تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۴  ، 
کد خبر : ۱۷۵۷۲۱

نهضت تولید علم در نگاه حضرت امام خمینی(ره)

مقدمه: امام راحل(ره) با درک عمیق از وضعیت داخلی، جهان اسلام و جامعه جهانی سعی وافر داشته‌اند که همه شؤون جامعه اسلامی و دیگر جوامع را در حد امکان سرپرستی نموده و از دامهای تو در توی مدرنیته رهانیده و به سمت تکامل و توسعه الهی به پیش برند. با نگاهی جامع به موضعگیری‌های ایشان به خوبی می‌توان دریافت که ایشان به تکامل تمام ابعاد و موضوعات جامعه اعم از امور سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نظام توجه داشته‌اند و همه نهادها و اقشار جامعه را هدایت و سرپرستی نموده و متناسب با ظرفیتهای آنها صورت مسئله‌های متنوع و همچنین توجهات جدیدی را پیش روی آنها قرار می‌دادند. امام راحل(ره) به خوبی نقاط قوت و ضعف و چالشهای داخلی و بین‌المللی را شناخته و برای ارتقاء ظرفیتهای گوناگون اجتماعی در تمام ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی در سطح داخلی و خارجی تلاش می‌نمودند در همین راستا امام راحل(ره) استراتژیها، سیاستها و برنامه‌های کلی را تشریح نموده تا نخبگان و خواص جامعه و عامه مردم را متوجه مسئولیتهای عظیم خود نمایند. حضرت امام در واقع سعی داشتند با موضعگیریها،‌ متناسب با ظرفیت جامعه تفاهم اجتماعی و همبستگی دینی را ایجاد کنند تا با وحدت نظری و عملی، جامعه روز‌به روز به سمت تکامل الهی بیشتر حرکت کند. یکی از این مواضع، توجه به مسئله نهضت تولید علم در تمام سطوح و ابعاد مورد نیاز اداره جامعه در جمیع شؤون بوده است البته طرح این موضوع در زمان امام در قالب ادبیات آن روز جامعه همچون لزوم انقلاب فرهنگی، اسلامی شدن دانشگاهها، اصلاح حوزه، وحدت حوزه و دانشگاه، بسط فقه، رشد صنایع، خودکفایی علمی و اقتصادی و... صورت گرفته است. برای تبیین بهتر این موضوع با مجموعه‌نگری در کلمات امام راحل(ره) سه بخش محتوی، برنامه و سازمان نهضت تولید علم را تشریح می‌کنیم. روشن است که: اولاً به دلیل فشردگی مطلب امکان گسترده همه مطالب و استدلالها و مستندات وجود ندارد و ثانیاً سعی ما بر این است که با مجموعه‌نگری در مستندات کلام امام به طور اجمال نظر ایشان را منتقل نماییم. طبیعتاً به دقت و بررسی عمیق‌تر، امکان تکامل این مجموعه، و در ضمن نقد و بررسی دید‌گاه ارائه شده نتیجه بهتری را درپی خواهد داشت.

نهضت تولید علم در نگاه حضرت امام خمینی(ره)
بخش اول: محتوای تولید علم
در این بخش به تعریف، ضرورتها، اهداف، مبانی و گستره نهضت تولید علم می‌پردازیم.
1ـ تعریف نهضت تولید علم
با توجه به اینکه امام راحل(ره) به دنبال تکامل و توسعه الهی جامعه بوده و تلاش داشتند سطوح و لایه‌های مختلف جامعه را با اهداف تکاملی دین، هماهنگ نمایند، با نگرش جامع به مواضع ایشان می‌توان دریافت که تعریف ایشان از تولید علم، دستیابی به افقهای جدیدی در تمامی علوم اعم از علوم دینی، علوم دانشگاهی و مدلهای توسعه، تکنولوژیها و صنایع برخاسته از این علو بوده است. در همین راستا امام راحل(ره) خواهان نوآوری و تکامل در تمام رشته‌های علمی بوده‌اند، زیرا شبکه این علوم متکفل سرپرستی و اداره جامعه در جمیع شؤن می‌باشد و به دلیل تغییر وضعیت اداره جوامع و شیوه‌های حکومت‌داری در این عصر، ما نیازمند سطوح جدید‌تری از معارف، علوم، ابزارها و تکنولوژیها می‌باشیم. اصولاً شیوه حاکمیت یا به عبارت بهتر مسئولیت و خدمت‌گزاری در عصر حاضر با اعصار گذشته کاملاً متفاوت گردیده است. در گذشته اداره جامعه ساده بوده و پیچیدگیهای امروزه را نداشت. امروزه شبکه گسترده‌ای از نیروی انسانی با استفاده از داده‌های تخصصی مبادرت به برنامه‌ریزی، سازماندهی و اجرای مسائل حکومت می‌نمایند. اجرا کردن هر سیاست و برنامه مستلزم تربیت نیروی انسانی، پژوهش، فرهنگ‌سازی و ملاحضه وضعیت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، ملی، منطقه‌ای و جهانی است. طبیعتاً در این شرایط صورت مسأله‌های جدیدی پیش می‌آید که در سابق نبوده و لذا احکام جدیدی می‌طلبد امام راحل(ره) در این زمینه می‌فرمایند:
«چه بسا شیوه‌های رایج اداره امور مردم در سال‌های آینده تغییر کند و جوامع بشری برای حل مشکلات خود به مسائل جدید اسلام نیاز پیدا کند. این جانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمی‌دانم، اجتهاد به همان سبک صحیح است ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست، زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند مسأله‌ای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهر همان مسأله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند. بدان معنا است که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعاً موضوع جدیدی شده است که قهراً حکم جدیدی می‌طلبد.»
با توجه به پیدایش موضوعات پیچیده و جدید مطرح شده حضرت امام(ره) معتقد بودند که باید فقه را بسط و توسعه داد، و برای پاسخگوئی به همه مسائل باب اجتهاد را باز گذاشت و ابعاد ناشناخته دین را شناخت:
«کوشش کنید، آقایان در تهذیب نفس، در تحکیم مبادی اسلام، در تحکیم فقه اسلام، در بسط فقه اسلام، این فقه غنی، در عالم مثل فقه شما چیزی نیست، این فقه غنی را بسطش بدهید.
ممکن است برداشتهای اشخاص با ما مخالف باشد و ما باب اجتهاد را نمی‌توانیم ببندیم. همیشه اجتهاد بوده، هست و خواهد بود، و حال آنکه مسائلی که امروز پیش آمده است با مسائل سابق خیلی فرق می‌کند و برداشتها از احکام اسلامی مختلف است».
«عید سعید و مبارک در حقیقت آن روزی است که با بیداری مسلمین و تعهد علمای اسلام تمام مسلمانان جهان از تحت سلطه ستمکاران و جهانخواران بیرون آیند، و این مقصد بزرگ زمانی میسر است که ابعاد مختلفه احکام اسلام را بتوانند به ملتهای زیر ستم ارائه دهند و ملتها را با اسلام نا‌شناخته آشنا کنند».
«اسلام را، همه شؤون اسلام را، همه فنون اسلام را، همه احکام اسلام را بنویسند، بیان کنند، عرضه بدارند به دنیا، قوانین اسلام را در هر رشته‌ای که هست بنویسند، منتشر کنند».
ایشان معتقد بودند که همه ابعاد مود نیاز اداره جامعه و تکامل آن در اسلام موجود است و باید با تلاش به آنها دست یافت و یکی از روشهای دست‌یابی به این ابعاد را وحدت حوزه و فرهنگ حسی و تجربی دانشگاهی می‌دانستند.
«فرهنگ دانشگاه‌ها و مراکز غیر حوزوی به صورتی است که با تجربه و لمس واقعیت‌ها بیشتر عادت کرده است تا فرهنگ نظری و فلسفی، باید با تلفیق این دو فرهنگ و کم کردن فاصله‌ها، حوزه و دانشگاه در هم ذوب شوند تا میدان برای گسترش و بسط معارف اسلام وسیع‌تر گردد».
لذا ایشان از محققین و کارشناسان حوزه و دانشگاه می‌خواستند طرح‌ها و برنامه‌های سازنده دربر گیرنده منافع محرومین را بر پایه اسلام اصیل ارائه دهند.
«این به عهده علمای اسلام و محققین و کارشناسان اسلامی است که برای جایگزین کردن سیستم ناصحیح اقتصاد حاکم بر جهان اسلام، طرح‌ها و برنامه‌های سازنده و دربر گیرنده منافع محرومین و پا برهنه‌ها را ارائه دهند».
معظم‌له در فراز دیگری از مواضع خود دلیل تعامل حوزه و دانشگاه را در این می‌دانستند که موتور حرکت نظام و حیات اسلامی آن وابسته به این دو قشر نیرومند جامعه است.
«مسئله حوزه‌های علمیه فقاهتی و مسئله دانشگاهها از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند زیرا به منزله مواد خام مقدارت یک ملت و کشور هستند. این دو مقام مرجع نشر حقایق اسلام و مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و دیگر مسائل مورد اطلاع کشور می باشند. با وجود این قشر موتور حیات یک نظام به کار می‌افتد».
البته مسلم است رسیدن به وحدت بدون وحدت در مبنا و هدف امکان ندارد می‌بایست مجموعه علوم بازگشت به توحید کند تا در خدمت تکامل الهی جامعه قرار گیرد.
«آنکه اسلام می‌خواهد تمام علوم، چه علوم طبیعی باشد و چه علوم غیر طبیعی باشد آنکه اسلام می‌خواهد، آن مقصدی که اسلام دارد این است که تمام اینها مهار شود به علوم الهی و برگشت به توحید بکند».
پر واضح است که اگر مبانی فلسفی حاکم بر تولید علم در دانشگاه و حوزه و نحوه نگرش آنها به دین رابطه آن با علم و مباحث معرفت‌شناسی و... یکی نباشد امکان وحدت عملی وجود ندارد، طبیعتاً اگر این دو نهاد از دو دستگاه فکری و فلسفی جدا تبعیت کنند تعاریف، مفاهیم، ساختارها و اهداف و الگوهایی را که برای تکامل، فرد، جامعه و تاریخ ارائه می‌دهند متفاوت خواهد بود و لذا وحدت علمی حاصل نخواهد شد.
اینها افقهای نوینی است که اندیشه ورزان باید آنها را بگشایند و مرزهای جدیدی را در همه علوم بر پایه مبانی و اهداف دینی ایجاد نمایند آنگاه است که همه علوم به یک معنا صبغه دینی پیدا خواهند نمود.
از آنجا که امام راحل(ره) معتقد به تکامل همه جانبه جامعه در همه امور بودند، در سطح صنایع و تکنولوژیها نیز بنابر نظر ایشان باید ابتکار عمل را در دست داشته باشیم.
«مخترعین ما می‌توانند در سطح بالا اختراع بکنند مبتکرین ما می‌توانند در سطح بالا ابتکار کنند به شرط اینکه اعتماد به نفس خودشان داشته باشند».
«امروز شمائید که باید دامن به کمر بزنید در رشد صنایع این کشور و در رشد تولید این کشور دامن به کمر بزند و همت بگمارید و فعالیت بکنید».
«ما باید روحیه خود را تقویت کرده و با تمام وجود این را بپذیریم که می‌توانیم روی پای خودمان بایستیم. این خیلی مهم است که متخصصین ما اتکا به تخصص خود کرده‌اند ‌ـ این خود نقشه‌ای بود برای تضعیف متخصصین ما تا خیال کنند در تمام زمینه‌ها عقب افتاده هستند. ما امروز باید مصمم باشیم تا در تمام رشته‌ها جلو بیفتیم».
خلاصه اینکه با مجموعه‌نگری در کلمات امام راحل(ره) می‌توان تولید علم را به معنای دستیابی به شبکه علوم جدید برای اداره اسلامی جامعه در تمامی ابعاد دانست.
2ـ ضرورت نهضت تولید علم
غایت انقلاب اسلامی دستیابی به جامعه الهی است که جمع شئون آن براساس وحی، رشد و توسعه نماید و همه زوایای زندگی، جلوه و مظهر تقرب الی‌الله قرار گیرد. مسلماً رسیدن به این غایت بدون در اختیار داشتن الگوها ومدلهای متناسب با این آرمان میسور نیست و مجموعه معارف موجود ما فعلا پاسخگوی این سطح از نیازمندها و ارائه دهنده الگوها و مدلهای متناسب با آرمانها و غایت انقلاب نمی‌باشد. این خلاء در سه سطح ملی (داخلی) جهان اسلام و نظام بین‌المللی قابل بررسی است.
ـ خلأ الگوی اسلامی برای مدیریت در سطح ملی، جهان اسلام و نظام بین‌الملل
جامعه در تمامی ابعاد نیازمند مدل جامع سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بوده و تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اجرا در جوامع امروزی بر پایه‌ای از نظام کارشناسی است که بر اساس مدلها و معادلات کاربردی به مهندسی توسعه اجتماعی می‌پردازند، متأسفانه اطلاعات تخصصی نظام کارشناسی موجود علی‌رغم تدین شخصی بسیاری از آنها، توسط غرب ارائه گردیده است. الگوهای غربی با یک جهانبینی خاص و براساس، انسان محوری، لیبرالیسم و محوریت اقتصاد سرمایه‌داری استوار است. در این نظام سرمایه‌، شخصیت حقوقی پیدا کرده (بازار بورس) و حفظ و توسعه آن پایه و اساس الگوهای غربی است. شبکه بانکی نیز در مدل غربی در دست صاحبان کارتلها و تراستها و خواست و سرمایه آنان پشتیبان و جهت‌دهنده سمت و سوی تولید علوم و الگوها و معادلات کاربردی می‌باشد.
آنها با ارائه الگوهای مدرن با طراحی و توسعه سامانه مالی و بانکداری بین‌المللی و تأسیس صدها آکادمی، مراکز پژوهشی، دانشگاه، بنگاه‌های اقتصادی و احزاب، در اعتبارات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جوامع دخالت کرده و عملا مکانیزمهایی را تدارک دیده‌اند که رگ حیات همه ملتها را به خود پیوند دهند و از آن طریق سیاستهای خود را بر کشورها تحمیل نمایند. بدون شک جامعه اسلامی اگر بخواهد به سمت اهداف خود حرکت کند، چاره‌ای جز الگوسازی بر پایه دین در سطح ملی، جهان اسلام و کل جهان ندارد از این رو امام راحل(ره) با درک این خلأ با ترسیم وضعیت جهانی که طبیعتاً بخشی از سیستم اجتماعی ما نیز متأثر از آن است از علما و کارشناسان می‌خواهند به دنبال طرح‌ها و برنامه‌های جدید برای رهایی از این وضعیت باشند.
«یکی از مسایل بسیار مهمی که به عهده علما و فقها و روحانیت است، مقابله جدی با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادی شرق و غرب و مبارزه با سیاست‌های اقتصاد سرمایه‌داری و اشتراکی در جامعه است، هر چند که این بلیه دامنگیر همه ملتهای جهان گردیده است و عملا بردگی جدیدی بر همه ملت‌ها تحمیل شده و اکثریت جوامع بشری در زندگی روزمره خود به اربابان زر و زور پیوند خورده‌اند و حق تصمیم‌گیری در مسائل اقتصاد جهان از آنان سلب شده است و علی‌رغم منابع سرشار طبیعت و سرزمین‌های حاصلخیز جهان و آب‌ها و دریاها و جنگل‌ها و ذخایر، به فقر و درماندگی گرفتار آمده‌اند و کمونیست‌ها و زراندوزان و سرمایه‌داران با ایجاد روابط گرم با جهانخواران، حق حیات و ابتکار عمل را از عامه مردم سلب کرده‌اند و با ایجاد مراکز انحصاری و چند ملیتی، عملاً نبض اقتصاد جهان را در دست گرفته و همه راه‌های صدور و استخراج و توزیع و عرضه و تقاضا و حتی نرخ‌گذاری و بانکداری را به خود منتهی نموده‌اند و با القای تفکرات و تحقیقات خود‌ساخته، به توده‌های محروم باورانده‌اند که باید تحت نفوذ ما زندگی کرده والا راهی برای ادامه حیات پابرهنه‌ها، جز تن دادن به فقر باقی نمانده است و این مقتضای خلقت و جامعه انسانی است که اکثریت قریب به اتفاق گرسنگان در حسرت یک لقمه نان بسوزند و بمیرند و گروهی اندک هم از پرخوری و اسراف و تعیش‌ها جانشان به لب آید. به هر حال این مصیبتی است که جهانخواران بر بشریت تحمیل کرده‌اند و کشورهای اسلامی به واسطه ضعف مدیریت‌ها و وابستگی، به وضعیتی اسف‌بار گرفتار شده‌اند که برنامه‌های سازنده و در‌بر گیرنده منافع محرومین و پابرهنه‌ها را ارائه دهند و جهان مستضعفین و مسلمین را از تنگنا و فقر معیشت به در آورند. البته پیاده کردن مقاصد اسلام در جهان خصوصاً برنامه‌های اقتصادی آن و مقابله با اقتصاد بیمار سرمایه‌داری غرب و اشتراکی شرق، بدون حاکمیت همه جانبه اسلام میسر نیست و ریشه‌کن شدن آثار سوء و مخرب آن چه بسا بعد از استقرار نظام عدل و حکومت اسلامی همچون جمهوری اسلامی ایران نیازمند به زمان باشد، ولی ارائه طرح‌ها و اصولا تبیین جهت‌گیری اقتصاد اسلام در راستای حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومی آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگترین هدیه و بشارت آزادی انسان از اسارت فقر و تهیدستی به شمار می‌رود.»
معظم‌له در فراز دیگری از سخنان خود صریحاً بر ضرورت طراحی الگوی اقتصادی بدون ربا تأکید می‌ورزند.
«اگر چنانچه ربا در یک کشوری مثل کشور ما خدای نخواسته، باز در بانکش، در تجارتش، در بین مردمش باشد، ما نمی‌توانیم بگوییم که ما جمهوریمان جمهوری اسلامی است، محتوای جمهوری اسلامی است. از این جهت باید کارشناسان، علما در این مسئله بسیار فعالیت کنند، دقت کنند که ما را از این گرفتاری نجات بدهند.»
معظم‌له تأکید دارند که اسلام دارای نظام کلی اجتماعی است و لذا دو قشر روحانیت و دانشگاه را به شناخت تمام ابعاد دین که الگو جامع اداره بشر در همه شؤون می‌باشد، دعوت می‌کشد.
«باید جوانان روحانی و دانشگاهی قسمتی از وقت را صرف کنند در شناخت اصول اساسی اسلام. احکام شرع حاوی قوانین و مقررات متنوعی است که یک نظام کلی اجتماعی را می‌سازد. در این نظام حقوقی، هر چه بشر نیاز دارد فراهم آمده است، از طرز معاشرت با همسایه و اولاد و... معلوم است که اسلام تا چه حد به حکومت و روابط سیاسی و اقتصادی جامعه اهتمام می‌ورزد تا همه شرایط به خدمت تربیت انسان مهذب و با فضیلت درآید».
این مسئله به خوبی روشن است که نظام‌سازی و استنباط آن از دین متفاوت با شناخت و عمل فردی است. در یک نظام مجموعه‌ای از موضوعات مرتبط و متأثر از یکدیگر با سهم تأثیر‌های متفاوت وجود دارد که در مجموع، نظام موضوعات هدف و روند خاص و تعریف شده‌ای مانند رشد و توسعه اقتصادی را دنبال می‌کنند. غایت نظام‌سازی از نگاه دین، بسترسازی برای توسعه عبودیت در تمام زوایای زندگی بوده و از این منظر دنیا پل عبور آخرت می‌باشد و باید بین معیشت و سعادت توسط دین، مشخص گردد. از این رو تعریف توسعه، نظام موضوعات و احکام آن و چگونگی اولویت‌بندی بین موضوعات، سازمانهای مسئول، چگونگی تأمین اعتبارات، نحوه آموزش نیروی انسانی و شبکه علوم و تکنولوژیهای آن کاملا متفاوت با نظامهای مادی خواهد بود. امام راحل(ره) با درک عمیق از نظام اجتماعی و چگونگی اداره آن معتقد به باز بودن باب اجتهاد و عدم کفایت اجتهاد مصطلح و نقش زمان و مکان در استنباط احکام الهی بودند و لذا ایشان با گوشزد کردن خطر الگوهای اداره در سطح جهان، آنها را نامتجانس با فرهنگ خودی و چارچوب ترسیم شده توسط اسلام می‌دانند. از این‌رو از منظر امام(ره) خلأ تئوریک در مدل‌سازی جوامع اسلامی از یک سو و ناکافی بودن الگوهای موجود برای ترویج معنویت و تعبد در جامعه اسلامی، ‌لزوم در انداختن طرحی نو را برای انسان‌سازی یادآور می‌شوند.
از منظر امام حکومت فلسفه عملی تمامی فقه در تمام زوایای زندگی بشر است.
«حکومت در نظر مجتهد واقعی، فلسفه عملی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است. حکومت نشان دهنده جنبه عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است».
از این منظر در نهضت تولید علم فقه جامع باید تولید شود و به معادلات کاربردی و مدلهای اجرایی تبدیل گردد.
امروزه دولتهای فرامدرن که در قالب شرکتهای چند ملیتی تجلی یافته‌اند با شعار جهانی‌سازی با الگوهای خود سعی در هماهنگ‌سازی فرهنگ، اخلاق و رفتارهای فردی و اجتماعی در حهت اهداف خود دارند و از این طریق جغرافیا و نظام سیاسی جدیدی در عالم ایجاد کرده و دایره ظلم نظام سلطه خود را تا درون خانه‌های مسلمانان نیز برده و از طریق ابزارها، تکنولوژیها، آموزشها، رسانه‌ها و کارشناسان وابسته فکری به خود، به هماهنگ‌سازی همه بشریت در جهت اهداف واحد روی آورده‌اند. البته تنها مانع این دولتهای فرامدرن انقلاب اسلامی، جهان اسلام و دینداران در عالم می‌باشد. طبیعی است اگر ما الگوی مدیریت دیگری برای اداره جهان ارائه ندهیم، آنها مار را از طریق الگوهای خود هضم و منهدم خواهند کرد. از همین رو امام راحل(ره) جهانی شدن اسلام و برافراشتن پرچم لااله‌الا‌الله را هدف نهایی اعلان نمودند و مسلم است که این ایده نیاز به الگوی جهانی سازی دینی دارد.
«ما هدفمان پیاده کردن اهداف بین‌الملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است. ما می‌گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست، و تا مبارزه هست، ما هستیم، ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم«لا‌اله‌الا‌الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم».
3ـ اهداف نهضت تولید علم
1/3ـ ساخت تمدن الهی
تجلی اهداف، آرمانها، ارزشها، اعتقادات در عینیت عبارت است از تمدن. ایجاد روابط انسانی جدید، کیفیت مدیریت نیروی انسانی، تنظیم رابطه جدید بین انسانها، طبیعت تکنولوژی و ساخت علوم و صنایع متناسب با آرمانها به گونه‌ای که همه امور در جهت واحدی قرار بگیرند و آرمانها جامع عمل پوشیده امام راحل(ره) غایت تلاشها را رسیدن به این تمدن می‌دانند.
«همه مکلفیم که حفظ کنیم این را. با این نهضت اسلام ما تا اینجا آمدیم و قدرتها را عقب زدیم؛ با این نهضت اسلامی باید سازندگی کنیم از حالا به بعد یعنی همه با هم، همه با هم جلو برویم. همه با هم به [سوی] یک تمدن صحیح، نه تمدن محمدرضایی، تمدن الهی، تمدن روسول‌اللهی».
2/3ـ ایجاد الگوی اداره تمدن الهی (درسطح ملی، جهان اسلام و کل جهان)
با آنچه ذکر شد برای رسیدن به تمدن الهی نیازمند الگوها و مدلهای توسعه اجتماعی بر پایه دین می‌باشیم الگوهای برگرفته از فرهنگ و علوم تخصصی است اگر آن علوم که حلقه واسطه سیاست و عینیت می‌باشد از فرهنگ بیگانه مرتزق باشد بی‌شک جامعه را در درازمدت وابسته به بیگانگان خواهد نمود. از این‌رو بود که امام راحل(ره) به وابستگی فرهنگی تخصصی شدیداً حساسیت نشان می‌دادند.
«اگر فرهنگ جامعه‌ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار دیگر اتعاد آن مستهلک می‌شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می‌دهد».
فرهنگ در واقع مدل و الگوی تنظیم همه‌جانبه جامعه است. آنچه امروزه تحت عنوان علوم کاربردی اجتماعی از آن یاد می‌شود، در واقع قانونمند کردن فرهنگ اجتماعی در ابعاد مختلف است. عقاید و ارزشهای اجتماعی اکثریت جامعه وقتی نظام‌مند گردد، تبدیل به علوم مختلف اداره مانند علوم سیاسی، علم اقتصاد، برنامه‌ریزی و... می‌شود و آن علوم خود ابزار بسط، و توسعه دائمی جریان ایدئولوژی اجتماعی است. طبعاً تولید و تکامل علوم تجربی نیز در همین چارچوب و در همین شکل اتفاق می‌افتد.
و اما امام راحل(ره) معتقد بودند اسلام سیستم و نظام خاصی برای تمام شؤون می‌دهد.
«مذهب اسلام از هنگام ظهورش متعرض نظامهای حاکم در جامعه بوده است و خود‌ دارای سیستم و نظام ختص اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است که برای تمامی ابعاد و شئون زندگی فردی و اجتماعی قوانین خاصی دارد و جز آن را برای سعادت جامعه نمی‌پذیرد.
و ما در نهضت تولید علم به دنبال تولید این نظام فکری بوده تا سیستم اجتماعی خود را براساس آن تکامل بخشیم و بتوانیم الگوهای جدید پیش روی بشریت قرار دهیم».
«ما می‌خواهیم یک الگویی از اسلام در عالم ـ ولو یک الگوی ناقصی باشد ـ نشان بدهیم که همه عقلای عالم غیر از آنهایی که جنایتکاران بالذات هستند، همه ملت‌های مظلوم بفهمند که اسلام چی آورده و می‌خواهد چه بکند در دنیا، اسلام با این محرومین، با این مظلومین، با این گرفتارها می‌خواهد چه کند که اینها را نجات بدهد».
همین امر در سطح جهانی نیز ضروری است بر خلاف تصور بسیاری که هنوز تصویر روشنی از جهانی‌شدن در اختیار ندارند به نظر می‌رسد سالهاست بخشهای زیادی از این ایده شیطانی محقق شده، ایده‌های همچون تنوع‌طلبی در لباس، تغذیه، تفریحات، لذت‌جویی، رفاه‌گرایی کاذب، مدرک‌گرایی، اقتصاد محوری، منفعت‌طلبی و سود‌پرستی، اومانیسم و لیبرالیسم و انسان‌محوری بازیهای حزبی و... در مقابل ما برای رهایی بشریت از این سبطه کفر‌آلود و هماهنگ‌سازی تمام شئون حیات فردی و اجتماعی و جهانی باید رو به طراحی الگوی مدیریت جهانی‌سازی اسلام بیاوریم آرزو و آرمان امام راحل(ره) جهانی شدن دین اسلام بود.
«...همان‌گونه که آن جناب بر لزوم بیشتر وحدت و توسعه روابط بین‌المللی میان کشورهای اسلامی تأکید داشته‌اید، ما نیز تلاش خود را پیوسته برای انجام این منظور به کار برده، و امید است به یاری خدای تعالی و بیداری ملتهای مسلمان هر چه زودتر این آرزو تحقق پذیرد و زمینه برای جهانی‌شدن دین مبین اسلام فراهم گردد».
4ـ مبانی نهضت تولید علم
اهمیت این بخش از دو جنبه، قابل ارزیابی است:
اول ـ ارائه تحلیل مبنائی پیرامون هر موضوع، حاکی از توجه به زیرساختهای یک بخث بشمار می‌رود. اصولاً حذف این بخش از یک تحلیل موضوعی یا ناتوانی تحلیلگر، از تنقیح زیرساختهای فلسفی و منطقی حاکم بر موضوع، با جامعیت آن تحلیل، در تنافی آشکار است. امروزه این نقص آشکار عمدتاً در بسیاری از پژوهشها و محصولات علمی ـ فرهنگی جامعه تخصصی بچشم می‌خورد و این حاکی از حاکمیت فضای ترجمه، اقتباس و تقلید، بر روند پژوهش و آموزش ماست.
دوم این که: اداره نظام اجتماعی همواره با اندیشه‌های نو در ارتباط است و نفس تغییر و حرکت جامعه نیز نیازمند طرح مباحث جدید است تا آن حرکت در جهت تکامل اجتماعی صحیح سرپرستی گردد. لذا برای سرپرستی دینی جامعه و ورود آن به مراحل جدیدی از تکامل باید مرتباً لایه‌هائی جدید از دین توسط اندیشمندان، تبیین گردد. طبعاً این امر، مستلزم وجود مبانی محکم در عرصه اندیشه است که به باور ما، اندیشه‌های امام راحل(ره) دارای این تقارن و انسجام می‌باشد.
با این توضیح، به دلیل محوری بودن دو مبنای «دین‌شناختی» و «معرفت‌شناسی» و تأثیر‌گذاری این دو مبنا در مبانی دیگر جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی و شکل‌گیری شناخت و تحلیل خاص از جامعه، انسان و جهان و نوع ارتباط و تعامل آنها با یکدیگر و توصیف از هستی و غایت آن به توصیف همین دو مبنای اصلی اکتفا می‌شود.
1/4ـ دین‌شناسی
از منظر امام دین مبین اسلام، دین خاتم، کامل، جامع بوده و همه حوزه‌های مورد نیاز بشر را در جهت واحد سرپرستی و تکامل می‌کند. از این منظر عقل و حس بشر هر چقد به روابط اجتماعی پیچیده‌تری دست یابد، اضطرار آن به وحی بیشتر می‌شود چرا که به دلیل عدم اشراف به پیدایش، تغییر، تکامل و غیت عالم، قدرت هماهنگ‌سازی روابط انسانی و تکنولوژی علوم را با غایت خلقت را نداشته و در‌صد اشتباهات و خطاها روز به روز سرعت می‌گیرد نمود آن تخریب محیط زیست، ناامنی جهانی، بردگی مدرن، توسعه فاصله طبقاتی، خود‌فراموشی انسانها و خودکشیها و... می‌باشد. از این منظر عقل نقاد، خود بنیاد هر چقد به نقد خود و دستاوردهای خود بپردازد و بر وحی تکیه نکند اشتباهاتش بیشتر توسعه می‌یابد و در جهت نابودی خود و طبیعت بیشتر جلو می‌رود. نگاه امام راحل(ره) نگاه تک بعدی و تک ساختی به دین نبود، امام راحل(ره) معتقد بودند، دین دارای نظام منسجمی است که متناسب با رشد و تکامل فرد و جامعه و تاریخ برای تمام مراحل برنامه دارد.
«مذهب اسلام از هنگام ظهورش، متعرض نظامهای حاکم در جامعه بوده است و خود دارای سیستم و نظام خاص اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است که برای تمامی ابعاد و شئون زندگی فردی و اجتماعی قوانین خاصی دارد و جز آن را برای سعادت جامعه نمی‌پذیرد. مذهب اسلام همزمان با این که به انسان می‌گوید که خدا را عبادت کن و چگونه عبادت کن، به او می‌گوید چگونه زندگی کن و روابط خود را با سایر انسانها باید چگونه حفظ کنی و حتی جامعه اسلامی با سایر جوامع باید چگونه روابطی را برقرار نماید. هیچ حرکتی و عملی از فرد و یا جامعه نیست مگر این که مذهب اسلام برای آن حکمی مقرر داشته است».
البته باید دانست که ادعای نظام‌داری دین بدان معنا نیست که هر آنچه مورد نیاز ماست بالفعل در اختیار ماست و علماء گذشته هر آنچه را مورد نیاز است استنباط نموده‌اند. خیر. ایشان مسئول پاسخگویی به نیاز امروز ما نبوده‌اند این تلاش ماست که باید با استفاده از اصلاح روشها و به کار‌گیری عقلانیت دینی و پایبندی به تعبد، تقنین و تفاهم معارف مورد نیاز اداره جامعه در جمیع شئون را از منابع وحیانی به دست آوریم اصولاً درخواست امام راحل(ره) از علما، کارشناسان دانشگاهیان در مورد اصلاح حوزه، ذوب فرهنگ حوزه و دانشگاه، نزدیک شدن فرهنگ حسی و فلسفی برای توسعه، تبیین و ترویج دین اسلام به همین خاطر بود. طبعاً پر کردن این خلاء و دستیابی به معارف جدید و برنامه‌ها، عملی ـ کاربردی برای جامعه بر مبنای دین حداکثری می‌تواند مسیری جدید را پیش روی بشریت قرار دهد.
2/4ـ معرفت‌شناسی
طرح این مبنا و مباحث جانبی در حوزه «علم» و رابطه آن با «دین» و تأثیر متقابل این دو حوزه بر یکدیگر می‌تواند در تبیین اصل موضوع ـ یعنی مبنای نهضت تولید و توسعه علوم از دید‌گاه امام راحل(ره)ـ کاملاً مؤثر باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات