تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۷۵۷۴۸

کرزای و تمرکزگرایی در افغانستان


فرخ مسلمی‌زاده
هنگامی که نومحافظه‌کاران کاخ سفید طرح حمله به افغانستان را پس از وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 پی‌ریزی نمودند افرادی مانند حامد کرزای و زلمای خلیلی زاد درصدد برآمدند تا پس از سقوط طالبان قدرت را در کابل در دست گیرند. در این میان حمایت آشکار جمهوری‌خواهان آمریکا از این افراد ادامه داشت آن‌ها به دنبال عناصری بودند که استراتژی‌های تبیین شده از سوی واشنگتن را نکته به نکته در خاک افغانستان به فعلیت برسانند.
پس از اشغال افغانستان توسط نیروهای آمریکایی حامد کرزای به قدرت رسید. وی همان‌گونه که انتظار می‌رفت نقش متحد واشنگتن را ایفا کرد و بدون توجه به آن چه در شهرهای مختلف رخ می‌دهد پلیس افغان را برای کمک به نیروهای آمریکایی تقویت کرد. حامد کرزای پس از گذشت مدتی نه چندان دراز با حقایقی مواجه شد که همانند یک ضربه محکم بر پیکره حکومت وی وارد گردید.
نارضایتی عمومی مردم افغانستان از آنچه پس از اشغال بر سر آنها آمده بود با ادعای مجدد طالبان برای کسب قدرت عجین شد تا کرزای فشاری سنگین را حس کند. رییس‌جمهوری افغانستان که در برهه‌ای مختلف سعی کرد نام و واژه اشغال را از ذهن مردم و رسانه‌های افغانستان حذف کند. در نهایت و در دستیابی به هدف خود را با موانع سختی مواجه شد سخنان برخی افراد همانند "محقق" و "حکمتیار" علیه کرزای موجب شد مردم کابل، مزار شریف، هرات نسبت به برخی اقدامات و عملکردهای وی در راستای همکاری مفرط با نیروهای آمریکایی آشنا شوند. رو به رو شده مردم معترض افغانستان با پلیس‌های افغانی و کشتار شهروندان این کشور به دست هم کیشان خود باعث شد تا اعتبار حامد کرزای به شدت در میان مردم از دست برود. این‌ها در حالی رخ داد که تا به امروز ابهامات ناشی از تقلب کرزای در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان هم چنان باقی مانده است.
پس از این که دست‌اندازی واشنگتن به خاک عراق آغاز شد حامد کرزای از سوی مردم کشورش تحت فشار و انتقاد بیشتری قرار گرفت. بسیاری از مردم افغانستان معتقد بودند که رییس‌جمهوری آنها در راستای منافع و خواسته‌های بوش و کاخ سفید در نظام بین‌الملل حرکت کرده و از خود هیچ اختیاری در جهت جلوگیری از تضییع حقوق مردم افغانستان ندارد.
در هر صورت پس از گذشت حدود سه سال از اشغال افغانستان بسیاری از شهروندان بی‌گناه افغانی به اتهام کاذب همکاری با تروریسم و ارتباط با گروه القاعده در زندان‌های وابسته به کاخ سفید مانند گوانتانامو و... به سر می‌برند. در این میان رییس‌جمهور کشور افغانسان به جای آن که نقش یک ناجی را ایفاد کند در راستای سرکوب فعالیتهای ضدآمریکایی مردم افغانستان از هیچ اقدامی فروگذار نمی‌کند.
واقعیت امر این است که گرفتاری مفرط نومحافظه‌کاران واشنگتن در عراق و عدم توانایی آنها در ادامه اداره این کشور عربی باعث شده است تا در روندی خود کار از توجه آنها نسبت به افغانستان نیز کاسته شود. در این میان حامد کرزای رییس‌جمهوری این کشور سعی دارد تا با استفاد به ابزار سکوت در قبال دیگر کشورهای همسایه جایگاه خود را از دست ندهد.
حامد کرزای با توجه به آنچه در افغانستان می‌گذرد بسیار آسیب‌پذیر است. طالبان دوباره اعلام کرده‌اند که خواهان بازگشت به معادلات سیاسی کشور هستند و در این خصوص با مقامات افغان نیز به صورت پنهانی مذاکراتی داشته‌اند. همان گونه که مشاهده می‌شود واژه ثبات در افغانستان عینیتی ندارد و هر لحظه ممکن است صحنه سیاست در این کشور دگرگون شود.
از تمامی موارد فوق‌الذکر که بگذریم انتظارات مردم افغانستان نسبت به کرزای هم چنان باقی است. این انتظارات اولیه هنوز در سطح کلان برطرف نشده‌اند و حتی می‌توان ادعا کرد که اقدامات موثری نیز از طرف کرزای در جهت رفع ریشه‌ای و اساسی آنها نیز انجام نشده است. دغدغه همکاری مستقیم و مفرط با نومحافظه‌کاران کاخ سفید موجب شده تا رییس‌جمهوری افغانستان در اولیه‌ترین نیازهای شهروندان افغان غافل بماند.
هنوز مهاجرت افغانها به کشورهای همسایه ادامه دارد و از سوی دیگر فقر در سرتاسر افغانستان بیداد می‌کند. اگر بررسی موارد ذکر شده بحران امنیت را نیز اضافه نمایی با اوضاع پیچیده‌ای رو‌به‌رو خواهیم شد که به نظر نمی‌رسد به سادگی قابل حل باشد.
"حامد کرزای" سعی دارد خود را به عنوان سیاستمداری بنماید که تنها در چارچوب مرزهای کشورش متمرکز شده است و بدین استناد دیگر با جریان‌های موثر منطقه‌ای ارتباط موثری ندارد.
"تمرکزگرایی" کرزای در افغانستان مسلماً به سود شهروندان افغانی و مردم این کشور نخواهند بود. این همان حقیقی است که جمهوری‌خواهان آمریکا و افراد تحت نظر آنها کاملاً نسبت به آن واقف هستند. برای واشنگتن تنها حفظ منافع کاخ سفید در منطقه مهم است و در راستای دست‌یابی به این هدف پوچ، نومحافظه‌کاران از هیچ اقدامی دریغ نمی‌کنند. در این راستا جان، سلامتی و نیازهای اولیه افغان‌ها برای اشغالگران و حامیان آنها اهمیتی ندارد باید اذغان کرد که در صورت ادامه روند کنونی افغانستان در آینده‌ای نزدیک شاهد تحولات سیاسی فراوانی خواهد بود. در این میان عمکلرد منفی اشغالگران و نیز بی‌تفاوتی کرزای و اعضای دولت وی برای آنها به شدت دردسرساز خواهد بود. نباید فراموش کرد که مردم افغانستان نیز همانند مردم عراق اشغالگران و متعاقباً حامیان آن‌ها را دوست نخواهند داشت...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات