با پائین کشیده شدن پرچم رژیم صهیونیستی در غزه و خروج آخرین سرباز اسرائیلی , این منطقه از اشغال 38 ساله صهیونیستها خارج شد . در پی این رخداد , مردم غزه ضمن هجوم به پایگاه ها و شهرک های تخلیه شده , به ابراز شادمانی پرداختند. خروج نیروهای ارتش اسرائیل و شهرک نشین ها از غره را بدون شک باید یک پیروزی عمده و یک دستاورد مهم در تاریخ مبارزات ملت فلسطین برای آزاد سازی سرزمین خود دانست .
صهیونیستها از همان آغاز اشغال سرزمین فلسطین , با این هدف وارد شدند که این سرزمین را برای همیشه تصاحب کنند. صهیونیستها حتی به محدوده فلسطین نیز قناعت نداشتند و قلمرو چنگ اندازی خود را سرزمینی به پهناوری حدفاصل رودنیل تا فرات قلمداد می کردند. این یک استراتژی برای بانیان و طراحان اشغال خاک فلسطین بود و این ادعای ارضی را بر مطالب کتاب تورات مستند می کردند. طبق ادعاهای صهیونیستها , تورات توصیه می کند بازماندگان قوم بنی اسرائیل که امروزه به عنوان یهودیان وابسته به تفکر صهیونیسم شناخته می شوند « سرزمین موعود » را برای اسکان قوم خود به اشغال درآورند , سرزمینی که گستره آن از نیل تا فرات است .
با چنین مقدمه و دیدگاهی , خروج صهیونیستها از غزه , نه تنها یک شکست سیاسی و نظامی برای این رژیم تلقی می شود بلکه خط بطلانی بر نظریه « از نیل تا فرات » نیز می باشد که این تفکر و ادعای پوچ و موهوم را به بایگانی تاریخ می سپارد. بدون تردید , فرار صهیونیستها از غزه حاصل مبارزات و جانفشانی ملت فلسطین و نتیجه چهار سال انتفاضه و قیام مردمی علیه اشغالگران بوده است . تجربه نشان داده است که صهیونیستها هرگز در پای میز مذاکره , امتیازی را به اعراب نداده اند و هرگونه عقب نشینی در مواضع اشغالگری این رژیم , براثر مقاومت قهرآمیز ضدصهیونیستی حاصل شده است . فرار صهیونیستها ازجنوب لبنان نمونه بارز و موید این ادعاست .
این در حالی است که این رژیم تاکنون به هیچ یک از قطعنامه های سازمان ملل پایبند نبوده و گامی در جهت گردن نهادن به قطعنامه ها و درخواست مجامع جهانی برنداشته است . در همین ارتباط , تمامی توافقنامه هایی که این رژیم با طرف های عرب خود به امضا رسانده , هرگز در نزد این رژیم اعتبار نداشته است و هر زمان که صهیونیستها , این توافقنامه ها را به ضرر منافع خود یافته اند از تعهد به آن سرباز زده اند.
از این رو , باید گفت عامل اصلی فرار صهیونیستها از غزه , هیچ گزینه دیگری جز مقاومت ضد صهیونیستی نمی تواد باشد و در سایه همین مقاومت بوده است که صهیونیستها اکنون به دیوار حایل پناه آورده و برای در امان ماندن از ضربات سهمگین و قیام خشمگین ملت فلسطین , خود را در پشت دیوار مخفی ساخته اند. این بدان معنی است که صهیونیستهایی که تا دیروز ادعای سلطه جویی از نیل تا فرات را می کردند اکنون به این بسنده کرده اند که در محدوده حصاری که به دور خود کشیده اند , حضور داشته باشند.
باید تاکید کرد فلسطینی ها می توانند با همین استراتژی و در سایه حفظ وحدت ملی , بقیه خاک خود را از اشغال خارج سازند و بدانند که افکار عمومی و بیطرف جهانی نیز با آنهاست زیرا اشغالگری در سایه زور , اقدامی نامشروع و ناپذیرفتنی است , همانگونه که صهیونیستها با حمایت همه جانبه حامیان قدرتمند خود نتوانسته اند در طی 50 سال گذشته , رسمیت حضور خود در فلسطین را به جهانیان تحمیل کنند و اکنون مجبور به عقب نشینی از ادعاهای گذشته شده اند.
این واقعیتی است که صهیونیستها باید دیر یا زود بپذیرند و همانطور که شیمون پرز , معاون شارون در اظهارات اخیر خود اعتراف می کند که « اشغال غزه یک اشتباه بود » , به اشتباه در اشغال خاک یک ملت اعتراف کنند. از آنجائی که حل بحران فلسطین به جز بازگرداندن سرزمین های اشغال شده راه حلی ندارد , همانگونه که خروج صهیونیستها از غزه تا چندی پیش غیر محتمل به نظر می رسید , خروج از سایر مناطق نیز دور از ذهن نمی باشد.