تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۶  ، 
کد خبر : ۱۷۵۵۱۸
امنیت در نهج‌البلاغه

نعمتی که قیمت ندارد (بخش اول)

سیدابراهیم سیدعلوی اشاره: در بین نعمتهایی که خداوند متعال به انسانها ارزانی داشته است، نعمت امنیت، نعمتی بسیار مهم و قابل توجه است. در سایه این نعمت است که انسانها می‌توانند با فراغ بال و آرامش و آسایش به تدارک امور دنیوی و اخروی بپردازند و از سایر نعم الهی بهره کافی ببرند. در بخش نخست مقاله حاضر نویسنده به «امنیت از دیدگاه امام علی(ع)» پرداخته است. مطلب را از نظر می‌گذرانیم. سرویس معارف

آئین اسلام بر پایه کرامتی که برای انسان قایل است در اندیشه فراهم کردن امنیت به مفهوم عام و جامع آن برای اوست:
امنیت جانی، مالی، عرضی؛ امنیت فردی، اجتماعی، فکری، مادی، معنوی، دنیوی و اخروی؛ ایمنی برای توده‌های مردم و آحاد ملت؛ ایمنی برای امام و امت، زمامداران و کارگزاران حکومت؛ امنیت و آسایش برای همسایه، رفیق راه و اقلیت‌های دینی و مذهبی.
آری. اسلام‌خواهان مصونیت و ایمنی مالی، جانی برای همگان است حتی برای آنان که در بلاد اسلامی و در پناه مسلمانان زندگی می‌کنند، هرچند که مسلمان نباشند و یا حتی مسلمان فاسق و نابکار باشند. زیرا قانون برای هر جرمی کیفری و برای هر گناهی مجازاتی متناسب تعیین کرده و هر جرم و گناهی موجب حلیت خون و مال نمی‌شود، و آبروی همه انسانها باید مصون و محفوظ باشد و هیچ‌کس چه آحاد مردم و چه اعضاء حکومت و وابستگان به قدرت حاکم، نمی‌توانند با آبروی کسی بازی کنند. در اندیشه اسلامی آزادی بیان بلکه لزوم بیان حق و رایزنی عادلانه به صورت خیرخواهی برای مردم و رهبری به طور جدی مطرح است.
در تفکر توحیدی اسلام، محیط‌زیست بشر باید از هر نوع آلودگی بدور باشد و هیچ عاملی آرامش و امنیت را نباید تهدید کند، و این یکی از بنیادهای اساسی ادیان توحیدی است.
ابراهیم ابوالأنبیاء(ع) در تشریع آئین توحیدی گفت: «رب‌اجعل هذا البلد آمنا واجنبنی و بنی ان نعبدالأصنام»1 (پروردگارا! این شهر را شهر امن قرار بده و من و فرزندانم را از پرستش بتان دور بدار.)
و خدای متعال فرمود: «و اذ جعلناالبیت مثابة للناس و امنا»2 (آن هنگام که بیت را برای مردم پناهگاه و جای امن قرار دادیم) «و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا بلداً آمنا»3 (آنزمان که ابراهیم گفت: پروردگارا! این را، بلد امن قرار بده) ابراهیم (ع) در احتجاج با مشرکان گفت: آیا درباره خدا که مرا هدایت فرمود با من جر و بحث می‌کنید؟ من از آنچه شما برای خدا شریک پنداشتید نمی‌هراسم مگر، خدا چیزی را بخواهد پروردگار من به همه چیز احاطه دارد آیا بیاد نمی‌آورید؟ و چگونه من از آنچه شما شریک خدا کردید بهراسم در حالی که شما از این که شرک ورزیده‌ایم بیم ندارید و برای خدا چیزی را که بدان علم و دلیل ندارید، شریک قرار می‌دهید. پس کدامیک از ما و یا شما شایسته و سزاوار ایمنی است آنان که ایمان آوردند و ایمانشان را با ستم نیالودند امن و امان از آن ایشان است و آنان در مسیر هدایت و کمال می‌باشند.4
در این آیه‌ها و دعاهای ابراهیم(ع) از امن و ایمنی در بعد وسیع آن سخن به میان آمده است و هر نوع بت‌پرستی و انحراف عقیدتی را با ناامنی مرتبط دانسته و از امنیت فکری، اخلاقی و غیره، سخن رانده است. و در احادیث و کلمات امیرمؤمنان در نهج‌البلاغه، شواهدی فراوان در آن زمینه‌ها وجود دارد که ایمنی جان و مال و آبرو، جز در پرتو آنها ضمانت اجرایی ندارد و از حد یک شعار مجرد نمی‌گذرد.
