترکیه به جهت ارتباط با رژیم صهیونیستی و همکاری با ناتو در افغانستان در مقابل مسلمانان قرار گرفته است. این پیام با توجه به محتویات آن بعد از حمله کماندوهای اسرائیلی به کاروان کمکهای امداد بینالمللی به مردم غزه که از ترکیه راهی شده و در جریان آن 9 تن از اتباع ترکیه کشته شدند، صادر شده است. بعد از این حادثه، روابط بین آنکارا ـ تلآویو به پایینترین سطح طی دو دهه گذشته رسید و دولت اردوغان بسیاری از توافقات دوجانبه قبلی را به حالت تعلیق درآورد.
در مقابل، موقعیت ترکیه و شخص اردوغان در بین افکار عمومی مسلمانان و به خصوص مردم فلسطینی به بالاترین حد ممکن ارتقا یافته و عکسهای نخستوزیر اسلامگرای ترک بر سردستان بسیاری از فلسطینیان گرفته شد. در این پیام همچنین آمده است: «ترکیه خلافت اسلامی همواره از ما مسلمانان دفاع میکرد ولی امروزه ترکیه سکولار ما را به دشمنان اسلام که به قرآن و پیامبر توهین میکنند، فروخته است.» تاکید مرد شماره دو القاعده بر دوران خلافت اسلامی و نقش مخرب سکولاریسم حاکم بر ساخت سیاسی ترکیه دقیقاً در وضعیتی بیان میشود که اسلامگرایان حاکم در ترکیه هماینک زیر فشار احزاب سیاسی و نهادهای مدنی به اتهام اسلامگرایی و عدول از نظام سکولار کشور قرار دارند.
پیام تهدیدآمیز ایمن الظواهری این بار خطاب به رهبران اسلامگرای ترکیه برخلاف ادعاهای مطرح شده در متن آن، این بار از جنس دیگری است و به نظر میرسد بیشتر یک فرافکنی و رقابت درونی در ساخت تفکراتی متفاوت در جوامع اسلامی برای اعمال هژمونی بر افکار عمومی باشد. رقابت بین جناح اسلامگرا و سکولارها در ترکیه کنونی و اختلافات بین دولت اردوغان و ارتش در این کشور تا به آن اندازه روشن و آشکار است که بسیاری آن را بزرگترین شکاف در جامعه سیاسی و مدنی ترک به حساب میآورند. نگاه دولت آنکارا نسبت به قضیه فلسطین در شرایط کنونی نیز بیش از آنچه ذات رانشی داشته باشد از یک ماهیت کششی برخوردار بوده است. نقش ترکیه در جنگ افغانستان هم آنچنان کمرنگ و غیر تاثیرگذار است که بود با نبود آن در دامنههای هندوکش چندان جدی گرفته نمیشود. مهمتر اینکه دولت و جامعه ترکیه دقیقاً در طول جنگ عراق در نقطه مقابل تهاجم نیروهای آمریکایی و ائتلاف به رهبری آنان به این کشور قرار گرفتند.
حتی در خصوص تازهترین تحولات مربوط به روابط آنکارا ـ تلآویو، دولت «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر اسرائیل نقش ترکیه را در اعزام کشتیهای حامل کمکهای امدادی در پیوند با بنیادگرایان اسلامی محاسبه کرد. در چنین شرایطی پاسخ به این سوال که چرایی و دلیل پیام تهدیدآمیز القاعده به دولت ترکیه در کجا نهفته است تنها یک پاسخ میتواند داشته باشد و آن اینکه القاعده هماینک در هیبت ترکیه یک رقیب سیاسی و ایدئولوژیک را میبیند. تمرکز افکار عمومی عربی به خصوص در فلسطین بر نقش جدید ترکیه و جایگاه اعتباری اردوغان در بازی با کارت غزه، حتی تندروهای عرب را نیز نسبت به کارایی تفکرات تندروانه و تروریستی جهت احقاق حقوق فلسطینیها به تردید واداشته است. تاثیر انکارناپذیر و بازخورد بینالمللی کارون آزادی در شکستن محاصره غزه و همراهی جامعه جهانی و سازمان ملل متحد با این اقدام انسان دوستانه در کنار محکومیت اقدام اسرائیل در حمله به این کاروان، تفکرات حذفی و بیثمر القاعده برای حمایت از فلسطینیان را همچون حبابی در آب ترکاند. پیام جدید ایمن الظواهری برای تهدید ترکیه یک اشتباه محاسباتی نبوده است، بلکه یک هشدار واقعی در چارچوب استراتژی ـ تاکتیک این گروه تلقی میشود که هماینک از ریزش نیروهای درونی و پیرامونی به شدت به هراس افتاده است.
به همین دلیل تروریستهای القاعده در موقعیتی که دولت اسلامگرای اردوغان زیر فشار جناح رقیب قرار دارد و به بازتولید دوران عثمانی متهم میشود، تازه به یاد سکولاریسم با قدمت 100 ساله ترکیه افتادهاند. به غیر از القاعده بسیاری دیگر از مدعیان بنیادگرای دفاع از فلسطین نیز بعد از تحرکات دولت اردوغان برای جلب حمایت در افکار عمومی فلسطینیها و اعراب با لحاظ سود و زیان هزینههای سرسامآور خود در این خصوص، دچار یک حس ناخوشایند شدهاند. تاکتیک اردوغان برای اعمال هژمونی در منطقه بر مبنای کمترین هزینه مادی و انسانی بنیان گذاشته شده و بیشترین تاثیر و نتیجه را داشته است. این تصویر جدید برای تفکرات بنیادگرای تروریستی بیشتر به ترسیم «صور قبیحه» میماند که عبور از خطوط قرمز ایدئولوژیک را تداعی میکند.