محمدحسین عادلی
ترجمه: گلاره اسدی
محمود احمدینژاد رئیسجمهور جدید ایران که چند روز پیش به طور رسمی دولت خود را تحویل گرفت به زودی با سه مسئولیت جدید روبهرو خواهد شد که هر سه به یک اندازه حائز اهمیت هستند چرا که تعیینکننده مسیر حرکت او طی دوره ریاستجمهوریاش خواهند بود و یا دستکم تاثیر قابل توجهی روی عملکرد دولت ایشان خواهند داشت. چالشهای پیش روی رئیسجمهور جدید تعهدات اقتصادی ایشان، احزاب سیاسی داخل کشور و مذاکرات هستهای هستند. در راس مسائل آتی ایشان برنامههای اجرای عدالت اقتصادی قرار خواهند داشت که مطمئناً کانون توجه حامیان و همچنین رقبای گذشته رئیسجمهور خواهند بود. در حال حاضر نیز اهداف اقتصادی احمدینژاد عملی کردن وعدههایش در مورد تقسیم عادلانه درآمد نفت و آوردن آن به سفره خانوادهها خصوصاً قشر کمدرآمد شناخته شدهاند. از این پس همه منتظر خواهند بود که ببینند رئیسجمهور چگونه این مسئله را محقق خواهد کرد. در عین حال نباید فراموش کرد که به دلیل رشد اقتصادی چشمگیر کشور طی ده سال گذشته طبق گزارش چندین مرکز پژوهش اعم از بانک جهانی، فاصله طبقاتی در کشور بسیار کاهش یافته و طبقات اجتماعی به یکدیگر نزدیکتر شدهاند. حال ایرانیان منتظر روشی تازه و موثرتر برای اجرای سیاستهای اقتصادی کشورند.
توجه به مسائل سیاسی کشور نیز از ضروریاتی است که احمدینژاد باید در نظر بگیرد. او با 35 درصد آرای افراد واجد شرایط انتخاب شد. این بدانمعنا است که رایدهندگان به رقیب او هاشمیرفسنجانی سیاستمدار کهنهکار و آنهایی که در انتخابات شرکت نکردند، روی هم 60 درصد واجدین شرایط را تشکیل میدهند. واقعیت این است که این عده نه ناپدید شدهاند و نه خط مشی سیاسی خود را تغییر دادهاند. بنابراین این افراد تنها در صورتی نسبت به سیاستهای رئیسجمهور جدید نرمش نشان خواهند داد که او بتواند شرایط را رهبری و این افراد را متقاعد کند. فاصله میان گروههای مختلف در ایران میتواند فضایی را ایجاد کند که برای اداره کشور خیلی سازنده نیست. اما سومین مسئله پیشروی رئیسجمهور جدید چه از اولویتها محسوب شود و چه نه، مسائل هستهای کشور است که خود به خود فشار زیادی روی دولت خواهد آورد.
آخرین دور از گفتوگوها در ماه ژوئن بین ایران و گروه سه کشور اروپایی انجام گرفت. طی این مذاکرات توافق شد که سه کشور راهکار پیشنهادی خود را تا اواسط ماه آگوست به ایران ارائه کنند. از آن زمان به بعد یک سری تماسها اعم از دیدار غیررسمی بین مقامات طرفین برای ارزیابی شرایط انجام شد. اما رئیسجمهوری جدید که تا به حال نقشی در این مذاکرات نداشته است، کار سختی را در پیش خواهد داشت. از آنچه اروپاییها تا به حال نشان دادهاند میتوان برداشت کرد که به احتمال زیاد پیشنهادهای آنها خیلی قابل توجه نخواهد بود و حتی حداقل خواستههای ایران را برآورده نخواهد کرد. ایران نشان داده که خواستار حقوق خود و حقوقی همانند کشورهای امضاکننده قرارداد عدم تکثیر سلاحهای هستهای (NPT) است. NPT به تمامی کشورهای امضاکننده حق ایجاد فناوری هستهای اعم از چرخه سوخت برای استفاده در تولید نیرو و برق میدهد. شکی نیست که رئیسجمهور جدید سیاستهای دیگری را در این مورد دنبال خواهد کرد. چه احمدینژاد تیم هستهای خود را تغییر دهد و چه نه، راهی جز ادامه خط مذاکرات جاری نخواهد داشت، چرا که هیچکس در ایران قادر نیست دست به توافقاتی بزند که کشور را از حقوق بینالمللی خود محروم کند. به علاوه شرایط سیاسی رئیسجمهور به گونهای است که موضعگیری محکم او را در قبال این مسئله طلب میکند. اما از سوی دیگر گروه سه کشور اروپایی نیز کار سختی را در پیش خواهند داشت. از یک سو آنها از لحاظ قانونی نمیتوانند حقوق بینالمللی کشوری را زیرپا بگذارند چرا که این قوانین نتیجه سالها مذاکره بین کشورها و توافقی است که بین آنها صورت گرفته است. بنابراین اگر قرار باشد تغییراتی در این حقوق ایجاد شود باید براساس توافقات چندجانبه بین المللی باشد.
شکی نیست که اروپائیان مثل هر کشور دیگری در صورت اخذ تصمیمات غیرقانونی دچار مشکلی بزرگ خواهند شد. از سوی دیگر آمریکا نیز فشار زیادی به اروپائیان برای تغییر سیاستهایشان میآورد که البته غیرمنطقی است. آمریکاییها بارها نشان دادهاند که به دنبال تغییر رژیم در ایران هستند. آنها همچنین به دنیا نشان دادهاند که حرمت زیادی برای قوانین بینالمللی قائل نیستند. نتیجه اینکه آنها از سه کشور اروپایی میخواهند که حقوق ایران را در نظر نگیرند تا بلکه از این طریق بتوانند ما را از حق قانونیمان محروم کنند. اگرچه آمریکا میداند که متهم کردن ایران توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی اساس قانونی ندارد، اما همچنان امیدوار است که بتواند اعضای آژانس را متقاعد کند که نسبت به ایران سوگیری داشته باشند. البته این در صورتی امکانپذیر است که دولت آمریکا بتواند ایران را متهم به اعمال شکبرانگیز کند که این نیز به دلیل شفافیت اهداف هستهای کشور و بازدیدهای مکرر آژانس از کشور، اتهام بسیار سختی است.
از سوی دیگر اعضای آژانس خصوصاً کشورهای در حال رشد نگران تسلیم شدن در مقابل فشارهای آمریکا هستند چرا که فکر میکنند احتمالاً در آینده خود نیز دچار این مشکل خواهند شد. چنین مسائلی فضایی بسیار پرخطر ایجاد خواهد کرد. قوانین بینالمللی و توافقات چندجانبه تنها روی کاغذ موجودیت خواهند داشت و قدرتهای جهان میتوانند نظرات خود را به دیگران تحمیل کنند. تردیدی نیست که رئیسجمهور جدید ایران باید اولویت و اهمیت ویژهای به این مسئله دهد. اما برای رسیدن به این هدف باید نکته دیگری را در نظر بگیرد که به او کمک زیادی خواهد کرد. طی انتخابات اخیر شکافهای سیاسی بزرگی در کشور ایجاد شد. حل چنین مسئله خارجی مهمی بدون اتحاد لازم بین نخبگان سیاسی درون کشور مقدور نخواهد بود. چنین اتحادی برای انجام امور داخل کشور نیز بسیار مهم است اما اهمیت آن هنگام برخورد با کشمکشهای خارج از کشور بیشتر خواهد شد. با چنین نگاهی ما امیدواریم که رئیسجمهور جدید و مشاورینش اهمیت مسائل هستهای و داخلی و حرکت به سوی مسیر درست را در نظر داشته باشند.
خاصه اینکه ایران نشان داده چیزی جز حقوق قانونی خود تحت قوانین NPT نمیخواهد. ایران خواستار فناوری هستهای و چرخه سوخت برای مصارف صلحآمیز است و با شفافیت در این مورد، حسننیتش را نشان داده است. این مسئله در حال حاضر مسئلهای است که به غرور ملی مربوط میشود و رئیسجمهور باید با حمایت ملت ایران به آن بپردازد. تنها در این صورت موفقیت او در چنین مسیر پرخطری تضمین خواهد شد.