و پیامبر خدا(ص) برای توسعه دامنه ایمنی در حیات بشری، گفت: خدایا! ابراهیم مکه را حرم شناخت و من نیز شهر مدینه، میانه شرق و غرب آنرا، حرم قرار می‌دهم، حرام است خونی در آن ریخته شود و اسلحه‌ای برای ستیز و کارزار در آن حمل گردد و هیچ درختی در آن نباید بپژمرد.5
حرمت مکه در بیان ابراهیم(ع) و سپس تحریم مدینه توسط محمد(ص) بیانگر آنست که محیط‌زیست انسان با محیط‌زیست وحش فرق دارد. در محیط انسانی باید امن و امان حکمفرما باشد و با ارتقاء سطح فرهنگ و با بالندگی ابعاد روحی و معنوی، تمام شهرها و آبادی‌ها سرشار از سلامت و امنیت باشد.
ابعاد امنیت:
امن ضد خوف و امانت ضد خیانت در ابعاد گوناگون فردی، اجتماعی، ملی، دولتی، جسمی، روحی، دنیوی و اخروی، مصداق دارد، و بارزترین مظهر آن، امنیت جان و مال و آبروی آدمیان است که در نهج‌البلاغه فرازهای برجسته‌ای در آن زمینه‌ها وجود دارد. «فمن استطاع منکم ان یلقی الله تعالی و هو نقی الراحة من دماءالمسلمین و اموالهم، سلیم اللسان من اعراضهم فلیفعل»6 هرکس از شما بتواند در حالی خدا را دیدار کند که دستش به خون و مال مسلمانان آلوده نگشته و زبان به هتک آبروی آنان نگشوده است، پس چنان کند.
این بیان امام علی(ع) ایمنی را در سه بعد جانی، مالی و آبرویی به صورت کلی مطرح ساخته است لیکن در لابلای خطبه‌ها، نامه‌ها، وصیت‌ها و حکمت‌ها، به مسایل فرعی و شاخه‌ای نیز پرداخته شده است.
علی(ع) درباره ایجاد امنیت برای ملت از سوی کارگزاران حکومت که از مسایل مهم امنیتی است و چه بسا اجرای قانونی که باید موجب امن و آسایش باشد، اسباب ناامنی و دل‌نگرانی آحاد ملت می‌شود خطاب به یکی از مأموران گردآوری خراج و مالیات چنین فرمود: «... فانصفواالناس من انفسکم و اصبروا لحوائجهم فانکم خزان‌الرعیة و کلاءالامة و سفراأالائمة ... ولا تضربن احداً سوطا مکان درهم و لا تمسن مال احد من‌الناس...»7 (هرگاه کارمند و کارگزاری مأموریتش را جدی نگیرد و هوشمندانه اقدام نکند به مشکل برمی‌خورد. بدانید تکلیف آسان است و همانا پاداش آن بسیار سخت است و اگر در ظلم و ستم که خدا از آن باز داشته کیفری ترسناک نمی‌بود کافی بود که برای بدست آوردن ثواب و پاداش و کاری که در ترک آن معذور نیستید، پیشقدم شوید) (پس با مردم، منصفانه برخورد کنید و برای برآوردن نیازهای ایشان، شکیبا باشید زیرا شما نگهبانان و خزانه‌داران ملت، نمایندگان و وکیلان امت و سفیران و ایلچیان پیشوایان و رهبرانید. پس کسی را در برآوردن حاجتش به خشم نیاورید و انسانی را از خواسته‌اش باز مدارید. و برای مردم در خراج و مالیات جامه زمستانی و رخت تابستانی مفروشید و چهارپایی را که با آن کار می‌کنند از ایشان مگیرید و برای یک درهم کسی را تازیانه مزنید و به مال احدی دست‌اندازی مکنید چه او مسلمان نمازگزار باشد و یا انسان ذمی و نامسلمان)
مأموران خراج که از سویی برای دولت، تأمین مالی می‌کنند از دیگر سو و بدان بهانه نباید از ملت سلب امنیت نمایند. و امام علی(ع) کارگزاران مالیاتی را با سه خصلت برجسته، مشخص فرمود:
1- آنان، اموال و دارایی را از مردم گرد می‌آورند و خزانه‌دار و نگهبانند تا آن اموال در مصالح عمومی ملت صرف شود، نه آنکه با مالیات برگرفته از مردم، سفره حاکمان و طالبان دنیا رنگین‌تر شود!
2- آنان نمایندگان ملت هستند، گرچه کارگزاران دولت می‌باشند. پس باید خود را خدمتگزار بدانند نه فرمانده مطاع.
3- آنان فرستادگان و ایلچیان رهبر و امام و پیشوایند و یک رسول امین و عاقل با مردم چنان رفتار می‌کند که شایسته خود امام و رهبر است.
هریک از این سه خصلت، امانت و اخلاص، لازم دارد و در صورت فقدان امنیت اوضاع از هم می‌پاشد و ضعف و سستی در کیان حکومت و دولت و ارکان ملت پدیدار می‌گردد.
لباس زمستانی و جامه تابستانی مورد احتیاج مردم است و چنان چیزی مالیات ندارد. و بعنوان مالیات هم نباید اخذ شود، همانند خوراکی‌ها و اثاث خانه و دیگر ابزار کار که یک حکومت عادله با برنامه‌ریزی‌های امنیتی، نباید از آن چیزها مالیات بگیرد و یا برای وصول مالیات معوقه، آنها را مصادره کند.8
موجبات امن
امنیت از ریشه امن و امانت، عبارت است از آنکه انسان‌ها بر جان و مال و آبرو و دیگر علایق زندگیشان نگرانی و بیم تعرض نداشته باشند و به تمام معنی در آرامش و آسایش زندگی کنند و بی‌جهت خطری آنان را تهدید ننماید و آرام از ایشان نگیرد، همچنانکه امنیت‌های کاذب و پنداری و تحمیلی نباید آنان را دلخوش و دچار غفلت کند و همانند سکون قبل از طوفان آینده حیات را با خطر جدی مواجه سازد.
و نخستین بحث در مسئله امنیت، شناخت اموری است که موجب امنیت‌اند و فقدان آنها ناامنی بوجود می‌آورد. و از دیدگاه امیر مؤمنان علی(ع) (به فکر قاصر ما) عناوین ذیل موجبات امنیت محسوب می‌شوند: اعتدال در مهر و قهر، صبر به نوائب و دشوارهای طبیعی، جستجوی ثواب الهی، داشتن انصاف، بشاشی و خنده‌رویی، صله‌رحم، نزدیک شدن به مردم، احترام به قوم و خویش، خیرخواهی برای همه، انجام وظیفه، ادای حقوق، وفاداری، پایداری در بیعت و پیمان، اطاعت از رهبر و اجابت بهنگام فراخوانی و ...
همچنانکه فقدان امور مزبور ناامنی را سبب می‌شود و علاوة: عشق و علاقه افراطی، اطاعت سخن‌چین، خصومت و کینه‌ورزی، تکلف در معاشرت، زهد بیجا و رغبت نابجا، تضییع خویشاوندان نزدیک، قطع‌رحم، دوری و فاصله گرفتن از مردم، اجحاف و ظلم حکمرانان، ستم کارگزاران، استیثار زمامداران و اختصاص دادن آنها اموال عمومی را به خود، محاباة و گزینش مسئولان و دادن پست‌های دولتی بدون مطالعه و بررسی و در نظر گرفتن شایستگی و فقط براساس رابطه، خودخواهی‌ها ... ناامنی بوجود می‌آورند و یا آنرا گسترش می‌دهند. البته بحث از یکایک عنوان‌های مزبور و تشریح آنها و بیان ربط هرکدام با مسئله امنیت، کتابی به حجم شروح نهج‌البلاغه می‌طلبد و نگارنده با انتخاب برخی عناوین و ذکر بعضی شواهد، آن هم به تناسب بضاعت مزاجاة و سرمایه اندک مطالبی را خاطرنشان می‌سازد.
معیار
امام علی(ع) در وصیت طولانی خود به امام مجتبی(ع) نکته‌ای را یاد داده است که اگر انسان‌ها بر آن اصل تربیت شده و بالنده شوند امنیت جهانشمول گشته و همگان از امن و سلامت بهره‌مند می‌گردند.
آری جان انسان، معیاری است برای سنجش همه دوست‌داشتنی‌ها و ناخوشی‌ها و ذات آدمی می‌تواند میزانی باشد برای داوری در همه خوبی‌ها و بدی‌ها. «واجعل نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک»9 (جانت را میان خود و میانه دیگران، میزان و معیار قرار بده.)
علی(ع) در این فراز طلایی، یک قانون و یک برنامه تمام‌عیار سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی در زمینه پیدایی حیات سلیم انسانی ارائه داده است و اگر در مضامین هشتگانه آن نیک بیاندیشیم خواهیم دید که چگونه امنیت فراگیر می‌شود، زیرا حب ذات یک اصل روانشناختی است و هیچ خردمندی در وجود چنان امری در روح و روان آدمیان تردید ندارد. پس چه بهتر که در رسیدن به یک خواسته معقول انسانی، راهی میانه برگزینیم و بر آن اصل پیش برویم:
1- برای دیگران همان را دوست بدار که برای خودت دوست می‌داری.
2- و برای دیگران همان را ناخوش‌دار که برای خود کراهت می‌داری.
3- و ستم مکن چنانکه دوست نداری مورد ستم قرار بگیری.
4- و نکویی کن همانطور که دوست می‌داری، به تو نکویی شود.
5- و از خویشتن چیزی را که از دیگران زشت می‌شماری، زشت بشمار.
6- و از مردم بدان چیز خشنود باش که از سوی ایشان برای خود خشنود هستی.
7- آنچه را نمی‌دانی مگو هرچند که آن، اندک باشد.
8- و چیزی را که دوست نمی‌داری به تو گفته شود، برای دیگران مگو.
محمدجواد مغنیه می‌نویسد: برخی از این سفارشها، پیش از میلاد مسیح(ع) و در همه ادیان جز آئین یهود، معروف بوده است. می‌گویند یکی از شاگردان کنفوسیوس، حکیم چینی از او پرسید آیا اصلی وجود دارد که برنامه عملی بشر در طول حیات او باشد؟ حکیم پاسخ داد: با مردم طوری رفتار مکن که نمی‌خواهی با تو چنان رفتار شود.10
شما خواننده عزیز، یک بار دیگر در آن هشت فراز وصیت امام، نیک بنگرید و آن بندهای زرین را مورد دقت و تأمل قرار دهید، داوری خواهید کرد که در صورت عمل به این نسخه شریف شفابخش، بیماری نامنی در تمام ابعاد، از جامعه بشری رخت بسته و جهان مشحون از صلح و صفا و امن و امان گشته و روابطی در نهایت صمیمیت خواهیم داشت و برعکس اگر به امنیت و سلامت روابط انسانی خللی وارد شود، ریشه آن را جز از ناحیه اختلال یکی از مواد یاد شده در این وصیت طلایی نمی‌توان یافت.
امنیت در پرتو رهبری صالح
قرآن کریم، برای جامعه بشری از دو نوع امامت و رهبری سخن به میان آورده است:
امامت براساس وحی و امر الهی «و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا»11 (آنان را پیشوایانی قرار دادیم که همواره به امر ما راهنمایند)
و زعامت بر پایه هوی و هوس و امیال پلید حیوانی، «وجعلناهم ائمه یدعون الی النار»12 آنها را رهبرانی قرار دادیم که به سوی آتش فرامیخوانند.
امام علی(ع) هم در نهج‌البلاغه از هر دو نوع رهبری و زعامت، سخن گفته و در این‌باره در آن کتاب گوهرهایی ناب نهفته است.(13) در این مقاله، هدف بیان رابطه امنیت و رهبری صالح و فقدان امنیت در رهبری‌های ناصالح است و آن هم اجمال و اشاره به برخی نصوص. پیشتر دو نکته را به یاد می‌آوریم: اول: تردیدی نیست که در هر حکومتی هرچند تحت رهبری ناصالح، ممکن است امنیت نسبی برقرار باشد و این امر برخی ابعاد آن و برای گروهی خاص حاکم باشد. اما امنیتی که علی(ع) در نهج‌البلاغه تعقیب می‌فرماید امنیت همه بعدی و ایده‌آل و شایسته مقام منیع انسانی است که تنها در پرتو اجرای تعالیم اسلامی و رهبری الهی میسر است و بس، و نمونه عینی آن حکومت انبیاء به نص صریح آن امام همام است و در حکومت پیروان صادق آنان نیز می‌تواند مصداق پیدا کند.
دوم: برابر قاعده منطقی «نتیجه تابع اخس مقدمتین است» (نتیجه، تابع پست‌ترین مقدمه‌ها است اگر در یک نظام مجموعا، امر خدا و وحی، حاکم نباشد، هرچند که درصدی چنان باشد، رهبری و زعامت جامعه از مصادیق رهبری دوم خواهد بود.
نص قرآن‌مجید چنین است: آیا به برخی تعالیم کتاب ایمان دارید و به برخی دیگر کفر می‌ورزید؟ کیفر انسانی که چنان برخورد می‌کنند، جز خفت و خواری در حیات دنیا و عذاب سخت‌تر در آخرت، چه می‌تواند باشد؟!14
بنابراینف موضوع از مصادیق سهل و ممتنع است و بالاخره چنان امری، واقع شده است و بفرموده علی(ع) در خطبه قاصعه، آن امنیت ایده‌آل برای پیروان پیامبران حاصل گردیده است:
هرگاه در تفاوت حال دو گروه تحت رهبری صالح و ریاست‌های ناصالح به دقت بنگرید خواهید دانست که اوضاع چگونه دگرگون شده است «فأبدلهم الفر مکان‌الذل و الأمن مکان الخوف» (برای ایشان بعوض ذلت و خواری، عزت بخشیدند و به جای ترس و وحشت و ناامنی، امنیت پدید آوردند) پس راهی را دنبال کنید که همواره عزت به همراه داشته باشید و دشمن را از حوزه خود دور بدارید و عافیت و نعمت را در آغوش بگیرد که چنان وضع مطلوب، در دوری از اختلاف و ملازمت الفت و پیوستن به رشته کرامت ممکن است و بس. بنگرید که فرزندان اسماعیل و در پایانه، محمد مصطفی(ص) چگونه مردم را در پرتو دعوت به اسلام گرد آورد، و میانشان الفت و مودت برقرار کرد و با دور گذاشتن اسباب اختلاف، نعمت‌ها برایشان بال کرامت گشود و ملت‌ها در پرتو تعالیم آسمانی و به برکت رهبری آن انسان بزرگ، به هم پیوستند و غرق نعمت گشتند و در سایه پیروزی حق زندگی سبز و شادی پی ریختند و شما که تحت لوای امنیت جابجا می‌شوید و در پناه آن می‌آرمید، نعمتی است که نتوان برای آن، قیمت تعیین کرد.15
اطاعت و امنیت
امیرمؤمنان علی(ع) در خطبه‌ای با بیانی کوبنده، آثار سوء عدم اطاعت از رهبری صالح را که در نتیجه میدان برای رهبری‌های ناصالح و دنیاخوار فراهم خواهد شد، خاطرنشان ساخت و خطر عظیمی را یادآورد:
«به خدا سوگند! اینان بر شما چیره شوند، نه بدان جهت که برحقند بلکه چون از پیشوای باطل‌گرای خود به سرعت اطاعت می‌کنند و از او شنوایی دارند و شما در فرمانبرداری از امام برحق بسیار کند و بطئی حرکت می‌نمائید. شما در برخورد، مردمان صادق نیستند و در گرفتاری مورد وثوق و اطمینان نمی‌باشید.»16
و در خطبه‌ دیگر از یک حقیقت بسیار تلخ پرده کنار زد، آنجا که فرمود: بیعتی که با من کردید، بی‌سابقه و بی‌مطالعه نبود اما وضع من و شما بسیار متفاوت است: من شما را برای خدا می‌خواهم لیکن شما مرا برای مقاصد خود! مرا یاری کنید تا ظالم را بر جای خود بنشانم و حق ستمدیده را بگیرم و عدل و امن برقرار سازم.17 هرگاه هدف رهبری، جز رضای حق و خشنودی خدا نباشد، طبعا هر صاحب حقی به حق خود می‌رسد و عدالت و امن برقرار می‌شود لیکن اگر نیت، رسیدن به مطامع دنیوی، و هدف سلطه و چیره‌گری باشد، استقرار عدالت و برقراری امنیت چگونه ممکن خواهد بود؟
از سوی دیگر هرگاه یک ملت، رهبر را برای اجرای عدالت و پیاده کردن حق و استقرار امنیت بخواهد چنان جامعه‌ای ایده‌آل خواهد بود اما اگر آنان هم، رهبر را برای تحصیل منافع شخصی خود بخواهند شیرازه امور از هم پاشیده و امنیت از همه سلب خواهد شد.
امیرالمؤمنین علی(ع) در کلامی حکیمانه، پرده از رازی دیگر کنار زد و مظلومیت رهبری حق را گوشزد فرمود و به وجود ناامنی در نوع بسیار زشت آن اشاره کرد و آن سلب امنیت از رهبری است که در رأس جامعه قرار دارد:
«شما آسیب خود را از من کفایت نمی‌کنید تا چه رسد که شر و آسیب دیگران را کفایت نمائید پیش از این، ملت‌ها از ظلم و ستم حاکمان و زمامداران و رهبران، شکوه داشتند اما امروز من از ظلم و جور ملت نسبت به خودم شکایت دارم. چه شده؟ گویا من فرمانبردارم و آنان فرمانده و من محکوم هستم و آنها حاکم.           ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات