امروز شنبه 25 تیر 1384 سالروز کودتای آرام صدام علیه حسن البکر و به قدرت رسیدن وی در عراق است . 26 سال پیش در چنین روزی صدام , که از او به عنوان « معاون فرماندهی شورای انقلاب عراق » یاد می شد با واداشتن حسن البکر رئیس جناح افراطی حزب بعث به استعفا و سپس اعلام بیمار بودن وی , به طور مطلق قدرت را در عراق بدست گرفت و دیکتاتوری تمام عیار خود را در این سرزمین برقرار کرد.
عراق , سرزمین مردم ستم کش وپایگاه حکومتهای وابسته به بیگانگان است . این وضعیت از زمان فروپاشی عثمانی تا امروز همواره سرنوشت کشور و ملت عراق را رقم زده است .ابتدا انگلیسی ها به عنوان یک نیروی اشغالگر بر مقدرات مردم تحمیل شدند. سپس سلطنت طلبان دست نشانده آنان به حکومت رسیدند. بعد کمونیستهائی که ترکیبی از تفکر روسی با پان عربیسم چپ ناصری را منشورخود قرار داده بودند , با کودتا به قدرت رسیدند. سپس نوبت به بعثی هائی رسید که نشان سوسیالیسم برپیشانی داشتند ولی با اردوگاه غرب نرد دوستی می باختند. پس از آنان نیز اکنون نوبت به حاکمیت معجونی از گروهها که تحت الحمایه اشغالگران آمریکائی هستند رسیده است . هیچیک از آنها برخاسته از آرا و اراده مردم عراق نبوده اند وهیچیک به خواسته ها , آرمانها و علائق مردم اعتنائی نداشته اند.
کودتای صدام علیه حسن البکر درست در سالروز کودتای حسن البکر علیه عبدالرحمن عارف صورت گرفت و امروز شنبه در حقیقت سی وهفتمین سالگرد به قدرت رسیدن حزب بعث و بیست وششمین سالروز به قدرت رسیدن صدام دیکتاتورمخلوع عراق است.
حسن البکر که مراحل قدرت خود را ابتدا در ارتش و سپس در کابینه های عبدالسلام عارف و عبدالرحمن عارف طی کرد , چهره خشونت آمیزی در سالهای حکومت 10 ساله خود در عراق نشان داد . او به سرکوب خونین و قلع و قمع کردن پرداخت و جنگی محدود را نیز با ایران براه انداخت . در پی انعقاد قرارداد 1353 الجزایر این جنگ و اختلاف علی الظاهر قطع شد ولی تا 1357 که انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید , به صور آتش زیر خاکستر باقی ماند. با این رویداد بزرگ , حسن البکر تحت فشار داماد خود یعنی صدام حسین در تیرماه سال 58 و درحالیکه تنها 5 ماه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذشت , استعفا کرد . با این جابجائی در قدرت , حکومت عراق همچنان در اختیار جناح افراطی و جنگ طلب حزب بعث باقی ماند.
صدام در 1328 در شرائطی که 13 سال از تاسیس حزب بعث عراق توسط میشل عفلق می گذشت , به عضویت این حزب درآمده بود. او در این سال در عملیات ترور ناموفق عبدالکریم قاسم شرکت کرد سپس به سوریه گریخت . اما سایر اعضای تیم ترور دستگیر شدند . صدام در سال 1339 عازم بیروت شد و علاوه بر همکار با شاخه لبنانی حزب بعث , تحصیلات خود را دریک موسسه انگلیسی به پایان رسانید .وی پس از سرنگونی عبدالکریم قاسم در 19 بهمن 1341 به بغداد بازگشت.
پس از بقدرت رسیدن حسن البکر در کودتای سال 1347 و به دنبال حذف عناصر غیربعثی از کادر رهبری عراق , صدام توسط حسن البکر در سن 32 سالگی به معاونت شورای فرماندهی حزب بعث برگزیده شد و به این ترتیب مرد شماره 2 عراق گردید . صدام این سمت را تا 26 تیرماه 1358 که حسن البکر را آرام از صحنه سیاست کنار نهاد حفظ کرد.او در ماه های نخست حکومت خود تصفیه های خونین و بی سر و صدائی در عراق انجام داد که تعدادی از وزرای عراقی نیز در میان آنان بودند.
بسیاری از صاحبنظران و مورخان با توجه تشدید خصومتهای عراق علیه جمهوری اسلامی ایران پس از روی کار آمدن صدام , کودتای وی را گامی حساب شده برای جلوگیری از اقدام حسن البکر در دوستی با ایران اسلامی می دانند. حسن البکر پس از پیروزی انقلاب و تاسیس نظام جمهوری اسلامی ایران , قصد نزدیکی به ایران را داشت ولی صدام به عنوان معاون و همه کاره حزب بعث از این تصمیم ناراضی بود صدام در حقیقت از زمان کودتای حسن البکر در تیرماه 1347 تا زمان کنار نهادن پدر زدن خود با سمت « معاونت فرماندهی کل انقلاب ژوئیه عراق » در حقیقت زمامدار اصلی حزب و حکومت پس از حسن البکر به شمار می رفت و لی به مراتب از وی مقتدرتر و جسورتر بود.
حزب بعث در سالهای حکومت صدام تا سرحدامکان ارتش عراق را تسلیح و تجهیز کرد و در شهریور سال 1359 جنگ خونباری راعلیه جمهوری اسلامی ایران براه انداخت که 8 سال به طول انجامید . حزب بعث در دوران حکومت صدام به شدت تابع وی بود و رفتار این حزب در حقیقت آینه تمام نمای تفکر صدام بوده است . صدام 2 سال پس از پایان جنگ باایران به کویت حمله کرد اما با دخالت نظامی آمریکا و هم پیمانان غربی و منطقه اش از این شیخ نشین بیرون رانده شد و به مدت 12 سال به صورت یک کشور ضعیف و منزوی درآمد . حمله 29 اسفند سال 1381 آمریکا وانگلیس به عراق که در فاصله سه هفته منجر به سقوط رژیم صدام گردید , در حقیقت به 57 سال عمر تشکیلات سیاسی حزب بعث و 35 سال حاکمیت جناح افراطی آن و 24 سال حاکمیت خشن ترین دیکتاتور این حزب یعنی صدام خاتمه بخشید.
مع الوصف از آنجا که چهره های بعثی عراق مطرود آمریکائیها نیستند و نظامیان اشغالگر مایلند از تجارب آنها برای اداره جامعه آتی عراق همچنان استفاده کنند , و از سوی دیگر با توجه به اینکه این حزب درهمسایگی عراق یعنی در سوریه همچنان قدرت مطلق را در اختیار دارد , به نظر می رسد نمی توان عمر سیاسی حزب بعث را خاتمه یافته تلقی کرد. نخبگان سیاسی و چهره های تحصیلکرده عراق , از سالهای حاکمیت حزب بعث به عنوان مقطع تاریک و پراختناق و ارعاب در جامعه این کشور یاد می کنند. حزب بعث ابزاری برای برقراری یک نظام خشک استبدادی بود و هیچگاه نتوانست منشا یک جریان تاثیرگذار سیاسی در پهنه فعل و انفعالات خاورمیانه طی نیم قرن اخیر باشد.یکجانبه گری , استبداد رای و نفی توام با سرکوب سایر جریانها و تفکرهای سیاسی در جامعه عراق ویژگی رفتاری حزب بعث بود شاید به همین دلیل بود که حزب بعث عراق ابتدا از پیکره واحد حزب بعث جدا شد و سپس در داخل خود نیز به دو جناح محافظه کار و افراطی تقسیم گردید. امروز اگر از باقی مانده عناصر اصلی حزب بعث عراق پرسیده شود که این حزب در سالهای حاکمیت خود منشا چه خدمتی به جامعه عراق بوده اند بعید به نظر می رسدبتوان پاسخ قانع کننده ای از آنان شنید.
با این همه کسانی که پس از سرنگونی رژیم بعث , قدرت را در عراق بدست گرفتند نیز مولود اراده مردم نیستند بلکه گروهها و تشکیلاتی هستند که ویژگی مشترک آنها اعتماد اشغالگران آمریکائی به آنهاست . در چنین شرائطی است که باید با صراحت اقرار کرد که در عراق پس از فروپاشی عثمانی هیچ دولتی برخاسته از آرا مردم نبوده است.