یاسر مرادی
مشارکت سیاسی را باید مقوله ای تشکیکی دانست که مصادیق آن از نظر مرتبه با یکدیگر به لحاظ صرف وقت و هزینه تفاوت فراوانی دارند. مشارکت هایی نظیر عضویت در احزاب سیاسی، شرکت در راهپیمایی ها، اعتصاب، تحصن و امثال آن، بسیار وقت گیر و پر هزینه اند. در مقابل مشارکت انتخاباتی که موضوع اصلی نوشتار ما می باشد از این لحاظ در مرتبه پایین تری قرار می گیرد. در مشارکت انتخاباتی افراد در زمانی کوتاه با صرف هزینه ای ناچیز با دنیای سیاست ارتباطی سطحی و گذرا برقرار می کنند اما به هر حال مشارکت انتخاباتی مهمترین و متداول ترین مشارکت سیاسی است.
مردم ایران از ابتدای انقلاب تا به حال ۲۲ بار در انتخابات مختلف شرکت کرده اند که ۷ بار آن در انتخابات مجلس شورای اسلامی، ۳ مرتبه در انتخابات خبرگان ( خبرگان قانون اساسی و رهبری )، ۲ مرتبه در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و ۹ مرتبه در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده اند (که البته انتخابات ریاست جمهوری نهم در دو مرحله برگزار شد) .
با توجه به برگزاری دو انتخابات شوراهای شهر و روستا و مجلس خبرگان در نیمه دوم امسال در این مطلب به بررسی تحلیلی حضور مردم در این دو انتخابات و نحوه شکل گیری مجلس خبرگان و همچنین شورا های اسلامی شهر و روستا خواهیم پرداخت. البته به دلیل حساسیت بالای مشارکت پایتخت نشینان، مقایسه ای میان میزان مشارکت عمومی و شهروندان تهرانی نیز خواهیم داشت.
نرخ مشارکت مردم در انتخابات خبرگان تابه حال روند منطقی نداشته است. البته نوع خاص انتخابات این مجلس و شرایط ویژه کاندیداهای آن نشان می دهد این انتخابات ملاک خوبی برای بررسی مشارکت عمومی نمی باشد. البته نکته قابل توجه این است که به جز دوره اول، نرخ مشارکت مردم در این انتخابات پایین تر از سایر انتخابات برگزار شده است.
انتخابات شوراهای شهر و روستا هم به دلیل نوپا بودن نهاد شوراها در کشور ما، معیار مناسبی برای بررسی میزان مشارکت عمومی نمی باشد. ضمن اینکه میزان مشارکت عمومی شهر تهران نیز در این نوع از انتخابات معمولاً چشمگیر نبوده است که این امر نیز به ناکارآمد بودن شوراهای شهر تهران در دور اول باز می گردد.
به هر حال باید گفت که نرخ مشارکت مردم ایران در انتخابات مختلف از لحاظ استانداردها و نرم های معمول در کشورهای دیپلماتیک در حد قابل قبولی می باشد. مردم تهران نیز از این قاعده کلی پیروی می کنند و حضور قابل قبولی را داشته اند اما نکته مثبت این است که هر انتخاباتی که تحول ساز بوده و میزان مشارکت بالا رفته یا جریان جدید و تفکر جدیدی روی کارآمده است، مردم تهران در این اقدام نو و جدید، پیشگام بوده اند.
انتخابات خبرگان در آینه آمار
در طی ۲۷ سال اخیر سه دوره انتخابات مجلس خبرگان برگزار شده است. خبرگان اول پس از رحلت حضرت امام خمینی(ره)، حضرت آیت ا… خامنه ای را به عنوان رهبر انقلاب انتخاب کردند. برابر قانون ، انتخابات مجلس خبرگان بر خلاف انتخابات مجلس، ریاست جمهوری و شوراها که هر چهار سال یک بار برگزار می شود، به صورت هر هشت سال یک بار برگزار می گردد.انتخابات مجلس خبرگان در دوره اول با مشارکت تعداد ۰۶۱/۰۱۳/۱۸ نفر از میزان ۸۷۱ /۲۷۷/۲۳ نفر واجد شرایط صورت گرفت که میزان مشارکت عمومی در این دوره
۳۸/۷۷ درصد بود که در نوع خود رقمی قابل ملاحظه به شمار می آید.
میزان مشارکت در تهران در این دوره علی رغم بالا بودن رقم، حدود ۶ درصد از نرخ مشارکت عمومی در سراسر کشور کمتر بود. مشارکت ۸۵/۷۱ درصدی مردم تهران در انتخابات خبرگان در حالی صورت گرفت که انتخابات دور اول مجلس شورای اسلامی در تهران با مشارکت ۱۳/۶۱ درصد مردم و انتخابات ریاست جمهوری نیز با مشارکت ۵۳/۷۶ درصدی همراه بود.دور دوم انتخابات مجلس خبرگان که پس از رحلت حضرت امام(ره) صورت گرفت، تعداد ۰۸۷/۲۸۰/۳۱ نفر واجد شرایط رأی دادن بودند که ۶۱۳/۶۰۲/۱۱ نفر یعنی ۰۹/۳۷ درصد واجدین شرایط پای صندوق های رأی حاضر شدند.
بدین ترتیب نرخ مشارکت کشور در دور دوم نسبت به دور اول با افتی حدود ۴۰ درصد مواجه شد و چنین امری در تاریخ انتخابات جمهوری اسلامی بی سابقه بوده است.
در استان تهران نیز ۷۰۸/۱۶۶/۶ نفر واجد شرایط رأی دادن بودند که از این میزان ۶۲۲/۹۰۷/۱ نفر یعنی ۹۳/۳۰ درصد مردم در انتخابات شرکت کردند. کاهش میزان مشارکت در دوره دوم در استان تهران نسبت به دوره اول از سراسر کشور هم بیشتر بود و افت مشارکت در تاریخ انتخابات برگزار شده در تهران بی سابقه بوده است.
این افت مشارکت در دوره سوم تا حدودی جبران شد و میزان مشارکت عمومی در سراسر کشور با حدود ۹ درصد افزایش، به ۳/۴۶ درصد و در استان تهران با حدود ۹ درصد افزایش به ۴۵/۳۹ درصد رسید. در این دوره از انتخابات مجلس خبرگان، در سراسر کشور تعداد ۵۹۷/۵۷۰/۳۸ نفر واجد شرایط بودند که ۸۶۹ /۸۵۷ /۱۷ نفر پای صندوق های رأی حاضر شدند. در استان تهران نیز تعداد ۵۴۹/۱۰۸/۷ نفر واجد شرایط بودند که از این تعداد، ۱۴۷/۸۰۴ /۲ نفر در انتخابات شرکت کردند. میزان مشارکت مردم تهران در این دوره نیز حدود ۷ درصد کمتر از مشارکت عمومی مردم در سراسر کشور بود.
مستقل ترین نهاد
با توجه به وظایفی که بر عهده مجلس خبرگان نهاده شده بود، قرار شد قانون مربوط به تعداد و شرایط خبرگان، کیفیت انتخاب آنها و آئین نامه داخلی جلسات آنان برای نخستین دوره به وسیله فقهای شورای نگهبان تهیه و به تصویب رهبر انقلاب برسد.
از آن پس هرگونه تغییر و تجدید نظر در این قانون در صلاحیت خود این مجلس قرار بگیرد از این رو این امر به عنوان اولین وظیفه مجلس خبرگان تعیین شد. این اختیار مجلس خبرگان بیانگر جایگاه مستقل این نهاد است که برای تصویب مقررات خود حتی به تأیید هیچ نهاد یا فردی نیاز ندارد.
نمونه استقلال و تفاوت مجلس خبرگان با سایر ارگان ها را می توان در تعیین مدت مجلس خبرگان مشاهده کرد: مثلا رئیس جمهور طبق اصل یک صدوچهاردهم برای مدت چهار سال و نمایندگان مجلس شورای اسلامی طبق اصل شصت و سوم برای مدت چهار سال و اعضای شورای نگهبان طبق اصل نود و دوم برای مدت شش سال انتخاب می شوند، لیکن اعضای مجلس خبرگان طبق قانون مصوب خود برای مدت ۸ سال انتخاب می شوند و قانون اساسی هیچ گونه تحدیدی در این باره ندارد.
مجلس خبرگان اول با حضور ۱۸ میلیون نفر در پای صندوق های رأی در تیر ماه۶۲ آغاز به کار کرد.
موارد اصلاح آئین نامه خبرگان در دور اول که در اجلاسیه هشتم و بعد از رحلت حضرت امام خمینی (رضوان الله علیه) حاصل شد، یکی در مورد افزایش تعداد خبرگان با توجه به افزایش جمعیت بود.
مورد دوم این بود که شرط اجتهاد مطلق را به اجتهاد متجزی تغییر دادند و از جمله مورد سوم این بود که قبلا واجد شرایط بودن کاندیداهای مجلس خبرگان با نظر سه نفر از اساتید معروف درس خارج حوزه های علمیه حاصل می شد و در ذیل آن هم آمده بود، کسانی که رهبر صریحا آنها را تأیید کرده و کسانی که در مجامع علمی یا در نزد علمای بلاد شهرت به اجتهاد دارند نیازمند به ارائه گواهی اجتهاد نیستند. اما خبرگان دور اول در اجلاس هشتم این مسئله را که تشخیص اجتهاد به عهده سه نفر از اساتید حوزه علمیه است حذف کردند و این احراز صلاحیت را، به عهده فقهای شورای نگهبان گذاردند. در واقع، تنها استثنایی را که در این مورد پذیرفتند افرادی بودند که صریحا و تلویحا به تأیید امام خمینی( ره) یا مقام معظم رهبری می رسیدند.
به هر حال هر چند که انتخابات مجلس خبرگان با مشارکت چشمگیر بالای ۷۰ درصدی در دور اول آغاز شد اما در دوره های بعدی با کاهش مشارکت عمومی مردم مواجه شد. یکی از دلایل این امر را می توان در نوع خاص انتخابات مجلس خبرگان مشاهده نمود. چرا که کاندیداهای حاضر در این انتخابات، باید از بین افرادی باشند که به درجه اجتهاد رسیده اند و وجود این محدودیت خاص برای کاندیداها، بر میزان مشارکت عمومی تا حدودی تأثیر منفی گذاشته است. در حال حاضر نیز تحرکاتی از سوی برخی چهره های سیاسی به منظور ایجاد برخی تغییرات در شرایط کاندیداهای این مجلس در حال انجام است.
به هر حال میزان مشارکت مردم تهران در هر سه دوره کمتر از میزان مشارکت عمومی در سراسر کشور بوده است و در سراسر کشور به ویژه در تهران، نرخ مشارکت مردم در انتخابات مجلس خبرگان(به جز دوره اول)، همواره پایین تر از انتخابات های ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی بوده است.
انتخابات شوراها در آینه آمار
علی رغم تأکید قانون اساسی بر تشکیل شوراهای اسلامی شهر و روستا برای اجرای برنامه های شهری توسط منتخبان مردم، این امر تا حدود ۷ سال پیش مغفول و مسکوت مانده بود. سیدمحمد خاتمی ،مقدمات برگزاری انتخابات شوراها را تدارک دید و بالاخره در اسفند ۱۳۷۷ اولین دوره انتخابات شوراها با مشارکت ۴۲/۶۴ درصدی مردم سراسر کشور برگزار شد.
در این دوره ۹۸۲/۷۳۹/۳۶ نفر در سراسر کشور واجد شرایط رأی دادن بودند و ۷۳۹/۶۶۸/۲۳ نفر پای صندوق های رأی حاضر شدند.
در استان تهران نیز ۸۱۵ /۰۲۳/۷ نفر واجد شرایط بودند که از این تعداد ۹۹۹/۷۴۴/۲ نفر یعنی ۰۳/۳۹ درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند. در این انتخابات، مردم تهران مشارکتی حدوداَ ۲۴ درصد کمتر از مشارکت عموم مردم سراسر کشور را داشتند که در نوع خود تفاوت چشمگیری به حساب می آید.
اما کار به اینجا محدود نشد و در انتخابات دور دوم شوراها، رکورد پایین ترین میزان مشارکت در طول سال های پس از انقلاب شکسته شد و در کل استان تهران صرفاَ ۸۷/۲۳ درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند. در این انتخابات تعداد ۶۹۸/۸۴۰ /۷ نفر واجد شرایط در تهران بودند و تعداد ۸۶۷ /۸۷۱ /۱ نفر پای صندوق های رأی حاضر شدند. این در حالی بود که در کل کشور ۷۸۳/۵۰۱/۴۰ نفر واجد شرایط بودند و تعداد ۸۹۸ /۳۳۵/۲۰ نفر یعنی ۹۶/۴۹ درصد حاضر به رأی دادن شدند.
در این دوره میزان مشارکت مردم استان تهران حدوداَ ۲۶ درصد از میزان مشارکت عمومی و ۱۶درصد از میزان مشارکت مردم همین استان در دور اول انتخابات شوراها کمتر شده بود. این در حالی بود که مشارکت عمومی هم در دوره دوم نسبت به دوره اول، حدود ۱۵ درصد کاهش یافته بود.
شوراها چگونه شکل گرفت
نقش آیت الله طالقانی در تبیین اهمیت شوراها از همه بالاتر بود به نحوی که او را پدر شوراها هم خواندند.
آیت الله طالقانی نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی هم بود اما فوت او در شهریور سال۵۸ مجال حضور در جلسات تصویب مواد فصل هفتم قانون اساسی در مورد شوراها را از او گرفت. در جلسه دهم مهر ۱۳۵۸ بود که خبرگان قانون اساسی، به بررسی اصل هفتاد و چهارم پیش نویس قانون اساسی پرداختند. اصلی که بعدها در جایگاه ماده صدم قانون اساسی مصوب قرار گرفت و در تغییرات سال ۶۸ هم بی هیچ تغییری ماند. شوراها پس از اختصاص فصل هفتم از مجموعه دوازده فصلی قانون اساسی به خود، وارد پروسه تصویب قوانین مربوط شد. اولین قانون تشکیلات شوراهای اسلامی کشوری در سال ۶۱توسط مجلس اول گذرانیده شد. این قانون هم ۱۶ سال بدون اجرا ماند. در سال۷۱ دولت لایحه قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران را به مجلس فرستاد ولی تصویب آن چهار سال به طول انجامید تا در خرداد ماه سال۷۵ قانون شوراها با حذف شش شورا از قانون سال ۶۱ مصوب گردید.
دولت سازندگی هرچند خود قانون تشکیل شوراها را به مجلس فرستاد ولی عجله ای برای اجرای آن نداشت و امیدوار بود با مدیریت تکنوکرات ها توسعه شهری را بدون سنگ اندازی شعاری در مقابل عمل سریع و قاطع مدیران با سرعت پیش ببرد و اما این ۲۰ سال زمان زیادی بود تا در جامعه ایران تحولات زیادی رخ بدهد و اصول اجرا نشده قانون اساسی مورد بازخوانی مجدد قرار بگیرد.
اجرای قانون شوراها هر چند از شعارهای اساسی و پایه خاتمی نبود، ولی به عنوان یک قول و وعده از زبان یک داوطلب ریاست جمهوری بیان شد و او با تکیه بر مسند ریاست جمهوری به وعده خود عمل کرد.
جمع بندی انتخابات شوراها
همان طور که اشاره شد، شوراهای اسلامی شهر و روستا سابقه چندانی در تاریخ انتخاباتی کشور ما ندارد، اما در همین دو دوره انتخابات برگزار شده شاهد شگفتی هایی بودیم به نحوی که پایین ترین نرخ مشارکت شهروندان تهرانی در انتخابات مختلف در طول ۲۷ سال عمر انقلاب را در دور دوم شوراها شاهد بودیم.
شاید بتوان علت کاهش چشمگیر میزان حضور شرکت کنندگان را در وجود کاستی ها و نارسایی های قانون، کمبود اختیارات شوراها و همچنین عدم کارآیی بسیاری از شوراها از جمله شورای شهر تهران در دور اول دانست. شورای شهر تهران در دوره اول فعالیت خود، به شکل افراطی به مناقشه ها و جدل های بیهوده غیرقابل قبول پرداخت و در نهایت این شورا منحل شد و ناکارآمدی آن دلیل مهمی برای حضور کمرنگ مردم تهران در این عرصه انتخابات به شمار می آید. نکته حائز اهمیت دیگر اینکه در انتخابات شوراها، نظارت شورای نگهبان وجود ندارد و لذا صلاحیت کاندیداها بر عهده کمیته ای منتخب از نمایندگان مجلس می باشد از این رو قاعدتاَ بهانه وجود نظارت استصوابی و رد صلاحیت توسط شورای نگهبان منتفی بوده است.