مهدی قلیزاده
اروپایی شدن واژهای است که برای توصیف اثرات انسجام اتحادیه اروپا بر روی سیاست کشورهای عضو و نهادهای سیاسی این کشورها به کار میرود. این واژه به طور روزافزون در مسائل مختلف اروپا مورد استفاده قرار میگیرد ولی مفهوم و نقش احزاب سیاسی در این واژه گنجانده نشده است. گسترش و تقویت روند اروپایی شدن بدون توجه به تاثیراتی که روی احزاب سیاسی کشورهای عضو میتواند داشته باشد عواقب وخیمی برای احزاب سیاسی این کشورها میتواند داشته باشد.
رابرت لادرچ در مقالهای تحت عنوان «اروپایی شدن و احزاب سیاسی» سعی دارد بطور سیستماتیک تاثیرات این روند را روی کشورهای عضو و احزاب سیاسی آنها بررسی میکند. واکنشهایی که در کشورهای عضو در برابر روند اروپایی شدن در کشورهای نشان داده میشود میتواند تعیین کننده مسیر و آینده این روند باشد. ولی در این روند عملا هیچ توجهی به نقش احزاب سیاسی کشورها به عنوان بخشی از این روند و یا به عنوان بازیگران کلیدی میتوانند تعیینکننده مسیر تغییر نهادهای سیاسی باشند نشده است. این بیتوجهی میتواند برای این احزاب سیاسی عواقبی داشته باشد. در مورد این بیتوجهی میتواند برای این احزاب سیاسی عواقبی داشته باشد. در مورد این بیتوجهی، دو نگرش و رویکرد از سوی احزاب سیاسی وجود دارد. اولین رویکرد در پی تلاش و اقدامات جدی برای فعالیتهای حزبی در خارج از سیستم سیاسی ملی است. حامیان این رویکرد در پی شکل دادن به گروههای حزبی در پارلمان اروپا هستند و از این طریق قصد دارند فدراسیون فراملیتی حزبی تشکیل دهند. چنین اقدامات ریشه در اواخر دهه 1970 دارد یعنی زمانی که انتخابات مستقیم پارلمان اروپا آغاز شد. گروه دوم بر روی گرایش سیاسی اتحادیه اروپا به یک حزب سیاسی خاص فعالیت میکنند و این اقدام یا از طریق خانواده حزب و یا سیستم سیاست ملی سازماندهی میشود.
فاکتورها و تعیینکنندههای داخلی احزاب مانع این میشود که بتوان تحلیلهای مقابلهای وقاعی در مورد احزاب سیاسی ارائه کرد. در هیچ یک از این دو رویکرد سیستمهای سیاست ملی به عنوان بازیگران عرصه انسجام اروپا و یا بازیگران این روند قلمداد نمیشود.
دولتها براساس همین احزاب شکل میگیرد و احزاب در سطوح و حیطههای مختلف دولت فعالیت می کنند و مدیران اجرایی دولتها حتی در مذاکرات و چانهزنیهای بینالدولی سیاستمدارادن احزاب سیاسی باقی میمانند. از این رو باید چارچوبی سیستماتیک برای شامل شدن سیاست حزبی در مطالعه پروسه سیاستگذاری اتحادیه اروپا فراهم شود. بطور مشابه احزاب سیاسی نیز تحت تاثیر روند اروپایی شدن قرار گرفتهاند و این روند محیط فعالیت این احزاب را تحت تاثیر قرار داده است.
بنابراین واضح است که ارتباطی بین این دو مقوله وجود دارد.
در این مقاله سعی شده است تا تحلیلی از تاثیرات فرآیند اروپایی شدن بر سیستم سیاسی ملی کشورهای عضو و احزاب سیاسی این کشورها ارائه شود.
تاثیرات اروپایی شدن عمدتا در 5 ناحیه روی احزاب سیاسی و فعالیتهای حزبی کشورهای عضو مشهود است که عبارتند از:
1- تغییرات و تعدیل در برنامههای حزبی 2- تغییرات سازمانی 3- الگوی رقابتهای حزبی 4- روابط حزب و دولت و 5- روابط سیستم ملی احزاب.
1-تعدیل برنامههای حزبی: یکی از مشهودترین تاثیرات اروپایی شدن را می توان در تعدیل برنامههای حزبی جستوجو کرد. این تغییرات را میتوان به طور کمی و کیفی مورد بررسی و اندازهگیری قرار دارد. به صورت کمی منظور این است که اشاره به اتحادیه اروپا در خود سیاستهای اروپا و سایر نواحی سیاسی، حتی نواحی که قبلا بخشی از سیاست داخلی تلقی میشد افزایش مییابد برای مثال میتوان به تبدیل حزب کمونیست ایتالیا (PCl) به حزب دموکراتهای جناح چپ (DS) اشاره کرد که وضوح نشان دهنده توجه این حزب به اتحادیه اروپا به عنوان یکی از فاکتورهایی مدرنسازی اروپاست. این حزب مصمم است روی امواجی که اتحادیه اروپا میفرستد سوار شود و از آن به عنوان استراتژی حزبی خود استفاده کند.
2- تغییرات سازمانی: تغییرات قانونی واضح در احزاب معمولا خیلی رایج نیست. اما اروپایی شدن تاثیرات عمدهای در اقدامات، خط و مشی و روابط قدرت درون احزاب بر جای میگذارد. از جمله این تغییرات میتوان به تقویت روابط حزب با خارج از قلمرو ملی اشاره کرد. برای مثال احزاب سیاسی طوری تغییر می کنند که ارتباطات گستردهتری با فدراسیونهای حزبی فراملیتی برقرار کنند.
3-الگوهای رقابتی حزبی: با پررنگتر شدن نقش اتحادیه اروپا در عرصه سیاست داخلی کشورهای عضو، این کشورها مخالفت یا موافقت با اتحادیه اروپا را جزو شعارهای تبلیغاتی خود قرار می دهند و با موضعگیریهای مختلف در برابر اتحادیه اروپا سعی در رقاذبت با هم و جذب طرفداران بیشتر هستند.
4-روابط حزب و دولت: حضور رهبران در نشستهای اتحادیه اروپا میتواند باعث سست شدن روابط آنها با حزب بر سر سیاستهای خاص شود. به عبارت دیگر چانهزنی بینالدولی در یک کنفرانس چندملیتی مانند شورای اروپا و شورای وزرای به طور ناخواسته باعث میشود اقدامات و تصمیمات این رهبران با مواضع احزاب سیاسی که عضو آنها هستند همخوانی کامل نداشته باشد.
5-روابط ورای سیستم ملی احزاب: روند اروپایی شدن باعث ایجاد فرصتها و چشماندازهای جدیدی در روابط احزاب سیاسی با احزاب سیاسی سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا میشود.
چنین میتوان نتیجهگیری کرد که با تقویت روزافزون روند اروپایی شدن عرصههای مختلف کشورهای عضو اتحادیه اروپا دیگر مانند گذشته این بر هم کنش مواضع و عملکردهای احزاب سیاسی کشورها تعیین کننده مواضع کشورهای عضو نخواهد بود مگر اینکه احزاب سیاسی این کشورها بتوانند دینامیک لازم و مناسب را در روابط خود با اتحادیه اروپا کسب کنند.