تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۴  ، 
کد خبر : ۱۷۵۶۴۸
سیاست خارجی دولت آینده در گفت‌وگو با علی ‌لاریجانی

بازی با اروپا را به هم نمی‌زنیم

فرید مدرسی مقدمه: گروه سیاسی با مشخص شدن شماره یک دولت آتی ایران، برخی کشورهای خارجی به ویژه اروپائیان و آمریکائیان با بیان برخی اظهارنظرها و اتهامات به رئیس جمهور منتخب ناخشنودی خود را اعلام کردند. با وجود این آنان همچنان در انتظار مشخص شدن رویکرد آتی ایران در عرصه روابط دیپلماتیک هستند تا شیوه ارتباطات و تعاملات خویش را با توجه به آن سیاست‌ها طراحی کنند. از آغاز گمانه زنی‌ها برای چیدن ترکیب کابینه دولت آتی، نام «علی‌لاریجانی» به عنوان یکی از مهره‌های این کابینه از زبان برخی هواداران و نزدیکان سیاسی احمدی‌نژاد شنیده شد. از تغییر دبیر شورای امنیت و استعفای حسن روحانی و جانشینی علی لاریجانی به جای این دیپلمات نزدیک به هاشمی رفسنجانی خبر دادند و گاهی هم از او به عنوان وزیر آتی دولت احمدی‌نژاد سخن گفتند. به هر حال اظهارنظرهای این مدیر ارشد فرهنگی دولت هاشمی، در عرصه سیاست خارجی و راهکارهایی در جهت حل موانع پرونده هسته‌ای ایران، او را به یک دیپلمات ارشد دولت احمدی‌نژاد مبدل کرده است. اگر چه علی لاریجانی در گفت وگوبا شرق از سمت آتی خود خبر نمی‌دهد، ولی نوع معادلات و گفت وگوهایش در عرصه سیاست خارجی جای شک و شبهه‌ای برای تاثیر‌گذاری‌اش در این عرصه نمی‌گذارد. لاریجانی از کنار سئوالات انتخاباتی و چگونگی ریزش آرای خود در انتخابات ریاست جمهوری به سرعت می‌گذرد ولی پرسش‌های مربوط به «سیاست خارجی دولت آتی» را با حوصله و دقت خاصی پاسخ می‌گوید. لاریجانی در دفتر نمایندگی رهبری در شورای عالی امنیت ملی اتهامات مطرح شده از سوی برخی دولت‌های اروپایی علیه احمدی‌نژاد را بی‌اهمیت می‌داند تا شاید در آینده در محلی دیگر به دفاع از سیاست‌های خارجی دولت آتی بپردازد و یا از شیوه عملکرد خود بگوید.

* شما همکاری رسمی خودتان را با احمدی‌نژاد با شرکت در دیدار نخست‌وزیر عراق با رئیس‌جمهوری منتخب آغاز کردید. این همکاری در چه سطح و به عنوان چه سمتی در دولت آتی خواهد بود؟
** با آقای احمدی‌نژاد از سال‌های پیش دوست هستم و هیچ وقت همکاری‌ام با ایشان قطع نشده بود که شروع شده باشد. بعد از انتخابات هم در اطلاعیه‌ای که دادم، گفتم که هر کدام از دوستان پیروز شوند من با آنان همکاری خواهم کرد، به ویژه در شرایط فعلی که احساس می‌کنم غربی‌ها یک تصوری نسبت به انتخابات پیدا کرده‌اند و در این زمینه طراحی دارند، لذا معتقدم کسانی که عرق ملی و اسلامی دارند، فارغ از هر دسته‌بندی سیاسی باید به دولت آینده کمک بکنند. این کمک به معنای فقط حضور در کابینه نیست بلکه دربرگیرنده کمک‌های فکری و حمایت هم می‌شود.
برداشتم این است که غربی‌ها در جریان انتخابات انتظار حضور چشمگیر مردم را نداشتند و شاید هم علاقه‌مند بودند که نتیجه انتخابات چیز دیگری در بیاید. اکنون در حال ساماندهی اقدام هستند. یکی اینکه نوعی اعتبارزدایی از انتخابات را انجام دهند که اگر شما سایت‌های صاحبنظران غربی را ببینید و از سوی دیگر موضعگیری آنان همچون موضع‌گیری‌های اتحادیه اروپا، کنگره بروکسل، سخنان وزیر کم‌بینش ایتالیا و برخورد با آقای حداد در بلژیک را مد نظر قرار دهید، خواهد دید که آنان با این کارها می‌خواهند سطح حضور چشمگیر مردم را در انتخابات پائین بیاورند تا با این کار قدرتی ایجاد کنند تا حرکت‌های بعدی دولت آینده پیش نرود.
لذا علامت سئوال ایجاد کردن برای این انتخابات در جهت اعتبارزدایی از انتخابات بود. دیگر اینکه تخریب شخصیت آقای احمدی‌نژاد از برنامه‌های آنان بود که با این اتهامات دولت آینده را منفعل کنند که به جای اینکه حرکت رو به جلو داشته باشد، در موضع دفاعی قرار گیرد و از شکست تحلیل خودشان فرار کنند. سوم اینکه آمریکایی‌ها در منطقه در مورد انتخابات یک تحلیلی پیدا کرده‌اند که ایران از یک قدرتی برخوردار است و اکنون سایش در سیستم تصمیم‌گیری کشور کمتر شده و این می‌تواند برای آنان در منطقه مسئله‌آفرین شود.
به عنوان مثال در مرکز نیکسون، در جلسه‌ای که ریاست آن بر عهده مک فارلین بود و آقایان رتیک، جفری‌کن و ... در آن جلسه مقالاتی ارائه کردند، در مورد آقای احمدی‌نژاد گفتند که: «باید آمریکایی‌ها با ملاحظه به موضوع ایشان نگاه بکنند، چون ما هنوز آقای احمدی‌‌نژاد را نمی‌شناسیم و اگر درست با این پدیده برخورد نکنیم ممکن است عواقب شدیدی برای آمریکایی‌ها در منطقه داشته باشد.» این خود نشان می‌دهد که اینها یک ابهامی از این مسئله دارند لذا دنبال یک مفری هستند. آمریکایی‌ها به دلیل نفوذ در رای مردم در این انتخابات به دنبال نوعی نبرد نرم با ایران هستند.
طراحی نبرد سخت در جایی دیگر همچون سوریه خواهد بود تا بتوانند در خاورمیانه دست به مهار بزنند. باید به این نبرد نرم در ایران توجه کرد که گاهی برخی دوستان در داخل کشور به این موضوع توجه نمی‌کنند و سوار اسب تراوا می‌شوند. از این جهت باید نیروهای درونی کشور با هوشیاری نسبت به این حوادث توجه داشته باشند تا در درون شطرنج آنان قرار نگیرند. به همین دلیل من معتقدم همه نیروهایی که نگاه به منافع ملی کشور دارند باید به دولت آینده در همه ابعاد کمک کنند.
* آیا با این وجود حضور شما در جلسه دیدار با نخست‌وزیر عراق در کنار احمدی‌نژاد دوستانه بوده است و به عنوان قرار گرفتن در سمت خاصی در دولت آتی نیست؟
** بله، آقای احمدی‌نژاد از من خواستند که در آن جلسه شرکت بکنم که این کار را کردم.
* پس برخی اخبار مبنی بر قرار گرفتن شما در سمت دبیر شورای امنیت ملی و حتی وزیر امور خارجه دولت احمدی‌نژاد را تائید یا تکذیب نمی‌کنید؟ در حالی که این اخبار با حضور شما در جلسه دیدار با ابراهیم جعفری در کنار احمدی‌نژاد جدی شده است.
** در سایت‌ها و بحث‌های مختلف سیاسیون، این مباحث را دیدم و شنیدم. نمی‌گویم هیچ چیز نیست، برخی از این مطالب مطرح است ولی هیچ چیز مسجل و قطعی نیست.
* آیا حضور شما در کنار آقای احمدی‌نژاد و سخنان یکی از حامیان وی مبنی بر اینکه «سیاست خارجی فراتر از وزارت امور خارجه است» به معنای این است که سیاست خارجی دولت احمدی‌نژاد فقط در دولت تصمیم‌گیری نمی‌شود و برخی نهادهای دیگر هم در آن تاثیرگذار خواهند بود؟
** وزارت امور خارجه زیر نظر دولت و مجلس کار می‌کند. اینکه گفته شده در سطح بالاتر از دولت با سیاست خارجی برخورد می‌شود، این مسئله فقط مربوط به دولت آقای احمدی‌نژاد نیست. دولت آقایان خاتمی و هاشمی هم همین‌طور بوده است. چون طبق قانون اساسی شورای عالی امنیت ملی وجود دارد که بسیاری از مسائل مهم سیاست خارجی و دفاعی کشور در آنجا بحث می‌شود.
* با توجه به رویکرد غرب در برابر دولت احمدی‌نژاد که شما مواردی از جمله اعتبار‌زدایی از انتخابات ایران، عدم استقبال کشور‌های غربی از دولت احمدی‌نژاد، مطرح کردن برخی اتهامات نسبت به احمدی‌نژاد را بیان کردید و شما و دوستان اصولگرا «غنی‌سازی اورانیوم را مطالبه ملی مردم ایران» می‌دانید و از سوی دیگر حتی خواهان نتیجه بخشی سریع برنامه‌های دولت آتی برای نمایش در برابر مردم هستید نوع سیاست خارجی دولت آتی را چگونه تشریح و تنظیم می‌کنید؟
** سیاست خارجی جمهوری اسلامی باید همیشه براساس زمان و مکانی که در آن تنفس می‌کنیم، تعریف شود. در شرایط فعلی آمریکایی‌ها یک طراحی برای منطقه دارند که اروپائیان را در این زمینه یدک می‌کشند. از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن در آمریکا مطرح شد و بر این TRبیستم یک تئوری و دکترین مبنا بود که «صدایتان باید صدای نرم باشد و چماقتان بلند» اما الان با حضور «نئوکان‌ها» عملاً دکترین تغییر پیدا کرده است و حرفشان این است که «تا آنجا که می‌توانید فریاد و جیغ و داد بزنید و در کنارش چماق را هم بلند کنید.»
در پروژه عراق و بحث اتمی ایران نیز این دکترین اعمال می‌شود و یک طرح خاورمیانه بزرگ وجود دارد که می‌خواهند قدم به ‌قدم آن را پیاده کنند. لذا جمهوری اسلامی با چالش‌هایی مواجه است. مسئله اتمی در جلوی ما قرار دارد و اروپائیان در حال خرید زمان از ما هستند. لذا استراتژی جمهوری اسلامی ایران از لحاظ سیاست خارجی باید این باشد که روی محورهایی با سازوکار و ابتکارات دیپلماتیک منافع و خواست ملی را محقق کند. البته این بدین معنا نیست که آمریکایی‌ها جیغ و داد راه نمی‌اندازند ولی باید بدانیم که آنان نمی‌توانند به دنبال جنگ با ایران باشند، چون ایران یک هدف سخت است.
مختصر عقلی دارند وهزینه و فایده می‌کنند و رفتارهای نرم‌افزاری در جهت برخورد با ایران خواهند داشت. پس باید هوشمندانه، دقیق و صحیح روی منافع ملی پافشاری کرد. آمریکایی‌ها و اروپائیان باید بدانند که چون آقای احمدی‌نژاد با رای بالای مردم آمده است، نمی‌تواند به راحتی از خواست ملی بگذرد. یعنی غنی‌سازی مردم‌سالاری دینی و غنی‌سازی علمی کشور همزمان است اگر آنان از متحدانش بگذرند، به آنجا می‌رسیم که ایران به کار خود ادامه دهد. نکته دوم این است که اولویت دولت آتی باید دارای برنامه مدون در سیاست خارجی باشد تا بتواند از منافع طبقه‌بندی خودش حمایت کند.
یک اولویت به ایجاد امنیت منطقه‌ای به وسیله همسایگان باز می‌گردد و ایران در دولت آتی با همسایگان روابط نزدیک خواهد داشت و منطقه در مسیر باز تولید منافع مشترک است زیرا که ظرفیت‌های بسیار خوبی در منطقه و همسایگانمان وجود دارد. اولویت دوم تاثیرگذاری ایران در پیمان‌های منطقه‌ای همچون شورای خلیج‌فارس، شانگهای شورای سیاسی قفقاز است یا ایجاد پیمان‌ها و شوراهای جدید. ایران نباید در آنها مفقود باشد، باید فعالانه حضور داشته باشد و دیپلماسی ما باید راه‌های ورود به این پیمان‌ها و یا ایجاد اتحادیه جدید را رصد و فراهم کند، با این هدف که منافع مشترک وامنیت منطقه‌ای را تولید و یک آرامش پایدار در منطقه فراهم کند.
اولویت بعدی کشورهای اسلامی است که باید ارتباطات نزدیک دیپلماتیک، اقتصادی و فرهنگی با آنان برقرار کنیم. همچنین در مورد برخی کشورها همچون چین، روسیه و اتحادیه اروپا نیز می‌توان برنامه‌هایی مدون کرد. بنابراین اولویت‌های سیاست خارجی باید به گونه‌ای تعریف شود که هم واقع‌گرایانه باشد و هم منافع ایران در آن تامین شود.
* سیاست خارجی دولت آتی بر اساس صحبت‌های شما فقط روی کشورهای اسلامی و منطقه‌ای متمرکز می‌شود، پس تعامل ما با اروپائیان و کشورهای غربی چگونه خواهد شد؟
** سال گذشته حدود 14 میلیارد دلار فقط واردات از کشورهای اروپایی داشتیم. رابطه بسیار زیاد اقتصادی با اروپا داریم که می‌تواند محملی برای ارتباطات سیاسی فعال، هدفمند و هوشمند باشد و حتی قابل گسترش و مکمل سازی شود در مورد کشورهای اسلامی و منطقه‌ای اولویت‌بندی کردم و به صورت ویژه به آن پرداختم.
* حال با توجه به اینکه کشورهای اروپایی از نتیجه انتخابات خشنود نشدند و حتی برخی از این کشورها موضعی تند گرفتند و اتهاماتی را مطرح کردند، فکر می‌کنید نوع تعامل دولت آتی با کشورهای اروپایی چگونه خواهد بود؟
** خیلی به موضع‌گیری‌های کنونی آنان اهمیت نمی‌دهم. اروپائیان اگر احساس می‌کنند در صحنه خاورمیانه به وسیله ارتباط با ایران می‌توانند بازیگری بهترداشته باشند یک بازی برای خودشان تعریف کنند. پیشنهاد ما به اروپا این است که در یک بازی «برد، برد» با ایران وارد عمل بشوند دنبال اینکه بازی «برد، باخت» را در مورد ایران طراحی کنند، امکان‌پذیر نیست و از سوی دیگر ایران هم هوش و حواس جمعی دارد که وارد شطرنجی نشود که بازی «برد، باخت» در آن نهفته است.
اروپائیان در صحنه خاورمیانه غیبت دارند در حالی که آمریکائیان بارشان را بستند. بنابراین اروپائیان می‌توانند در یک بازی دیپلماتیک منطقه‌ای در خاورمیانه حضور یابند. البته ما اصراری نداریم ولی عقل حکم می‌کند که اروپائیان در خاورمیانه فعال شوند و براساس پلورالیسم حرکت کنند. ما بازی را به هم نمی‌زنیم ولی اگر آنان (اروپائیان) می‌خواهند این کار را بکنند، بکنند، بهتر است که در صحنه اتمی به منافع خودشان بیندیشند و در صحنه ارتباط با ایران دچار توهمات نشوند زیرا خواست آمریکا است که اروپائیان وارد منطقه نشوند. ما علاقه‌مندیم که اروپائیان در منطقه حضور یابند. در نهایت من معتقدم که شرایط درآینده تغییر خواهد کرد و از شتاب ابهام خارج خواهند شد.
* حال اگر اروپائیان در منطقه حضور یابند آیا دولت آتی حاضر خواهد بود برخی حمایت‌های خود را از گروه‌هایی همچون حزب‌الله لبنان منتفی کند؟
** حمایت، معنوی و سیاسی است. طبعاً از دولت عراق حمایت خواهیم کرد، در دولت خاتمی هم از حزب‌الله لبنان و سوریه حمایت شد. همان رفتارهای دولت خاتمی در مورد عراق، سوریه و لبنان ادامه خواهد یافت.
* یعنی هیچتفاوتی میان سیاست خارجی دولت احمدی‌نژاد و خاتمی وجود نخواهد داشت؟
** دولت آینده مطمئناً تدابیر و ابتکارات جدیدی خواهد داشت. دولت آینده می‌تواند سیاست‌ خارجی را در برخی امور از حالت منفعل به حالت فعال درآورد. دولت آینده می‌تواند استراتژی فعال در دیپلماسی داشته باشد، ابتکارات نوین در جهت امنیت پایدار در منطقه ایجاد، ارتباطات اقتصادی و سیاسی معنادار با هم فراهم و پیوندهای همسایگی با ایران را دقیق‌تر کند. برخی مسائل همچون بحث هسته‌ای در مورد ایران فقط به حوزه حقوقی بازنمی‌گردد بلکه مباحث سیاسی راهم در درون خود جای داده است.
اگر بحث سیاسی باشد لزومی ندارد که با بحث اتمی حل شود بلکه باید در داخل یک بسته‌بندی قرار بگیرد که چیزهای دیگر منطقه‌ای هم در درون آن باشد.
* دولت احمدی‌نژاد چگونه می‌خواهد این پکیج را طراحی کند و با چه کسانی این چالش‌های بین‌المللی را می‌خواهد حل کند؟
** در درون وزارت خارجه دولت آتی باید ساخته شود و تغییراتی شکل گیرد و بخش‌هایی ایجاد شود که مطالعات راهبری در آن احیا شود و از حالت روزمرگری فعلی خارج شود. در درون وزارت امور خارجه باید این نوع مطالعات و اندیشیدن‌ها صورت گیرد. پتانسیل لازم وجود دارد.
* احمدی‌نژاد با چه مدیرانی می‌خواهد این سیاست‌ها را در وزارت امور خارجه پیاده کند و آیا از دیپلمات‌های دولت‌های پیشین استفاده خواهد کرد؟
** عقل کل عالم در مسائل دیپلماسی منحصر به این که در این چند دوره بودند خلاصه نمی‌شود. ما جامعه نخبگانی داریم که آنان در مسائل سیاست خارجی و دیپلماسی خیلی حرف می‌زنند، مدیر هم نبودند پس بدین معنا نیست که دولت آقای خاتمی و آقای هاشمی تمام نخبگان عالم امکان را در وزارت امور خارجه خود جمع‌آوری کرده‌اند. بنابراین دولت آقای احمدی‌نژاد می‌تواند از این ظرفیت‌های موجود همچون جوانان تحصیلکرده خوش فکر که در مجلات مختلف دیپلماتیک مقالات خوبی می‌نویسند، استفاده کند.
اگر احمدی‌نژاد بتواند این تور را به خوبی پهن کند و نخبگان را دعوت کند، می‌تواند فکرهای خوبی را در سیاست‌ خارجی تولید کند. جناب آقای احمدی‌نژاد خود به خود با این وضعیت آشنا هستند.
* آیا با حضور این نیروها در کابینه، در دولت احمدی‌نژاد حضور خواهید یافت؟
** اصلاً به دنبال این نیستم که حتماً در کابینه حضور داشته باشم، چون کار کردن در جمهوری اسلامی منحصر در کابینه بودن نیست. آنهایی که در فعالیت‌های سیاسی یک استخوانی خود کرده‌اند، می‌دانند کار سیاسی فقط به ویترین بیرونش نیست. بنابراین مجال برای کار کردنم در زمینه‌های مختلف فراهم است. از کارهای عملی و نویسندگی تا مطبوعاتی و تازه در حاشیه هم می‌توانم به دولتمردان کمک‌های فکری بدهم. من اصلاً این شرط و شروط را برای دولت‌ها قائل نیستم. اینکه پیر یا جوان، زن‌ یا مرد، سیاه یا سفید و... باشند.
اکنون با مجموعه شرایطی که ایران در منطقه دارد و چالش‌هایی که غرب برایش در حال طراحی است و از سوی دیگر فکر می‌کنم خاورمیانه توسط آمریکا‌یی‌ها آبستن حوادثی باشد که در این شرایط یک چیز مهم است و آن این است که دولت باید دولت قوی باشد تا بتواند هم مطالبات داخل را پاسخ دهد و هم حریف این چالش‌های بیرونی باشد. این دولت باید از تمام ظرفیت‌های خوب و توانمند داخلی استفاده کند که برای آینده جمهوری اسلامی و بالا بردن سطح و توان ایران فوق‌العاده مهم است. لذا شرط دیگری برای حضور در کابینه ندارم.
* البته شما در مصاحبه خودتان با «سیاست روز» گفته بودید حضورم در دولت احمدی‌نژاد بستگی به ترکیب کابینه دارد.
** آنچه برایم مهم است، این است که یک کابینه برآیندش بتواند مسائل داخلی کشور را پاسخ دهد و قوی باشد.
* با وجود اینکه اکثر گروه‌های اصولگرازاحمدی‌نژاد حمایت کردند، آیا فکر می‌کنید این گروه‌ها در دولت آتی نقشی داشته باشند؟
** فکر می‌کنم از این طرف تمام جریانات اصولگرا حامی احمدی‌نژاد هستند و او را کاندیدای اصولگرا می‌دانند. همه جریانات اصولگرا از ایثارگران تا گروه‌هایی که در شورای هماهنگی اصولگرایان هستند، پس از انتخابات از او حمایت کردند.
* یعنی احمدی‌نژاد هیچ چالشی با گروه‌های سنتی اصولگرایان نخواهد داشت؟
** نه، اصولگرایان جهت همکاری با آقای احمدی‌نژاد هیچ تردیدی ندارند و مبنای نظری در این زمینه دارند. اولاً آقای احمدی‌نژاد از اصولگرایان است و ثانیاً مجموعه مختصاتی که ایران درآن حرکت می‌کند، ایجاب می‌کند که حداکثر تلاش را بکنیم تا دولت قوی تشکیل شود. حتی فکر می‌کنم با توجه به مطالب بیان شده از سوی آقای احمدی‌نژاد، با وجود اینکه گروه‌های دوم خردادی مخالف فکری ایشان بودند، از همه گروه‌ها استفاده کنند.
* در این انتخابات چه اتفاقی افتاد که دو کاندیدای حزبی ـ شما و مصطفی معین ـ پایین‌ترین رای را نصیب خود کردید و آیا این مسئله به معنای شکست احزاب در این انتخابات بود؟
** نمی‌دانم چرا شما تاکید دارید که بقیه کاندیداها حزبی نبودند.در حالی که از آقای هاشمی رفسنجانی جامعه روحانیت، جامعه مدرسین، کارگزاران، حزب اعتدال و توسعه و به عبارتی جریان حزبی حمایت کرد. آقای کروبی در جریان دوم خرداد مجمع روحانیون مبارز بود، آقای قالیباف هم کاندیدای ایثارگران. پس همه اینها کاندیدای حزبی بودند. فکر نمی‌کنم این تحلیل که انتخابات اخیرشکست احزاب بود، درست باشد.
* مشخص‌ترین کاندیدای حزبی شما و معین بودید. ریشه‌دارترین احزاب اصولگرا از شما حمایت کردند. نمی‌توانید خود را همچون دیگر کاندیداها بدانید.
** من نمی‌توانم با تحلیل شما خیلی موافق باشم. به نظرم تمام کاندیداهای موجود در انتخابات کاندیدای حزبی بودند. دور اول آقای هاشمی مشخصاً کاندیدای جامعه روحانیت مبارز بود. این تشکل به پایدارترین گروه سنتی جناح راست مشهوراست و بقیه در کنار او ریشه کردند. جامعه مدرسین اطلاعیه نداد، اما برجسته‌ترین اعضای این تشکل از آقای هاشمی حمایت کردند. کارگزاران، اعتدال و توسعه و برخی گروه‌های ریز دیگر هم از ایشان حمایت کردند.
* اما هاشمی نگفت اگر این گروه‌ها از من حمایت نکنند، نمی‌آیم. در حالی که شما این را گفتید.
** ایشان وجه مثبت را گفت. گفت اگر همه این گروه‌ها از من بخواهند، می‌آیم. دو نمونه از یک بحث است. واقعاً آقای هاشمی کاندیدای جریان‌های مختلف حزبی بود. آقای کروبی هم همین‌‌طور، حزب ریشه‌دار جریان چپ کشور از او حمایت کرد. آقای احمدی‌نژاد کاندیدای آبادگران است، برای او اطلاغیه دادند. ایثارگران هم از قالیباف حمایت کردند. همه کاندیداها حزبی بودند. از یک سو معتقد نیستم که این انتخابات پایان کار حزبی است و از سوی دیگر فکر نمی‌کنم احزاب ما کارستانی بودند، هیچ کدام کارستانی نبودند. کلاً احزاب در ایران حالت پفکی دارند، نزدیک انتخابات باد می‌کنند، چون کار سیستمی نمی‌کنند و ریشه‌دار نیستند.
بعضی‌های آنان به هیات‌های عزاداری سیاسی شبیه هستند. برخی هم خیلی رمانتیک به عرصه سیاست نگاه می‌کنند و فکر می‌کنند با چهار تا قافیه و قیافه می‌توانند جریان‌سازی کنند. نه در جبهه اصولگرایان و نه در جبهه اصلاح‌طلبان احزابی که بتوانند کار اصولی بکند و قوی و ریشه‌دار باشد،وجود ندارد. البته اگر جمهوری اسلامی بخواهد پایدار باشد و هر انتخاباتی سایش برای نظام ایجاد نکند، باید احزاب تعریف شده در کشور وجود داشته باشند و متناسب با شرایط قانون اساسی درونش رقابت کنند.
* پس از دیدگاه‌ شما احزاب در این انتخابات شکست نخوردند، بلکه اصلاً پا نگرفتند تا شکست بخورند؟
** بله، در گذشته هم احزاب خیلی شکل واقعی به خودشان نداشته.
* آیا با توجه به اینکه احمدی‌نژاد در سخنان گذشته خود همواره احزاب را نقد و پیروزی خود را بدون حمایت احزاب قلمداد می‌کرد و از سوی دیگر حتی حزب‌گرایی را مشابه قبیله‌گرایی دانست، فکر می‌کنید نقش احزاب در آینده کشور چگونه خواهد بود؟
** با توجه به قانون اساسی، به هر حال احزاب در کشور ما مجرایی برای معطوف کردن اراده به چگونه اداره کردن کشور هستند. چون حکومت مردم‌سالاری دینی وجود دارد، احزاب و نهادهای مدنی باید شکل واقعی به خودشان بگیرند.برای این امر باید دو وجه مورد نظر قرار گیرد: اول اینکه نخبگان سیاسی در کشور یک آسیب‌شناسی از خودشان بکنند تا بتوانند ایرادات خود را دریابند و دوم اینکه حکومت باید قوانین را طوری تغییر دهد تا کمک کننده‌ای برای احزاب باشد و از سوی دیگر کمک‌هایی هم از سوی حکومت انجام شود تا احزاب پا بگیرند.
* پس چرا خودتان تا به حال عضو هیچ حزبی نبودید؟
** مخالف حزب نیستم. چون مدتی در سپاه پاسداران بودم و سپس وزیر فرهنگ و رئیس سازمان صداوسیما شدم که درست نبود عضو حزب خاصی باشم. البته در دوران ریاست صداوسیما بارها به من گفتند که عضو یک حزب شوم ولی فکر می‌کردم رئیس سازمان صداوسیما بهتر است که عضو حزبی نباشد.
* می‌توانم دوباره از شما بپرسم که چرا شما رای پایینی نسبت به دیگر کاندیدای اصولگرا آوردید؟
** دوست ندارم پرونده انتخابات را خیلی باز کنم، به هر حال یک مسیر تخریبی شورای هماهنگی از درون نیروهای اصولگرا در پروسه انتخابات آغاز شد. آنان خارج می‌شدند و تخریب شورای هماهنگی را شروع می‌کردند. رفتار سیاسی خوبی برای کار جمعی حاکم نبود و شواهد آن موجود است. در بخش دیگر بی‌نظمی در تصمیم‌گیری تشکیلاتی وجود داشت. به این معنا که یک تشکیلات باید یک زمانی بتواند،تصمیم بگیرد، هیچ وقت به آن فرصت تصمیم‌گیری نمی‌دادند و به محض اینکه می‌خواست تصمیم بگیرد، چوبی لای چرخش می‌گذاشتند.
رفتار تشکیلاتی ضعیف بود. چون من به تشکیلات پایبند بودم، این سایش برایم ایجاد می‌شد. یعنی از زمانی که شورای هماهنگی مرا به عنوان کاندیدای مورد حمایت خود اعلام کرد، رای‌ام شروع به سقوط کرد. مسائل دیگری هم وجود داشت که برخی بد‌اخلاقی‌های سیاسی از سوی برخی ستادها شکل می‌گرفت و در نزدیکی انتخابات استعفای بنده را به نفع یک کاندیدا اعلام می‌کردند و البته ردپای آنان را پیدا کرده بودم و در نهایت تکثر کاندیدا هم باعث ریزش آرایم نشده بود. بنده به صورت حرفه‌ای آمدم و به نتایج آن نیز احترام می‌گذارم. به هر حال اصولگرایان در دموکراسی پیروز شدند و اصلاح‌طلبان در دموکراسی شکست خوردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات