جورج بوش رئیس جمهور آمریکا در سخنانی اعلام کرد بهترین راه برای دفاع , حمله است . وی با اشاره به اینکه « ما باید حق استفاده صددرصد عملیات نظامی برای دفاع از خود را داشته باشیم » گفت : بهترین راه حفاظت از کشور حرکت به سمت تهاجم و حمله است تا تروریستها را در سرزمین های خارجی پیدا کنیم و قبل از اینکه به ما آسیب برسانند آنها را به دست عدالت بسپاریم.
بدین ترتیب و با این گونه اظهارات , جورج بوش تلاش کرده تا حق هرگونه تعرض برون مرزی را برای خود در اقصی نقاط جهان محفوظ نگاه دارد. در حالی که هم « تروریسم » از نظر قواعد بین المللی تعریف شده و هم مبارزه با آن راهکارهای خاص خود را دارد. ولی آنچه که از نظر تمامی قوانین و تعهدات شناخته شده ناظر بر روابط دولتها با دولتها و مناسبات میان دولتها با یکدیگر ممنوع و محکوم شده است , حمله خودسرانه یک دولت به تمامیت ارضی , حاکمیت ملی و حریم امنیتی کشور دیگر است . بنابراین , این گونه توجیهات و ادعاها هرگز نمی تواند برای دولتی که مترصد فرصتی برای تجاوز به قلمرو دیگران است , بستر قانونی فراهم آورد و بوش با جاری کردن این گونه تهدیدات بر زبان خود فقط ابعاد جدیدی از خوی ددمنشی و مداخله گرانه خود و دولتش را برملا می سازد.
بعضی مفسران سیاسی بر این اعتقادند که بوش به دلیل عدم احاطه بر ظرافتهای سیاسی , بد جمله ای را برای توجیه تعرضات و مداخلات برون مرزی کشور خود انتخاب کرده است . زیرا براساس این جمله , و با استفاده از این « حق » هر حمله ای به منافع آمریکا در سراسر جهان نیز می تواند نوعی « دفاع از خود » تلقی شده و مشروعیت یابد. ضمن آنکه حمله به منافع آمریکا با توجه به ماهیت تجاوزگرانه سیاست خارجی آمریکا اصولا حالت مقابله به مثل داشته و پاسخی به اقدامات مداخله جویانه آمریکائیها تلقی می شود و لذا دلائل منطقی دارد ولی آمریکائیها براساس اتهامات بی اساس و جرائمی که اتفاق نیفتاده است , حملات خود به کشورها را سازمان می دهند. اکثر مداخلات نظامی آمریکا در کانونهای بحرانی جهان , بدون دلیل و براساس طرحهای توسعه طلبانه پنتاگون و کاخ سفید صورت گرفته و مبنای قانونی یا توجیه منطقی نداشته است . این وضعیت بویژه در دنیای پس از جنگ سرد که جهان یک قطبی شده و آمریکائیها تصور می کنند یکه تاز میدان هستند , به طور جدی تر مطرح بوده است.
بنابراین اظهارنظر بوش که حمله را بهترین روش دفاع می نامد اگر عمومیت داده شود , هر تعرض و هر حرکت مردمی در هر کجای جهان علیه منافع آمریکا به عنوان اینکه گامی در دفاع از منافع و استقلال ملتها در برابر تعرضات آمریکائیها تلقی می شود مشروع , منطقی و قابل توجیه جلوه می کند و تعرضات یکجانبه و پیشدستانه را که صهیونیستها بانی و مبتکر آن هستند , تعمیم بخشد.