تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۷  ، 
کد خبر : ۱۷۵۷۲۳

روزنامه‌نگاران روی خط ترور

مقدمه: با گسترش روزافزون دنیای ارتباطات و تبدیل شدن جهان به دهکده اطلاعاتی، رسانه‌ها نقش بسیار مهم و حائز اهمیتی در این میان بازی می‌کنند با رشد شبکه‌های تلویزیونی که بیشتر آنها از طریق ماهواره برنامه‌های خود را در اختیار مخاطبان خود می‌گذارند، دامنه ارتباطات و خبررسانی روز به روز کوچک‌تر شده است. روزنامه‌نگاران و خبرنگاران اما در این میان برای کسب اخبار و اطلاعات جدید خطر را به جان خریده و در سخت‌ترین شرایط جنگی و طبیعی برای تهیه گزارش تلاش کرده و این خطرات را بهای ادای رسالت خبری خود می‌دانند. برخی از روزنامه‌نگاران در محدوده خبر رسانی دارای شهرت خاصی شده‌اند. شهرت آنها علاوه بر جسارت به هوشیاری و موشکافی آنها و همچنین آشنایی آنها به مسائل منطقه‌ای باز می‌گردد. با حملات 11 سپتامبر دریچه‌ای نو بر روی خبرنگاران گشوده شد. آنها در تکاپو برای یافتن ردپایی از متهمان به تروریسم به هر نقطه از جهان سفر کرده و در صورت موفقیت یا عدم موفقیت گزارش کار خود را در روزنامه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی ارائه می‌کردند. مقاله حاضر با عنوان «روزنامه‌نگاران روی خط ترور» به حضور خبرنگاران در جمع تروریست‌ها و مصاحبه و مذاکره با آنها می‌پردازد.

محمدالشافعی
ترجمه: کریم جعفری
گزارشگر شبکه تلویزیونی سی ان ان را در حال خندیدن می‌بینم. پیتز برگن اولین روزنامه‌نگار غربی بود که با بن لادن رهبر القاعده در ارتفاعات تورابورا دیدار کرد پس از وی باید از سایر گزارشگران مانند استیوکول و و رنس رایت از نیویرکر، جیسون برک از نویسندگان بزرگ روزنامه انگلیسی آبزرور و متخصص در مسائل طالبان و افغانستان که کتاب‌های فراوانی با استفاده از تجربه خود در مواجهه با تروریست‌ها و افراد منتسب به گروه القاعده نوشته، نام برد.
در میان این گزارشگران شاید باید در مرحله نخست از جیل کارول روزنامه‌نگار آمریکایی نام برد که به دست مخالفان در عراق دستگیر شد، کارول، 28 ساله، یکی از چهل گروگان غربی در عراق به شمار می‌رود. وی همچنین سی و یکمین روزنامه‌نگاری بود که در عراق دستگیر شد. کارول باید خاطراتش را در شب‌هایی که توسط ابومصعب زرقاوی (رهبر شاخه القاعده در عراق) تحت نظر است و به شدت تهدید به مرگ می‌شود بنویسد.
روزنامه‌نگاران با سفر به پاکستان، مصر و افغانستان تلاش دارند تا بر معلوماتشان بیفزایند و در صورت امکان با یافتن واسطه‌ای به منابع اصلی خبر دست پیدا کنند. آنان همانند حقوقدانان اسلامی که وظیفه دفاع از رافق‌الظواهری و رهبران جهاد اسلامی مصر، در قضیه ترور انورسادات رئیس‌جمهور سابق مصر در سال 1981 را بر عهده داشتند، کتاب‌هایی در این مورد نوشته‌اند: مانند کتاب «الظواهری که من شناختم» (که به انگلیسی هم ترجمه شده است). با ملاقات با عده‌ای از رهبران جنبش‌های بنیادگرا که نزدیکی بسیاری به رهبران گروه القاعده دارند و همچنین نوشتن داستان‌هایی در مورد متهمین به تروریسم از جمله زندگینامه ایمن الظواهری بن‌القریه ساکن محله المعادی قاهره.
ایمن‌الظواهری در ژوئیه 1951 در یک خانواده متوسط به دنیا آمد. وی قبل از آن که راهی افغانستان شده و به بن لادن ملحق گردد. رهبری گروه جهادی کوچکی بهنام «الجهاد» را در مصر برعهده داشت.
ایمن الظواهری در ابتدای جوانی به صفوف اسلام‌گرایان مصری پیوست. وی قبل از آنکه به گروه الجهاد که بعدها رئیس آن شد. بپیوندد، تحصیلات خود را در رشته پزشکی در سال 1984، به اتمام رساند. وی قبل از آن به اتهام شرکت در طراحی برنامه ترور انورسادات در سال 1981 به مدت سه سال به زندان رفته بود. پس از آن بود که الجهاد یک رشته عملیات‌ها را در مصر در سال 1992 هدایت کرد. الظواهری در سال 1999 به طور غیابی محکوم به اعدام شد.
الظواهری را مغز متفکر اقدامات تروریستی القاعده برمی‌شمرند. وزارت امور خارجه آمریکا جایزه‌ای 25 میلیون دلاری برای ارائه هر گونه اطلاعات که منجر به دستگیری وی شود، تعیین کرده است، جایزه‌ای همتای بن‌لادن، روزنامه‌نگار نام آشنای آمریکایی، لورنس رایت، داستان صعود ایمن الظواهری از رهبری گروه الجهاد مصر به رهبری گروه القاعده را دو سال پیش در 32 صفحه در روزنامه نیویورک تایمز چاپ کرد این مقاله طولانی عنوانش «مردی جانشین‌ بن‌لادن » بود.
در این مقاله طولانی می‌شد تصاویر اعلامیه‌هایی را مشاهده نمود که پس از سقوط طالبان به نام القاعده منتشر می‌شد، هر چند این اعلامیه‌ها بر روی سربرگ‌های مختلف، عناوین متفاوت چون شخص و شرکت را داشتند، اما در بیشتر آنها می‌شد نام یک دفتر خدماتی را مشاهده کرد. در پایان این اعلامیه‌ها نوشته شده بود: «نوشته شده توسط بن لادن در پیشاور» آلن کالیسن گزارشگر روزنامه وال استریت ژورنال نیز همین روش را در پیش گرفت. وی دستگاه‌های کامپیوتری را که اعضای القاعده و بخصوص ایمن الظواهری بشخصه از آن استفاده کرده بود، خریداری نمود. روزنامه الشرق‌الاوسط سه سال قبل بعضی از نامه‌های سری ایمن‌الظواهری معاون بن‌لادن را که به آن دست یافته بود چاپ و منتشر کرد. پیدا کردن رمز ورود یارانه الظواهری به کمک برخی از اسلام‌گراها امکان‌پذیر شد.
یکی از نامه‌هایی که در رایانه الظواهری پیدا شد نوشته‌ای بود که در آوریل 1988 طارق انور به یکی از اعضای القاعده در یمن نوشته بود: در این نامه وی زندگی روزمره در افغانستان را توصیف می‌کند. نامه دیگر به زبان شرکت‌های دولتی نوشته شده بود و در آن به بن‌لادن در مورد اعمال تروریستی در تجارت مشورت داده شده بود. نامه دیگر از الظواهری بود که در مورد درجه فداییان القاعده – کسانی که در افغانستان زندگی می‌کردند- و چگونگی خرج کردن پول‌های بدون حساب و کتاب در یمن بحث می‌کند. این امر نشان دهنده وجود یک بروکراسی قدرتمند در سازمان القاعده است.
گزارشگر روزنامه نیویورک تایمز از قول بعضی از منابع آگاه در کابل از سازمانی نام می‌برد که وظیفه‌اش تهیه سلاح و ذخیره کردن آن در القاعده بوده است.
از پایان سال 2001 تا امروز بسیاری از روزنامه‌نگاران در مجلات، نشریات و شبکه‌های تلویزیونی به همراه متخصصین مسائل تروریسم، از حضور بن‌لادن در ارتفاعات تورابورا می‌گفتند و امروز از حضور وی در منطقه مرزی وزیرستان، یکی از روستاهای این منطقه مدتی پیش هدف حمله موشکی آمریکا قرار گرفت. آمریکایی‌ها می‌گویند در این حمله ابوخناب دانشمند شیمیایی القاعده کشته شده است.
در میان روزنامه‌نگاران عربی، پیتز برکن اولین روزنامه‌نگار غربی بود که با بن‌لادن دیدار کرد؛ وی که تحلیلگر شبکه تلویزیونی سی ان ان است، پس از مدتی کتاب 444 صفحه‌ای خود را با عنوان «بن لادن،مردی که تاریخ نانوشته القاعده است» نوشت و با تصویر اختصاصی منتشر کرد.
