یک روزنامهنگار
دیروز (جمعه ـ 26/فروردین) برای بازدید از نمایشگاه نفت، گاز و پتروشیمی به همراه خانوادهام به محل دائمی نمایشگاههای تهران رفتم. هنگام برگشت و در حالی که هنوز خودروی خود را روشن نکرده بودم، یک دستگاه خودروی پراید که قصد پارک کردن در فضای خالی مقابل را داشت، در حالی که با دنده عقب حرکت میکرد با خودروی من برخورد کرد و باعث آسیب دیدن قسمتی از بدنه خودروی من شد.
تا این جای داستان، هیچ چیز عجیب نیست. ماجرا از جایی آغاز شد که سرنشینان اصفهانی خودروی فوق، پس از پیاده شدن در حالی که خطوط ممتد مشخصکننده جای پارک خودروها در پارکینگ را با خط ممتد اشتباه گرفته بودند، مدعی شدند که ما مقصر نیستیم چون شما روی خط ممتد ایستادهاید. بالاخره وقتی موضوع را برای آنها شرح دادیم که جان برادر! اینجا پارکینگ است و مفهوم این خطوط هم با آنچه وسط بزرگراهها و خیابانها میبینی، فرق دارد، رسیدیم به اصل ماجرا یعنی تعیین خسارت.
از آنجا که تصادف در اثر برخورد حین حرکت به عقب ایجاد شده بود و کار برای پیگیری به دادسرا میکشید و راننده مدعی بود که وقت کافی برای در تهران ماندن ندارد، توافق کردیم که مبلغ 20 هزار تومان به ما بپردازد مشروط به اینکه اگر هزینه تعمیر کمتر از این رقم شد، باقی پول را به شماره حساب وی واریز کنیم. همه چیز ختم به خیر میشد که دوستان راننده مقصر از راه رسیدند و گفتند که این خط 60 ـ 50 سانتی و قرشدگی با صرف هزینه 10 هزار تومان درست میشود. وقتی کار بالا گرفت، آنها با یک سرهنگ خوشنام اصفهانی تماس گرفتند و مشاوره کردند و بالاخره قرار شد که صبر کنیم تا مأمور نیروی انتظامی بیاید.
وقتی یک ساعت بعد مامور نیروی انتظامی به محل حادثه رسید؛ آقای راننده و دوستانش دائم با سوء استفاده از نام آن سرهنگ خوش نام که آنها را راهنمایی کرده بود، سعی در جلب نظر وی داشتند. خوشبختانه مأمور متعهد هیچ توجهی به بیانات آنها نشان نداد و حتی یک بار در این باره به آنها تذکر داد که حق ندارند از نام و سابقه فردی که احتمالاً نسبتی هم با آنها دارد، سوء استفاده کنند. وی وظیفهاش را به نحو احسن انجام داد و بر اساس گفته ایشان و توافق طرفین قرار شد که راننده 15 هزار تومان به ما بپردازد.
متأسفانه به محض اینکه مامور نیروی انتظامی از آن جا دور شد، دوستان راننده که تا آن لحظه مدعی بودند پرسنل یکی از کارخانجات معتبر سازنده پمپ بنزینهای سیار هستند به هزار ترفند برای نپرداختن خسارت تصادف متوسل شدند.
بهانه آنها این بود که شما باید شماره تلفن همراه راننده و دست نوشته او را مبنی بر مقصر بودنش در تصادف به او باز گردانیم. همسرم وقتی کاغذ را بر میگرداند، شماره تلفن راننده را از ذیل کاغذ برید و به دست من داد تا در صورت لزوم (بالاتر رفتن هزینه تعمیر ماشین) با او تماس بگیرد که دوست وی با تعرض به حریم خودرو و کشیدن کاغذ از دست من، باعث اعصبانیت همسرم شد و بعد با همین بهانه که کاغذ پاره شده، پول را در جیبش گذاشت و از ما دور شد. در برابر این همه کوچکی به همین بسنده کردیم که به راننده بگوییم تو حتی مرد انجام دادن ادعاهای خود نیستی!
هم چنان در بهت و ناباوری این حرکت ناپسند غرق بودیم که طبق خواست خدا، هنگام خروج از پارکینگ، خودروی ما درست جلوی آن خودرو قرار گرفت. همسر من با مشاهده دو افسر نیروی انتظامی که درست مقابل درب خروجی پارکینگ غربی نمایشگاه و برای استقرار نظم و امنیت ایستاده بودند، بلافاصله ماشین را متوقف کرد و از آنها کمک خواست.
مامور نیروی انتظامی با متوقف کردن خودروی راننده مذکور و شنیدن ماجرا از زبان طرفین بالاخره ماجرای تصادف هم چنین تخطی و تعدی آنان را حل و فصل کرد و با حکمیت خود به اختلاف پیش آمده پایان داد. هنوز از محل دور نشده بودیم که از مرکز رسیدگی به تاخیر در تصادفات نیروی انتظامی با تلفن همراه من تماس گرفتند و خواستار اطلاع از سرانجام کار تصادف شدند.
آنچه از این ماجرا برای من به عنوان خاطرهای باقی مانده این بود که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران چه متعهدانه و با ایمان زندگی مردم را با مفهوم امنیت و آرامش همراه ساخته است و حضور موثرش، تا چه حد ضریب اطمینان و آرامش را در جامعه افزایش میدهد و چه مقتدرانه جلوی زورگویی قلدرمنشی و بینظمیها میایستد.
در پایان از خدا میخواهم به آن پنج جوان که با ظاهری آراسته و ارادهای استوار خواستار فتح قلههای زندگی به هر قیمت ممکن و از هر راهی هستند، جرعهای از نور ایمان و مهر زلال خدایی که ثمرهای جز صداقت و راستی ندارد، عطا فرماید.