گروه فرهنگ و هنر ـ سایرمحمدى: «درآینه» جدیدترین مجموعه شعر جعفر کوش آبادى است که هفته گذشته ازسوى مؤسسه انتشارات نگاه چاپ و منتشر شده است. جعفر کوش آبادى متولد ۱۳۲۰ تهران در رشته ادبیات فارسى لیسانس خود را قبل از انقلاب گرفت. او اکنون بازنشسته است. «سازدیگر»، «سفر باصداها»، «چهارشقایق» و «اژدهاى سیاه» ازجمله آثار اوست که در سال هاى قبل و بعد ازانقلاب منتشرشده اند. «شعر سلاح» عنوان کتابى است درمعرفى کوش آبادى که خطیبى فراهم آورده است. این کتاب پیرامون زندگى و شعر کوش آبادى است که در چهارصد صفحه چاپ شده و بخشى از کتاب فوق به قلم جعفر کوش آبادى تحت عنوان «کوش آبادى به روایت کوش آبادى» نوشته شده است. این کتاب را نشر آفرینش منتشرکرده است.
* آقاى کوشآبادى، گویا قبل ازانقلاب، براى چاپ کتاب «چهار شقایق» با مشکل مواجه شده بودید؟
** چهار شقایق، سومین کتاب من بود که به محض چاپ خمیرکردند و درآن زمان اجازه ندادند توزیع بشود. هرچند چهار شقایق در روزهاى انقلاب مجدداً چاپ و منتشرشد. ناشر این کتاب در دوران انقلاب انتشارات نیل بود. اتفاقاً در فواصل همان سال ها «اژدهاى سیاه» را منتشرکردم که شعرى براى کودکان بود.
* کتاب «درآینه» که هفته گذشته منتشرشده، مربوط به چه دورهاى از فعالیت شماست؟
** این کتاب، منتخبى از اشعار بعد از انقلاب من است که از سال ۶۲ تا امروز سروده شده و دستچین کرده ام. براى این که بسیارى از شعرهایم را نمى توانستم دراین کتاب چاپ کنم.
* شما به استقلال زبان در شعر چقدر بها مىدهید؟ چون دراین کتاب یکى دو مورد دیده مىشود که تحت تأثیر اخوان ثالث و سهراب سپهرى هستید؟
** من نمى دانم. اگر شما از همان شعرهاى ساز دیگر، آثارم را پیگیرى کرده باشید زبان بسیار ساده اى داشتم و ادعاى این که زبان شعر، زبان ویژه خودم بوده باشد، ندارم. اما احساس شعر و اندیشه شعر متعلق به خودم بود. این هم که مى گویید در یک قطعه شعر تحت تأثیر اخوان یا سپهرى هستم، طبیعى است. چون ما در روزگارى زندگى مى کنیم که نمى توانیم از مسائل اطراف خودمان تأثیر نپذیریم. آن مضمون و مفاهیمى که در ذهن من هست، هنگام سرایش، آن زبان و حالت سبکى خود من را ایجاد مى کند. زبانى هم که در این اشعار به کار گرفته ام، به دلیل سادگى همان زبان رایج مردم است و ممکن است زبان این شعر، شبیه زبان شاعر دیگرى هم باشد. من بیشتر به مفاهیم فکرمى کنم.
* تأکید خاصى در شعرها، روى وزن دارید. تقریباً هیچ شعر بىوزنى در این کتاب ندیدهام با این که قالب آزاد را انتخاب کردهاید.
** اکثر شعرهاى من وزن دارند. یعنى من شعر بى وزن نمى نویسم و اعتقادى هم به شعر بى وزن ندارم. خواه ناخواه آن ترنم و نفوذى که زبان باید داشته باشد، بدون وزن مقدور نیست، وزن یکى از عناصر تشکیل دهنده شعر است. منهاى اشعار شاملو که آن هم به اعتقاد من با کلماتى که انتخاب مى کند به یک هارمونى و یک موسیقى ویژه مى رسد که خلأ وزن را پرمى کند. نوعى آهنگ در ذهن خواننده تداعى مى شود.