محمدجواد روح
پس از تعارفات یک ماهه، مهدی کروبی یکشنبه شب رسماً از مجمع روحانیون مبارز جدا شد. این جدایی در سه سطح با اهمیت مینماید:
1- سطح خرد (شخصی): مسائل زیادی باعث شده تا کروبی از تشکلی که خود پایه گذاشته جدایی گزیند و حزبی جدید را جایگزین کند. البته بخشی از دلایل این اقدام به سطوح دیگر تحلیل برمیگردد. اما همانطور که شخص کروبی هم گفته، دلایل شخصی هم در این تصمیم بیتاثیر نبوده است.
کروبی در نخستین مصاحبهای که درباره استعفای خود از مجمع روحانیون مبارز در تاریخ 30 خردادماه با خبرگزاری ایلنا انجام داد، به صراحت از «عدم رعایت دقیق ضوابط حزبی همراه با اصول اخلاقی» در جریان انتخابات توسط برخی اعضای مجمع روحانیون گلایه کرد و گفت: «متاسفانه از چند ماه قبل عدهای تلاش کردند این مجمع را متلاشی کنند، از جمله در مورد کاندیداتوری اینجانب برخوردی خارج از صداقت و الزامات حزبی انجام دادند... اینجانب مطابق معمول با سعه صدر با موضوع برخورد کردم اما ظاهراً کسانی که از تاثیر برخوردهای اینجانب نگران هستند، مایلند مرا به درگیریهای درون حزبی مشغول نمایند و آنها در حاشیه امن اهداف خود را پیگیری نمایند.»
بدین ترتیب، کروبی صراحتاً میگوید که عملکرد برخی از اعضای مجمع روحانیون مبارز به ویژه در دوران انتخابات به گونهای بوده که خارج از اصول حزبی و حتی اخلاقی عمل کردهاند. دو اصلی که برای هر تشکیلات سیاسی ضرورت دارند. این در حالی است که در جریان انتخابات اخیر با وجودی که مجمع روحانیون مبارز حمایت رسمی خود را از کاندیداتوری کروبی اعلام کرده بود، تنها چند تن از اعضای شاخص و تشکیلاتی آن با وی همراه شدند و در جریان انتخابات فعالانه به حمایت از او برخاستند. «علیاکبر محتشمیپور» و «رسول منتجبنیا» از این دسته بودند.
در حالی که «محمد موسوی خوئینیها» در ادامه سکوت سالیان اخیر خود از فعالیت انتخاباتی خوداری کرد و تنها در آخرین روزهای مانده به انتخابات، به شکل تلویحی کروبی را به کنارهگیری به سود «مصطفی معین » نامزد جبهه مشارکت فرا خواند. از آن سو، «سیدمحمدخاتمی» و «عبدالواحد موسوی لاری» نیز هر چند به دلیل داشتن مسئولیتهای دولتی از مداخله رسمی در انتخابات پرهیز داشتند، اما در حدی که برای فعالان سیاسی بارز بود، حمایت خود را از معین در دور اول انتخابات نشان دادند.
روی سوم قضیه، «مجید انصاری» بود که طبق اخبار موجود حتی در جلسات داخلی مجمع روحانیون به دفاع از نامزدی هاشمی رفسنجانی پرداخته بود. زمانی هم که کروبی در جریان انتخابات در نامهای از هاشمی رفسنجانی انتقاد کرد، این انصاری بود که با رسانههای منتسب به هاشمی مصاحبه کرد و نقدهای کروبی را موضع مجمع روحانیون مبارز ندانست. چنین وضعیتی کروبی را به انتقاد صریح ازاعضای تشکلی وا میدارد که 18 سال است در قالب عضو و دبیر کل آن فعالیت میکند. کروبی بر اساس تجربه انتخابات ریاست جمهوری، به درستی دریافته که تنوع فکری و سیاسی اعضای مجمع روحانیون بیش از آن است که بتوان به روی آن به عنوان یک تشکیلات سیاسی حساب کرد.
تشکیلاتی که از ویژگیهای احزاب فراگیر و محدود تنها نقاط ضعف آن را داراست. مجمع روحانیون همچون احزاب فراگیر دچار تکثر و تنوع فکری و حتی سیاسی است و گاه بیشتر به یک جبهه مختلفالمواضع شبیه میشود اما همچون احزاب محدود، فاقد اعضای فراوان و ارتباط گسترده با طبقات و جریانهای مختلف اجتماعی است. طبیعی است که این مجموعه محدود اما متفرق دیگر جاذبهای برای کروبی نداشته باشد. به ویژه آن گلایههای حاصل از انتخابات ریست جمهوری، حتی انگیزههای ادامه کار در قالب جمعی دوستانه را هم از کروبی ستانده است.
2- سطح میانه (تشکیلاتی): جدایی کروبی از مجمع روحانیون مبارز از منظر تشکیلاتی هم قابل ارزیابی است. اگر در سطح اول (خرد) قضیه، عملکرد تشکر سابق کروبی (مجمع روحانیون مبارز) در جدایی او مؤثر بود، در سطح دوم (میانه) ماجرا، امید او به حزب تشکیل فراگیر آیندهاش (حزب اعتماد ملی) تاثیر داشته است. بر این مبنا، کروبی همانطور که در مصاحبههای خود طی یک ماه گذشته گفته، قصد تشکیل حزبی فراگیر را دارد.
3- سطح کلان (جامعهشناختی): جدایی کروبی از مجمع روحانیون مبارز، در عین حال از بعد جامعه شناسی سیاسی نیز واجد اهمیت است. اقدام کروبی (با هر تحلیلی که صورت گرفته باشد)، نشانگر آن است که حتی از نظر این روحانی باسابقه جریان چپ، یک تشکیلات سیاسی روحانی دیگر در جریان تحولات ایران پاسخگو نیست. همه اتفاقاتی که در جریان تشکیلاتی که قرار است برخلاف مجمع روحانیون مبارز، به یک قشر یا گروه خاص اجتماعی منحصر نباشد. بالعکس، آن گونه که کروبی در نظر دارد، حزب «اعتماد ملی» میخواهد حزبی چنان فراگیر باشد که حتی عملکرد سازمانیافتهای نظیرآنچه در انتخابات اخیر ریاست جمهوری رخ داد، نتواند مانع از توفیق و تأثیرگذاری آن شود.
در واقع، یکی از نتایجی که کروبی از انتخابات اخیر گرفت آن بود که بدون داشتن تشکیلات فراگیر (و به قول سعیدحجاریان، «فشار از پایین») هیچ «چانهزنی در بالا» بینتیجه نمیدهد، حتی اگر توسط چانهزنی حرفهای چون کروبی انجام شود. با چنین تحلیلی که است که جدایی کروبی از مجمع روحانیون مبارز و عزم جزمی که او برای پایهگذاری حزب جدید از خود نشان میدهد، از منظر تقویت موقعیت و اهمیت تشکیلات سیاسی در ایران گامی به جلو محسوب میشود.
گامی که طی آن، یک چهره باسابقه سیاسی که بیش از احزاب فراگیر به جمعی کوچک و مناسبات داخلی قدرت امید داشت، این رویه را کنار میگذارد و در جهت تشکیل حزبی گسترده با دربرگیری طیفها و نیروهای مختلف اجتماعی با شعار، مرام و برنامه مشخص حرکت میکند. توفیق کروبی دراین حرکت تازه (که امکان یا امتناع آن جای تحلیلی جداگانهای میطلبد) به هر حال، به سود توسعه سیاسی در ایران خواهد بود.