تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۳  ، 
کد خبر : ۱۷۵۷۴۳

ظهور دوباره راست‌گرایان در غرب


علی تتماج
عرصه بین‌المللی همواره شاهد دگرگونی‌های چندجانبه‌گرایانه بین‌المللی در نحوه چینش بازیگران بین‌المللی و گرایشات افکار عمومی به شکل‌دهی نظم حاکم بر جامعه جهانی بوده و هست. پس از جنگ سرد و فروپاشی نظام دوقطبی به نوعی نظام تک‌محوری با محوریت آمریکا حکمفرما گردید در حالی که اروپا و کشورهایی نظیر هند، چین و حتی روسیه تضعیف شده برای ارتقای قدرت و پایان دادن به نظام موجود تلاش می‌نمودند.
آنچه امروز حائز اهمیت است تغییرات ایجاد شده در نحوه نگرش افکار عمومی و نخبگان سیاسی به ترکیب و گرایشات عقیدتی و رفتاری و بازیگران جهانی می‌باشد. در حالی که در ممالک جهان شرق و آمریکای لاتین شاهد رویکرد سریع و همه جانبه‌ای به احزاب و گروه‌های استقلال‌طلب هستیم (روی کار آمدن مورالس در بولیوی، مشیله باچلت در شیلی و نهضت بیداری ضدغربی در شرق آسیا و خاورمیانه از شواهد و مدارک این رویکرد هستند) در غرب بویژه اروپا نگاهی دیگر در حال شکل‌گیری است و آن گرایش افکار عمومی به احزاب راستگرا و افراطی در زمینه حفظ برتری غرب در مقابل سایر بازیگران جهانی می‌باشد. حضور دوباره حزب کارگر در انگلیس، تغییر در ساختار سیاسی آلمان و روی کارآمدن سوسیال مسیحی‌ها، پیروزی راستگرایان در انتخابات‌های پرتغال، کانادا و گرایش مردم فرانسه به احزاب راست افراطی برای انتخابات آینده و... بخشی از این طرز تفکر را تداعی و اجرا نموده است.
با توجه به تحولات داخلی غرب (اروپا) و عرصه بین‌الملل ایجاد نگرش جدید در این منطقه از چند نظر قابل تامل است:
1- هر چند دولتمردان اروپایی برای تدوین و اجرای چارچوب‌های کلان جهت ارتقای وحدت و یکپارچگی قاره سبز و تشکیل اتحادیه‌ای گسترده با پول و قانون اساسی واحد تلاش نمودند، اما پس از چندین سال نهایتاً در تحقق این اهداف ناکام مانده و امروز شاهد گسستگی در اعضای اتحادیه، بحران‌های اقتصادی و سیاسی، ناتوانی اتحادیه در پذیرش اعضای جدید و... می‌باشیم (درحالی که اجرای قوانین در سایر اعضا نیز به کندی صورت می‌گیرد.)
از سوی دیگر دولت‌ها در عرصه داخلی نیز نتوانستند شعارهای خود را برای زدودن فقر، تبعیض نژادی، بحران اقتصادی محقق سازد که نتیجه آن تحولات فرانسه و سپس سراسر اروپا بود که دموکراسی واقعی غرب را برملا ساخت. بر این اساس گرایش مردم به احزاب راست و افراطی را می‌توان رویکردی دیگر برای پایان دادن به بحران‌های اتحادیه اروپا و نوعی اعتراض به وضع موجود دانست که تلاش دارند تا با بهره‌گیری از بازیگران جدید اهداف خود را بویژه در عرصه داخلی کشورشان محقق سازند.
2- با عنایت به اینکه غربی‌ها همواره خود را بازیگری مهم در عرصه جهانی قلمداد و برای حفظ جایگاه خود تلاش می‌کنند، صف‌بندی‌های اخیر را بی‌تاثیر از نظام حاکم بر عرصه بین‌الملل نمی‌توان دانست.
الف) امروز در جهان قدرت‌های جدیدی همچون هند، چین، روسیه، غیرمتعهدها در حال ظهور هستند که می‌روند تا انزوای اروپا را در پی داشته باشند.
ب) اروپایی‌ها که توسعه اتحادیه را گامی در راه مقابله با آمریکا و خروج از قاره سبز می‌دانستند؛ چندان در این سیاست موفق نبوده، چنانکه برملا شدن پروازهای مخفی سیا و زندان‌های آمریکا در اروپا بیانگر استیلا و نفوذ واشتگتن بر اتحادیه اروپا و متحدان سنتی‌اش است در حالی که افکار عمومی در این کشورها موجی از آمریکاستیزی را ایجاد کرده و خواهان رقابت با آن بجای همکاری هستند.
ج) غربی‌ها برای حضور فعال در سازمان‌های بین‌المللی و مجامع جهانی تلاش دارند. با تمام این تفاضیل احزاب حاکم بر این کشورها هنوز نتوانسته‌اند چنین هدفی را محقق سازند در حالی که بازیگرانی نظیر هند، ژاپن، برزیل و برخی کشورهای آفریقایی در سازمان ملل و شورای امنیتی در حال اتحاد علیه نمایندگان اروپا هستند.
د) امروز شاهد تغییرات اساسی در قطب‌بندی‌های موجود در عرصه جهانی می‌باشیم. در خاورمیانه گروه‌های اسلام‌گرا در حال قدرت‌یابی هستند؛ در آفریقا و آمریکای لاتین نیز احزاب چپ‌گرا و سویالیست قدرت را در دست گرفته‌اند، در حالی که ائتلاف و اتحادی میان آنها برای مبارزه با غرب ایجاد شده که تهدید کننده و حتی پایان بخش منافع غربی‌ها در این مناطق به حساب می‌آیند. با توجه به صف‌بندی‌های اخیر، افکار عمومی و احزاب و نخبگان سیاسی در غرب بویژه اروپا وادار شده‌اند تا در برابر این تغییرات موضعی قاطع اتخاذ و به نوعی بازگشت دوباره‌ای به دوران نظام دوقطبی شرقی و غرب داشته باشند، با این تفاوت که در گذشته مبارزه و مقابله آنها با نظام کمونیستی و اتحاد جماهیر شوروی بود و امروز تشکل‌ها و ائتلاف‌های چپ‌گرایی که در اقصی نقاط جهان در حال قدرت‌یایی هستند.
براساس آنچه ذکر شد تغییرات حاکم بر عرصه بین‌المللی و اهدافی که افکار عمومی و نخبگان غربی در این عرصه پیگیری می‌کنند از عوامل گرایشات مردمی به احزاب راست‌گرا و ضدشرقی می‌باشند.
در نهایت می‌توان گفت تحولات کنونی در اروپا و محافل غربی نظیر کانادا حکایت از تغییر در نگرش‌ها و نگرانی‌های موجود در این مناطق از عدم تحقق اهداف داخلی این کشورها و چینش‌های جدید در بازیگران جهان است که ایجاد نظم نوین جهانی را نوید می‌دهد که اقتدارگرایی و تقابل میان راستگرایان غربی و بازیگران نوظهور چپ‌گرا اصول آن را تشکیل می‌دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات