پایتخت سودان طی سه روز گذشته و در پی پایان یکی از طولانیترین جنگهای داخلی میان قدیمیترین طرفهای متخاصم در این کشور شاهد جشن و پایکویی مردم بود. این پایکویی جمعه شب با حضور حدود یک میلیون تن در میدان مرکزی شهر خارطوم برای استقبال از «جانگ گارانک» که 22 سال پیش این شهر را ترک کرده آغاز شد. دولت سودان روز گذشته در ادامه این تحول بزرگ تاریخی اعلام کرد که 16 سال وضعیت فوقالعاده در این کشور را لغو کرده است و فرمان آزادی زندانیان سیاسی از زندان نیز صادر شده است.
«عمر البشیر» رئیسجمهور سودان با حضور در برنامه تلویزیونی اعلام کرد با اجرای پیمان صلح ژانویه که به 21 سال جنگ داخلی پایان داد، قانون اساسی جدید سودان تصویب شده و دولت انتقالی نیز معرفی خواهد شد. وی افزود: «انشاءالله در نهم ژوئیه (7 روز دیگر) قانون اساسی موقت سودان را امضا خواهیم کرد.» به دنبال اعلام فرمان آزادی زندانیان سیاسی در سودان «حسن الترابی» نظریهپرداز مسلمان و از منتقدان اصلی حکومت عمر البشیر از زندان آزاد شد. ترابی در ابتدا از دوستان نزدیک البشیر بود تا اینکه رئیس حکومت سودان وی را به تلاش برای قبضه کردن قدرت متهم کرد و وی را از دولت اخراج و زندانی کرد.
این در حالی است که حسن الترابی به عنوان رئیس کنگره مردمی سودان در پی آزاد شدن خود در روز پنجشنبه تاکید کرد که به همکاریهایش با شورشیان سابق جنوب سودان موسوم به «جنبش مردمی آزادیبخش سودان» ادامه خواهد داد. بدین ترتیب به نظر میرسد که کنگره مردمی تصمیم گرفته است همچنان به عنوان حزب مخالف به فعالیت ادامه دهد، این در حالی است که جنبش مردمی آزادیبخش سودان که رهبری آن را جانگ گارانک بر عهده دارد، با امضای قرارداد صلحی که شش ماه پیش میان این جنبش و دولت سودان صورت گرفت، راه خود را به ساختار سیاسی این کشور هموار کرده و راه خود را از اپوزیسیون و شورشیان سودانی جدا کرده است.
گارانک که به عنوان معاون رئیسجمهور سودان سوگند یاده کرده است، قرار است رهبری دولت خودمختار در جنوب سودان را برای شش سال بر عهده گیرد و سپس در یک همهپرسی جدا شدن جنوب به رای گذاشته شود. تاکنون هیچ مسیحی و یا جنوبی چنین موقعیت ارشدی در دولت اسلامی سودان نداشته است. زمانی که گارانک و همسرش وارد خارطوم شدند، مورد استقبال 100 وزیر دولتی و مقامهای ارشد این کشور قرار گرفتند. اما اقدامات شدید امنیتی مانع از ملاقات گارانک با حامیانش در فرودگاه شد که از «رومبک» پایتخت موقت سودان به خارطوم آمد. البشیر به دشمن سابق خود خوشامد گفت و اعلام کرد: «این روند صلح واقعی» است.
گارانک در یک مهمانی رسمی که این دو تن با یکدیگر دست دادند، گفت: «من به مردم سودان تبریک میگویم، این صلح من و یا صلح البشیر نیست، این صلح مردم سودان است.»
با وجودی که سودان اکنون یکی از مهمترین دورانهای خود را پس از کسب استقلال از استعمار مصر و انگلیس در سال 1956 شاهد است، اما تحلیلگران سیاسی معتقدند که تجربه تقسیم قدرت در کشورهای نظیر کنگو، سومالی و بروندی شکننده است و بیانگر ماهیت غیر قابل اتکای چنین قراردادهای صلحی است. مواردی که در توافق صلح دولت سودان با شورشیان جنوب این کشور ذکر شده است، تا حدی زیاد احتمال سرنوشتی مشابه را برای این توافقنامه نیز قوت میبخشد.
علاوه بر تقسیم قدرت میان دولت سودان و شورشیان جنوب دو طرف توافق کردند، ثروت نفتی منطقه را نیز میان خود تقسیم کنند و ارتشهای خود را داشته باشند. همچنین براساس این توافق قرار است که طی 6 سال آینده رفراندومی برگزار شود و در آن ساکنان جنوب در مورد جدا شدن از بخش شمالی سودان که بیشتر ساکنان آن مسلمان هستند، تصمیمگیری کنند. از سوی دیگر با وجود آتشبس میان دولت سودان و شورشیان جنوب تنشها میان شبهنظامیان متحد به دولت و گروههای نزدیک به شورشیان ادامه دارد. گروهی نیز از شورشیان در شرق سودان اقدام به ایجاد تشکیلات کردهاند و خواستههای خود را مطرح میکنند.
نزاع دافور در غرب سودان نیز همچنان به صورت یک معضل لاینحل باقی مانده است و هر روز زمینه انتقادهای جدید و متنوعی را از سوی جامعه بینالملل بر محور تاکتیکهای خشن دولت سودان علیه غیر نظامیان این منطقه فراهم میآورد. گفتوگوهای صلح میان دولت و گروهی از شورشیان دارفور در نیجریه طی هفته گذشته تنها به انتشار بیانیهای از اصول و قواعد مورد توافق منجر شد. این در حالی است که تاکنون هیچ نوع توافق جامعی مطرح نبوده است.
هماکنون نفت به عنوان یکی از نقاط تنشزا میان دولت و جنوبیهای سودان مطرح است. این موضوع یکی از اصلیترین موارد اختلاف میان دو طرف طی دو دهه نزاع بوده است. جنبش شورشیان جنوب به رهبری گارانک در سال 1983 زمانی آغاز شد که شرکت نفتی «شورون» در منطقهای میان شمال و جنوب یک حوزه نفتی کشف کرد. این در حالی بود که جنوبیها معتقد بودند که استخراج نفت از این منطقه تنها به نفع شمال است و جنوب از آن بیبهره خواهد بود.
انتظارات جنوبیها از توافق صلح با سودان یکی دیگر از اصلیترین چالشهای پایان نزاع جنوب و شمال سودان است. ساکنین جنوب از جنگ دلخوشی ندارد و امیدوار هستند که به زودی پس از توافق صلح اخیر شاهد بهتر شدن سطح زندگی خود باشند. با وجود تعهد کشورها و جوامع خارجی به ارسال کمکهای انساندوستانه به سودان، نیاز جنوب سودان به این کمکها بسیار عمیق است. این منطقه هماکنون فاقد جاده و حتی زیرساختهای اولیه است و جنوبیها پس از صلح باید سالهای زیادی را به امید ارتقای سطح کیفی زندگی خود سپری کنند.
اما جامعه بینالملل برای پایان یافتن نزاع چند ساله در سودان امید زیادی بسته است. این امید در اظهارات اخیر دبیرکل سازمان ملل نمود بارزی داشته است. وی گفت: «روند صلح در سودان میان شمال و جنوب باید برگشتناپذیر شود. این وضعیت محقق نخواهد شد مگر اینکه چنین روندی در شرق و غرب سودان هم ریشه بگسترد.»
گروه بحران بینالملل نیز تاکید کرد که سازمان پیمان آتلانتیک شمالی «ناتو» به عنوان یک اقدام تکمیلی به منظور پر کردن خلا موجود در مدت دو ماه هزاران نفر از نیروهای خود را در منطقه دارفور در غرب سودان مستقر کند. این گروه که یک موسسه تحقیقاتی است، در گزارش خود آورده است: اتحادیه آفریقا که ناظر بر آتشبس شکننده در دارفور است باید همچنین اختیارات داده شده به نیروهای خود را افزایش دهد به گونهای که قادر به حفاظت از غیر نظامیان و اجرای حملات پیشگیرانه در شرایط مقتضی باشند.
در بخش دیگری از گزارش این گروه که رویدادهای دارفور را از نزدیک زیرنظر دارد، آمده است: نیاز به تحرک جدیدی برای حفاظت از ساکنان دارفور وجود دارد. این گزارش افزود: نیاز به استقرار 12 تا 15 هزار نیرو در مدت دو ماه برای جلوگیری از وقوع خشونت علیه غیر نظامیان در روستاها و بیش از دو میلیون آواره ساکن اردوگاهها وجود دارد. این گروه بینالمللی افزود: اگر اتحادیه آفریقا نتواند از نظر زمانی و تعداد نیرو به موقع به این اهداف جامه عمل بپوشاند ناتو باید آن را از طریق استقرار نیروهای تکمیلی وابسته به خود به گونهای که میزان نیروها به سطح یاد شده برسد، انجام دهد.
این نیروها باید تا زمانی که اتحادیه آفریقا بتواند با نیروهای کامل خود این ماموریت را انجام بدهد، باقی بمانند. دو گروه شورشی جنبش آزادیبخش سودان و «جنبش عدالت و مساوات» از فوریه سال 2003 میلادی در منطقه دارفور درگیر جنگ هستند. آنها دولت را متهم کردهاند که شبهنظامیان غرب طرفدار خود را علیه آنها مسلح کرده و به منطقه دارفور بیتوجه است.
دستکم 180 هزار نفر در جریان اقدامات خشونتآمیز، قحطی و بیماری در منطقه دارفور کشته و بیش از دو میلیون نفر آواره شدهاند.