تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۷۵۶۷۳
درباره مهدوی‌‌کنی

نخست‌وزیر 45 روزه


احمد جلالی فراهانی
میان کهنه دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) که حالا در مناسب عالی جمهوری اسلامی ایران صاحب پست و مقام شده‌اند، مثلی از آیت‌الله مهدوی‌کنی رایج است که می‌گوید: «خدا کند 120 سال عمر کنم تا ببینم که دانشگاه امام صادق(ع) همانی شده است که من می‌خواستم.»
این شوخی را مهدوی‌کنی در یک مراسم عنوان کرد و این شوخی نیست که آرزویی است مانده در دل مردی 74 ساله است که حالا دیگر تمام سمت‌های دولتی‌اش را وانهاده و تمام وقتش را صرف دانشگاه می‌کند که خود در تاسیس آن نقش اول را داشته است.
محمدرضا مهدوی‌کنی، فرزند حاج ‌اسدالله کنی در 14 مرداد 1310 در قریه کن- روستایی در نزدیکی آن روزگار تهران و چسبیده به امروز تهران متولد شد. به تشویق پدر و مادرش پس از طی دوران شش ساله نظام قدیم در کن، برای تحصیل علوم حوزوی راهی تهران شد.
او ابتدا به مدرسه سپهسالار رفت و بعد در مدرسه لرزاده مشغول تحصیل شد. پس از آن برای تکمیل تحصیلات حوزوی خود در سال 1328 و در 18 سالگی به قم رفت و در محضر اساتید بزرگ آن روزگار به تحصیل پرداخت.
اما زندگی سیاسی مهدوی‌کنی در دهه 1340 آغاز شد و او همچون بسیاری از بزرگان امروز مبارزات سیاسی و مذهبی خود را شروع کرد و به همراه همرزمان خود به تشکیل کانون‌های مذهبی، جلسات هفتگی قرآن، سخنرانی در مساجد و صدور اعلامیه‌ها و بیانیه‌هایی از امام خمینی اقدام نمود.
مسجد جلیلی واقع در جنب میدان فردوسی فعلی یکی از کانون‌های اصلی سخنرانی‌ها و انتقادات شدید مذهبی و سیاسی مهدوی‌کنی بود و به دلیل این فعالیت‌ها بارها تحت کنترل و مراقبت ساواک قرار گرفت و چندین ‌بار نیز او را ممنوع‌المنبر کردند و در ادامه بارها تبعید و شکنجه شد.
گرچه مهدوی‌کنی پیش از پیروزی انقلاب همکاری نزدیکی با سران آن در ایران داشت و از دوستان و نزدیکان آیت‌الله خامنه‌‌ای، هاشمی رفسنجانی، شهید بهشتی و... بود، اما از نظر سیاسی گرایش و قرابت شدیدی به مرحوم شهید مطهری داشت و از همین رو نیز بعد از تشکیل حزب جمهوری اسلامی به همراه شهید مطهری حاضر به امضای اعلامیه آن نشد.
با این همه او پس از پیروزی انقلاب همکاری نزدیکی با جامعه روحانیت مبارز و سران آن داشت و به عنوان یکی از مهمترین افراد این جامعه شناخته می‌شد و مدت‌ها پس از انقلاب نیز سمت دبیر کلی جامعه روحانیت مبارز با او بود.
اولین سمت مهدوی‌کنی در سال های بعد از انقلاب سرپرستی کمیته‌های انقلاب بود و عضویت در شورای انقلاب. ترکیب این شورا شامل افرادی بود همچون محمدجواد باهنر، اکبر هاشمی رفسنجانی، مرحوم بهشتی و آیت‌الله خامنه‌ای.
از طریق همین شورا بود که مهدوی‌کنی به دولت راه یافت و اولین سمت او در مقام وزیری دولت موقت بازرگان باز می‌گردد که وی مشاورت وزارت کشور را بر عهده داشت و مشاور اول وزیر وقت کشور (هاشمی رفسنجانی) بود. در همین دولت مهدوی‌کنی از تاریخ 18/8/1358، نماینده نخست‌وزیر وقت، مرحوم بازرگان در وزارت دادگستری هم بود.
مهدوی‌کنی در دولت رجایی وزیر کشور شد و این سمت را پس از فرار بنی‌صدر و ریاست جمهوری رجایی و نخست‌وزیری باهنر نیز حفظ کرد و از معدود دولتمردانی بود که در سال‌های بحرانی اوایل انقلاب در هر دولت آغازین جمهوری اسلامی حضوری فعال داشت.
شهریورماه 1360 آیت‌الله مهدوی‌کنی پس از ترور و کشته شدن رجایی و باهنر از سوی شورای موقت ریاست جمهوری تشکیل دولت شو و در دوازدهم همان ماه دولت خود را به مجلس برای رای اعتماد معرفی کرد و از معروفترین چهره‌های آن روزگار و سال‌های بعد از انقلاب در دولت وی می‌توان به حسین نمازی (وزیر اقتصادی دولت اول خاتمی)، میرحسین موسوی (نخست‌وزیر هشت سال جنگ ایران و عراق)، مرتضی و بهزاد نبوی، محمود روحانی و غرضی و عسگر اولادی و حتی محمد سلامتی و حسن غفوری فرد اشاره کرد.
با این همه کابینه او بیش از 45 روز نپایید و در روز 26 مهرماه 1360 مهدوی‌کنی استعفای خود را به آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت تقدیم نمود و پس از آن هرگز در مقام یک دولتمرد در عرصه حکومت ظاهر نشد و تنها به تاسیس و اداره دانشگاه امام صادق(ع) پرداخت که از مهمترین دانشگاه‌های مشروطه‌طلبان گویی جامعه ایرانی بر این باور سر خم کرد و متمدنانه در انقلاب واره‌ای آموزشی خود را موظف و مکلف می‌دید تا به این خواست اجابت کند.
تنها ذکاء‌الملک فروغی و علی‌اکبر داور و قاسم غنی نبودند که در کار ترجمه و اقتباس از تمدن ملل فرنگ دست به ترجمه اندیشه‌هایی زدند، همه آزادیخواهان و کارگزاران حکومتی به چنین خلأیی دست یافته بودند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات