4- نویسنده بعد از انتقادات فراوان از دولت، برای ادامه یادداشت انتقادی خود مظلومانه می نویسد: “متاسفانه... تلاش وافری صورت گرفته است تا به اقدامات و اظهارات دولت و رئیس جمهور، رنگ و بویی آسمانی بخشیده شود. این کار انتقاد از اقدامات را با سختی (؟)!! مواجه کرده و احتمالا بسیاری از افراد به خاطر آنکه به ضدیت با اقدامات انسانی و اسلامی متهم نشوند، ترجیح می دهند در برابر بعضی مسائل سکوت کنند که... ممکن است در راستای منافع مردم و کشور نباشد” نخست آنکه آسمانی نمودن دولت در راستای “تلاش وافری” است که منتقدان دولت در قالب اقدامی ژورنالیستی تعقیب می کنند چنانچه رئیس جمهور در مصاحبه با شبکه CBS هم بدان اشاره کرد. چنین مباحثی اصلا در گفتمان آقای احمدی نژاد جایی نداشته و ندارد.
در پاره ای از موارد هم برخی بدفهمی ها باعث ایجاد این تفکر غلط در اذهان عده ای شده است. دوم اینکه به هر حال این امر منتقدان را ساکت نکرده و آنچه در طول یک سال اخیر رخ داده خلاف ادعای مذکور است چرا که دولت احمدی نژاد از فردای انتخابات با حجم وسیعی از انتقادات حتی از سوی اصولگرایان روبه رو شد؛ انتقاداتی که در برخی موارد غیرمنصفانه و لجوجانه بود. بداخلاقی هایی که جز “تحمیل فشارهای روانی بیشتر به مردم” حاصلی ندارد. از این رو به نظر می رسد سکوت عده ای به منافع ملت و کشور کمک هم می کند!
5- به اعتقاد یادداشت نویس آفتاب یزد “در حالی که... وزارت نفت هنوز نتوانسته برخی تکالیف قانونی و سرنوشت ساز... را به انجام برساند. سرگرم کردن (؟)! وزیر نفت به بررسی موضوع فروش نفت ارزان قیمت به کشورهای فقیر و تهیه راهکارهای آن، کاری پسندیده به شمار نمی رود و می تواند به تاخیر بیشتر انجام وظایف قانونی او منجر شود”. گویا در نظر این نویسنده محترم، بررسی این طرح از سوی وزارت نفت، غیرقانونی و غیرسرنوشت ساز است! در حالی که چنانچه قبلا (بند 2) اشاره شد، می توان این طرح را نیز از وظایف و تکالیف قانونی وزارت نفت دانست که موظف به تحقق بخشی از آن است. در مورد سرنوشت ساز بودن و اهمیت این طرح نیز باید گفت: “اگر کشورهای جهان سوم نتوانند قیمت نفت را بپردازند مصارفشان کاهش می یابد که این امر موجب کاهش درآمد و بعد کاهش تقاضای نفت خواهد بود. نگاه انسان دوستانه و اقتصادی بلندمدت اقتضا می کند که با افزایش جهشی قیمت نفت ملاحظاتی نسبت به کشورهای فقیر صورت گیرد چرا که این کشورها از لحاظ نقش آفرینی می توانند موجب تقویت کشورهایی مانند ایران شوند” (4.) افزون بر این، کمیته بررسی این طرح، متشکل از نمایندگانی از وزارتخانه های اقتصاد و نفت و سازمان مدیریت است لذا تمام کار بر دوش وزارت نفت نمی باشد.
6- نویسنده در پایان برای رفع نگرانی های احتمالی مردم )!( اطمینان می دهد در ایده رئیس جمهور، هیچ گاه در عمل امکان تحقق نخواهد یافت اما بلافاصله می نویسد: این ایده می تواند در سالهای آینده که وضعیت اقتصادی کشورمان به حد مطلوب رسید، مورد توجه قرار گیرد و آنگاه ادامه می دهد: “لازم است این نکته مورد توجه قرار گیرد که بازاریابی و فروش نفت، مبتنی بر راهکارهای پیچیده و زمانبر می باشد و اصولا این گونه نیست که یک کشور صادرکننده نفت ناگهان تصمیم بگیرد نفت خود را به خریدار خاص و با قیمت ویژه بفروشد.” این مطلب را که یادداشت نویس آفتاب یزد هم اینک بدان دست یافته مطلبی است که آقای وزیری هامانه، وزیر نفت هم به آن اشاره داشته است که “محقق شدن آن به زمانی طولانی نیاز دارد” (5.) از این رو اگر نویسنده آفتاب یزد قبل از نگارش متن خود، اندکی به حاشیه ها و جوانب طرح می پرداخت، دغدغه ها و نگرانی هایش رفع می شد و لازم نبود نگرانی های خود را به جامعه تسری دهد. به علاوه آنکه ونزوئلا به عنوان پنجمین کشور بزرگ صادرکننده نفت هم اینک خارج از محدوده اوپک و به صورت عرضه مستقیم نفت ارزان به مردم فقیر آمریکا نشان داده است این طرح، آنچنان که نویسنده آفتاب یزد و وزیر نفت به آن اشاره کرده اند، پیچیده و غیرقابل تحقق نیست. چرا که ایران چهارمین کشور صادرکننده نفت است که نفوذ بیشتری از ونزوئلا در مجامع جهانی دارد. به گفته روزنامه های آمریکایی، این طرح که هم اینک برای ایستادگی در برابر استعمار آمریکا در ونزوئلا اجرا می شود عملا مقام های آمریکا را در تنگنا قرار داده است (6.) از این رو “ایده رئیس جهور” را می توان ضربه ای دیگر به استکبار جهانی به حساب آورد.
فی الجمله، این نوع انتقادات از عملکرد دولت را باید “بداخلاقی سیاسی” نامید که “جز برهم زدن آرامش روانی مردم تاثیری نخواهد داشت”!