* خوب حالا اگر بخواهید ایرانیان را توصیف کنید با توجه با آشنایی که با تاریخ آنها دارید و میانشان زندگی کردهاید و وصیتنامه این جوری نوشتهاید چه میگویید؟
** در کشورهای دنیا مجسمه ناپلئون را بزرگ میسازند چرا؟ چون در جنگ پیروز شده. اسکندر کبیر چرا کبیر است به این علت که مردم را کشت و زمینهای زیادی را گرفت. یعنی ما طرفدار قدرت هستیم اما ایرانیان مجسمه را برای حافظ، سعدی فردوسی، خیام میسازند و نه نادرشاه. ایرانیان پرستنده قوت و قدرت نیستند، پرستنده فرهنگ هستند. اما همین جا یک نصیحت هم دارم چون همانطور که گفتم پیرامون دو چیز در سرشان دارند، خاطره و نصیحت. به نظرم لازم است که جوانان ایران به دنیا نشان دهند که در این جا در ایران ما طرفدار قدرت و آدمهای قوی نیستیم. این راه راست است و هیچ کس را ندیدم که در راه راست گم شد.
درباره همسایههای ایران گفتم که جنگ مذهبی دارند که در ایران نیست. سالها پیش سفری از بندرعباس تا بندر لنگه داشتم. به یک دهی رسیدم که امام سنی داست یک عده دیگر هم امام شیعه داشتند و اصلا با هم مشکلی نداشتند. اما متاسفانه نمیدانم چرا دنیا این طور شده است. البته جوان ایرانی مجبور است که با این تکنولوژیهای جدید همراه شود اما نباید فراموش کند که چه کسی است و باید میراث ایران را حفظ کند.
* یعنی ممکن است این میراث از بین برود؟
** میدانید ایران از قرن اول تا ششم هجری تقریبا تا دوره صفویان گم شد. یعنی ایران سیاسی وجود نداشت. اما همیشه ایران هست و من همیشه گفتهام از دوره قدیم تا امروز فرهنگ، هنر و مدنیت ایرانی مانده است.
* به نظر شما چه ویژگی دارد که میماند؟
** چرا در این جا یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان میگویند ما ایرانی هستیم. در کشورهای همسایه مثلا عراق این طور نیست. یعنی به سیاست اهمیت نمیدهند. ببینید مصریان تاریخ جدیدشان را گم کردند. همین طور در بینالنهرین فراموش کردند که 2000 سال پیش چه شده. اما در ایران آن را حفظ کردند. فردوسی در اینجا نقش مهمی را دارد. دیگران هم بودند اما فردوسی تنها شاعر نیست و نجات دهنده ایران است.
* وضعیت ایرانشناسی در حال حاضر در غرب چگونه است؟
** متاسفانه خوب نیست. قبلا که من در لنینگراد بودم از تعداد ایرانشناسان تعجب میکردم. در آنجا مرکز ایران شناسی بود که میتوانستند زبانهای معاصر را بیاموزند.
* الان ایرانشناسی سیاسی نشده؟
** متاسفانه کمتر شده و مثل 40-30 سال پیش نیست. آنها هم که هستند بیشتر به سیاست و اقتصاد ربط دارد. الان بیشتر مطالعات عربی و اسلامی شده و نه ایرانی. ببینید وقتی پاکستان به وجود آمد مردمان آنجا مشکل داشتند. قبلا میگفتند که هندوستانی هستند و فرهنگ ما از هند است. الان عدهای میگویند فرهنگ و تاریخ ما به هند تعلق دارد و نه خاورمیانه. عدهای دیگر میگویند که ما به خاورمیانه تعلق داریم. به نظر من پاکستانیها نمیدانند که کجایی هستند. این اتفاق نباید در ایران شکل بگیرد. ایرانی ایرانی است. الان در عراق میگوید من سنی هستم اهل تشیع کافر هستند باید آنها را بکشم. فکرش خراب شده. در ایران این چیزها را نمیشنویم. در ایران در تربتجام همه سنی هستند اما نمیگویند که ما سنی هستیم یا شما شیعه هستید. میگویند ما ایرانی هستیم.
* همیشه وقتی از ایرانشناسی بحث میشود بعضیها برخی از ایرانشناسان را جاسوس میخوانند نظر شما چیست؟
** یکدفعه من به مسکو رفتم. آن جا به یکی از ایرانشناسان برجسته گفتم که من یک مشکلی دارم. در آمریکا میگویند من جاسوس شوروی هستم، در شوروی میگویند من جاسوس آمریکا هستم. گفت خاطرات جمع باشد دوستان شما همه میدانند که اگر شما جاسوس هستید جاسوس ایران، افغانستان و تاجیکستان هستید.
* تا حالا چند بار ایران آمدهاید، حسابش را دارید؟
** خیلی زیاد. موقعی که استاد دانشگاه شیراز بودم سالی دوبار میآمدم. میخواستم که گذرنامه ایرانی بگیرم که ویزا نگیرم. درخواستم به دربار رفت و جواب رسید که من رفیق دکتر مصدق هستم و نمیشود که گذرنامه ایرانی بگیرم.
* پس حالا نوبتی هم که باشد، بعد از شنیدن نصیحتها میرسیم به خاطره و آن هم درباره مصدق؟
** (میخندد) یک بار دکتر مصدق به من گفت که آیزونهاور فکر میکند که من طرفدار حزب توده هستم، اما نمیداند که من از سلسله شاهزادگان قاجار هستم و چطور میتوانم طرفدار حزب توده باشم. من گفتم که متاسفانه در آمریکا وقتی میخواهند در هر جای دنیا دشمن پیدا کنند میگویند کمونیست است.
* الان که خطر کمونیسم رفع شده برایشان چه میگویند؟
** مثل این که الان میگویند مسلمان هستند. مشکل امروز هم این است که دانش و عقل از بین رفته است.
* میانهتان با تاریخ معاصر ایران چطور است؟
** کمی آشنا هستم، اما من سیاسی نیستم.
* با مصدق که دوست بودید با بقیه سیاستمداران ایران چطور؟ با کدامها دیدار داشتهاید؟
** با شاه دیدار داشتم به نمایندگی از دانشگاه کمبریج یکی از جلدهای تاریخ کمبریج را به او هدیه کردم اما به من پاسپورت ندادند چون با مصدق دوست بودم. با آقای خاتمی هم دیدار داشتم.
* نظرتان درباره خاتمی چیست؟
** آدم خوبی است، هم عقل و دانش دارد و هم آدم خوبی است، اما قدرت نداشت. الان قدرت دارند، اما قدرت کافی نیست. مثلا این کاریکاتورها خیلی بد بود و توهینآمیز بود، اما نباید در جوابش خشونت کرد، خشونت درست نیست. جنگ مذهبی درست نیست.
* ماجرای این وصیتنامه و اصفهان رفتنتان چه بود؟
** بله گفتم که در مقبره پوپ در کنار زایندهرود دفن شوم و رفتم اصفهان که نامهای برای این بگیرم اما ندادند.
ریچارد فرای که در امضای فارسیاش ایران دوست را هم ضمیمه اسمش میکند، لقبی که دهخدا به او داده است، خسته شده است.
میخواهیم خداحافظی کنیم. او شعرهای فارسی میخواند، شعرهای طنز فارسی و میخندد. میگوید بنشین و منتظر باش تا من برگردم، مینشینم تا برگردد با کتاب تازهاش بر میگردد.