اعضای القاعده بسیاری از روزنامه‌نگاران مشهور را به صورت خصوصی و انفرادی می‌پذیرفتند. بن لادن و دوستانش با 22 نفر از اینگونه افراد دیدار کردند. جیسون برک، نویسنده بزرگ آبزرور انگلیسی که امروز مسوول نشریه اتحادیه اروپا مستقر در پاریس است، کتاب «القاعده ... داستان اسلام دیگر» را نوشت. این کتاب فقط در انگلیس 45 هزار نسخه فروش کرد و به هفت زبان زنده دنیا ترجمه شد؛ مانند ژاپنی و ترکی، کتاب در حد و اندازه‌های خودش مرجعی برای کارکنان حلقه‌های بنیادگرا بود. این کتاب که توصیفی کامل از القاعده را در برمی‌گرفت، از چگونگی پیدایش تا تکوین آن و از زمان تاسیس آن در پیشاور در قالب دفتر خدماتی به دست اسامه بن لادن و عبدالله عزام رهبر معنوی «افغان‌های عرب» می‌گفت:
جیسون در کتابش با اطمینان می‌گوید که این حرکت اصول‌گرایانه ده‌ها و شاید هم صدها مومن در سراسر جهان دارد.
اما مهمترین عاملی که بیشترین کمک را به جیسون برک در جمع‌آوری اطلاعاتش کرد، تجربه وی به عنوان گزارشگر روزنامه آبزروز در پاکستان در طول سال 1998 به عنوان متخصص مسائل آسیا - قبل از آن که القاعده برج‌های دوقلو را مورد هدف قرار دهد - بود. جیسون در نامه‌های اینترنتی خود با عنوان «خاورمیانه» با استفاده از منابع اصلی در افغانستان، خبرهای ویژه‌ای را منتشر می‌کرد. وی برخی از رهبران طالبان را از نزدیک می‌شناخت و اولین شخصی بود که بعد از کودتای پرویز مشرف در اکتبر 1999 با وی ملاقات نمود.
جیسون برک پس از آن به غرب خاورمیانه رفت تا تحولات عراق و فلسطین اشغالی را گزارش کند. برک اولین خبرنگار غربی بود که به مرکز رهبری جلال‌الدین حقانی و گروه القاعده در شهر خوست در خلال جنگ آمریکا در افغانستان راه یافت. برک می‌گوید: «تفکری که بن لادن شبکه‌اش را با اتکا به آن اداره می‌کرد، هواداران و طرفداران زیادی در تمام نقاط جهان داشت؛ اینجا شبکه‌ای به نام القاعده وجود ندارد، بلکه تفکری به نام القاعده وجود دارد؛ اینجا شبکه جهانی‌ای که رهبری معین دارد و طرفدارانش کورکورانه از وی اطاعت کنند وجود ندارد، بلکه القاعده دارای طرفدارانی آرام است که در تمام اروپا، آمریکا، آفریقا، حضوری محسوس و نامحسوس دارند.»
جیسون برک در ادعایش مبنی بر وجود جنبش‌های جهادی بزرگ و کوچک اسلامی که در نقاط مختلف جهان گسترده شده‌اند و مدام درحال افزایش هستند محق بود. او سعی نمی‌کند حقیقتی مانند القاعده را منکر شود، از این نوع جنبش‌هایی که هم اکنون از آنهابه عنوان جنبش‌های دینی- جهادی و بنیادگرا یاد می‌شود و القاعده از قلب آن بیرون آمد و حقیقت حرکت‌های اسلام‌گرایان همین است.
از سوی دیگر، پیتر برگن، روزنامه‌نگار آمریکایی در نامه اینترنتی با رد مباحث مطرح شده در روزنامه الشرق‌الاوسط در باره مسافرت‌های مکرر گذشته‌اش به افغانستان، قبل از اینکه بنیادگرایان طالبان در سال 1996 قدرت را به دست گیرند، شرح سفرهای خود به افغانستان را اینگونه می‌نویسد: «اولین سفرم به افغانستان در سال 1993 و در بحبوحه جنگ‌های داخلی این کشور بود، دومین سفرم در خلال سال 1997 و بعد از به دست گرفتن قدرت توسط طالبان بود که در آن سفر با اسامه بن‌لادن روبرو شدم. پس از سال 1999 هنگامی که داشتم برای نوشتن کتابم در مورد القاعده تحقیق می‌کردم، بعد از حملات 11 سپتامبر 2001 پنج بار به افغانستان مسافرت کردم. اولین باری که از پاکستان دیدار کردم سال 1983 بود که برای بررسی وضعیت آوارگان افغان رفتم، پس از آن حدود ده بار دیگر این سفر تکرار شد.»
پیتر برگن عضور خیریه جدید آمریکا در واشنگتن است. وی همچنین استادیار دانشکده دولتی علوم انسانی در دانشگاه جان هایکپنز، تحلیلگر مسائل تروریسم در شبکه سی ان ان و نویسنده کتاب «شرکت جنگ مقدس: از درون دنیا سری بن لادن»(فری پرس2001) است.
روزنامه واشنگتن‌پست در نقد و بررسی این کتاب می‌نویسد: این کتاب،یگانه کتابی است در مورد بن‌لادن که خواندن آن لازم است. نیویورک تایمز خریدار بزرگ این کتاب بود. این کتاب که 18 زبان زنده دنیا ترجمه شد. نشریه نشنال جئوگرافیک در مورد این کتاب برنامه نقد و بررسی برگزار کرد و یکی از کاندیداهای جایزه «ایمی» بود. کتاب برگن در باره القاعده و تروریسم انعکاس وسیعی در نشریات معتبری چون: نیویورک تایمز، لس آنجلس تامیز، نیوزپابلیک، فارن افرز، واشنگتن پست، فاآتلانتیک، گاردین و دیلی تلگراف است.
برگن که همزمان عضو هیات تحریریه مجله تحقیقات جنگ و تروریسم است. در سال 1997 از طرف سی‌ان ان برنامه‌ای را تهیه کرد و برای اولین بار با اسامه بن‌لادن ملاقات نمود. او در سال 1994 برنده جایزه باشگاه خبرنگاران بدون مرز، معروف به «ادوارمارو» به خاطر ساخت فیلمی مستند با نام «سرزمین کوکائین» برای شبکه سی‌ان‌ان شد. در طول سال 1998 تا 1999 برکن به عنوان گزارشگر و تهیه‌کننده شبکه سی‌ان‌ان، نویسنده برنامه «تاثیر سی‌ان‌ان » و همکار در برنامه مشترک سی‌ان‌ان و مجله تایم بین سال‌های 1997 و 1998 بود. درخلال سال‌های 1985 تا 1990 وی با شبکه ماهواره‌ای بی‌ سی نیزو در نیویورک کار می‌کرد.
برگن در سال 1984 از نیوکالج دانشگاه آکسفورد لیسانس تاریخ معاصر گرفت. او در سال 1962 در مینیاپولیس به دنیا آمد و در لندن رشد کرد. آخرین کتابی که نوشت: «بن‌لادنی که من شناختم یا تاریخ شفاهی رهبر القاعده» بود.
تجربه برگن به عنوان یک روزنامه‌نگار و شناختی که او از بن‌لادن و شبکه تروریستی القاعده داشت باعث فروش سریع کتابش شد. کتاب توصیفی هماهنگ از همراهان بن‌لادن و خلاصه‌ای از عملکرد القاعده است.
برگن در این کتاب تحولات خاورمیانه، اروپا، آمریکا و خلاصه‌ای از تحولات تروریستی در فردای 11 سپتامبر را ذکر کرده است. تعبیری که برگن از القاعده دارد بسیار جالب است. وی معتقد است که اعضای القاعده بیشتر از 200 یا 300 نفر نیستند، آنها مردانی هستند که با بن‌لادن بیعت کرده‌اند که تا پای مرگ در خدمت او باشند. دایره مرکزی دوم، اطراف دایره مرکزی نخست کشیده شده است و تعداد آنها بالغ بر صدها نفر است که سرگرم آموزش ساخت بمب و عملیات تروریستی هستند.
برگن در گفت‌وگویی با الشرق‌الاوسط داستان ملاقاتش با اسامه بن‌لادن را در کوه‌های تورابورا در سال 1997 نقل کرده است. در آن دیدار، بن‌لادن بر جنگ با غرب تاکید کرد. وی همزمان به شرکت افراد عضو القاعده در جنگ سومالی بر ضد نیرویهای آمریکایی در سال 1993 نیز اعتراف کرد. شبکه سی‌ان‌ان از این ملاقات به عنوان اولین مصاحبه تلویزیونی بن‌لادن یاد می‌کنند. برگن در ملاقاتش با بن‌لادن که در نیمه شب 27 ماه مارس 1997 در ارتفاعات تورابورا صورت گرفت وی را در خانه‌ای محقر یافت. وی توضیح می‌دهد که قبل از خروج از جلال‌آباد برای ملاقات با بن‌لادن نگهبانان وی تمام وسایلش را گرفتند چشمان او را بستند و با خودرویی با شیشه‌های مات حرکت دادند. وی می‌گوید: برای ضبط گفت‌وگو با بن‌لادن مجبور شدم از دوربین کوچکی که خود القاعده در اختیارم گذاشته بود. استفاده کنم. برای مقدمات این دیدار تقریباً یک ماه زمان صرف کردم. از واشنگتن نامه‌ای به او نوشتم که می‌خواهم او را ببینم، سپس به لندن آمدم و از آنجا برای ملاقات با دکترسعدالفتیه که از کارشناسان اختلافات شرق غرب است به عربستان رفتم و اطلاعاتی خوبی در باره شخصیت بن‌لادن که هنوز با منفجر کردن سفارت‌های آمریکا در شرق آفریقا در سال 1998 شهرت چندانی کسب نکرده بود به دست آوردم.
برگن پس از ورود به افغانستان با چهار تن از شاگردان اسامه بن‌لادن که برای ملاقات با وی آماده می‌شوند آشنا شد. وی پس از دیدار با بن لادن نماز را با همکار بن‌لادن و نظامیان مسلمان خواند؛ در همین جا او شرحی کوتاه از چگونگی عملیات‌های القاعده می‌دهد.
وی اطلاعات موثق، گسترده و مهمی را با شیوه انعکاس دریافت‌های شخصی‌اش؛ بدون آنکه عاطفه و خیال را وارد آن کند،ارائه می‌دهد.این موارد مهمترین و اساسی‌ترین اطلاعات از بن لادن القاعده و طالبان افغانستان هستند.
لورنس رایت سناریونویس و داستان‌نویس و متخصص روزنامه‌نگاری در نشریه نیویورکر نیز با ماجرایی مشابه روبرو شد. وی فارغ‌التحصیل تولان بنواورلئان (لویزیانا) و همچنین دانشگاه آمریکایی قاهره است. او در رشته زبان انگلیسی تحصیل کرده و درجه کارشناسی ارشد خودرا در رشته زبان‌های تطبیقی در سال 1969 به پایان برد.
در سال 1971 اورنس رایت به عنوان خبرنگار یک هفته‌نامه در مورد مسائل حقوق شهروندی و وظیفه روزنامه‌نگاران کار می‌کرد. ادامه کار وی در مجلات و روزنامه‌های متعدد بود تا آنکه در سال 1992 به نیویورکر آمد. از وی تاکنون شش جلد کتاب منتشر شده است. شاید معروف‌ترین کتاب را وی در مورد القاعده نوشته است و قرار است در ماه اوت آینده مجدد تجدیدچاپ شود. این کتاب با عنوان «مردی جانشین بن‌لادن» جوایز زیادی را برای وی به ارمغان آورد. خواننده می‌تواند با خواندن این کتاب،خود را در فضایی واقعی در جربان تحولات و حوادث فرض کند.
می‌گویند وی تبحر زیادی در نوشتن فیلمنامه به عنوان یک روزنامه‌نگار دارد. دیگر فیلم مشهوری که لورنس رایت فیلنامه‌اش را نوشته، فیلم مشهور «نوریجاه» است که باب بازی باب هاسکینز در سال 2000 به نمایش در آمد.
رایت در نامه‌ای اینترنتی که پس از دیدارش از خانه مطبوعات عرب در لندن به روزنامه الشرق‌الاوسط نوشته، از نوشتن فیلمنامه‌ای دیگر سخن گفته است. فیلم داستان زندگی جان اونیل، رئیس کمیته تحقیقات فدرال در مورد تروریسم است که سپس به ریاست امنیت برج‌های تجارت جهانی منصوب شد. وی کسی است که تحولات 11 سپتامبر را خوب به خاطر دارد.
رایت می‌گوید: آشنایی‌اش با خاورمیانه به زمان تحصیل زبان عربی در قاره ر هبر می‌گردد، هر چند خود را کارشناس دنیای عرب نمی‌داند رایت برای نوشتن «مردی جانشین بن‌لادن» مجبور به مسافرت به مصر و پاکستان و بریتانیا شد و در شهرهای مختلف با رهبران بنیادگراها ملاقات نمود. او افرادی مانند الظواهری را شناخت و توانست به صورت محسوسی به وکلای بنیادگرایان نزدیک شود و بسیاری از رهبران گروه‌های اسلامی مصری را که فعالیت آنها ممنوع بود. ملاقات کند؛ مانند گروه «جهاد المصریه».
وی با این تجربه گرانبها توانست با موفقیت کتاب خود را به پایان برساند. باید منتظر بود و دید که رایت در آینده فیلمنامه‌هایش را براساس کدام مشاهدات خود خواهد نوشت. آیا او سراغ القاعده و گروههای اسلام‌گرا خواهد آمد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات