تالیف: رضا زارع
پس از ابراهیم تیموری که از آذر 1338 تا آبان 1342 عهده دار نمایندگی فوق العاده ایران در تل آویو بود، به ترتیب، منوچهر پیشوا از آبان تا بهمن 1342، صادق صدریه از بهمن 1342 تا اسفند 1346، فریدون فرخ از فروردین 1347 تا آذر 1349، ابراهیم تیموری مجددا از آذر 1349 تا فروردین 1354 و مرتضی مرتضایی از فروردین 1354 تا بهمن 1357، مسئولیت نمایندگی ایران را در تل آویو به عهده داشتند. با پیروزی انقلاب اسلامی ناصر رسولیان از بهمن 1357 تا فروردین 1358، جهت تحویل و تحول به تل آویو اعزام شد.
افراد مذکور که هر یک مدتی به عنوان نماینده فوق العاده ایران در اسرائیل مشغول فعالیت بوده اند، گزارش های پراکنده ای به وزارت امور خارجه ایران ارسال می کردند که در این میان، تعدادی از گزارش های ابراهیم تیموری که در دو دوره، بیش از هشت سال بیشترین مدت اقامت را از آن خود کرده، در دسترس است همچنین گزارش های مرتضی مرتضایی، به ویژه گزارش سالانه وی قابل توجه است.
وی در این گزارش که در بایگانی اسناد سال 1356 وزارت امور خارجه موجود است اقدامات نمایندگی خود را در چند بعد تفکیک کرده و تحت عنوان گزارش سالانه با طبقه بندی خیلی محرمانه به وزارت امور خارجه ارسال کرده است. از آنجا که تاکنون دسترسی به کلیه پرونده های روابط ایران و اسرائیل مقدور نبوده است، این گزارش به عنوان نمونه کاری فعالیت نمایندگی ایران در تل آویو می تواند تا حدودی وضعیت آن نمایندگی را برای محققان روشن کند.
بخش هایی از این گزارش عینا به شرح زیر نقل میشود:
امور تشریفاتی
ـ با توجه به شرایط و مقتضیات حاکم بر نمایندگی، امکان برگزاری جشن رسمی میلاد فرخنده شاهنشاه نیست. اما به دلیل علاقه تاریخی یهودیان به نظام شاهنشاهی و احساس دین نسبت به کوروش کبیر، جشن مذکور همه ساله به صورت غیررسمی و بدون اعلام وسایل ارتباط جمعی در محل برگزار می گردد.
ـ مسافرت های شخصیت های مهم ایرانی به اسرائیل، علی الاصول محرمانه بوده و این نمایندگی نیز به همین دلیل از شرح این مسافرت ها معذور است. فقط به ابهام اشاره می کند که در طی این سال چند نفر از شخصیت های عالیمقام کشوری و لشگری به دفعات به این کشور مسافرت کردند که به سبب وضع خاص روابط دو کشور، این مسافرت ها جنبه رسمی نداشت.
ـ با آنکه همه تلاش های ممکن برای کتمان یا لااقل جنبه غیررسمی دادن به حضور و وجود این نمایندگی صورت می گیرد، اما کم و کیف فعالیت های آن، هم برای مردم و سازمان های مختلف اسرائیلی و هم برای نمایندگان دیپلماتیک مقیم این کشور آشکار گردیده و از آنجا که دولت شاهنشاهی با غالب کشورهایی که در اسرائیل نمایندگی دارند، مناسبات حسنه دارد، اینجانب به ضرورت گاهی در جشن های ملی و مناسبت های خصوصی شرکت داشته و متقابلا آنها (هم) میآیند.
بدیهی است برای آنکه این گونه رویدادها وسیله ای در جهت افشای کیفیت و حقیقت روابط ایران و اسرائیل نگردد، گاه به گاه به مناسبت، ضمن دیدارها وضع خاص نمایندگی و نقش و وظیفه ای را که به ظاهر به عهده داریم (رسیدگی به امور کنسولی متجاوز از یکصد و بیست هزار یهودی ایرانی الاصل و مهاجر به اسرائیل و کمک به تسهیل امور بازرگانی دو کشور، آن هم تحت نظر سفارت سوئیس در اسرائیل) توضیح داده شده است.
امور سیاسی
ـ در اوایل دوره مورد بحث در معیت یک شخصیت عالی مقام ایرانی با پروفسور «افرایم کاتزیر» ـ رئیس جمهور این کشور ـ و یک بار دیگر در معیت همان مقام با اسحق رابین نخست وزیر و شیمون پرز ـ وزیر دفاع و ایگال آلون ـ وزیر امور خارجه ملاقات کردم. سایر ملاقات های این دوره با مقامات مهم دولتی محل به شرح زیر بوده است:
وزیر دفاع دو بار، وزیر خارجه یک بار، وزیر دفاع سه بار، پروفسور «آوی نری» ـ مدیرکل وقت وزارت خارجه چندین بار، افرایم اورون ـ مدیرکل فعلی وزارت خارجه دو بار، ژنرال امیت ـ وزیر حمل و نقل سه بار، ژنرال شارون ـ وزیر کشاورزی یک بار، ژنرال خوفی ـ رئیس اطلاعات و امنیت محل دو بار، ژنرال مردخای گور، رئیس ستاد ارتش سه بار، مدیران کل بخش های مختلف وزارت خارجه چندین بار.
ـ علاوه بر ملاقات های مذکور، لااقل هفته ای یک بار و گاهی بیشتر به طور مرتب با رئیس اداره خاورمیانه وزارت امور خارجه (در) محل ملاقات مذاکره کرده ام، موضوع اصلی مذاکرات در قالب این ملاقات ها بحث و تبادل نظر (نظر) پیرامون اوضاع منطقه و روابط ایران و اسرائیل بوده است که مفاد آن طی گزارش مرتب هفتگی به وسیله تلگراف به وزارت متبوعه گزارش شده است.
ـ تشریح و توضیح سیاست خارجی ایران در قبال مسائل مهم بین المللی و منطقه ای، با توجه به وضع استثنایی این نمایندگی و عدم رسمیت آن معمولا به صورت های آشکار مانند ترتیب سخنرانی در مجامع مختلف یا درج مقالات در مطبوعات و غیره صورت نمی گیرد، بلکه از مجاری خاص و محرمانه و صرفا در سطح مذاکرات رسمی انجام می شود. همین لزوم پنهانکاری، کار اینجانب و همکارانم را در انجام وظیفه در حد دلخواه مشکل می سازد. در عین حال، نشریاتی که از وزارت متبوعه واصل می گردد و به نحوی روشنگری خواهد نمود، به طور مرتب پیش مطبوعات محل و افراد سرشناس توزیع می گردد و چکیده بعضی از همین مقالات ارسالی توسط نمایندگی در مطبوعات محل چاپ شده است.
ـ خوشبختانه در دوره مورد بحث، هیچ واقعه ای که دارای آثار سو در روابط باشد، رخ نداده است. در مطبوعات اسرائیل و نیز جراید عرب زبان چاپ بیت المقدس شرقی نیز در سال گذشته، مقالات ضدایرانی برخلاف دوره های قبل، تقریبا وجود نداشته است... رویه کلی مطبوعات و رادیو و تلویزیون اسرائیل نسبت به ایران در مجموع، رویه ای مثبت و سازنده است.
امور بینالمللی
ـ نمایندگی به خاطر وضع خاص خود متاسفانه از شرکت در کنفرانس ها و اجتماعات بین المللی که در اسرائیل برگزار می شود، معذور است. ولی در بعضی از کنفرانس ها و اجتماعات بین المللی که جنبه علمی و فنی داشته است، نمایندگی شرکت داشته است؛ از جمله دو کنفرانس بین المللی وسایل ارتباط جمعی در منازعات سیاسی.
امور اطلاعات و مطبوعات
ـ از حدود دو سال قبل به این طرف، در نتیجه اقدام نمایندگی و موافقت دولت شاهنشاهی، تنی چند از خبرنگاران و مفسران روزنامه های اسرائیلی به ایران مسافرت کرده و حاصل ملاقات ها و بازدیدهای آنان به صورت مقالات متعدد در روزنامه های اسرائیل منتشر شده است.
ـ هر هفته تعداد یکصد و بیست نسخه کیهان انگلیسی که وسیله پست سیاسی از مرکز واصل می گردد، به طور مرتب بین دانشجویان ایرانی، ایرانیان مقیم و بعضی از مقامات و سازمان های بخصوص توزیع می شود.
امور اقتصادی
ـ (به منظور) بررسی افزایش میزان صادرات ایران به اسرائیل (در هر فرصتی که پیش آید) با ارباب صنایع و بازرگانی اسرائیل (گفت و گو می شود).
ـ طبق آمار رسمی منتشره از طرف دولت اسرائیل، صادرات این کشور به ایران طی سال 1976 متجاوز از 92 میلیون دلار و واردات اسرائیل از ایران طی همان سال فقط 4,4 میلیون دلار بوده است.
ـ در حال حاضر، شرکت هواپیمایی ال ـ عال هفته ای شش پرواز در ایام نوروز، (هشت پرواز در) فصل تابستان و پروازهای متعدد فوق العاده در مسیر تهران ـ تل آویو دارد.
ضمنا هواپیماهای باری ال ـ عال و شرکت آگراسکو نیز که امور مربوط به صادرات میوه و لبنیات و سبزیجات اسرائیل را به عهده دارد، مرتبا به ایران پرواز میکند.
امور فرهنگی، علمی، فنی و دانشجویی
ـ بین ایران و اسرائیل روابط فرهنگی مبتنی بر موافقتنامه ها و قراردادهای فرهنگی وجود ندارد و در باب مناسبات کهن فرهنگی و تاریخی غیررسمی میان دو کشور توافقاتی وجود دارد.
ـ در حال حاضر، حدود چهارصد دانشجوی ایرانی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی اسرائیل به تحصیل اشتغال دارند.
نامههای ارسالی و دریافتی
ـ تعداد نامه های ارسالی به وزارت امور خارجه: 2906.
ـ تعداد نامه های محرمانه و سری ارسالی به وزارت امور خارجه: 920.
ـ تعداد نامه های دریافتی از وزارت امور خارجه: 3499.
ـ تعداد نامه های محرمانه و سری دریافتی از وزارت امور خارجه: 1011.
ـ تعداد تلگراف های مخابره شده به وزارت امور خارجه: 409.
ـ تعداد تلگراف های دریافتی از وزارت امور خارجه: 508.
ـ تعداد تلفن های مستقیم به وزارت امور خارجه در مسائل اداری: 16.
ـ تعداد نامه های صادره نمایندگی به طور کلی: 2600.
ـ تعداد نامه های وارده به نمایندگی به طور کلی: 3475.
ـ تعداد گزارش های محرمانه و سری: 440
ـ تعداد پست های سیاسی دریافتی از وزارت امور خارجه: 52.
ـ تعداد پست های سیاسی ارسالی به وزارت امور خارجه: 52 (1)
گزارش سالیانه مرتضی مرتضایی از جهات مختلفی قابل توجه است که به چند نکته آن اشاره می شود :
الف) در این گزارش، وی به صراحت اعلام می دارد که وظیفه نمایندگی، به ظاهر رسیدگی به امور کنسولی یهودیان ایرانی الاصل و مهاجر به اسرائیل و کمک به تسهیل امور بازرگانی دو کشور است که زیر نظر سفارت سوئیس در اسرائیل انجام میپذیرد.
بنابراین، روشن است که یک وظیفه اصلی و واقعی هم بوده که قسمتی از آن به میان نیامده و حتما در پشت پرده انجام می گرفته است.
ب) در گزارش آمده، با آنکه همه تلاش های ممکن برای کتمان و جنبه غیررسمی حضور و وجود نمایندگی ایران صورت می گیرد، اما کم و کیف فعالیت ها هم برای مردم و سازمان های مختلف اسرائیلی و هم برای نمایندگان دیپلماتیک مقیم این کشور آشکار شده است. حال این سوال مطرح می شود که با وجود این اظهارات، مقامات ایرانی به عدم وجود نمایندگی سیاسی در تل آویو چه معنایی می توانسته داشته باشد؟!
ج) حضور چهارصد دانشجوی ایرانی مشغول به تحصیل در دانشگاه های اسرائیل، حکایت از نفوذ و تاثیر آموزش و آموزه های هدفدار دولت اسرائیل بر اندیشه های سیاستگذاران احتمالی آینده در دستگاه رژیم پهلوی دارد
د) آمار ارائه شده، حتی در زمینه اقتصادی نوعی برتری اسرائیلی را نشان می دهد؛ فاصله بیش از 87 میلیون دلاری صادرات اسرائیل به ایران نسبت به صادرات ایران به اسرائیل، بسیار گویاست.
هـ) پروازهای تهران ـ تل آویو که در انحصار شرکت هواپیمایی «ال ـ عال» متعلق به اسرائیل بود، علاوه بر مزایای فراوان برای آنها، ابتکار عمل را هم در اختیار اسرائیلی ها قرار میداد.
و) در میان نامه های ارسالی و دریافتی نمایندگی، تعداد نامه های محرمانه و سری بسیار قابل توجه است. احتمالا این نامه ها وظیفه اصلی و پشت پرده نمایندگی ایران را روشن میکرده است.
ز) مرتضی مرتضایی در این گزارش سعی کرده است وضعیت نمایندگی ایران را در تل آویو در زمان خود در مقایسه با قبل از خود، بسیار مطلوب جلوه دهد و اشاره دارد که هیچ واقعه ای که دارای آثار سو در روابط باشد، رخ نداده است.
در یک مقایسه کلی بین فعالیت نمایندگی ایران در تل آویو با نمایندگی اسرائیل در تهران، می توان گفت که فعالیت نمایندگی ایران در اسرائیل از سوی وزارت امور خارجه ایران کنترل می شد که در واقع سعی داشت فعالیتی در درون داشته باشد. اما فعالیت نمایندگی اسرائیل در تهران بسیار گسترده تر و چشمگیرتر بود؛ به گونه ای که برخی اوقات از کنترل مسئولان ایران خارج شده و برخی اوقات بر اثر فشارهای اسرائیلی ها تن به خواسته های آنان می دادند. در یکی از گزارشات سفارت ایران در اسرائیل، به اعتراض نمایندگان سیاسی کشورهای عربی در تهران نسبت به اختیارات اسرائیلی ها اشاره شده است:
«تعدادی از نمایندگان سیاسی کشورهای عربی در تهران به وزارت خارجه ایران اعتراض کردند که نمایندگان اسرائیل در تهران برای ماشین های خود از نمراتی که علامت «سی ـ دی» دارد، استفاده می کنند. اعراب ادعا کردند که چون اسرائیل و ایران نمایندگان سیاسی رد و بدل نکرده اند، نمایندگان اسرائیل حق استفاده از نمرات مزبور را ندارند.
وزارت خارجه ایران اعتراض اعراب را رد کرده و اظهار داشته است که نمایندگی اسرائیل در تهران رسما از طرف دولت شناخته شده و آشکارا نیز فعالیت می کند و از موقعیت نیمه دیپلماتیک برخوردار است. بدین جهت، وزارت امور خارجه ایران موافقت کرده است که آقای دوریل با درجه سفیر کبیری، آقای عزری با درجه وزیر مختاری و نیز کلنل نیمرودی وابسته نظامی از نمرات سیاسی استفاده کنند.»
هر چند وزارت امور خارجه ایران سعی داشت در برابر واکنش اعراب، رفتار اعضای نمایندگی اسرائیل را در تهران توجیه کند، اما برخی اوقات نوع فعالیت آنها از چارچوب های تعیین شده فراتر می رفت و زحمت هایی را برای مسئولان ایرانی به وجود می آوردند و یا اینکه تلاش می کردند ایران را در برابر عمل انجام شده قرار دهند. در چنین مواقعی، مقامات ایرانی عصبانی شده و با وجود اینکه معمولا با نمایندگان اسرائیل با نرمش برخورد می کردند، به ناچار تذکراتی به آنها میدادند.