محمود سیفی
چارلز فینی Finney یکی از کسانی است که در آمریکا پایان عاجل جهان را پیشگویی کرد. او در سال ۱۸۳۵ نوشت: «اگر کلیسا به وظایف خود عمل کند، هزاره در همین کشور و در عرض سه سال فرا خواهد رسید». جوزف میلر بازگشت مسیح را دقیقا در ۲۱ مارس ۱۸۴۳ دانست و چارلز راسل پیش بینی کرد مسیح پادشاهی روحانی خود را در ۱۹۱۴ بر پا خواهد کرد. راسل در ۱۸۷۹ مجله ای به نام «مراقبان صهیون» با تیراژ شش هزار نسخه تأسیس کرد که در یک قرن بعد به تیراژ ۱۵ میلیون نسخه رسید.
در همین زمان در آمریکا و اروپا علاقه زیادی به شرق و قوم یهود احیا شده بود. توجه به سرزمین فلسطین تا حد زیادی ناشی از سلسله ای از کشفیات باستان شناختی، ماجراجویی های نظامی و تعداد رو به افزایش سفرنامه های منتشر شده از شرق بود که به توجهات عمومی دامن می زد. بین سال ۱۸۰۰ تا ۱۸۷۵ بیش از دو هزار نویسنده درباره ارض مقدس دست به قلم بردند و به طور مثال کتاب راهنمای سینا و فلسطین اثر دن استانلی در طول یک سال پس از انتشار خود در ۱۸۵۶ به ویرایش چهارم رسید. در دهه ۱۸۳۰ سفر به خاورنزدیک بخشی از سفرهایی بود که اکثر جنتلمن های اروپایی را به خود جذب می کرد.
در سال ۱۸۶۹ کانال سوئز باز شد و از قضا در همین سال توماس کوک اولین تور مسافرتی خود به اورشلیم را که متشکل از ۱۶ زن و ۳۰ مرد و دو خدمه بود آغاز کرد. تا انتهای قرن نوزدهم، شرکت کوک توانست ۱۲۰۰۰ توریست را به زیارت ارض مقدس ببرد. اغراق نیست اگر بگوییم او احتمالا بیشتر از هر کس دیگری در تسهیل و شکل دادن به تماس های انجیلی با ارض مقدس نقش داشت. بخصوص شهرت او به عنوان سامان دهنده زیارات وقتی اوج گرفت که از او در سال ۱۸۸۲ خواسته شد تا تمهیدات سفر شاهزاده ادوارد (بعداً شاه ادوارد هفتم) و فرزندش شاهزاده جورج (بعداً شاه جورج پنجم) را به فلسطین مهیا کند.
این عوامل تاریخی، ادبی، جغرافیایی و آموزشی موجب جلب توجه مسیحیان اونجلیک به تفاسیر آینده گرایانه از پیشگویی ها در عهد عتیق شد. همزمان با اینکه پس هزاره گرایی جنبش اصلاح دینی وپیوریتانیزم راه را برای پیش هزاره گرایی بدبینانه تر اوایل قرن نوزدهم آماده می کرد، دو دیدگاه متفاوت درباره ارتباط کلیسا و قوم یهود به طور موازی با آن مطرح شد: پیش هزاره گرایی تاریخی معتقد بود که قوم یهود در کلیسا ادغام خواهد شد و همراه بقیه ملل مسیحی در شکل مسیحی به فلسطین باز خواهد گشت و پیش هزاره گرایی مشیت گرا (Dispensational ) معتقد است قوم یهود پیش از گرویدن به مسیح یا پس از آن به ارض مقدس باز خواهند گشت، ولی در هر صورت از کلیسا متمایز خواهند بود. دیدگاه اول الهام بخش جنبش بازگشت و مسیحیت صهیونیستی بریتانیایی شد و دیگری در ایالات متحده پیروانی یافت.
شاخه انگلیسی این جریان بعدها و با حمایت های لوئیس وِی(۱۷۷۲-۱۸۴۰) حامی مالی، چارلز سیمِئون(۱۷۵۹-۱۸۳۶) اونجلیست خوشبین، جوزف ولف (۱۷۹۵-۱۸۶۲) تبشیرشناس برجسته و چارلز هَدون اشپارگئون (۱۸۳۴-۱۸۹۲) مشیت گرای بپتیست منجر به مسیحیت صهیونیستی مشیت گرا در بریتانیا شد. اما در این میان ایروینگ و داربی نقشی تعیین کننده داشتند.
ادوارد ایروینگ Edward Irving در سال ۱۸۱۵ کشیش اسکاتلند شد و به زودی خطابه هایش شهرت بسزایی در بریتانیا برایش فراهم آوردند، چنان که او را«بزرگ ترین خطیب زمان» نام دادند. به دلیل شهرت رو به افزایش ایروینگ از او دعوت شد تا در مراسم سالانه جامعه تبشیری لندن در سال ۱۸۲۴ و سال بعد برای انجمن قاره ای( Continental Society) سخنرانی کند. او در یکی از سخنرانی های خود پیش بینی کرد جهان مجموعه ای از حوادث بسیار پیچیده را تجربه خواهد کرد که در واقع مقدمات بازگشت مسیح اند. او اصرار داشت که فعالیت های میسیونری، به خصوص در اروپای جنوبی که محل تمرکز انجمن قاره ای بود، کاملا بی حاصل است، زیرا حکم خداوند قرار است در سرزمین های سابق امپراتوری روم نازل شود. برخی در واکنش به این سخنان ایروینگ و با تلقی مخالفت او با انجمن، جلسه را ترک گفتند. وقتی در سال بعد متن سخنرانی او منتشر شد، آن را به شخصی به نام هاتلی فرِرِه تقدیم کرده بود. فرره معتقد بود بخش های پیشگویانه کتاب مقدس را یا باید به صورت ظاهری و یا استعاری تفسیر کرد و هر تلاش دیگر در این زمینه ما را از مقصود اصلی کتاب مقدس دور خواهد کرد.
جان نلسون داربی را شاید بتوان بحق موثرترین چهره و پدر مشیت گرایی و مسیحیت صهیونیستی دانست. تعالیم داربی به طور خلاصه و بنا به نوشته دونالد واگنر عبارتند از: وفق دادن صور پیشین الهیات پیش هزاره گرایی تاریخی با بسیاری از نظریات جدید شامل این نظرات: متون پیشگویانه و اکثر بخش های دیگر انجیل باید به شیوه ای ظاهری (نص گرا) و پیشگویانه تفسیر شوند؛ با اینکه دو وعده الهی متمایز بین خداوند و قوم برگزیده(اسرائیل و کلیسا) وجود دارد، وعده به اسرائیل باید ابدی و منحصرا برای یهودیان تفسیر شود؛ کلیسای حقیقی دوره جذبه را با عیسی خواهد گذراند؛ تنها یهودیانی که عیسی را به عنوان نجات دهنده خود بپذیرند از نبرد نهایی خلاصی خواهند داشت.
داربی هرمنوتیک مشیت گرا و ظاهری خود را مستند به دو دلیل می دانست: اول آنکه دیگران متون مقدس را به درستی مورد مطالعه قرار نداده اند و دیگر آنکه درستی تفسیر خود را به آن دلیل مستند می دانست که خداوند خود به او الهام کرده بود. داربی روش تفسیری اش را به طور خلاصه چنین توصیف کرده: «من نقل از کتاب مقدس را به افزودن چیزهایی به آن ترجیح می دهم».
الهیات معاصری که منجر به اصلی ترین جریان مسیحیت صهیونیستی شده، توسط سایروس اسکافیلد اونجلیست به شهرت رسیده. او این دکترین را مطرح کرد که عیسی نمی تواند به حکومت زمین بازگردد مگر این که برخی حوادث خاص روی دهند. اسکافیلد یک کتاب مقدس منتشر کرد به نام«کتاب مقدس راهنمای اسکافیلد» که در توضیحات کوتاه آن از شیوه تفسیری داربی استفاده کرده بود و تا سال های متمادی انجیل، مرجع و مورد مراجعه عام بود که همین هم در شیوع اندیشه های مسیحی صهیونیستی بسیار موثر بود. در این اثنا، پیش از حوادث آخرالزمان، بنا به عقیده اسکافیلد: کلیسای مسیحی در مرحله اول برای نجات مسیحی هاست و طبق طرح خداوند، قوم یهود تحت مشیت الهی متفاوتی قرار دارند که تا روزهای آخر به تأخیر انداخته خواهد شد. (همان مشیت گرایی)
نوشته های اسکافیلد در دهه ۱۸۰۰ بیان می کند که بنا به پیشگویی انجیل، در روزهای آخر، یهودیان به ارض مقدس و بخصوص اورشلیم باز خواهند گشت. اسکافیلد همچنین پیش بینی می کند که مکان های مقدس اسلامی ویران خواهند شد و هیکل در اورشلیم بازسازی خواهد شد که علامتی است بر پایان عصر کلیسا. دجال برخواهد خاست و هر کس که خواستار وعده الهی باشد عیسی را به عنوان نجات دهنده خود اعلام خواهد کرد.