سیروسفر و گردشگری، انسان را پخته و تجربههای گرانبهایی بر اندوختههایش میافزاید. کسانی که روح بزرگی دارند، جسمشان نیز از یک جا ماندن بیقرار و بیتاب است. دوست دارند تا رمز و راز آفرینش را با دیدههایشان به نظاره بنشینند و صدای هستیبخش زندگی را با گوشهایشان بشنوند. آنان در پی حقیقت به هر سو می روند تا شاید جرعهای از معارف و دانش را بچشند و جانشان جلا یابد.
گرچه در اسلام گردشگری و مسافرت به سرزمینها و مکانهای تاریخی با اهداف والا، پیشینهای به اندازه تاریخ اسلام دارد، ولی به شکل امروزی آن به عنوان منبع درآمد دولتها مطرح نبوده است. در مکتب جامع اسلام، اصل گردش برای آدمی موضوعیت نداردغ بلکه هدف از آنف نتایجی است که برای انسان حاصل میشود و آن پیشرفت و تکامل و عبرت است.
معادل قرآنی گردش
الف – واژه سیر
قرآن مجید با به کارگیری کلمه «سیر» در مشتقات مختلف، به گردشگری و جهانگردی دستور میدهد. قرآن در چند آیه، همه مردم را با فعل امر «سیروا فیالارض» تشویق میکند تا در پی اهداف ارزشمند به تکاپو بپردازند. مسلمانان باید این اوامر را مثل دیگر خطابات قرآن مورد توجه قرار دهند.
خداوند در 7 آیه دیگر به صورت استفهام سرزنشی به مساله گردشگری پرداخته و آنانی را که از این مهم سربرمیتابند مورد نکوهش و پرسش قرار داده است. «افلم یسیروا فیالارض فینظروا کیف کان عاقبة الذین من قبلهم» چرا در روی زمین سیر نکردند تا عاقبت کسانی را که پیش از آنها بودند مشاهده کنند.
ب – ماده سیاحت
یکی دیگر از واژههای قرآنی درباره گردشگری، «سیاحت» است. در معنای آن گفتهاند: «اصل واحد در معانی این واژه حرکت و جریانی است که همراه با تدبر و تفکر باشد. بنابراین، اگر به آب روان «سیح» گفته میشود، به این اعتبار است که آب جاری آرام آرام راه میگشاید و پیش میرود. از همین مقوله است حرکت انسانها آنگاه که براساس اندیشه و توجه و وظیفهشناسی بین آنان و خداوند باشد. قرآن با خطاب «فسیحوا فیالارض» به گردشی همراه با اندیشه فرمان میدهد.
چون فراخوانی قرآن به سیاحت و سیر در آفاق با معرفی بسیاری از سرزمینهای تاریخی همچون غار اصحابکهف و سد ذوالقرنین و ... همراه بود؛ در نتیجه مسلمانان اشتیاق فراوانی به گردش مییافتند.
افزون بر آن تعالیم درخشان اسلام، تسهیلات بیشماری برای تحقق این امر ایجاد کرد. درهای مساجد همهجا به روی مسافران گشوده بود و مردم در راهماندگان را با عنوان «ابنالسبیل» و صرف زکات یاری میکردند و آنان احساس درماندگی نمیکردند. به این جهت توسعه این منطق و تبدیل شدن آن به یکی از ارزشهای فرهنگی حاکم، سبب تحرک شگرف مسلمانان در دل سرزمینهای اسلامی شد.
عوامل شوقانگیز سفر در اسلام
در مکتب اسلام غیر از سفارشهای قرآن به سفر، برخی عوامل برای گردش، انگیزه ایجاد میکنند.
این عوامل موجب میشود که مسلمانان از راحتی زندگی در خانه و کاشانه خود بگذرند و خاک وطن را برای مدتی رها ساخته، رنج سفر را بر خود هموار کنند و راه سرزمینهای دوردست را در پیش گیرند. به برخی از این عوامل اشاره میکنیم:
1- حج
خداوند از هنگامی که فرمان ساخت خانه کعبه را به حضرت ابراهیم(ع) دادف همزمان، مردم را نیز به ادای فریضه آن معبد عشق فراخواند. و در اهمیت این عبادت فرمود: «حتی با پای پیاده یا سوار بر مرکبهای لاغر از راه دور نیز به سوی آن بیایند.»
بیشک حج خانه خدا میتواند یکی از مهمترین عوامل گردش در زمین باشد. انسان مسلمان که از مسافتهای بسیار به زیارتخانه خدا میرود، از مناظر گوناگون و آثار سرزمینهای دیگر نیز دیدن میکند. حج یکی از عوامل توسعه گردشگری است؛ زیرا حاجیان در این کنگره بزرگ اسلامی گردهم میآیند و روح وحدت و همدلی میان امت اسلامی زنده میشود. آنان در گفتوگوهایشان از وضع همکیشان خود در مناطق دیگر آگاه میشوند و درنتیجه برای سفر به سرزمینهای آنان تشویق میشوند.
برخی حاجیان گزارش سفر روحانی و معنوی حج را در قالب «سفرنامه» از خود به یادگار گذاشتهاند و برخی نیز ذوق شعری از خود نشان داده آن را به صورت نظم درآوردهاند. کتاب فتوحالحرمین محیلاری و سفرنامه منظوم بانوی اصفهانی در قرن دوازدهم از این نمونه است. کهنترین سفرنامه، کتاب پرارج ناصرخسرو قبادیانی بلخی (394 -481 ه) است. پس از وی سفرنامههای ابنبطوطه و ابنجبیر از کاملترین سفرنامهها به شمار میآید.
تاکنون بیش از یکصد جلد سفرنامه فارسی و پنجاه جلد «رحله» یا سفرنامه عربی به نگارش درآمده است.
2- زیارت معصومان(ع)
یکی دیگر از عوامل اشتیاقآفرین سفر در اسلام، زیارت است. شیعیان در عصر غیبت با اینکه نمیتوانند به دیدار امام عصر(عج) نائل آیند، وی با سفر به مشاهده مشرفه، عتبات عالیات و مکانهای منسوب به امامان، میتوانند به محضر پیغمبر(ص) و پیشوایان دینی ادای احترام کنند. بر این اساس زیارت از مؤثرترین سفرهای عبادی اسلام به شمار میآید. به طوری که درباره زیارت امامان – به ویژه حضرت رضا(ع) که در منطقه دورتر از امامان دیگر قرار دارد – سفارشهای بسیاری شده است.
اکنون زیارت یا گردشگری معنوی سطح گستردهای از مسافرتهای بینالمللی را در برمیگیرد.
بسیاری از متدینان در سراسر جهان برای بهرهمندی از فیوضات معنوی اماکن مقدس، رنج سفر را به جان میخرند. شهرهای مقدس مشهد و قم در ایران، مدینه منوره و مکه مکرمه در عربستان، کربلا و نجف کاظمین و سامراء در عراق همهساله پذیرای میلیونها عاشق دلباخته بوده و است. افزون بر آن، امامزادههای بسیاری شاهد حضور هزاران زائر و جویای محبت الهی است.
3- دانشاندوزی
سفارشهای مؤکد اسلام مبنی بر فراگیری دانش در جاهای مختلف دنیا، انگیزه وصفناشدنی سفر را در مسلمانان ایجاد میکند. بر این اساس راویان حدیث، برای گرفتن یک یا چند حدیث به شهرهای مختلف مسافرت میکردند جابربنعبداللهانصاری از اصحاب رسولاکرم(ص)، برای شنیدن یک حدیث از ناقل اصلی آن، مسافرت به مصر را در پیش گرفت که یک ماه به طول انجامید. برخی از اهالی بصره از جمله ابیالعالیه به نقل واسطههای روات اکتفا نمیکردند و برای شنیدن آن از زبان خود راویان، به مدینه میرفتند. سعیدبن مسیب یکی از بزرگان فقهای تابعین میگوید: چه روزها و شبهایی که برای دریافت یک حدیث به تکاپو و مسافرت گذراندم.
شیخ صدوق برای گردآوری حدیث چندین سال شهرهای قم، مشهد، ری، نیشابور، مرو، بغداد، کوفه، مکه و... را گشت و کتابهای مفیدی مانند «من لا یحضرهالفقیه، عیون اخبارالرضا، عللالشرایع، معانیالاخبار، خصال و ثوابالاعمال را نگاشت. ابنعساکر (499 – 571ه) برای دانشاندوزی و جمع احادیث نبوی به ویژه نگارش کتاب بزرگ تاریخ دمشق در شرح حال کسانی که از آغاز اسلام تا زمان وی به شهر دمشق آمده بودند، دو سفر علمی داشت.
1- در سفر نخست به مدت 5 سال به بغداد و سپس کوفه و مکه و مدینه و موصل و رحبه رفت.
2- در سفر دوم به قصد خراسان، از راه آذربایجان شروع کرد و به شهرهای زنجان، تبریز، اصفهان، سرخس و نیشابور و طوس رفت.
علامه حلی، شهید اول، شهید ثانی، شیخ بهائی از دانشمندان بزرگ شیعه، برای آگاهی از آرای فقهای اهلسنت راههای طولانی را در پیش میگرفتند. شهید مطهری در اینباره میگوید: «مسلما شیخ بهائی، که دنیا را گشته با ملایی که پنجاهسال از دروازه نجف بیرون نیامده است، خیلی فرق میکند. او مردی است که با همه گروهها و طوایف سروکار داشته است. علمایی که زیاد مسافرت کرده و با طبقات گوناگون سروکار داشتهاند و استادهای متنوعی در رشتههای مختلف دیده و در هر شهری با مردم بودهاند فکر بازتر و وسیعتری دارند.
4- کسب روزی حلال و بهرهوری از نعمتها یکی از راههای نزول رحمت و برکات خداوند بر بندگان، در سفرهای تجاری نهفته است. به تعبیر قرآنکریم برای برخورداری از فضل خداوند باید پس از اقامه اعمال عبادی، در روی زمین پراکنده شد و به داد و ستد پرداخت. «فاذا قضیت الصلوة فانتشروا فیالارض وابتغوا من فضل الله».
سفر در کنار همه درسهای عبرتآموز و دیگر آثار سودمند معنوی، فوائد مادی نیز در خود جای داده است.
5- صلهرحم
دیدار خویشان و نزدیکان یکی از اسباب والای گردشگری اسلامی به شمار میآید. هر انسانی برای نشاط و شادابی روح و دلگرمی به دیدار همخونان خویش نیاز دارد. این کار در اسلام چنان ارزشی دارد که پیامبر گرامی اسلام (ص)، تحمل یک سال راه را برای آن ارزنده و شایسته میداند. ایشان در روایتی فرمودند: «به همه امتم، به حاضر و غایب، حتی آنان که هنوز به دنیا نیامدهاند، سفارش میکنم به خویشان خود بپیوندند؛ هرچند یک سال راه پیشرو داشته باشند.»
6- هجرت
هجرت از باشکوهترین و موثرترین سفرهای عبادی – سیاسی اسلام است. قرآنکریم در چند آیه، هجرت را در کنار «جهاد» و همطراز با آن مطرح میکند و مهاجران را گروهی فداکار و امیدوار به رحمت الهی و دارای درجاتی بلند نزد خداوند معرفی مینماید. هجرت مسلمین معمولاً برای دو هدف صورت میگرفت:
الف – آزادی از یوغ طاغوت و بنبست سیاسی
اسلام هرگز ایستایی در یک مکان نامناسب دینی را نمیپسندد و بر مسلمانان تکلیف مینماید که برای آزادی از یوغ حاکمان ستمگر و رسیدن به تکامل معنوی، زنجیر اتصال به خاک وطن را از پای برکنند و هجرت نمایند. پیامبر گرامی اسلام، هنگامی که شرایط مکه را برای مسلمانان دشوار دید دستور داد اولین گروه به سرپرستی جعفربنابیطالب به سوی حبشه رهسپار شوند. مدتی بعد همه مسلمانان و خود آن حضرت به مدینه مهاجرت کردند و این هجرت بزرگ مبدا تاریخی اسلام قرار گرفت.
سلیمبن قیسهلالی نیز از کسانی است که اسرار فراوانی از اهلبیت(ع) به یاد داشت. وی خاطرههای بسیاری از امامعلی(ع) و سلمان و ابوذر و مقداد و حذیفه، در سینهاش جای داده بود. او نمیتوانست در حکومت پراختناق حجاجبن یوسفثقفی در عراق آنها را روایت کند. به این علت راه سفر به ایران را در پیش گرفت و در فارس به خانه ابانبن ابیعیاش وارد شد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: هرکس برای دینش از جایی به جای دیگر بگریزد، «هرچند که یک وجب زمین باشد؛ بهشت بر او واجب شود و همراه حضرت ابراهیم و پیامبرش محمد(ص) باشد.»
ب – تبلیغ دین
هجرت عبادی دیگر در مکتب اسلام، سفرهای تبلیغی است. این مکتب برای هدایت همه انسانها آمده است و دینی جهانمشمول است. حضرت رسول اکرم(ص)، پیش از هجرت به مدینه، برای رساندن پیام توحید به طائف سفر کرد. ایشان همچنین همراه حضرت علی(ع)، ده روز به سوی قبیله بنیصعصعة و 13 روز نیز به سوی قبیله بنیشبیان سفر نمودند. آن حضرت، امیرمؤمنان را برای ترویج دین اسلام به یمن فرستاد. امامان نیز اشخاص صالحی را به نقاط مختلف میفرستادند.
حریزبن عبدالله در دوره سلطه حکومت عباسیان، برای گسترش فرهنگ نبوی و علوی و تبلیغ آموزهها اهلبیت(ع)، تحت عنوان روغن فروش به «سجستان» سفر کرد. و کم نبودند از دانشمندان اسلامی که برای رساندن پیام حیاتبخش توحیدی، فرسنگها راه میپیمودند و فرهنگ و آموزههای آسمانی این مکتب را در دلهای مستعد نهادینه میکردند.
فواید گردشگری در اسلام
در قرآنمجید و احادیث معصومان، در کنار تشویق و تحریک به گردش، فوایدی ذکر شده است که به برخی از ثمرات ارزشمند آن اشاره میکنیم:
1- شناخت پروردگار و ایمان به آخرت
بیشک یکی از پیامدهای سفر، تفکر در خلقت خداوند و شناخت مبدأ هستی است.
قرآن میفرماید: «قلی سیروا فیالارض فانظروا کیف بدأ الخلق»
در این آیه، خداوند به رسول اکرم(ص) دستور میدهد که مشرکان را مورد خطاب قرار داده و حجت خویش را بر آنان تمام کند. و ایشان را به سیر در زمین ارشاد کند تا بفهمند شروع خلقت و ایجادشان با وجود اختلافی که در طبیعت، رنگ و شکلهایشان دارند، چگونه بوده است. خداوند چطور آنان را بدون حساب و عددی معین یا نیرویی مثل هم آفریده است؟ این دلیل قاطع نشانگر قدرت خداوند بینهایت است، و جهان آخرت را هم میتواند مانند این جهان خلق کند.
2- آشنایی با زندگی گذشتگان
سنتهای خداوند در اقوام پیشین، هرگز جنبه اختصاصی نداشته است و به صورت یک سلسله قوانین حیاتی درباره همگان، گذشتگان و آیندگان، اجرا میشود. در این سنتها، پیشرفت و موفقیت مؤمنان و مجاهدان و شکست و نابودی ملتهای بیایمان و آلوده به گناه پیشبینی شده که در تاریخ بشر نیز ثبت شده است.
به این سبب، قرآن به مسلمانان چنین دستور میدهد، «قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فیالارض فانظروا کیف کان عاقبةالمکذبین»، با سفر در زمین و مطالعه آثار پیشینیان، به دقت بنگرید که پایان کار کافران و تکذیبکنندگان پیامبران و بنیانگذاران ظلم و فساد در زمین به کجا رسید؟!
باقیمانده کاخهای ستمگران، بناهای اهرام مصر، برج بابل، کاخ کسرا و آثار قوم سبا، هریک در عین خاموشی هزار زبان دارند و سخن میگویند.
3- عبرت از فرجام پیشینیان
قرآن در آیههای بسیاری، بندگان را به عبرت از زندگی و فرجام گذشتگان ناسپاس امر میکند. و به پیامبر اسلام فرمان میدهد تا مردم و به ویژه مشرکان را به مطالعه و تفکر در زندگی آنان تشویق کند. قرآن میفرماید: «قل سیروا فیالارض فانظروا کیف کان عاقبة المجرمین»، بگو در زمین بگردند و سرانجام گناهکاران را ببینند. یا در آیه دیگر میفرماید: آیا در روی زمین سیر نکردند تا بنگرند عاقبت کسانی را که پیش از آنها بودند، چگونه بود؟
4- پرورش اندیشه و بصیرت دل
گاهی چشم دل افراد از مشاهده حقایق کور میشود و توانایی درک آن را ندارد. از این رو گردش در زمین، دل انسان را روشن، چشم او را بینا و گوشش را شنوا میکند. گردشگری معنوی انسان را از سستی و رکود میرهاند و بصیرتش را بالا میبرد. قرآن میفرماید: «آیا در روی زمین سیر نکردند تا برای آنان دلهایی پیدا شود که بدان بیندیشند یا گوشهایی که با آن [ندای حق] را بشنوند.»
پیامبر نیز یکی از رهآوردهای سفر را تقویت عقل و اندیشه معرفی کرده و میفرماید: « سفر کنید، اگرچه مالی در سفر به دست نیاورید، ولی به یقین اندیشه شما فزونی خواهد گرفت.»
5- سلامتی جسم و جان
سفر نقش مؤثری در سلامتی جسم و بهداشت روانی انسان دارد. آدمی هنگام سفر به تحرک بیشتر مجبور میشود و با تغییر آب و هوا و محیط زندگی، روحش به سرور میآید. و این دو عامل، در سلامتی تن وی اثر میگذارد. از این رو امامصادق(ع) در روایتی فرمودند: سفر کنید تا سلامتی و صحت بیابید.
6- شناخت بهتر دوستان
انسانها تا زمانی که در شهر خود و با آرامش و بدون نیاز به دیگری زندگی میکنند، شناخته نمیشوند و باطن و ضمیر دوستان و آشنایان آشکار نمیگردد. مسافرت این فرصت را در اختیار آدمی میگذارد تا اطرافیان را بیازماید و از میزان وفاداری و فداکاری آنان آگاه شود. امیرمؤمنان فرمودند: سفر ترازوی سنجش اخلاق است. امام جعفر صادق(ع) نیز فرمودند: « تا کسی را به سه چیز نسنجیدهای دوست خود قرار مده:
1- او را خشمگین ساز و ببین در آن هنگام آیا از حق به سوی باطل میگراید؟
2- به وسیله درهم و دینار (امور مالی) او را بیازمای.
3- با او همسفر شود و در سفر او را امتحان کن.»
7- افزایش روحیه اجتماعی
مسافرت و گردش جمعی، عامل بسیار مهمی در بالا رفتن روحیه اجتماعی اشخاص به شمار میرود. در مسافرتهای گروهی آدمی از تنهایی و انزوا بیرون میآید. و خود را میان جمعی از همنوعان خود میبیند و مجبور است برای بالارفتن کیفیت برنامهها، بسیاری از خواستههای شخصی خود را کنار گذارد و به نظر جمعی تن دهد. همچنین همراه دیگران گوشهای از کارها را برعهده گرد. رسول گرامی اسلام(ص) در مسافرتی همراه اصحاب، دستور داد گوسفندی را ذبح کنند. یکی از یاران، ذبح آن را برعهده گرفت و دیگری پوست کندن گوسفند و شخص سومی، پختن و آماده ساختن آن را پذیرفت. به این ترتیب هرکس به کاری مشغول بود. پیامبر اکرم(ص) نیز فرمود: « من هم هیزم جمع میکنم»
لقمان حکیم در ضمن وصایای خود به فرزندش چنین میگوید: «فرزندم! چون با گروهی همسفر شدی، با آنان مشورت کن و خودرأی نباش، با گشادهرویی با ایشان برخورد کن و بخششت را برای آنان بیشتر کن. اگر تو را دعوت کنند، بپذیر و چون از تو کمک خواهند، یاری کن.»
آداب گردشگری در اسلام
اسلام، تنها دینی است که برای همه کارهای انسانها برنامهای مشخص دارد. از این رو در کنار تشویق به سفر، آداب آن را نیز توصیف مینماید. به برخی از مهمترین مسائل مسافرت از منظر پیشوایان معصوم اشاره میکنیم.
1- ادای حقوق دیگران پیش از سفر
1- از آنجا که سفر، همراه با مزایای خود خطراتی نیز به دنبال دارد؛ شایسته است انسان مسلمان پیش از شروع مسافرت، امانات مردم را تحویل دهد و بدهیهای خود را پرداخت. همچنین وصایای خود را نوشته، در منزل قرار دهد. امام صادق(ع) فرمودند: « هرکس سوار بر مرکب شد، باید وصیت کند.» مردی خدمت رسول گرامی اسلام(ص) شرفیاب شد و عرض کرد؛ «من قصد سفر دارم و وصیتنامه خود را نوشتهام.» پیامبر اکرم(ص)، کار وی را ستود و چهار رکعت نماز پیش از سفر به وی سفارش کرد.
2- تهیه بهترین توشه راه
هر سفری ایجاب میکند که مسافر وسایل و توشهای همراه خود داشته باشد. روایاتی از پیشوایان دینی ما درباره تهیه بهترین وسایل و پاکیزهترین اموال جهت خرج سفر، رسیده است. امام صادق(ع) از قول رسولخدا(ص) میفرماد: «از نشانههای شرافت و بزرگی مردم این است که موقع سفر آذوقه پاکیزه تدارک بیند.» آن حضرت در حدیثی دیگر فرمودند: «هرگاه به سفر میروید، سفره پر از طعام آماده سازید.» امام سجاد هر زمان به سفر حج یا عمره مشرف میشدند، از بهترین خوراکیها را همراه خود میبردند.
3- دانستن هدف
شایسته نیست مسلمان و پیرو مکتب اهلبیت(ع)، بیهدف پای در راه نهد و عمر خویش را به بطالت گراند؛ بلکه باید هدف و انگیزه الهی و عاقلانه برخود برگزیند. و پیامبر گرامی اسلام(ص) به امام علی(ع) درباره اهداف سفر فرمودند: « ای علی(ص) بر مرد عاقل سزاوار نیست که قصد سفر کند مگر در پی یکی از 3 امر: 1- تحصیل معاش زندگی 2- توشهاندوزی برای آخرت 3- بهرهوری سالم، مشروع و حلال.»
4- انتخاب رفیق
برگزیدن همسفر موافق یکی از شرایط سفر پربار به شمار میآید. دو همسفر هماهنگ میتوانند بهره بیشتری از سیاحت و گردش خود داشته باشند. رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند: «نخست همسفر انتخاب کن و سپس قدم در راه گذار.» امام علی(ع) در سفارشات خود به امام حسن(ع) میفرماید: پیش از مسافرت از همسفر خود جویا شو.» امام صادق(ع) فرمودند: با کسی همراه شو که زینت تو باشد نه آن که تو زینت او باشی.»
5- لباس و وسایل مناسب
انجام هر کاری وسایل متناسب خود را میطلبد. گردشهای مختلف اعم از گردش علمی، تفریحی، زیارتی و ... تجهیزات و امکانات سازگار با خود را لازم دارد. روزی امام صادق(ع) برای رفتن به ینبع در حوالی مدینه آماده میشدند. داود رقی میگوید: دیدم امام صادق(ع) کفشی غیر از کفشهای همیشگی پوشیدهاند.
عرض کردم: «ای پسر رسولخدا(ص) چرا این کفش را پوشیدهاید؟» حضرت فرمود: « این کفش را برای سفر انتخاب نمودهام و این کفش در برابر باران و گل بیشتر دوام میآورد.»
6- صدقه دادن
صدقه و انفاق در تمام اوقات از سفارشهای موکد اسلام است؛ ولی این امر در هنگام سفر تأکید بیشتری مییابد. امام صادق(ع) در این زمینه فرمودند: «مسافرت خود را به صدقه آغاز کن و هرگاه خواستی بیرون برو؛ زیرا با آن سلامتی خود را میخری.» آن حضرت در روایتی دیگر فرمودند: هرگاه برای سفر چیزی بدی در ذهنت خطور کرد، به اولین فقیری که برخورد کردی صدقه بده و سپس به راهت ادامه بده که خداوند از تو بدی را دفع میکند.»
یاد خدا
یاد خدا چه به صورت قلبی یا ذکر لفظی از بالاترین عبادتها محسوب میشود.
پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) علاوه بر این که پیش از سفر دعاهایی میخواندند، در طول مسیر نیز اذکاری بر زبان جاری میساختند و با معبود خویش به مناجات مشغول میشدند. رسول گرامی اسلام(ص) به نقل از جبرئیل امینالله فرمودند: «هرکس هنگام تصمیم به مسافرت در آستانه منزل خود یازده مرتبه سوره توحید را بخواند خداوند خود نگهبان او در سفر خواهد بود و تا بازگشت از سفر گزندی به وی نخواهد رسید.
8- انتخاب مدیر
اسلام برای جلوگیری از اختلافنظر میان همسفران یا اعضای کاروانها، دستور داده است تا مسافران از میان خود، فرد شایستهای را برای سرپرستی گروه برگزینند، پیامبر اکرم(ص) در حدیثی فرمودند: «هرگاه سه نفر به سفر رفتند یکی را سرپرست و مدیر انتخاب کنند.» چنین فردی باید خود را خدمتگزار دیگران بداند و حتی پیش از سیراب شدن آنان، خود آب ننوشد.
9- رسیدگی به مسافران
حس نوعدوستی در انسان حکم میکند تا مسافر در طول مسیر به فکر دوستان و همسفران خود باشد و در جهت رفع نیازهای آنان بکوشد؛ به ویژه هنگامی که یکی از اعضای گروه دچار بیماری شود، این وظیفه سنگینتر میشود. امام جعفر صادق(ع) در حدیثی فرمودند: «حق مسافر آن است که اگر بیمار شد برادرانش سه روز برای او اقامت و اتراق کنند.»
10- مردانگی در سفر
مروت و مردانگی در همهجا نیکوست، به ویژه اینکه در سفر باشد. امام علی(ع) فرمودند: «مردانگی در سفر عبارت است از بخشیدن از رهتوشه خود به همراهان، پرهیز از ناسازگاری با همسفران و بسیار به یاد خدای عزوجل بودن در هر فراز و فرودآمدن و برخاستن و نشستن.» امام صادق(ع) نیز فرمودند: «مردانگی در سفر عبارت است از بخشیدن از رهتوشه به همراهان، شوخی کردن به گونهای که خشم خدا را به همراه نداشته باشد، دوری از مخالفت ناسازگاری با همسفران و ترک بدگویی از همراهان بعد از جدا شدن از آنان»
11- برگشتن از سفر
در روایات اسلامی تاکید شده است که مسافر هرچه سریعتر به پیش خانواده خود برگردد. پیامبر اکرم(ص) در اینباره فرمودند: « سفر کردن بخشی از عذاب و سختی است و هرگاه فردی از شما سفرش را به پایان رساند زود نزد خانواده خود رود.» همچنین ایشان فرمودند: هرگاه یکی از شما به سفر رفت، در بازگشت حتی اگر شده یک قطعه سنگ برای خانوادهاش هدیه بیاورد.»
12- سفرهای نهی شده:
در مکتب اسلام برخی سفرها نهی شده است. مسلمان نمیتواند در راهی گام نهد که به دینش آسیب برسد. امام علی(ع) فرمودند: « انسان نباید به سفری رود که میترسد در آن به دین و نمازش لطمهای وارد آید.»