تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۵  ، 
کد خبر : ۱۷۵۰۵۶

منش امام خمینی، ضامن امنیت نظام اسلامی


علی معصومی (وزوایی)
نگاهی به سیر مبارزات امام خمینی , نشان میدهد امام برای تحول آفرینی و پیش بردن جامعه به سمت تعالی معنوی و مادی , هیچ گاه به انتظار تایید و حمایت دیگران , و یا به انتظار عدم مخالفت دشمنان . نمی نشست و آن چه را که حق و تکلیف تشخیص می داد , با قوت و قدرت روحی و عملی تمام دنبال می کرد و اصلا به این موضوع که دیگران حمایت نخواهند و دشمنان اجازه نخواهند داد و سخت خواهند گرفت , نمی اندیشید.
واقعیت این است که چون در سال 1341 هـ , ش , امام خمینی مبارزه با رژیم دست نشانده شاه را آغاز کرد , اوضاع سیاسی و اجتماعی آن روزگار چنان بود که همه فعالان و طیف های سیاسی , اعم از چپ ها و کمونیست ها , ملی گراها , روشنفکر مآباب ها , لیبرال مآب ها و... در رخوت سیاسی به سر می بردند. گروهی از افراد وابسته به طیف های مذکور , به خدمت رژیم شاه درآمده بودند , گروهی مبهوت و مرعوب شده بودند , گروهی در سکوت به سر می بردند و...
در آن زمان , نه از هیاهوهای ملی گرایانه به سبک و سیاق مصدقی ها خبری بود , و نه از غوغاهای توده ای ها که زمانی همه جا را فراگرفته بود , اثری مشاهده می شد. و آن زمان رخوت همه جا را فراگرفته بود.
و همه طیف های سیاسی گمان می کردند دیگر همه چیز تمام شده و مقابله و معارضه با رژیم شاه , به دلیل حمایت تمام عیار آمریکا و مجموعه جهان غرب و صهیونیسم از این رژیم , امکان ندارد.
حتی در میان بسیاری از بزرگان مذهبی و حوزوی نیز همین روحیه حاکم شده بود و موضوع عدم تناسب مشت با درفش مطرح می شد. امام از وجود چنین روحیه ای در میان بزرگان حوزه و روحانیت چنان ناراحت بود که از آن به عنوان تلخی ها و حقیقت های ناگواری یاد می کرد و اظهار می فرمود که ای کاش چنین حقیقت های تلخ و ناگوار عیان نمی شد(1 ) . علاوه بر این , امام می فرمود : روحانیت نباید از چیزی بترسد , روحانیت نباید از عربده کشی ها , وحشی گرها و غوغای مشتی رجاله و اراذل وحشت کند. علما و روحانیان باید تا آخرین قطره خون خود را در راه اسلام . در راه قرآن و در راه اعلای کلمه الله نثار کنند. اگر بناست ـ خدای نخواسته ـ اسلام نباشد , احکام قرآن نباشد , مذهب جعفری در کشور از رسمیت بیفتد , روحانیت اصلا نمی خواهیم باشد , در آن صورت , حوزه علمیه نمی خواهیم وجود داشته باشد. ما حوزه های علمیه را می خواهیم برای حفظ اسلام , برای ترویج احکام الهی و قوانین قرآنی . اما اگر بنا باشد .دستگاه جبار , دین مقدس اسلام را از رسمیت بیندازد , احکام اسلام را از بین ببرد و قرآن را مهجور و منکوب کند , وجود حوزه های علمیه چه ثمره ای دارد و چه آثاری بر آن مترتب است آیا این حوزه ها را می خواهیم که فقط از ترتب (یکی از اصول مورد بحث در دانش حوزه ای ) بحث کند حوزه های علمیه باید زنده باشد و در برابر دشمنان اسلام چون کوه محکم بایستند و بخروشند. آیا در شرایطی که استعمار , قرآن مسلمان ها را تحریف می کند ما ساکت باشیم آیا ما ساکت باشیم در حالی که علمای قم مورد شدیدترین اهانت ها قرار می گیرند ! به جرم این که می گویند ربناالله , مربی ما آمریکا نیست , مربی ما انگلیس نیست , مربی ما اسرائیل نیست , مربی ما خداست ... (2 )
امام خمینی در چنین اوضاع و احوالی که حتی در میان بزرگان روحانی و حوزوی , یار و همفکر قابل توجهی پیدا نمی کرد هنگامی که راه درست و حق را تشخیص داد و احساس تکلیف کرد , دیگر به امید حمایت این و آن ننشست , دیگر به امید تغییر اوضاع و پدید آمدن شرایط بهتر برای مبارزه , توقف نکرد , دیگر به امید روزی که دشمن , ملایم تر و عاقل تر شود , نایستاد , بلکه طبق اصول و تحلیل های به ظاهر ساده , قیام کرد. اصول و تحلیل هایی مثل ضرورت عمل به تکلیف , ضرورت حفظ اسلام و قرآن , ضرورت ایستادگی در برابر دستگاه جبار , ضرورت حفظ استقلال میهن , ضرورت صیانت از کیان دین و میهن و...
اساسا امام خمینی به انسان , جهان و مسائل مربوط به جهان و انسان , به گونه ای دیگر و متفاوت از نگرش دیگران , نگاه می کرد , به همین دلیل بود که همواره در برابر دشمنان , ابتکار عمل را در دست داشت . موضوعی که حتی سرسخت ترین دشمنان امام خمینی به آن اعتراف می کنند. به عنوان مثال , هنری کسینجر , سیاستمدار مشهور استکبار آمریکا چنین نمی گوید : آیت الله خمینی , غرب را با بحران بسیار جدی رو به رو کرد و همه برنامه های دراز مدت و کوتاه مدت غرب را بر هم ریخت , تصمیمات او چنان رعد آسا بود که مجال هر نوع تفکر و برنامه ریزی را از سیاستمداران و نظریه پرداران سیاسی غرب می گرفت . هیچ کس نمی توانست تصمیمات او را از پیش حدس بزند , او با معیارهای دیگری غیر از معیارهای شناخته شده در دنیا , سخن می گفت و عمل می کرد. او از جای دیگر الهام می گرفت ...
امام خمینی در جریان مبارزه با دشمنان , فارغ از این گونه دغدغه ها و تحلیل بود که اگر چنین عمل شود چه می شود. و اگر فلان طور موضع گرفته شود , چه پیش می آید و دشمن چه خواهد کرد و...
امام خمینی خیلی ساده و آسان چنین می گفت : که باید به تکلیف و به حق عمل شود و به عنصر خطر و ترس از خطر , و ترس از قدرتمندی دشمن اعتنایی نگردد , زیرا اگر به تکلیف و حق عمل شود , قطعا هر چه پیش آید , چیزی غیر از پیروزی نخواهد بود. امام در این زمینه می فرمود : باید به یاری خدا , مخالفین را سرنگون کنیم . در این مبارزه , یا کشته می شویم و مظلومیت ما ثابت می شود و آن وقت , مردم شورش می کنند و مخالفین را خواهند کشت , یا بی دینی را از بین می بریم . ما دیگر از توپ و تفنگ و سرنیزه , ترس و واهمه نداریم . (3 ) عده ای به من اظهار کردند ما حاضریم اقدام نموده کشته شویم . من گفتم اگر دیدیم قرآنمان در خطر است .خودمان جلو می رویم , نمی گذاریم مردم جلو بروند. بگذارید تا کشته شویم . بعد قرآنمان از بین برود. نمی نشینیم که به دست دستگاه پوسیده چند نفری , حیثیت روحانیت و اسلام از بین برود , دین ما و قرآن ما از بین برود ما به هر جهت مهیا هستیم ... (4 ) ما تکلیف الهی خود را ان شاالله ادا خواهیم کرد , و به احدی الحسنیین نایل خواهیم شد , یا قطع دست خائنین از حریم اسلام و قرآن کریم , و یا جوار رحمت حق جل و علا(5 ) من مصمم هستم که از پا ننشینم تا دستگاه فاسد را به جای خود بنشانم , و یا در پیشگاه مقدس حق تعالی با عذر رفود کنم . شما هم , ای علمای اسلام , مصمم شوید , و بدانید پیروزی با شماست ...
در روش امام خمینی که مبتنی بر انجام دادن تکالیف الهی و رفتار حق مدار بود , هیچ الزام و هیچ محاسبه و ملاحظه ای نمی توانست قابل اعتنا و مانعی برای توقف جریان حق باشد. به همین دلیل بود که معظم له می فرمود : هر چه موافق دین و قوانین اسلام باشد , ما با کمال تواضع گردن می نهیم و هر چه مخالف دین وقرآن باشد , ولو قانون اساسی (قانون اساسی مشروطه ) باشد , ولو الزامات بین المللی باشد , ما با آن مخالفیم .
اکنون نیز استمرار عزتمند و رو به تکامل انقلاب اسلامی وابسته به این است که حق مدارانه حرکت کنیم و در عرصه جهانی به الزامات غیرقانونی و زورگویانه استکباری اعتنایی ننماییم , زیرا اعتنا به چنین الزاماتی , نه تنها موجب توقف روند اصل انقلاب اسلامی خواهدبود , بلکه امنیت انقلاب را نیز به خطر می افکند. برخی گمان می کنند امنیت انقلاب در بعد کلان بین المللی در این است که مثلا با درخواست ها و امتیازطلبی های استکباری و استعماری جهان خواران غربی به نوعی کنار بیاییم . و با اغماض از اصول انقلاب , به اصطلاح به تنش زدایی هایی دست بزنیم که عاری از رنگ ذلت و رعب زدگی نمی باشد. در صورتی که اگر دقت عمیق ونگرش ژرفی با الهام گیری از منش سیاسی و مبارزاتی امام خمینی داشته باشیم , در می یابیم که این نوع نگرش و این نوع رفتار سیاسی , دقیقا در جهت خطرآفرینی برای انقلاب و نادیده گرفتن امنیت انقلاب در دراز مدت و در بعد کلان است . علاوه بر این , واقعیت های تاریخ معاصر نیز همین موضوع را ثابت می کند و در این زمینه , نمونه های متعدد وجود دارد که برای پرداختن به این نمونه ها , مجالی در این جا نیست . فقط به یکی از این نمونه ها اشاره می کنیم . می دانیم که یکی از عمده ترین عواملی که قاجاریه در نگاه مردم واقشار آگاه و موثر جامعه , بی اعتبار کرد و همین بی اعتباری , زمینه سقوط آن ها را فراهم آورد , این بود که سلسله قاجاری گرفتار امتیاز طلبی های گسترده و مهلک از سوی دولت های استعماری شد. دولت های استعماری به خوبی آگاه بودند که تا زمانی که حکومت و دولتی در میان ملت خود اعتبار نداشته باشد و مردم به سلامت و کفایت دولت و حکوت خود باور داشته باشند , هرگز هیچ قدرتی نمی تواند آن حکومت و آن دولت را ساقط نماید , ولی زمانی که حیثیت و اعتبار دولت و حکومتی در نزد ملت و عموم مردم از میان برود , به راحتی قابل سرنگونی و سقوط است . به همین دلیل و برخی دلایل دیگر بود که استعمارگران آن زمان , موج گسترده ای از امتیاز طلبی های مهلک و اعتبار سوز به راه انداختند و به تدریج , حیثیت قاجاریه را به کلی بر باد دادند و زمینه سقوط آن ها را کاملا مهیا نمودند.
استعمارگران آن زمان , با یک تیر دو نشان می زدند. از یک سو امتیاز کلان اقتصادی نصیب خود می نمودند و میهن ما را غارت می کردند و ذخایر کشور را می ربودند , و از سوی دیگر , قاجاریه را بی اعتبار می کردند. توجیه ظاهری استعمارگران برای اخذ امتیاز این بود که به حاکمان قاجاری این گونه می گفتند که اگر فلان امتیاز و فلان امتیاز را به ما واگذار کنید , ما نیز دوام قاجاریه وولیعهدی فلان و فلان را ضمانت می کنیم . حاکمان قاجاری نیز به دلیل درک بسیار ضعیفی که از سیاست و سایر مسائل داشتند , نمی فهمیدند که استعمارگران چه توطئه ای علیه آن ها دارند و چگونه می خواهند ریشه سلسله قاجاری را به تدریج بزنند. حاکمان قاجای با ظاهر بینی کودکانه , فقط به این موضوع دل خوش کرده بودند که اگر امتیاز بدهند , می توانند با استعمارگران به تعامل سازنده برسند و آن ها به جای این که علیه قاجاریه توطئه کنند , دوام آن را تضمین می کنند. اما بعدا واقعیت های تاریخی روشن کرد که استعمارگران چه توطئه مهلکی علیه قاجاریه تدارک دیده بودند. توطئه ای که ظاهری دوستانه و حمایت آمیز داشت و عامل سازنده محسوب می شد.
اکنون نیز بعضی به جای این که مثل امام خمینی بیندیشند , مثل حاکمان قاجاریه می اندیشند و گمان می کنند اگر در مسیر امتیازدهی و قول گیری و... بیفتند , امنیت انقلاب را حفظ خواهند کرد و جهان استکبار از رویکرد توطئه و براندازی نظام جمهوری اسلامی , به رویکردی که به اصطلاح , تعامل سازنده و حمایت آمیز است , باز خواهد گشت . این نوع تفکر , نه تنها خلاف منش و روش امام خمینی است , بلکه کودکانه ترین نگرش به دشمنانی است که با اساس اسلام وانقلاب اسلامی کینه دیرینه دارند. به همین دلیل است که باید در مسائلی مثل غنی سازی اورانیوم , به دام توطئه استکبار نیفتیم و با امتیاز دادن به آن ها و صرف نظر کردن از حقوق قانونی و مشروع نظام جمهوری اسلامی , به بهانه تعامل سازنده و... , زمینه ای برای بی اعتباری و بی اقتداری را فراهم نماییم . آنچه در این زمینه می تواند نجاتبخش و تداوم بخش عزت و اقتدار نظام اسلامی باشد , همان روش ومنش امام خمینی است , زیرا روش و منش امام خمینی , بهترین راه برای امنیت نظام وانقلاب اسلامی است . همان روش و منشی که اکنون در رهبری های حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی تجلی یافته است و معظم له ایستادگی در برابر عادت استکبار غرب به زورگویی و انحصار دانش هسته ای را واجب می دانند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات