سرگه بارسقیان
انقلاب اسلامی سال 57 ایران و رفت و آمد دو نظام حکومتی متضاد آغازگر عصر جدیدی در حیات احزاب و گروهها سیاسی بود. تغییر سیستم حکومتی از طریق انقلابی که علاوه بر قدرت تودهای متکی بر توان احزاب و گروههای مبارز بود، از یکسو جایگاه مدافع- معارض را در منظومه سیاسی تغییر داد که شامل احزاب نیز شد و از دیگر سو ضرورت تحول ساختارهای تشکیلاتی را اجتنابناپذیر کرد. از منظر تغییر جایگاه مدافع - معارض، با پیروزی انقلاب، احزاب و تشکیلاتی که از سالهای گذشته و بعضا از سال 1342 مشی مبارزه با نظام سلطنتی را در پیش گرفته بودند، به مدافعین نظام نوپایی بدل شدند و پیش از هر چیز به بقای سیستم میاندیشیدند. از این رو یگانه راه برای تجمیع نیروها و تقویت بنیانهای تشکیلاتی پاسداران انقلاب تاسیس احزاب نوپا و یا تمرکز گروههاپراکنده گذشته در قالبی جدید بود. از بعد تحول ساختارهای تشکیلاتی باز تعریف موقعیت احزاب در سپهر سیاسی ایران بی ا عطف به دگرگونیهای عمیق رخ داده، موید دگردیسیهای جوهری پیشرو بود.
احزابی که مشی مبارزه مسلحانه علیه نظام پهلوی را در پیش گرفته بودند، از سویی بایستی رخت پاسداران نهال نوپای انقلاب را بر تن میکردند و از سویی دیگر با تغییر هدف- از مخالف سلطنت به مدافع انقلاب- طریقه فعالیتهای خود را تغییر میدادند. به عبارتی با تغییر جایگاه پوزیسیون- اپوزیسیون، احزاب انقلابی باید ماهیت ساختاری- تدافعی مییافتند و با مخالفینی از جنس دیگر روبرو میشدند. خطر بازگشت سلطنت همچنان انقلاب اسلامی را تهدید میکرد، چه این که مخالفین تنها از تبار سلطنتطلبان نبودند، بلکه ضد انقلابیونی بودند که با مبانی نظری و شیوههای عملی انقلابیون اختلافنظر اساسی داشتند. علاوه بر این تغییرات بنیادین در سرشت و سرنوشت احزاب پیشین، ضرورت تاسیس احزابی نوین و نوظهور چهرههای سرشناس سیاسی را بر آن داشت تا با همکاری و همگامی با یکدیگر حزب جدیدی بنا نهند. بخشی از این تحولات ساختاری و دگرگونیهای جوهری نیز مرهون اتحادها، اتفاقها و انشعابها، انشقاقهایی بود که بین گروهها و احزاب مختلف پدیدار شد. این اتحادها و انشقاقها ریشه در تغییر شرایط محیطی- وقوع انقلاب اسلامی- و گفتمان سیاسی موجود داشت که به تبع آن برخی احزاب با هدف حراست از آرمانهای جمهوی اسلامی و نهادینه کردن ایدئولوژیهای انقلاب تغییر قالب دادند.
انقلاب در احزاب
در هر حال انقلاب اسلامی ایران در سال 57 نقطه عطفی در حیات و کارکرد احزاب سیاسی ایران به شمار میرود که چه از منظر رویکردهای تشکیلاتی قبل از انقلاب و چه از دیدگاههای فعالیتهای حزبی پس از بهمن 57 توانست فصل جدیدی در تاریخ معاصر ایران رقم زند.
گذری بر تحولات رخ داده بین احزاب سیاسی کشور نشاندهنده آن است که انقلاب اسلامی 57 خود موجد یک انقلاب حزبی بود و یا میتوان نتیجه گرفت احزاب انقلابی خود دچار انقلاب حزبی شدند. تحولات رخ داده طیفی از تاسیس، ادغام و انشعاب را در برمیگیرد و مروری اجمالی بر این تغییرات خود گواهی است بر این ادعا.
الف- در 29 بهمن 57 روحانیون سرشناس انقلابی که عمدتاً در طیف روحانی جمعیت موتلفه اسلامی فعالیت داشتند، سنگبنای «حزب جمهوری اسلامی» را نهادند که به گفته موسسین حزب به پاسداری از دستاوردهای انقلاب، مبارزه با ضد انقلاب، ایجاد امید در مردم و بهرهگیری از مبارزات ضد استبدادی بپردازند.
ب- هیاتهای موتلفه اسلامی که در سال 42 - همزمان با آغاز نهضت اسلامی- تاسیس شده بود، در سال 57 به حزب جمهوری اسلامی پیوست، چه اینکه اعضای شورای روحانیت موتلفه آیتالله بهشتی، انواری، مولایی به همراه هاشمی رفسنجانی و دکتر باهنر و سیدعلی خامنهای خود از بنیانگذاران حزب جمهوری اسلامی بودند.
پ- با ادغام هفت گروه چریکی و مبارز سیاسی که قبل از انقلاب ماهیت سیاسی- نظامی داشتند، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پایهگذاری شد که وظیفه حراست نظامی و امنیتی از انقلاب و نیز فعالیت در صحنه سیاسی کشور بر عهده گرفت. این هفت گروه عبارت بودند از گروه امت واحده، منصورون، توحیدی، فلاح، صفا و موحدین.
ت- برخی از موسسان جامعه روحانیت مبارز که در سال 56 اعلام موجودیت کرد، در سال 57 به حزب جمهوری اسلامی پیوستند، هر چند به رغم حضور دکتر محمد بهشتی، آیتالله سیدعلی خامنهای، اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدکریم موسوی اردبیلی و محمدجواد باهنر در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، آیتالله مرتضی مطهری و مهدویکنی، عضویت در حزب را نپذیرفتند.
ث- نهضت آزادی ایران که در 27 اردیبهشت 1340 توسط مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و آیتالله طالقانی تاسیس شد، فعالیت مجدد خود را از اوایل سال 57 آغاز کرد و اغلب کرسیهای دولت موقت پس از پیروزی انقلاب را در دست گرفت.
ج- سازمان مجاهدین خلق که در فاصله سالهای 43-1339 توسط محمد حنیفنژاد، سعید محسن و اصغر بدیعزادگان و در بستر نهضت آزادی شکل گرفت، در تیرماه 1354 و در غیاب بنیانگذاران خود به طور رسمی وجود ایدئولوژی مارکسیستی در این سازمان را تایید کرد و همین امر موجب شد تا برخی گروهها و شخصیتهای انقلابی به مخالفت با آنها برخیزند. پس از انقلاب و با وقوع حوادثی – خصوصاً در دوره ریاست جمهوری ابوالحسن بنیصدر، کشمکشهای سیاسی به ستیزهای ایدئولوژیک افزوده شد و این سازمان رسما مشی ضدیت با انقلاب اسلامی و گزینش رویکرد مسلحانه علیه انقلاب را برگزید.
چ- حزب توده که از اجتماع حزب سوسیال دموکرات و کمونیست ایران در اوایل دهه 20 تشکیل شده بود و رسما با مرامنامه مارکسیستی فعالیت میکرد، با وقوع انقلاب نورالدین کیانوری را به دبیرکلی برگزید تا در دوره جدید با چهرهای نو به فعالیت سیاسی بپردازند، لذا رخدادهای سالهای نخستین انقلاب و نیز اظهارات امام خمینی مبنی بر اینکه «ما با مارکسیستها کار نمیکنیم، ما به آنها اعتماد نداریم، آنها از پشت به ما خنجر میزنند، ما اسلام را میخواهیم، آنها دشمن اسلامند.» مهر پایانی بر فعالیت این حزب بود.