صالح اسکندری
روزهای دولت جدید یکی از پس از دیگری به آرامی سپری میشوند و این آرامش حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
دیگر نه دولت هر روز با یک بحران روبهروست و نه رییسجمهور از فقدان اختیارات خود برای اداره کشور گلایه دارد.
این روزها خبری از گروههای فشار، لباس شخصیها، قتلهای مشکوک زنجیرهای و... نیست و همه چیز آرام است. گویا همه بحرانها تنها تا سوم تیر میتوانستند زیست کنند. این «آرامش اجتماعی» اگر چه در نگاه اول لیاقتهای بیبدیل یک مدیر را میرساند اما میتواند محصول و مسبوق بر دو پدیده اجتماعی کاملا متفاوت باشد.
پدیده اول «بیتفاوتی سیاسی» است که برای زیست و استمرار یک نظام سیاسی– اجتماعی بسیار مضر است. آرامش ناشی از بیتفاوتی سیاسی بیشتر شبیه سکوت قبل از توفان است و بیشک نوعی در هم شکنندگی ثانوی را از پی خود دارد. این سکوت مرگآور در دموکراسیهای مدرن امروزی نمود ویژهای یافته است که هر روز دایره گلادیاتورهای سیاسی را تنگتر و محیط بیتفاوتها و تماشاچیها را وسیعتر میکند. تا جایی که امروزه در اکثر دموکراسیهای غربی در بهترین حالت مشارکت مردم در انتخاباتها کمتر از نصف واجدین شرایط است.
بیتفاوتی سیاسی ناشی از نوعی احساس بیتاثیری از جانب مردم در اداره کشور است که به آهستگی آنها را نسبت به هرگونه مشارکت سیاسی در سطوح خرد و کلان بیتمایل میکند تا جایی که دموکراسی بیشتر به الیگارشی میماند تا حکومت مردم بر مردم. البته این سکوت معنادار مستدام نیست و روزی پایان تاریخ دموکراسی تکثرگرای لیبرال نیز به وقوع میپیوندد.
اما پدیده دوم سابق بر آرامش مردمی، «امیدواری اجتماعی» است. امیدواری اجتماعی درست در نقطه مقابل «بیتفاوتی سیاسی» قرار میگیرد. نوعی حس خوشبینی به آینده که منجر به نشاط اجتماعی میگردد. یعنی جامعه با این احساس که امور رو به سامان دارد به آرامی میگراید. در این فضا همه چیز برای فعالیت دولتمردان مهیاست.
در آرامش اجتماعی است که رشد علمی، اقتصادی و حتی سیاسی ایجاد میشود. این آرامش نه به معنای بهبود همه امور و مشکلات مردم است بلکه تنها به خاطر امیدی است که آنها به آینده دارند و ناشی از نوعی اعتماد عمومی است. در واقع شاید هنوز برخی مشکلات حل نشده باشند اما جامعه با اعتماد به حاکمان امید به برطرف شدن این موانع دارد. و اما امروز آرامش اجتماعی حاکم بر کشور را میتوان مسبوق بر کدام پدیده اجتماعی دانست؟
تمام شاخصهای آماری حکایت از افزایش امیدواری مردمی دارند. حضور رییسجمهور و اعضای هیات دولت در استانهای محروم آنچنان اعتماد مردمی را جلب کرده و هیچ کدام از تحلیلگران سیاسی باور نمیکردند این سفرها شاهد چنین استقبال و بازتابی باشند. شعار خدمترسانی که امروز به گفتمانی فراگیر تبدیل شده است به همراه شخصیت ویژه رییسجمهور محبت و امیدواری اجتماعی را جلب کرده است.
حضور بیسابقه مردم در راهپیمایی 22 بهمن به تنهایی تصدیق این امیدواری و رد بیتفاوتی است. و در نهایت با اصرار ملت ایران برپایداری و صیانت از دانش هستهای چگونه میتوان مدعی بیتفاوتی سیاسی شد.
اما امروز این آرامش اجتماعی همه چیز را مهیای خدمت کرده است و بر «خادم جمهور» و اعضای دولتش گناهی نابخشودنی است اگر در این مسیر کوتاهی کنند.