تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۷۵۶۶۰

رسانه‌های عربی و پدیده جهانی شدن

مترجم: گودرز میرانی مقدمه: جهانی شدن رسانه‌ها از مهمترین محورهای پدیده جهانی شدن است و گاه این سوء برداشت‌ها پیش می‌آید و این فرایند را محصول رسانه تلقی می‌کنند. کشورهای عربی که عمدتاً در منطقه حساس خاورمیانه قرار گرفته‌اند، در سال‌های اخیر به راه اندازی شبکه‌های گوناگون خبری وغیرخبری روی آورده‌اند تا صدای خود را فراتر از مرزهای کشور متبوع شان برسانند. نمونه مشهور آن شبکه «الجزیره» قطر است که به دلیل پوشش خاص اخبار جنگ‌های آمریکا علیه افغانستان و عراق به شهرتی منطقه‌ای و چه بسا جهانی دست یافت. اما بحثی که مقاله حاضر دنبال می‌کند این است که آیا رسانه‌های عرب جهانی شده‌اند یا در منطقه‌ای محدود به نام «جهان عرب» محبوس باقی مانده‌اند. طارق صبری در مقاله زیر به آن پاسخ می‌دهد.

در یک برداشت سطحی و بدون نگاه دقیق به این پرسش «چه چیزی از رسانه‌های عربی، جهانی است؟»
ممکن است به سادگی از پیچیدگی ذاتی ساختار آن غافل ماند. این پرسش عامداً ما را فرا می‌خواند تا درباره واژه «جهانی» (global) به عنوان مقوله‌ای در بافت رسانه‌های عرب به شکلی انتقادی تفکر کنیم. اما به اعتقاد من، مورد اخیر مقوله‌ای است که ارزش مطرح ساختن دارد به ویژه به این دلیل که در دل خود دو پیش فرض دیگر هم دارد، این که رسانه‌های عرب از نظر محتوا و سبک متمایز هستند و این که نوعی پروژه منسجم و یکی شده رسانه‌ای وجود دارد که ذاتاً «عرب» است.
این نوشتار به بررسی کارایی دو اصطلاح «جهانی» و «عرب» می‌پردازد و با استفاده از شواهد تجربی، بر این باور است که رسانه‌های عذب، وابسته نه «جهانی» و نه کاملاً «عرب» هستند. عجیب و غیر هوشمندانه است اگر تصور کنیم که رسانه‌های عرب «جهانی» هستند. در حالی که حتی گردانندگان رسانه‌های غیر انحصاری از «طبقات» اول و دوم که از تاریخ طولانی و ساختارهای بازار تثبیت شده‌تری برخوردارند را نمی‌توان «جهانی» تصور کرد. بنابراین مستند جهانی شدن در رسانه‌های جمعی... ضعیف است (اسپارکس، 1998).
رسانه‌هایی که به زعم اندیشمندان در دو دهه پیش عنوان «جهانی» گرفته‌اند در واقع از نظر دسترسی و مشارکت نسبت به رسانه‌های برجسته محدود به کشور محدودتر بوده‌اند (اسپارکس ـ 120:1998). به عنوان مثال، سی‌ان‌ان اغلب به عنوان یک کانال خبری «جهانی» مطرح بوده است در حالی که مخاطبان آن در سرتاسر جهان از یک درصد تجاوز نمی‌کنند.
رسانه‌هایی که می‌خواهند «جهانی» تلقی شوند باید بتوانند اولاً از مرزهای ملی کشور خود و گروه‌های زبانی فراتر بروند (بارکر، 2000)، و ثانیاً از زبان جهانی شدن ـ زبان انگلیسی ـ استفاده کنند و ثالثاً برشی از مخاطبان بین‌المللی را که محدود به ثروتمندان و افراد مرفه جوامع نیست، جذب کنند. این شرایط را باید به دسترسی به منابع و وسایل تولید لازم برای رقابت در سطح جهانی افزود و حال باید دید که با این اوصاف رسانه‌های «عرب» در چه جایگاهی ایستاده‌اند.
عوامل مرتبط به هم زیادی، جهانی بودن رسانه‌های عرب را غیر ممکن می‌سازند؛ رسانه‌های «عرب به وسیله سیاست‌های محدودکننده دولت و نیز عدم پذیرش رسانه‌های جدید توسط مقامات دولتی محدود شده‌اند (کرکنر، 137:2001). اغلب این رسانه‌ها از نظر مقررات، برنامه‌ریزی و «ساختارهای قدرت» دارای محدودیت و وابستگی داخلی و ملی هستند.
مادامی که اکثر دولت‌های عرب که ابر ایستگاه‌های پخش، کنترل مستقیم و شیوه انحصاری دارند در جهان عرب متمرکز شده‌اند، اکثریت قریب به اتفاق پرسنل تلویزیون در استخدام دولت باقی می‌مانند. این وضعیت در گزارش توسعه انسانی اعراب (2003، AHDR) به شکلی آشکار مطرح شده است. موسسه توسعه انسانی اعراب در جهان عرب محصول فرهنگی‌ای بنیان نهاد که توسط محدودیت‌های دولتی آلوده شده است.
این گزارش دریافت که حتی در منطقه عرب‌نشین، مردم در مقایسه با سایر کشورهای منطقه و متناسب با جمعیت جهان عرب دسترسی کافی به رسانه‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی ندارند (2003:64، AHDR). این گزارش همچنین دریافت که کشورهای عرب به نسبت میزان جمعیت، رسانه‌های اطلاع‌رسان کمتری دارند. در مورد مطبوعات در جهان عرب، به ازای هر 1000 شهروند عرب کمتر از 53 روزنامه وجود دارد. حال این رقم را با 285 روزنامه به ازای هر 1000 نفر در کشورهای توسعه یافته مقایسه کنید.
گزارش نشان می‌دهد که از نظر دسترسی و استفاده از اینترنت در منطقه عربی کمتر از 18 رایانه به ازای هر 1000 نفر وجود دارد، در حالی که متوسط جهانی 3/78 رایانه به ازای هر 1000 نفر است. این حاکی از آن است که دسترسی به اینترنت در جهان عرب به تعداد بسیار کمی از نخبگان که مهارت و قدرت مالی لازم برای بهره بردن از این رسانه را دارند، محدود است (2001:155، kirchner).
در سال 2001 دسترسی به اینترنت در کشورهای عربی به 2/4 میلیون رسید که 6/1 درصد از جمعیت کشورهای عربی را شامل می‌شود (2003، AHDR). ما باید به این موارد، سانسور، بی‌سوادی و موانع زبانی را هم بیفزاییم. در سال 1999 بیش از 86 درصد از کل صفحات وب به زبان انگلیسی بود، در حالی که اکثر ارتباطات وبی به «یاهو» پیوند داشتند (2000:952-5، Thussu).
تنها بخشی از رسانه‌های عربی که به مقوله جهانی نزدیک است، تلویزیون ماهواره‌ای خصوصا‌ً کانال قطری «الجزایر» است. این شبکه به خاطر گزارش حوادث جنگ‌های افغانستان و عراق و پخش نوارهای بن‌لادن شهرت یافت. اما سوال این است که الجزیره از چه جنبه‌ای جهانی است؟ باز هم تاکید می‌کنم که زبان در اینجا یک عامل ضروری است.
تردیدی نیست که زبان جهانی شدن انگلیسی است نه عربی یا حتی زبان فرانسه. اگر رسانه‌ای می‌خواهد «جهانی تلقی » شود، که الجزیره را هم شامل می‌شود، باید نه تنها از مرزهای ملی خود بگذرد، بلکه باید گروه‌های زبانی را نیز پشت سر بگذارد. ممکن است حدود 40 میلیون بیننده در منطقه عربی و اعراب در غربت الجزیره را تماشا کنند اما نکته اینجاست که چقدر از غیرعرب‌ها این کانال را تماشا می کنند؟
غربی‌ها ممکن است از طریق خروجی‌های خبری غرب نام الجزیره به گوششان خورده باشد یا در مطبوعات چیزی در مورد آن خوانده باشند، زیرا به خاطر مانع زبانی آن‌ها توان فهمیدن این کانال را ندارند. به علاوه، حتی آنچه که غربی‌ها درباره الجزیره شنید یا خوانده‌اند اغلب به گونه‌ای تنظیم شده است که با دستور جلسه خبری‌ای که ماهیتاًغربی است، متناسب باشد.
آنچه که به غربی‌ها می‌رسد گزارش پیشرفته و مفصل الجزیره در مورد خاورمیانه نیست، بلکه بازنمایی‌های منفی از اعراب به عنوان «بنیادگرا»، «سنگ پران» و «تروریست» است. اخبار خاورمیانه در اکثر نشریات و رسانه‌های غربی نادیده گرفته می‌شود. شاید الجزیره یک پدیده فراملی باشد اما یقیناً یک کانال جهانی نیست. برای رسیدن به پاسخ این سوال که «چه چیزی از رسانه‌های عربی جهانی است؟» باید پرسید که در خصوص این رسانه «عرب» یا «عربی» چه معنایی دارد.
«عرب» در رسانه‌های عربی چه معنایی دارد؟
عرب بودن رسانه‌های عربی را می‌توان از طریق سه سطح وابستگی شکافت: فناوری، محتوا و ایدئولوژی،. یکم، صادرات در حوزه‌های رسانه‌ها وارتباطات از جهان توسعه یافته به جهان سوم که منطقه عربی هم جزیی از آن است، در دهه 1990 در حوزه ملزومات مطبوعات چاپی تقریباً9/92 درصد، در گیرنده‌های تلویزیون 5/91 درصد، در گیرنده‌های رادیو7/94 درصد، در وسایل ضبط صدا و تصویر98 درصد و در فناوری سینما 3/98 درصد بوده است. درباره فناوری‌های الکترونیکی تقریباً تمام واردات این کشورها ازکشورهای توسعه یافته بوده است (57:2000-55). به علاوه همان گونه که بوید (2001) اعلام می‌دارد، «تلویزیون در خاورمیانه عربی یک سبک غالب عربی دارد.»
او می‌افزاید: «در خصوص تولید برنامه، حجم برنامه‌هایی که منحصرا «عربی هستند در تلویزیون جهان عرب بسیار ناچیز است. می‌توان فراتر از این یافته رفت و گفت سبک سازی و معیار قرار دادن سبک و استاندارد رسانه‌های غربی در رسانه‌های عربی به معنای تقلید و به کارگیری ساختارهای فرهنگی و اقتصادی‌ای است که عمیقاً در ساختارهای مدرنیته غربی تثبیت شده است. در این مورد و در بازگشت به پرسش اولیه «چه چیزی از رسانه‌های عربی جهانی است» به این پاسخ می‌رسیم که رسانه‌های عربی از ساختارهای «جهانی شده» (GLOBLIZED) تولید فرهنگی همه جا حاضر غرب نسخه برداری می‌کنند.
دوم، ما لازم است بپرسیم چه میزان از محتوای رسانه‌های عربی، واقعا عربی است؟ کل برنامه‌های تلویزیونی وارد شده از خارج به چهار کشور عربی (مصر، سوریه، تونس و یمن) به 70 درصد می‌رسد (62:2002) به علاوه تعداد زیادی از مطالعات انجام شده خصوصاً آن‌هایی که توسط یونسکو تولید شده‌اند، نشان می‌دهد که در کل پخش کننده‌های برنامه‌های تلویزیونی بین 40 تا 60 درصد از برنامه‌های خود را عمدتاً از منابع غربی، ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان وارد می‌کنند (طلال،161:2000) مهم‌تر این که، اکثر این برنامه‌ها سرگرم کننده‌اند و تنها 11 درصد از آن‌ها برنامه‌های فرهنگی و مربوط به مسایل جاری است (طلال، 163:2000).
سوم، یک طبقه حاکم وابسته به غرب که بر زندگی سیاسی و اقتصادی مردم کنترل دارند، البته اگر ذکری از انتشار دانش و تولید فرهنگی به میان نیاید، بر همه کشورهای عرب حکمرانی می‌کنند، این نخبگان بورژوا برخلاف همتایان غربی خود، هرگز پروژه تاریخی منسجم نداشته و هرگز بدون پشتیبانی غرب و به طور مستقل قادر به حکومت و حفظ آن نبوده‌اند.
در قبال این خدمت غربی‌ها، حاکمان عرب، علاوه بر مسایل دیگر، مجبور بوده‌اند که سلطه (هژمونی) غرب را تقویت کنند. این تقویت از بعد فرهنگی و اقتصادی در سراسر منطقه و از طریق سانسور تقریبا همه محتوایی که ضد امپریالیستی بوده، صورت گرفته است.
به عنوان مثال، رسانه‌های اسلام‌گرا در جهان عرب بدون وقفه در روند فعالیت خود از سوی حاکمان عرب دچار اخلال شده‌اند عمدتاً به این دلیل که گفتمان آن‌ها را تهدیدی برای ثبات رژیم‌های عربی و هژمونی آمریکا در منطقه می‌دانند. از سوی دیگر، رسانه‌های تحت مالکیت دولت‌ها در منطقه عربی از نظر ایدئولوژیکی وابسته هستند و از این رو نمی‌توانند نقش خود را به عنوان یک «عرصه عمومی» عربی به شکل مناسب ایفا کنند.
وقایع 11 سپتامبر به بسیاری، خصوصاً دولت آمریکا ثابت کرد که هژمونی ایالات متحده در منطقه عربی نمی‌تواند از طریق کانال‌های سنتی «مدیریت فکری» (mind mingement) که شیلر درباره آن نوشته‌های مشهوری دارد (1973 و 1976) بیش از این حفظ شود. عرب‌های جوان که گفته می‌شود فاجعه 11 سپتامبر را خلق کردند، پیش از آن «دوستانی» دیده می‌شدند که غذاهای مک‌ دونالد می‌خورند، آدامس می‌جوند و به موسیقی راک گوش می‌دهند. ایالات‌ متحده که نگران خیزش ضدآمریکایی در منطقه عربی است، اکنون به دنبال راهبردهای تبلیغی (propaganda) جدیدی برای منزه ساختن تصویر خود در میان نسل جوان سیاسی عرب است که 300 میلیون از آن‌‌‌ها زیر 30 سال هستند.
اخیراً، ایالات متحده به شکلی آشکار تامین اعتبار دو خروجی رسانه‌ای «عرب» فراملی را اعلام کرده است: ایستگاه رادیویی ساوا1 (Sawa) که میلیون‌ها عرب به آن گوش می‌دهند، و کانال ماهواره‌ای «الحره»2 (AL-Hurrah) که پخش خود را بعد از اشغال عراق آغاز کرد و هم اکنون در حال جذب مخاطب است. اما این کانال‌ها به هیچ وجه تهدیدی برای الجزیره و العربیه ـ دو کانال ماهواره‌ای عربی مورد علاقه مخاطبان عرب ـ محسوب نمی‌شوند.
هدف راه‌اندازی الحره و ساوا منزه ساختن تصویر زشت ایالات متحده و کمک به تسخیر جسم و جان اعراب است. این دو رسانه تبلیغات چی را چه می‌توان لقب داد: عرب، آمریکایی یا رسانه‌های جهانی؟
نهایتاً «عرب بودن» همان گونه که در پرسش نخست برای ما مشخص است، نوعی از برنامه تاریخی و منسجم رسانه‌های عرب را پیش فرض قرار می‌دهد. درست است که بگوییم پروژه عرب ست (ARABSAT) در اصل با یک هدف سیاسی آگاهانه برای مقابله با شکست سال 1967اعراب از اسراییل به وجود آمد.
شکست مذکور باعث بروز انتفادهایی شده بود که بر روان اعراب به عنوان یک کل تاثیرات نامطلوبی گذاشته بود. اما طولی نکشید که این پروژه از حالت نظری محض خارج و به شکل عملی درآمد و خود این برنامه مشکلات عدیده‌ای را به وجود آورد. هرچند از نظر تاریخی فرصتی بود برای ایجاد و ساخت یک «عرصه عمومی» عربی و انتشار گفتمان متمدن جهانی شدن که ذاتاً عرب است.
صاحبان امروزی رسانه‌های عرب ثروتمند به ندرت تحت تاثیر یک بینش تاریخی برای یادآوری پروژه ماهواره‌ای اصلی عربی و اهداف خاص آن کار می‌کند. با چند استثنا، رسانه‌های عرب در سیستم رسانه‌های جهانی تنها در حد چند چرخ دنده هستند. به اعتقاد صفر (206:2001) مهمترین چیزی است که می‌توان درباره کمک کانال‌های ماهواره‌ای خصوصی برجسته در خاورمیانه گفت این است که میلیاردهایی آن‌ها را بنیان نهاده‌اند، به طور همزمان با آن ارتباطات خود با سایر اعضای نخبگان فوق‌العاده ثروتمندی که منافع تجاری‌شان بسیار گسترده‌تر و مفصل‌تر شده است را گسترش داده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات